تجربۀ پیچیدۀ راه رفتن
از پیاده‌روی که حرف می‌زنم، از چه حرف می‌زنم؟
پیاده‌روی فقط ورزش نیست، مبارزه است، آزادی است، تفکر است، تنهایی است، و درآمدن از تنهایی

در اواخر دهۀ ۱۸۷۰، قانونی در آمریکا تصویب شد که می‌گفت «پیاده‌روی‌های شش روزه» ممنوع است. آن سال‌ها پیاده‌روی تا سرحد مرگ، بازیِ گلادیاتوریِ جدیدی بود که توده‌های مردم را از هیجان جان به لب می‌کرد. آن‌ها منتظر می‌نشستند تا ببینند قهرمانانشان بالاخره کی زمین می‌خورند. اما آن‌ها تنها کسانی نبودند که در پیاده‌روی چیزی جادویی و لذت‌بخش یافته بودند. آدام گوپنیک در این یادداشت، از تجربۀ پیچدۀ پیاده‌روی نوشته است.


رنج‌های روبه‌رشد علم
آیا فعالیت‌های علمی منحرف و تباه شده‌اند؟
امروزه «علم بزرگ» یا «علم صنعتی‌شده» از جوانب گوناگون با بحران مواجه شده است

مشهور است که دانشمندی پرآوازه یک‌بار گفته است «مردم از شکست‌خوردن علم بیش از به موفقیت‌رسیدن آن خوشحال می‌شوند»، حتی اگر این حرف درست هم باشد، باز دانشمندان برای سال‌ها نماد حقیقت‌جویی، درستکاری و صداقت بوده‌اند. اما این تصویر آرمانی هم چندوقتی است که متزلزل شده است. مداوماً گزارش‌هایی منتشر می‌شود از تقلب دانشمندان یا دست‌کاری اطلاعات به دست آنها. در این وضعیت، تأمل دربارۀ بحران علم باید چگونه باشد و چه فایده‌ای دارد؟


علیه یقین علمی
من یک واقع‌گرای ساده‌لوحم و به نظرم خورشید دور زمین می‌چرخد
پیش از نیوتن دربارۀ جاذبه اشتباه می‌کردیم، امروز دربارۀ چه چیز اشتباه می‌کنیم؟

همیشه بر سر موضوعات مختلف بین مردم اختلاف نظر هست. اما در هر دوره، باورهایی چنان محکم وجود دارند که هیچکس به آسانی جرئت نمی‌کند آن‌ها را زیر سؤال ببرد. مثلِ اینکه زمین دور خورشید می‌گردد. حالا خودتان را بگذارید جای کسی که هزار سال پیش زندگی می‌کرد و با همان قاطعیت معتقد بود خورشید دور زمین می‌چرخد. فرق شما با او چیست؟


بازپس‌گیری و رادیکالیزه‌کردن دموکراسی
آخرین نبرد؛ پوپولیسم چپ در برابر پوپولیسم راست
گفت‌وگویی با شانتال موف دربارۀ معنای امروزی پوپولیسم و دمکراسی

نظریه‌پرداز سیاسی، شانتال موف، معتقد است امروزه مرزبندی میان چپ و راست کم‌رنگ شده است و شاهد شکل‌گیری مرزبندی تازه‌ای هستیم: مرزبندی میان مردم و نخبگان فوق‌ثروتمند. ازاین‌رو او اطمینان دارد که در سال‌های پیشِ رو شاهد نبردهای سرنوشت‌ساز پوپولیستی خواهیم بود. از نظر موف پیامدهای سرمایه‌داری فرا‌تر از روابط میان سرمایه و کارگر رفته است پس باید بکوشیم بر گفتمان چپ سنتی غالب آییم و سایر لایه‌های اجتماعی را از یاد نبریم.


رمز و راز سلیقه
دنبالِ مُد جدیدی هستم که قدیمی باشد
برشی از کتابِ «شاید از این هم خوشتان بیاید» که به رازِ تغییر سلایق ما پرداخته است

زیمل می‌گوید در مُد چیز عجیبی وجود دارد. چون آدم‌ها با پیروی از مُد می‌خواهند ثابت کنند که با دیگران فرق دارند، اما همزمان می‌خواهند نشان دهند که با دیگران فرقی ندارند. تردیدی نیست که مدها تابعِ جریان‌های ناشناختۀ اجتماعی‌اند، موج‌های گذرایی که معلوم نیست از کجا می‌آیند و به کجا می‌روند. اما هرچه هست، مد نشانه‌ای است از اینکه سلایق ما دائماً در حال تغییرند. اگر چنین است، پس چرا همیشه فکر می‌کنیم سلیقۀ امروزمان تا ابد بهترین خواهد ماند؟


پانصدسال انقلاب علمی
و بدین‌سان جهل کشف شد
برشی از کتابِ جنجالیِ «تاریخ مختصر نوع بشر» نوشتۀ یووِل نوا هراری

طی پانصدسال گذشته، توانمندی‌های علمی بشر به شکل خارق‌العاده‌ای زیاد شده است. دلایل گوناگونی برای این پدیدۀ تاریخی برشمرده‌اند، اما یک چیز مسلم است: از آن دوران، انسان‌ها به صورتِ بی‌سابقه‌ای از جهلِ خود آگاه شده‌اند. آن‌ها پذیرفته‌اند که همه چیز را نمی‌دانند و باید بیش از این‌ها برای به دست آوردنِ علم بکوشند. ما چگونه از این جهل آگاه شدیم؟ و برای رفع آن چه کردیم؟


 قابلیت‌های شگفت‌انگیز مغز
این وراجی بی‌پایان درونی
مروری بر کتاب «صداهای درون» نوشتۀ چارلز فرنیهو؛ چرا با خودمان حرف می‌زنیم؟

اغلبِ اوقات کسی دارد توی جمجمۀ ما حرف می‌زند. چه پشت ترافیکِ صبحگاهی مانده باشیم، چه سر کلاسی خسته‌کننده نشسته باشیم، چه نیمه‌شبی که از خواب پریده‌ایم و هشیار شده‌ایم. تحقیقات نشان می‌دهد ما حداقل یک‌چهارم از کلِ زمان بیداری‌مان در شبانه‌روز را در حالِ حرف‌زدن با خودمان می‌گذرانیم. البته این قابلیتِ شگفت‌انگیز مغز همیشه هم جالب و خواستنی نیست و خیلی‌ها دلشان می‌خواهد از شر آن خلاص شوند.


بازیافت و مصرف
بیشتر مصرف کن تا بیشتر بازیافت کنی
جمع‌آوری زباله حاصلِ نیازهای صنعت بود، نه دغدغه‌های زیست محیطی

حجم تولید زباله را نمی‌توان لزوماً معادل مصرف‌گرایی دانست؛ اما این دو موضوع بی‌ارتباط هم نیستند. شعار «کمتر اسراف کن تا کمتر محتاج شوی» این روزها جای خود را به شعار جدیدی داده است: «بیشتر مصرف کن و بیشتر بازیافت کن.» بازیافت به هم‌پیمان خوبی برای مصرفِ همه‌جانبه تبدیل شده است: آیینی دروغینْ که مصرف‌کنندگان را تطهیر می‌کند. امروزه بازیافتْ سلسله‌مراتبِ ارزشیِ قدیم را جابه‌جا کرده است و فقیر و غنی مثل هم دستانشان را آلوده می‌کنند.