چرا از بچه‌پولدارها بدمان می‌آید؟

نظم شکنندۀ جهان
چرا از بچه‌پولدارها بدمان می‌آید؟
نوعی معادلۀ هنجاری رفتار ما را در مواجهه با نابرابری‌های اجتماعی تعیین می‌کند


چرا از بچه‌پول‌دارهای نازپرورده بدمان می‌آید؟ چرا حتی وقتی آرزوی پولدار شدن می‌کنیم، همیشه به خودمان وعده می‌دهیم که پولدارهایی خواهیم شد که شبیه این بچه‌پولدارها نخواهند بود؟ در مقابل، به همان اندازه که از پولدارها بدمان می‌آید، نگاه مثبتی هم به فرودستان داریم. یعنی آدم‌های فقیر را، حتی وقتی هیچ‌چیز دربارۀ آن‌ها نمی‌دانیم، آدم‌هایی ارزشمند و مهربان تلقی می‌کنیم. گویا ماجرا فقط نوع‌دوستی یا برابری‌طلبی نیست. اگنس کالارد، فیلسوف پرطرفدار این روزها، جواب جدیدی به این سوال می‌دهد.


منبع: آی‌استاک.

یک هفته صبر کنید
چرا بلافاصله بعد از جشن تولد نباید فیلم‌هایش را ببینیم؟
تماشای ویدیوی یک اتفاق بلافاصله پس از وقوع آن می‌تواند خاطرۀ واقعی این تجربه را تغییر دهد


خیلی ‌ها بلافاصله بعد از اینکه یک مهمانی، جشن یا سفر تمام می‌شود، مشغول دیدن عکس‌ها و فیلم‌هایی می‌شوند که از آن لحظات گرفته‌اند. اما پژوهشگران معتقدند احتمالاً چنین کاری درست نیست. وقتی فیلم‌هایی که در سفر از ما گرفته‌اند را می‌بینیم، تجربۀ دست اول و پرشوری که از سفر داریم را از دست می‌دهیم و به ناظری بهانه‌جو تبدیل می‌شویم که خودمان را ارزیابی می‌کنیم. و از آنجا که از بچه‌هایمان بیشترین فیلم‌ها را می‌گیریم، آن‌ها بیش از همه تحت تأثیر این تغییر تجربه قرار می‌گیرند.


طرح جلد شمارۀ مۀ ۲۰۱۸ مجلۀ نیویورک تایمز. عکاس: الِک ساث.

ترسیدن از خودِ ترس
چرا وقتی به بچه‌هایمان فکر می‌کنیم، ترس سراسر وجودمان را می‌گیرد؟
روزگاری بچه‌ها را می‌ترساندند تا خوب بار بیایند، حالا پدر و مادرها را می‌ترسانند که خوب تربیت کنند


تا ده بیست سال پیش، کاملاً عادی بود که بچه‌ای ۶-۵ ساله، تنها در صف نانوایی ایستاده باشد، یا بدون نظارت پدر و مادر، ساعت‌ها در کوچه و خیابان‌های محله بازی کند. امروز حتی نمی‌توانیم تصور کنیم که بچۀ کوچکی را بفرستیم خرید یا آزاد بگذاریم تا در محله بچرخد. دلیل‌های موجهی هم داریم: بچه‌دزدها، زورگیرها، راننده‌های بی‌ملاحظه، منحرفان و هزاران دستۀ خطرناک دیگر در کمین بچۀ ما نشسته‌اند. اما جامعه‌شناسی که ترس را مطالعه می‌کند، نگاه دیگری دارد.


عکاس: لورنزو توگنالی.

روزی فقط یک وعده غذا
داستان مادرانی که برای سیرکردن کودکانشان می‌جنگند
نزدیک به هجده میلیون یمنی نمی‌دانند وعدۀ بعدی غذا از کجا روزی‌شان خواهد شد


نمی‌توانند روی پا بایستند، چشم‌هایشان بیرون زده، و شکم‌هایشان ورم کرده. حالا اکثر کودکان یمنی کمابیش به همین شکل درآمده‌اند. حتی بعضی کودکان از فرط کمبود آب، وقتی گریه می‌کنند، هیچ اشکی از چشمشان جاری نمی‌شود. این روزها هزاران هزار کودک یمنی با «سوءتغذیه شدید» دست و پنجه نرم می‌کنند و تنها سنگرشان دربرابر قحطی مادرانی هستند که گرسنگی می‌کشند تا شکم فرزندانشان را سیر نگه دارند. مگی مایکل، خبرنگار آسوشیتد پرس که برای گزارش‌هایش از یمن برندۀ جایزۀ پولیتزر شده است، از رنج جانکاه مادران و کودکان یمنی می‌گوید.


تصویرساز: سب آگرستی.

ماشین می‌ایستد
بر من خرده نگیرید: از آدم‌هایی که سرشان توی گوشی است وحشت می‌کنم
شاید بتوانیم با چیزهای جدید سازگار شویم، اما چیزهای قدیمی را چطور فراموش کنیم؟


سردمداران شرکت‌های فناورانه همیشه از چیزهایی می‌گویند که محصولات جدید به زندگی ما اضافه می‌کنند. سرعت بیشتر، آسانی و ارزانی و امکاناتی که پیش از این نداشته‌ایم. اما هیچوقت از چیزهایی که در اثر این محصولات از دست می‌دهیم حرف نمی‌زنند. فناوری شهرهایمان، محیط‌زیستمان و حتی خودمان را تغییر می‌دهد، بدون آنکه فرصت داشته باشیم به درستی با این تغییرات سازگار شویم. اولیور ساکس در یکی از آخرین نوشته‌هایش از وحشتی می‌گوید که زندگی در چنین جهانی برای او به همراه دارد.


منبع:اِی.اف.پی.

دانش و قدرت
فوکو می‌پرسید «چطور می‌توان تن به انقیاد نداد؟»
فوکو معتقد بود اگر بدانیم چطور تحت سلطه درآمده‌ایم شاید بتوانیم آزاد شویم


میشل فوکو، فیلسوف و مورخ فرانسوی، در کشور ما نامی آشناست. هم به واسطۀ سفرهایش به ایران و نوشته‌هایش دربارۀ انقلاب اسلامی و هم به دلیل در دسترس بودن بیشتر آثارش به زبان فارسی. فوکو فیلسوفی پیچیده و درخشان بود که بارها در افکار خودش بازاندیشی کرد و نوشته‌هایش تأثیری گسترده در شاخه‌های مختلف علوم انسانی گذاشت. از حقوق و جرم‌شناسی گرفته تا تاریخ، نظریۀ اجتماعی و روان‌شناسی. دبورا کوک در این یادداشت می‌کوشد تا تصویری جامع از کارنامۀ فوکو ارائه دهد.


عکاس: دیوید لیپنوسکی.

خوش‌بین یا بدبین؟ هیچ‌کدام
گفت‌وگو با واکلاو اسمیل، سلاخ مزخرفات
تازه‌ترین کتاب اسمیل تحلیلی عظیم دربارۀ رشد است که می‌گوید راهی جز کاهش مصرف نداریم


تسلط بی‌نظیر بر تحلیل‌های آماری، گسترۀ عجیبی از دانش و تیزبینی و تعهد تمام‌عیار به فکت‌ها، واکلاو اسمیل را به یکی از تأثیرگذارترین متفکران امروز تبدیل کرده است. آخرین کتاب او، «رشد»، که به تازگی منتشر شده است، چیزی شبیه گزارش‌های بانک جهانی است. تحلیلی عمیق و داده‌بنیاد که پدیدۀ رشد را از زیست‌شناسی تا اقتصاد دنبال می‌کند و با ترسیم تصویری کلان از وضعیت امروز محیط زیست، نتیجه می‌گیرد که باید رشد را متوقف کنیم. چیزی که گویا اقتصاددانان نمی‌خواهند باور کنند.