آرنت و مسئلۀ بی‌دولتی
آیا هانا آرنت صهیونیست بود؟
مروری بر کتاب «نوشته‌های یهودی» که حاوی یادداشت‌های پراکندۀ هانا آرنت دربارۀ مسئلۀ یهود است

هانا آرنت فیلسوفی منحصر‌به‌فرد است. نه می‌توان او را در دسته‌بندی رایج چپ و راست دسته‌بندی کرد، نه در دوگانۀ محافظه‌کار و لیبرال. این جایگاه خاص، در نسبت او با یهودیت نیز آشکار است. آرنت یهودی بود و از حامیان پرشور ایجاد دولت یهودی به شمار می‌رفت. اما در ادامه، رویکردهای رژیم صهیونیستی را بسیار متفاوت از آمال خود یافت. جودیت باتلر درگیری آرنت با این مسئله را مفصلاً تشریح کرده است.


جهان واحد و بی‌رحم ما
داعش نیز مثل گوگل، شعبه‌ای از تمدن جهانی است
تمدن‌های بشری امروز بیش از هر زمان دیگری در تاریخ به هم شبیه‌اند، و نشانۀ آن جنگ‌های بی‌پایان دوران ماست

داعش همانقدر دلار، آنتی‌بیوتیک، اینترنت و تویوتا را قبول دارد که ما. پس چرا فکر می‌کنیم اینهمه با ما فرق دارد؟ بعد از ظهور داعش و رواج گرایش‌های استقلال‌طلبانه در سیاست، بعضی از نویسندگان، دوباره به دفاع از نظریۀ «تضاد تمدن‌ها» برآمده‌اند. اما آن‌ها فراموش کرده‌اند که داعش، در واقع، آنقدر از قواعدِ پذیرفته‌شدۀ جهان امروز ما استفاده می‌کند که در هیچ موضوعِ کلیدی‌ای نمی‌توانیم آن را متعلق به تمدنی غیر از تمدنِ خودمان بدانیم.


طلسم شوم «تولید ناخالص داخلی»
ایمان به رشد اقتصادی ما را منقرض خواهد کرد
تولید ناخالص داخلی، قدرتمندترین مفهومِ قرن گذشته بوده است: از پکن تا برازیلیا، از مسکو تا واشنگتن

دو اقتصادانِ بزرگ آمریکایی، «تولید ناخالص داخلی» را یکی از بزرگترین ابداعات قرن بیستم نامیده‌اند. این ادعا خالی از حقیقت نیست. در واقع، استفاده از همین سنجه یکی از مهم‌ترین دلایلِ پیروزی متفقین بر هیتلر در جنگ‌جهانی دوم بود. اما فراموش نکنید که ایمانِ متعصبانه به این مفهوم، دلیلِ بسیاری از بزرگترین فجایع امروز شده است. شاید زمان آن رسیده باشد که به سوی فهمِ دیگری از رشد اقتصادی گام برداریم.


دموکراسی و رای‌گیری
چرا انتخابات‌ برای دموکراسی بد است؟
زمانی، انتخابات ایجاد شد تا دموکراسی را ممکن کند؛ اما امروز به نظر می‌رسد انتخابات خودْ مانع دموکراسی است

بیشترِ مردم انتخابات را به‌مثابۀ رویه‌ای دموکراتیک ستایش می‌کنند، اما افراد انتخاب‌شده را به دیدۀ حقارت می‌نگرند. با ظهور رسانه‌های جمعی و جریانِ شبانه‌روزی اطلاعات در شبکه‌های اجتماعی، انتخابات به مسابقۀ کشتی کجِ چندماهه‌ای تبدیل شده است که در آن، نامزدها با حرکات نمایشی محیرالعقول، مردم را مملو از شور و خشم و احساسات می‌کنند و آنگاه از آن‌ها می‌خواهند تا پای صندوق بروند و رأیی «عقلانی» بدهند. اسم این کار دموکراسی نیست.


اوباش اینترنتی چه کسانی‌اند؟
آزار بده و آزار ببین
بررسی کتاب «دلیل اینکه از چیزهای دلپذیر محرومیم: نگاشت رابطۀ میان ترول‌بازی آنلاین و جریان اصلی فرهنگ» نوشتۀ

همه‌جای اینترنت، دسته‌ای خاص از کاربران را می‌بینید که قواعد رفتارشان با بقیه فرق دارد. تنها دلیل زندگی‌شان این است که مخلّ آسایش دیگران شوند، وقت افراد را تلف کنند و احساساتشان را جریحه‌دار. همیشه دنبال افتضاح‌ترین ترکیب عکس و حرف هستند تا حوالۀ غریبه‌های ازهمه‌جا بی‌خبر کنند و تیشه به ریشۀ ابراز عقیدۀ صادقانه و علنی می‌زنند. این اوباش اینترنتی یا همان ترول‌ها از کجا آمده‌اند؟ و مهم‌تر اینکه چطور سرجایشان برمی‌گردند؟


راز پنهان اقتصاد
دست نامرئی وجود ندارد
اقتصاددانان نظری می‌گویند نمی‌توان فرضیۀ دست نامرئی را اثبات کرد، اما اقتصاد کاربردی به این حرف اعتنایی نمی‌کند

«دست نامرئی» احتمالاً مشهورترین اصطلاحی است که از آدام اسمیت باقی مانده است. اما این تعبیر، فقط یک‌بار، و آنهم در بخشی کاملاً نامربوط از کتاب او آمده است. از آن به بعد نیز اقتصاددانان یک قرن تلاش کردند تا نظریۀ دست نامرئی را اثبات کنند، اما نهایتاً به این نتیجه رسیدند که واقعاً نمی‌توان این فرضیه را اثبات کرد. پس چرا هنوز کلان‌ترین تصمیمات اقتصادی با فرضِ درستی این ایده گرفته می‌شود؟


روان‌شناسی غیرحرفه‌ای
یافته‌های من‌درآوردی در روان‌شناسی عامیانه
مردم به دستاوردهای روان‌شناسی عامیانه اعتقادی دیرینه دارند

اغلبِ مردم معتقدند که «مرتکبانِ جرائم خشنْ بیمار روانی هستند» یا «اگر از طریق سبک یادگیریِ موردعلاقۀ افراد به آن‌ها آموزش داده شود، یادگیری موثرتری خواهند داشت». امروزه همۀ ما برای خودمان روان‌شناسیم. مشاهدۀ تجریبات دیگران در شبکه‌های اجتماعی و خیابان‌ها هم به این «روان‌شناسی عامیانه» دامن می‌زند. البته که این یافته‌های من‌درآوردی گاهی با دستاوردهای روان‌شناسی علمی سازگار است، اما در اغلب موارد این‌گونه نیست. این اطلاعاتِ نادرست زمانی خطرناک می‌شوند که تبدیل به سیاست‌های عمومی شوند.


پژوهش‌های جدید رابطۀ درآمد و خوشبختی را بررسی می‌کنند
اتفاقاً پول خوشبختی هم می‌آورد
اصرار «روان‌شناسی مثبت» بر تلاش فردیْ و مثبت اندیشی رنگ‌وبویی ایدئولوژیک دارد

پولْ خوشبختی و شادمانی نمی‌آورد. این یکی از بدیهیاتی است که به‌ندرت مورد پرسش واقع شده است. علاوه‌براین، در سال‌های اخیر با پیدایش جنبش بسیار پرنفوذ «روان‌شناسی مثبت»، این ایدهْ اعتباری آکادمیک نیز یافته است. روان‌شناسی مثبتْ ادعا می‌کند شرایط اقتصادی تأثیر کمی بر شادمانی دارند. درعوض، آنچه واقعاً مهم است نگرش ماست. درهرحال، مهم نیست که به ایدۀ «پول شادمانی نمی‌آورد» چه اندازه دل‌بسته‌ایم، زیرا نتایج پژوهش‌های جدید خلاف این را نشان می‌دهند.