آوریل در پاریس. نقاش: آلن لیکین.

تصویری شکننده و غرورآمیز از یک ملت
فرانسوی‌بودن یعنی چه؟
فرانسوی‌ها در هر مرحله‌ای از تاریخ مدرن تصویر متفاوتی از خودشان به‌مثابۀ یک ملت داشته‌اند

هر ملت فهمی کلی از هویت خود دارد. ریشه‌هایش، خصوصیاتش و خاطرات جمعی تلخ و شیرینش. مردم فرانسه نیز چنین‌اند، اما کمتر کشوری در جهان وجود دارد که فهمِ مردمش از «ملتِ» خودشان چنین دستخوش تغییرات مکرر شده باشد. از سلطنت به جمهوری، از امپراطوری تا جنبش‌های ضداستعماری و از دکارت تا دریدا. تصویری از ملتی که بارها و بارها ساخته و دوباره تخریب شده است.


نقاش: یان متسیس. موزۀ توماس هنری، فرانسه. ۱۵۶۲.

سیم‌فلزی دندان روایت فرهنگ ماست
زشت‌ها نابود می‌شوند
سقراط که زشت بود، توانست عقل را چنان زیبا کند که زیبارویان برای جلب توجهش زوزه بکشند


یونانیان باستان علناً زیبایی را ارزش می‌دانستند؛ به ورزشکاران خوش‌اندام به عنوان نیمه‌خدایان احترام می‌گذاشتند، پسربچه‌های زیبارو را مشهور می‌کردند و حتی گاهی از خون سربازان دشمن، به‌خاطر زیبایی‌شان، می‌گذشتند. فرهنگ خود ما نیز کمتر از فرهنگ یونان زیبایی را پرستش نمی‌کند. در جامعه‌ای که زیبایی موجب برتری و مزیت است طبیعتاً زشتی موجب سرکوب است. اما، چرا اینقدر بی‌رحمانه زیبایی را ترجیح می‌دهیم؟


تصویرساز: آلواردو دومینگز.

باج بده یا بمیر
مخترع «واقعیت مجازی» می‌گوید همین حالا شبکه‌های اجتماعی‌تان را حذف کنید
جارن لانییر، فیلسوف کامپیوتر، از فاجعه‌ای می‌گوید که اینترنت را به جهنم تبدیل کرده است


وقتی سرچ اینستاگرام را باز می‌کنیم، احتمالاً با انبوهی از پست‌های عجیب‌وغریب مواجه می‌شویم که کلیک بر روی هر کدامشان می‌تواند برایمان جالب و دوست‌داشتنی باشد. اما خیال کنید تاجری فریب‌کار، برای درآمد یا سود بیشتر، پشت دستگاه سرچ اینستاگرام نشسته و دارد پست‌های مشخصی را به‌سمت ما سوق می‌دهد. احتمالاً حس بدی پیدا می‌کنیم. حس فاجعه‌آمیزتر آنجا سراغمان می‌آید که بفهمیم کل زندگیِ اینترنتی‌مان را او هدایت کرده و ما هم ناآگاهانه دستخوش بازی‌های او بوده‌ایم. آیا باز در اینترنت خواهیم ماند؟


آیا ربات‌ها آزادمان خواهند کرد؟

دنیای قشنگ نو و قدیمی
آیا ربات‌ها آزادمان خواهند کرد؟
تغییر ابزارهای تکنولوژیک سودی به حالمان نخواهند داشت تا وقتی روابط تولید تغییر نکند


مارکس گمان می‌کرد پیشرفت تکنولوژی و خودکارشدن فرایند تولید، کارهای طاقت‌فرسا را از دوش انسان‌ها برخواهد داشت و آزادی آن‌ها را بیشتر خواهد کرد. این تصور برای سال‌های طولانی بین متفکران انتقادی رواج داشت، اما این خوش‌بینی یک بخش از ماجرا را تصور نکرده بود: انحصار ساخت و مالکیت این ابزارهای تکنولوژیک در دست تعدادی محدود و ظهور نوع جدید و بسیار فراگیری از محرومیت و بردگی برای بقیه.


خوشبختی هم حدی دارد

اُوِردوز کردن خوشبختی
خوشبختی هم حدی دارد
درمان افسردگی هم به ابزار تبلیغ و هم به میدان مبارزه برای تحریک عمقی مغز بدل شده است


چند سالی هست که پزشکان توانسته‌اند با تحریک الکتریکی مغز افراد افسرده احساس خوشبختی و آرامش در آن‌ها ایجاد کنند. اما به موازات این پیشرفت هر روز سؤالات بیشتری مطرح می‌شود. آیا این پزشکان هستند که باید میزان تحریک الکتریکی و احساس خوشبختی فرد را مشخص کنند، و یا افرادی که از هر کسی بیشتر میزان نیازشان به این‌ها را می‌دانند؟ آیا این تحریکات می‌تواند درمانی ماندگار باشد؟ و آیا احساس خوشبختی هم حدی دارد که گذر از آن می‌تواند مخرب باشد؟


پرونده: عبور از چرندیاتِ ذهن مدیرها

چرندیات کسب‌وکار
پرونده: عبور از چرندیاتِ ذهن مدیرها

امروزه، در سراسر جهان، مدیر سازمان‌ها کارمندانشان را به فعالیت‌هایی عجیب ترغیب می‌کنند: پوشیدن یونیفرم‌های دست‌وپاگیر، رفتن به جلسه‌هایی که هیچ فایده‌ای ندارند،‌ یا حتی انجام تمرین‌های آرامش‌بخش. قطعاً هیچ‌کدام از این کارها ربطی به کار سازمانی آن‌ها ندارد. اما کافی است به یکی از این دستورهای چرند رئیس اعتراض کنید تا در محل کار رسوای عالم و آدم شوید، انگ بی‌سوادی به پیشانی‌تان بچسبد، و درنهایت رئیستان درب خروج را نشانتان بدهد. آیا می‌شود این چرندیات را نادیده گرفت؟