تصویرساز: مایکل فان‌دربرگ.

غرق‌شدن در قلمرو ماشین‌ها
پرسه‌زدن در اینترنت چیزی فراتر از اعتیاد است
پژوهش‌های یک انسان‌شناس نشان می‌دهد الگوی استفاده از شبکه‌های اجتماعی مهم‌تر از الگوی اعتیاد به چیزهاست


از شدت پرکاری، یا شاید بیکاری، وقتی حوصلهٔ هیچ‌ چیز را نداریم، احتمالاً تنها کاری که به ذهنمان بیاید بازکردن اینستاگرام یا توییتر باشد. اینجاست که دو ساعت انگشت‌کشیدن بر روی صفحهٔ موبایل شروع می‌شود. از روزمرگی بیرون می‌آییم و می‌افتیم درون تکرار و ملالتی دیگر. اما این دو ملالت با هم یک تفاوت دارند، در تکرار و خستگیِ دوم همه ‌چیز یادمان می‌رود: اسکرول‌کردن، مثل عوض‌کردن کانالِ تلویزیون، هر آنچه را مربوط به ماست برای چند دقیقه نابود می‌کند.


تصویرساز: جان هولکرافت.

هوش سیاسی و هوش مهندسی
چرا مهندسان سیاست‌مداران خوبی نمی‌شوند؟
برای رئیس‌جمهور شدن، توانایی جمع و تفریق داده‌ها کافی نیست


گمانه‌زنی‌هایی وجود دارد دربارۀ اینکه مارک زاکربرگ، مخترع فیس‌بوک، درصدد است تا در انتخابات سال ۲۰۲۰ نامزد ریاست‌جمهوری آمریکا شود. او مداوماً سفر می‌کند و در سخنرانی‌هایش وعده می‌دهد که برای همه‌چیز راه‌حل‌های فنی دارد. اما سابقۀ رئیس‌جمهور شدنِ یک مهندس در ایالات متحده، سابقۀ روشنی نیست. اولین و آخرین رئیس جمهور مهندس آمریکا، هربرت هوور، آدمی بود بسیار شبیه به زاکربرگ: بی‌روح، بدون توان همدلی، ناتوان در سخنرانی و البته احمق در سیاست.


تصویرساز: بندتو کریستوفانی.

انجمن آدم‌های غیرعادی
اگر فکر می‌کنید نابغه‌اید، شاید دیوانه هم باشید
هم نابغه‌ها و هم دیوانه‌ها به چیزهایی توجه دارند که دیگران توجه ندارند


تصویری که بسیاری از ما از نابغه در ذهن داریم، چیزی شبیه دکتر هانیبال لکتر در فیلم «سکوت بره‌ها» است. روان‌شناسی استثنایی، نقاشی چیره‌دست و دیوانه‌ای جنایتکار و آدمخوار. پیوند نبوغ و جنون پیوندی تاریخی است، اما بیشتر وجهی اسطوره‌ای دارد تا آنکه واقعیتی اثبات‌پذیر باشد. چرا هم نوابغ بسیاری سراغ داریم که هیچ نشانی از دیوانگی ندارند و هم دیوانگان فراوانی که بهره‌ای از نبوغ نبرده‌اند؟ پژوهشی جدید، این پیوند را از منظری تازه نگریسته است.


تصویر: میلتون ناکاتا.

اسپارت‌های کوچک
چه چیزی برخی شهرها را به میدان وقوع انقلاب تبدیل می‌کند؟
برای فهم رادیکالیسم به چیزی بیش از فهم جریان‌های جهانی سرمایه و کالا نیاز داریم


«شهر سرکش» کتاب جدید مایک راپورت، گزارش خیره‌کننده‌ای از کانون‌های شکل‌گیری رادیکالیسم سیاسی در شهرهای پاریس، لندن و نیویورک است. راپورت شرح می‌دهد که چطور تراکم جمعیت، انتقال سریع اخبار و اطلاعات و امکان گردهم‌آییِ فوری موجب می‌شود تا برخی مکان‌های خاصِ شهری قابلیت آن را پیدا کنند که جرقۀ انقلاب‌های ویرانگر را روشن کنند یا طرح‌های سیاسی‌ای را پیشنهاد دهند که به مخیلۀ هیچ‌کس نمی‌رسد.


تصویرساز: استیون کالینز.

امروز کیرکگور به چه کارمان می‌آید؟
هنوز عاشق کیرکگور هستم
کیرکگور عشق، خدا و فلسفه را آن‌قدر جدی می‌گرفت که سخت می‌توانست آن‌ها را با هم داشته باشد


حقیقت برای کیرکگور مثل معشوقش، رگینه اولسن، بود. همان‌طورکه معتقد بود نباید سراغِ حقیقت را در بگومگوی فیلسوفان بگیریم، نمی‌خواست رگینه را در قیل‌وقالِ عوام‌الناس پیدا کند. چنان‌که انسان‌ها حقیقت را به‌شکلی واحد نمی‌بینند، رگینه نیز در چشم دیگران همان کسی نبود که از سورن دل می‌بُرد. و درنهایت همان‌طور که او به رگینه نرسید، باور داشت هیچ فردی نمی‌تواند به حقیقتِ مطلق دست پیدا کند: باید تا ابد در پیِ حقیقت دوید، چنان‌که او تا پایان عمرش در عشق رگینه سوخت.


دگردیسی، عکاس: دیما کالندا.

دربارۀ وسواس اجباری به نوآوری
هر چیز «نو» باید تا اندازه‌ای «قدیمی» باشد
آیا آدم‌ها، فناوری‌ها یا محصولات نو واقعاً قرار است زندگی ما را بهتر کنند؟


آدم‌های نوگرا دسته‌های مختلفی دارند: آدم‌هایی که با هیجان و اضطراب منتظر معرفی رنگ سال هستند، تا لباس‌هایشان مد روز باشد. آدم‌هایی که جلوی فروشگاه‌های اپل صف می‌کشند تا آخرین مدل آیفون را بخرند، آدم‌هایی که وقتی نویسندۀ مورد علاقه‌شان خبر از انتشار کتاب تازه‌ای می‌دهد، دل توی دلشان نیست تا آن را بخوانند. چرا ما اینقدر به چیزهای نو علاقه داریم؟ اساساً یک چیز «نو» چگونه چیزی است؟


امید از آینده به گذشته هجرت کرده است

از اتوپیا به رتروتوپیا
امید از آینده به گذشته هجرت کرده است
زیگمونت باومن در یکی از آخرین مصاحبه‌های خود از سرخوردگی بشریت از آینده می‌گوید

بعضی معتقدند پیشرفت و امید به بهترشدن شرایط در آینده از بنیادی‌ترین خصوصیات مدرنیته است. زیگمونت باومن می‌گوید بحرانی که امروز دامن اروپا را گرفته است حاصلِ از بین رفتن همین امید است. امروزه احساس ما به آینده مملو از هراس‌های دهشتناک و آخرالزمانی است و تصور خوشبختی از آینده به گذشته نقل‌مکان کرده است. این بازگشتِ ناکجاآبادی دغدغۀ خاطر سال‌های آخر عمر باومن بود. چیزی که خودش «رتروتوپیا» می‌نامید.


تصویرساز: ایکو اجالا.

محفل دانشمندان قاتل
گرمایش زمین؟ این‌طورها هم نیست
«تاجران تردید» افشاگری‌ای هولناک دربارۀ دانشمندانی است که مصمّم‌اند محیط‌زیست‌گرایی را نابود کنند


دونالد ترامپ، اندکی پس از رئیس‌جمهور شدن، در یکی از آن توییت‌های معروفش نوشت: «بیرون یخبندان است، پس این گرمایش جهانی لامصب کجاست؟» حرف ترامپ اگرچه مسخره‌بازی به نظر می‌آید، اما جمع شومی از دانشمندان برجستۀ راست‌گرا، با حمایت مالی شرکت‌های بزرگ انرژی، سال‌هاست به طور سیستماتیک مخاطرات زیست‌محیطی را با تردیدافکنی بی‌اهمیت جلوه می‌دهند. کتاب «تاجران تردید» برخی از لایه‌های این پروپاگاندای عظیم را کاویده است.