تصویرساز: آنا پرینی.

سرمقالۀ دهمین شمارۀ فصلنامۀ ترجمان
در هر سفری، خانه را نیز با خود می‌بریم
هزاران سال است که انسان‌ها سفر می‌کنند، اما هنوز تکلیفمان با آن روشن نیست


چیزی به سال نو نمانده است. دانش‌آموزان و دانشجوها خیال‌پردازی برای گذراندن روزهای تعطیل را شروع کرده‌اند و خیلی از خانواده‌ها از هم الآن برنامۀ سفر چیده‌اند. این سال‌ها پیوند محکمی میان تعطیلات اول سال و سفر برپا شده است. رسانه‌ها از آمارهای چند میلیونی خبر می‌دهند و هواشناسی و پلیس هشدار می‌دهند که برای مراقبت از خودمان چه کارهایی باید انجام دهیم. اما مخاطرات سفر شاید خیلی عمیق‌تر از آن باشد که با بستن کمربند ایمنی از آن جان به در ببریم.


نصویرساز: آنا پرینی.

عقل دیوانه
دل را بزن به دریا؛ هنر تصمیم‌گیری‌های دشوار
یکی از رازهای هستی تصمیم‌های بزرگی‌اند که به‌راحتی گرفته می‌شوند


جست‌وجوهای طولانی برای خرید یک لپ‌تاپ،‌ اما تصمیمی عشقی برای ازدواج؛ بالا و پایین‌کردن متفکرانۀ هزینه‌های سفر،‌ اما انتخاب بی‌پروا و یک‌شبۀ رشتۀ‌ دانشگاه. یکی از پارادکس‌های عجیب زندگی این است که برای تصمیم‌های ناچیز بیش‌ازحد حساب‌وکتاب می‌کنیم، ولی برای انتخاب‌های سرنوشت‌سازِ زندگی نه. دل را می‌زنیم به دریا و لقمه‌های بزرگ‌تر از دهانمان برمی‌داریم، اما برسرِ کوچک‌ترین چیزها دست‌به‌دامن معادلات پیچیده می‌شویم. هرودت می‌گفت ایرانیان باستان دو بار عزمشان را جزم می‌کردند: یک بار در مستی، و‌ بار دیگر به‌وقت هوشیاری.


عکاس: هکتور لوپز.

درد هیچ وقت تمام نشد
آن‌ها کمر تو را شکستند پدر
نویسندۀ فرانسوی از رنج و عذابی می‌نویسد که سیاست‌ بر پدر بیمار او وارد کرده است


ادوار لویی، نویسندۀ ۲۶سالۀ فرانسوی، سال‌هایی را به یاد می‌آورد که از پدر خود متنفر بود، کارگر کارخانه‌ای روستایی که جز سکوت و خشونت و بی‌عاطفگی از او چیزی ندیده بود. ادوار بزرگ شد و پدرش پیر و بیمار. در گذر سال‌ها او مرحله به مرحله دید که چطور خشونتی که در کودکی بر او تحمیل می‌شد، شمه‌ای بود از خشونتی عظیم و طاقت‌فرسا که در درجۀ اول بر پدرش تحمیل می‌شد. پدر او خود قربانی خشونتی بود که اعمال می‌کرد.


محال‌برگر. عکاس: گیسل گوئررو.

جادوی سیاه خوراکی
همبرگر افسردگی
قرن‌ها کوشیده‌ایم تا خون را از گوشت پاک کنیم و حالا می‌کوشیم تا آن را دوباره برگردانیم


رولان بارت در سال‌های ۱۹۵۴ تا ۱۹۵۶ مجموعه‌ای از یادداشت‌های کوتاه دربارۀ ابعاد گوناگون زندگی روزمره می‌نوشت که بعدها با نام «اسطوره‌شناسی‌ها» به شهرت رسید. در این نوشته‌ها او از پودر ماشین لباس‌شویی تا برج ایفل یا اسباب‌بازی‌های رایج آن روز را به شیوه‌ای بسیار استادانه تجزیه و تحلیل می‌کرد. مگان اوگبلین در ستون ماهانۀ جدیدش با الهام از اسطوره‌شناسی‌های بارتی سراغ موضوعات زندگی امروز ما رفته است. اولین نوشتۀ او دربارۀ «گوشت قلابی» است.


تصویرساز: ناتالی لیز.

خرید خودکار یا نوشتن رمان؟
وقتی می‌خواهید تصمیم بزرگی بگیرید، به عواقبش فکر نکنید
گاهی باید، بدون قطعیت، قدم برداشت به‌سوی آینده‌ای که ازپیش نمی‌دانیم چگونه خواهد بود


وقتی داروین می‌خواست ازدواج کند، تصویر خیال‌انگیزی در ذهن داشت: «همسری خوب و مهربان که روی مبل نشسته، آتشی که روشن است، و شاید موسیقی و کتابی هم در کار باشد». به همین اندازه کارتونی و غیرواقعی. اما می‌شود پرسید: مگر چه کار دیگری از دستش برمی‌آمد؟ مگر ما آدم‌ها پیش از اینکه کارهای بزرگ را واقعاً تجربه کنیم، چقدر می‌توانیم هزینه‌فایده‌شان را سبک‌سنگین کنیم؟ و حتی بیشتر از آن: چه می‌دانیم در آینده چه چیزی می‌تواند اوضاع را بهتر کند؟


عکاس: فیل فیسک.

ملال فایده‌هایی دارد
بگذارید دوباره حوصلۀ بچه‌هایتان سر برود
زندگی سرگرمی نیست، پس چرا فکر می‌کنیم لازم است بچه‌ها مداوماً سرگرم باشند؟


اگر دور و برتان بچه‌ای باشد، با این معضل به خوبی آشنایید: پیش شما می‌آیند و می‌گویند که حوصله‌شان سر رفته و نمی‌دانند چکار کنند. اگر سرتان خلوت باشد شاید مشغول بازی‌کردن با آن‌ها شوید و اگر نتوانید با آن‌ها وقت بگذرانید احتمالاً برایشان انیمیشنی می‌گذارید یا راه دیگری پیدا می‌کنید تا سرگرم شوند. اما چه بسا راه درست‌تری هم باشد: ولشان کنید تا کم کم بیاموزند که زندگی چیزی است که در آن اغلب اوقات حوصلۀ آدم سر می‌رود.


واکنش سلینجر به عکاسی که سعی در گرفتن عکس او دارد. ۱۹۸۸. عکاس: پال آدا.

معصومیت از دست رفته
چه اتفاقی می‌افتاد اگر سلینجر پنهان نشده بود؟
سلینجر هیچگاه زندگی معمول یک نویسندۀ موفق را طی نکرد، چون از وسط راه، ناگهان غیب شد


هولدن کالفید طبق نظرسنجی‌های متعدد، محبوب‌ترین شخصیت داستانی تاریخ ادبیات است و «ناتور دشت» بعد از نزدیک به هفتاد سال از انتشار اولیه‌اش، سالیانه ۲۵۰هزار نسخه به فروش می‌رسد. اما خالق این رمان، جی. دی. سلینجر، در اوج شهرت و موفقیت، ناگهان دود شد و به هوا رفت. از نیویورک فرار کرد و در خانه‌ای بزرگ در شهری کوچک پنهان شد. نه یک داستان جدید، نه مصاحبه، نه حتی عکسی تازه. آیا این ناپدیدشدن بزرگ‌ترین اثر ادبی او نبود؟


تصویرساز: خاویر خائن.

فهم زاکربرگ دربارۀ اجتماعات انسانی مداوماً در حال تغییر است
زاکربرگ چه رؤیایی برای اجتماع جهانی در سر دارد؟
موسس فیس‌بوک بیش از ۱۵۰ بار در جمع دربارۀ «اجتماع» بحث کرده است. خوانشی دقیق نقشۀ راه او برای آینده را نشان می‌دهد


مارک زاکربرگ برای ظاهرشدن در قامت میلیاردری کاریزماتیک که می‌تواند جزء رهبران جهان به حساب بیاید، مشکلات متعددی داشته است. نه خوش‌قیافه است و نه سخنرانی‌های خوبی می‌کند. اما احتمالاً بدتر از همه، فقدان شدید چیزی است که می‌توان آن را «تجربۀ انسانی» نامید. او دانشجوی کامپیوتر بوده است و بعد بلافاصله مدیرعامل شرکتی که هیولاوار بزرگ و بزرگ‌تر شده است. این فقدان اثر خود را در نوع تصوری که او از «اجتماع» انسانی دارد نشان داده است.


تصویرساز: فلورنت هاکارد.

انحصار و فرهنگ در عصر دیجیتال
الگوریتم‌های پیچیده‌تر، انسان‌های ساده‌لوح‌تر؟
گوگل، آمازون، اپل، مایکروسافت و فیس‌بوک: پنج غول ترسناکی که فرهنگ را بلعیده‌اند


در دهه‌های اولیۀ قرن بیستم، یکی از بهترین راه‌ها برای تبدیل شدن به خبرنگاری مشهور، کاری بود که به آن «کثافت‌کاوی» می‌گفتند: تعقیب شرکت‌های بزرگ نفتی و معدنی و افشای تخلفات، فسادها و ظلم‌های آن‌ها. دنیای سیلیکون‌ولی نیز کثافت‌کاوان خودش را دارد. منتقدانی که نشان داده‌اند چطور دنیای جدید آنلاین جمع وسیعی از مشاغل فرهنگی را به خاک و خون کشیده‌ است. اما ادوارد تنر، معتقد است بسیاری از استدلال‌های این منتقدان ایراد واحدی دارد: نزدیک‌بینی تاریخی.


عکاس: گورونگ لو.

جستجوی حقیقت در توییتر ترامپ
مرگ حقیقت؛ آیا پراگماتیسم به شکاکیت می‌رسد؟
مروری بر کتاب «مرگ حقیقت: یادداشت‌هایی دربارۀ کذب در عصر ترامپ» نوشتۀ میچیکو کاکوتانی


همیشه دعوا بوده که آیا پراگماتیسم ربطی به حقیقت دارد یا نه. فیلسوفان بسیاری بی‌تعارف می‌گویند هیچ ربطی ندارد. مثلاً راسل می‌گفت اگر پراگماتیسم درست باشد، تعیین‌کنندۀ نهاییِ مباحثِ متافیزیکی توپ و خودروهای زرهی خواهد بود. این یعنی پراگماتیسم اصلاً فلسفه نیست، یا صریح‌تر بگوییم: شکاکیت و سفسطه است. اما دیو مایر ادعای بزرگی دارد. او می‌گوید می‌توان خوانشی از پراگماتیسم داشت که هیچ واقع‌گرایی‌ای بدون آن کامل نیست.


عکاس: استیو کول.

خنزر پنزرهای دوست‌داشتنی
پرونده: خانه‌تکانی چگونه زندگی ما را دگرگون می‌کند؟
جستارهایی درباب تاریخ فرهنگی مرتب‌سازی خانه


قبل از مرتب‌شدن اوضاع در خانه‌تکانی، خانه شبیه یک ویرانه می‌شود. و معروف است که گنج را می‌توان در ویرانه پیدا کرد. در این اوضاع شلخته، چیزهایی پیدا می‌کنیم که دست‌کمی از گنج ندارند: دست‌نوشته‌ای از دوستی قدیمی، اسباب‌بازیِ دوران کودکی، یادگاریِ عزیزی ازدست‌رفته. قاعدتاً نگه‌داشتن این خنزر پنزرها دردی از ما دوا نمی‌کنند، اما دور ریختنشان هم خوشحال‌کننده نیست. آن‌ها ما را به ایام گذشته می‌برند و تنها چیزی از آن‌ها عایدمان می‌شود حسرت است. چقدر می‌شود با این گنج‌های خیالی زندگی کرد و دورشان نریخت؟


تصویرساز و کارگردان هنری: بن زنک.

سرزنش همچون احترام
پرونده: همیشه کسی مقصر است
کسی چه می‌داند؟ شاید سرزنشِ دیگران نوعی احترام به آن‌ها باشد


رفتارهای عجیب آدم‌ها را نمی‌شود شمرد. یک موردش همین میل به سرزنش دیگران: «چرا حواست به فرزندت نبود؟»، «چرا، قبل از انتخاب، درست مشورت نکردی؟»، «چرا گذاشتی دزدها فرار کنند؟». بله، این سؤال‌ها منتظر پاسخ نیستند. ما دائماً دربارۀ دیگران قضاوت می‌کنیم و حتی توقع نتیجۀ مشخصی از آن نداریم: گاهی پشیمان‌کردن دیگران، یک‌بار دشمنی، دفعۀ دیگر لجبازی. شاید هم می‌خواهیم بگوییم سرنوشت همه‌چیز در دست ماست و هیچ‌وقت مرتکب چنین اشتباهاتی نمی‌شویم. واقعاً ریشۀ این‌همه سرزنش پایان‌ناپذیر در کجاست؟