طراح جلد: محمود منفرد. تصویرساز جلد: سجاد شاه‌منصوری.

فصلنامۀ پاییز ۱۳۹۷
هشتمین شمارۀ ترجمان با پرونده‌ای ویژه دربارۀ «خشم در شبکه‌های اجتماعی» منتشر شد
همراه با مدخل «شبکه‌سازی اجتماعی و اخلاق» دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد و پرونده‌ای برای کتاب «اینک روشنگری»


هشتمین شمارۀ فصلنامۀ ترجمان علوم انسانی، نوبت پاییز ۱۳۹۷، در ۳۶۰ صفحه منتشر شد. طبق قول و قرار قبلی‌مان، این شماره نیز پروندۀ نسبتاً مفصلی دارد و به‌دنبال پاسخِ پرسشی دشوار می‌گردد: «چرا و چگونه شبکه‌های اجتماعی شیوه‌های بروز خشم را تغییر می‌دهند؟»، پرسشی که ناخودآگاه و تقریباً هر روز با آن مواجه می‌شویم و بی‌پاسخ رهایش می‌کنیم. در دیگر مطالب این شماره، نوشتارهایی خواهید خواند از دن آریلی، زیگمونت باومن، زینب توفکچی، جولین باگینی، مالی کراکت، جان گری، و استیون پینکر.


تصویرساز: بندتو کریستوفانی.

سرمقالۀ هشتمین شمارۀ فصلنامۀ ترجمان
آیا این اَکانت خشمگین همان آدم محترم میز بغلی است؟
درآمدی بر پروندۀ «ما خشمگینیم و عضو شبکه‌های اجتماعی: چگونه شبکه‌های اجتماعی شیوۀ بروز خشم را تغییر می‌دهد؟»


این روزها با موبایل‌هایمان می‌خوابیم، حمام و دستشویی می‌رویم و موقع راه‌رفتن، غذاخوردن، مطالعه، کار، انتظارکشیدن و رانندگی با گوشی‌هایمان در شبکه‌های اجتماعی سرک می‌کشیم. حتی، در تحقیقی جدید، بعضی جوانان گفتند در حین رابطۀ جنسی هم به سراغ گوشی‌شان می‌روند. گویا در زمانه‌ای زندگی می‌کنیم که بیش از هر کسی و هر چیزی با گوشی‌هایمان هستیم و آن‌طور که کارشناسان می‌گویند گوشی‌های هوشمند و شبکه‌های اجتماعی ابعاد گوناگون روابط فردی و اجتماعی ما را دگرگون کرده‌اند. با این اوصاف گوشی‌های هوشمند و شبکه‌های اجتماعی شیوه‌های بُروز خشم ما را چطور تغییر می‌دهند؟


فقط تویی که می‌تونم بهش بگم: فراسوی گفت‌وگوهای دوستانه

حرف‌زدن اوضاع را خراب‌تر نمی‌کند؟
فقط تویی که می‌تونم بهش بگم: فراسوی گفت‌وگوهای دوستانه
گاهی حرف‌زدن زخم‌ها را التیام می‌دهد و گاهی سکوت


هر آدم سالمی در طول زندگی با دوستان خود به اختلاف می‌خورد و دلگیر می‌شود. اما معمولاً نمی‌دانیم در این مواقع باید چه‌کار کنیم؟ با رفیق صمیمی‌مان حرف بزنیم و توضیح دهیم چرا از او دلخوریم؟ یا شاید بهتر باشد سکوت کنیم و در عمل نشانش دهیم که از او گلایه‌ای داریم؟ حتی ممکن است به این نتیجه برسیم که گذشت زمان زخم‌های رفاقتمان را بهتر درمان می‌کند. دبورا تانن، در کتاب جدیدش، می‌گوید پیچیدن یک نسخۀ واحد برای همه، فقط اوضاع را خراب‌تر می‌کند.


عکاس: مریل مایسلر.

توی چشمش نگاه نکن!
دن آریلی: چطور برای حفظ انسانیت از انسان‌بودن فرار می‌کنیم؟
همدلی محورِ انسانیت ماست، اما خیلی اوقات با رنج‌هایش کنار نمی‌آییم


حتماً تابه‌حال شده که تلویزیونْ تصویر آدم‌هایی قحطی‌زده را نشان دهد و ما هم بی‌هوا چشممان به آن بیفتد و ضعف سراسر وجودمان را فرابگیرد. ما جرئت نداریم حتی در فیلم‌ها نگاهشان کنیم، چه برسد به اینکه واقعی باشند. چرا؟ چون نمی‌شود آن‌ها را در قابِ تصویر ببینیم و ننشینیم زارزار گریه کنیم،‌ وگرنه آدم سنگدلی خواهیم بود و خب چنین آدمی لایق اسم «انسان» نیست. اما نگاهشان نمی‌کنیم، چون می‌خواهیم از زیر بار «همدلی» شانه خالی کنیم، از زیر بار «انسان‌بودن».


عکاس: پیتر فینی.

ملال کار و پوچی تعطیلات
تعطیلات خوب است، اما فردایش چه؟
شاید بهتر باشد بیخیالِ تعطیلات شویم، ولی در عوض، ساعت کاری روزانه را کم کنیم


تعطیلات برای ما به یک‌جور اتوپیایِ زمانی تبدیل شده است. تمام سال را روزشماری می‌کنیم تا تعطیلات فرا برسد، حتی اگر خوش نگذرد، حتی اگر پول نداشته باشیم سفر برویم یا تفریحات عجیب و غریب بکنیم، باز هم عاشق تعطیلاتیم. اما، بیایید یک‌جور دیگر هم به این ماجرا نگاه کنیم: آیا ممکن است تعطیلات و شور و شوقی که برایش داریم، از اساس، سازوکاری برای راضی‌کردن ما به انجام کارهایی باشد که در نهایت «بی‌ثمر» و «ملال‌آور»اند؟


نمایی از پوستر فیلم ادیسۀ فضایی. تصویرساز: تی چینگ.

هوش مصنوعی و آیندۀ سیاست
نگرانی‌های هنری کیسینجر دربارۀ هوش مصنوعی
جامعۀ بشری، چه از نظر سیاسی و چه از نظر فکری، آمادۀ قدم‌گذاشتن به دوران هوش مصنوعی نیست


اگر از آن عشق کامپیوترهایی باشید که با شور و شعف پیشرفت‌های دنیای تکنولوژی را دنبال می‌کنند، وقتی بشنوید که هنری کیسینجر از هوش مصنوعی واهمه دارد، احتمالاً توی دلتان می‌گویید از پیرمردی ۹۵ساله چه انتظار دیگری می‌توان داشت؟ خود کیسینجر نیز به‌خوبی می‌داند که از تکنولوژی چندان سر درنمی‌آورد، اما این را هم می‌داند که توسعه‌دهندگانِ جوانِ هوش مصنوعی هم چیزی از سیاست و فلسفه نمی‌دانند. اما طراح کودتای شیلی چه حرفی برای امروز ما دارد؟


مارتین هایدگر، حین مباحثه‌ای در دانشگاه توبینگن، ۱۹۶۱. عکاس: نامعلوم.

سیاهیِ «دفترچه‌ها» را می‌توان شست؟
پرونده: آیا گناهان مارتین هایدگر بخشیده می‌شوند؟


یکسری دلشان خوش است به اینکه در روزنامه‌‌های زرد دربارۀ فضایح شخصیت‌های مشهور مطلب بخوانند. این میل بیمارگون به سرک‌کشیدن در زندگیِ دیگران را می‌توان در قضیۀ هایدگر هم به‌چشم دید، در ماجرای گرایشش به جناح هیتلر؛ هرچه نباشد، هایدگر یکی از تأثیرگذارترین متفکرانی بوده که از آمریکا تا چین و ایران و ژاپن را درنوردیده. «دفترچه‌های سیاه» نامی است که خود او بر مجموعه‌یادداشت‌های چهل‌ساله‌اش گذاشته، یادداشت‌هایی که بی‌پرده گواهی می‌دهند به گناه کبیره‌ای همچون گرایش به نازیسم. اما آیا می‌شود در نوشته‌های او بهانه‌ای برای بخشش گناهانش پیدا کنیم؟