مرگ وب نزدیک است
شبکه‌های اجتماعی دارند هایپرلینک و وب را از میان می‌برند. چرا کسی کاری نمی‌کند؟

به من گفته بودند که در غیابم، نقش شبکه‌های اجتماعی چقدر حیاتی شده است. بنابراین نکته‌ای را می‌دانستم: اگر می‌خواستم مردم را برای دیدن نوشته‌هایم جذب کنم، مجبور بودم از رسانه‌های اجتماعی بهره بگیرم. به‌این‌ترتیب، لینک یکی از مطالبم را در فیسبوک گذاشتم. ظاهراً فیسبوک اهمیت زیادی به مطالبم نمی‌داد. لینک مطلب من، آنجا شبیه به نوعی آگهیِ تبلیغاتی کوچک و ملالآور شد؛ بدون هیچ شرحی، هیچ تصویری و هیچ چیز دیگر. فقط سه تا لایک گرفت. سه تا! همین. همان‌جا برایم روشن شد که اوضاع عوض شده است.


آموزش کودکان
کودکان در مهد کودک نابود می‌شوند
برشی از کتابِ «اهمیت کوچک بودن» نوشتۀ اریکا کریستاکیس

در یکی از مطالعات تحت عنوان «آیا مهد کودک کلاس اول جدید است؟»، رویکرد مربیان مهدهای کودک در سالهای ۱۹۹۸ و ۲۰۱۰ با یکدیگر مقایسه و نشان داده شده است که انتظار مربیان نسبت به توانایی کودکان برای خواندن در انتهای سال تحصیلی، از ۳۰ درصد به ۸۰ درصد افزایش یافته است. محققان همچنین دریافته‌اند که امروز زمان بیشتری برای انجام تکالیف صرف شده و به فعالیت‌های خلاقانه توجه کمتری می‌شود. در نهایت، نویسندگان این مقاله نتیجه گرفته‌اند که مهد کودک به کلاس اول ابتدایی بدل شده است.


دستیار چامسکی بودن چه حس و حالی دارد
خاطرات بِوِرلی استول از آشنایی، دستیاری و دوستی با نوام چامسکی

نوام اغلب آنقدر حواسش‌پرت و مشغول است که باید به او یادآوری کنیم که حواسش به خودش هم باشد. وقتی به دفتر کار منزلش می‌روم، بارها دیده‌ام که دارد کتابی را ورق می‌زند و در همان حال تکه نان خشکی را که رویش کره مالیده با سرو صدای زیاد، خرت خرت می‌جود. از او پرسیدم پس پروتئن بدنش را چطور تأمین می‌کند، جواب داد «مگر کره پروتئین نیست؟» بعد سرش را کج کرد و لبخندی زد؛ همان کاری که وقتی می‌بیند من را عصبی کرده انجام می‌دهد، بعد پرسید: «دیگه در قهوه که حتماً باید پروتئین پیدا بشه».


پارادایم‌های ازدست‌رفته
چرا علم با بحران مشروعیت و بی‌اعتمادی روبرو است؟
علمْ «پیکرۀ دانش» نیست، بلکه نوعی بازپیکربندیِ پویا و جاریِ دانش است و باید برای تغییر و تحول آزاد و رها باشد.

گاهی اوقات، موفقیت‌های علم دردسرساز می‌شوند. سلاح‌های اتمی، که شاید جدی‌ترین تهدید برای حیات بر روی کرۀ زمین‌هستند، دستاوردی عظیم برای علم محسوب می‌شوند. در کنار سلاح‌های اتمی، موارد دیگری هم هستند که علم، سهواً، موجب ترویج آن‌ها شده است؛ مورادی نظیر جنبه‌های منفی و مضر داروی‌های امروزی که نقض غرض است. اما دلیل اینکه امروزه علم با بحران مواجه شده است، هیچ‌یک از این عوامل نیستند. امروز علم با بحران مشروعیت روبرو است و مرکز بحرانْ بی‌اعتمادی و انکار عمومی و فراگیر نسبت به علم است.


تاریخ و محیط‌زیست
همه می‌میرند: تاریخِ آلودگیِ هوا
انگار دیگر هیچکس تهران را خانۀ خود نمی‌داند.

اولین صورتِ «مرگ تدریجی به خاطرِ دود» به گذشته‌هایی دور بازمی‌گردد. در واقع، خلاص‌شدن از دود در محیط خانه، برای هزاران سال، مشکلِ بزرگی برای پدربزرگ‌های ما بوده است. دورانی که محیطِ درونِ خانه‌ها که امروز محافظِ ما دربرابرِ آلودگی بیرون است، خود از آلوده‌ترین مکان‌ها بود. قبل از پیدایشِ زندگیِ شهریِ جدید، عمدتاً هوای بیرون از خانه‌ها صاف و مطبوع بود. البته این به معنای آن نیست که مردمِ ساکن در شهرهای بزرگِ دورۀ پیشامدرن، هیچ تصوری از آلودگیِ هوای شهری نداشتند.


بازجویی از متن
آیا دورانِ پسانقد فرارسیده است؟
بررسی کتاب «محدودیت‌های نقد»، نوشتۀ ریتا فِلسکی

فلسکی می‌گوید منتقدان یا دست به «کنکاش» می‌زنند، و یا «عقب می‌ایستند» و به بررسی متن می‌پردازند. کنکاش شیوۀ فرویدی و مارکسیستی است. منتقدانی که از این شیوه استفاده می‌کنند، برای تحلیل متن آن را زیر و رو کرده و شخم می‌زنند. اما عقب‌ایستادن، روش پساساختارگرایان است. این منتقدان با فاصله‌گرفتن از متن تلاش می‌کنند تا آن را در پس‌زمینۀ خاصش تفسیر نمایند و از حالت طبیعیِ آن فراتر روند. پساساختارگرایان نسبت به آنچه که طبیعی به‌نظر می‌رسد بدگمان‌اند. استعاره‌های کنکاش و عقب‌ایستادن در واقع دو قطبِ اصلیِ نقد در علوم انسانی‌اند.


بایکوتِ آکادمیک اسرائیل
نقضِ سیستماتیکِ حق آموزش در فلسطین
منتقدانِ جنبش بایکوتِ آکادمیکِ اسرائیل، نسبت به بسیاری از واقعیت‌ها کورند.

زمانی که از «آزادی آکادمیک» سخن می‌گوییم، باید واقعیتِ کشتارهای اسرائیل را نیز پیش رو داشته باشیم و صرفاً به این مسئله فکر نکنیم که بایکوت چه محدودیت‌هایی برای ما ایجاد خواهد کرد. حقوق فلسطینیان و قوانین بین‌الملل دائماً از سوی اسرائیل نقض می‌شود، شهرک‌های غیرقانونی پیوسته گسترش پیدا می‌کنند، اسرائیل، آمریکا، کانادا و اروپا مدام به جنبشِ بایکوت حمله می‌کنند. دربرابر همۀ این شرایط، فلسطینی‌ها هیچ راه «مشروعی» برای مقابله ندارند، حتی وقتی که می‌کوشند اعتراض خود را در قالبِ جنبشی مدنی، غیرخشونت‌آمیز و قانونی، مانند جنبش بایکوت، سامان دهند.


تاریخِ فکریِ آدم‌خواری
آدمیانی که آدم می‌خورَند
بررسی کتاب «تاریخِ فکریِ آدم‌خواری» نوشتۀ کاتلین اورامِسکو

آدم‌خوار در فلسفۀ سیاسی جزء شخصیت‌های اصلی بود. از رنسانس تا قرنِ هجده، گفتگو دربارۀ آدم‌خواری راهی بود برای پرداختن به موضوع، شکل، و قدرتِ دولت، یا طبیعتِ سامانِ اجتماعی. هرگاه اندیشمندان ایدۀ دولت را با وضعِ طبیعی قرین می‌کردند، درواقع نظریه‌شان را به این امر گرو می‌بستند که انسانِ اولیۀ پیشااجتماعی چگونه کرداری دارد. اگر وضعِ طبیعی خیلی بی‌رحمانه باشد پس لازم می‌آید دولت هم خیلی زورمند باشد؛ اما اگر انسان‌ها در وضعِ طبیعی مهربان و همیار باشند، پس توجیهِ کمی برای اقتدارِ حکمرانی قوی وجود می‌دارد.


فلسفهٔ حقوق
حقوق و جامعه

حقوق چه تأثیری بر افراد و گروه‌های جامعه می‌گذارد؟ منافع چه کسانی با فعالیت نهاد حقوق تأمین می‌شود؟ مردم چگونه با نهاد‌های حقوقی تعامل می‌کنند؟ مردم از حقوق چه ‌می‌دانند؟ عقیده آن‌ها درباره پلیس، وکلا یا دادگاه‌ها چیست؟ جنبش آکادمیک حقوق و جامعه جنبشی است در ایالات متحده که رسالت خود را یافتن پاسخ‌های مناسب برای این سوال‌ها تعریف می‌کند.


فواید و محدودیت‌های تفکیک جنسیتی
رواج دوبارهٔ آموزش تک‌جنسیتی
گفتگو با جولیت ویلیامز دربارۀ نظام آموزشی تک‌جنسیتی و سیاست‌های جدید عدالت جنسیتی

اگرچه در ایران موضوع «تفکیک جنسیتی در مدارس» تابه‌حال چندان مورد توجه نبوده است اما «تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها» و سایر مؤسسات آموزشی هر از چندی محل بحث و گفت‌وگو است. بر همین اساس هر چند این مصاحبه دربارۀ نظام آموزشی تک‌جنسیتی در مدارس دولتی آمریکا است اما از برخی جهات می‌تواند حاوی نکاتی مهم برای سیاستگذاری آموزشی ما باشد. مصاحبه‌شونده، جولیت ویلیامز، استاد مطالعات جنسیت و معاون بخش علوم اجتماعی دانشگاه یوسی‌ال‌ای است. او در کتاب جدیدش، «راهکار تفکیک؟ نظام آموزشی تک‌جنسیتی و سیاست‌های جدید عدالت جنسیتی»، فواید و محدودیت‌های نظام آموزشی تک‌جنسیتی را بررسی کرده است.


خطراتِ داستان‌سرایی علمی
میل غریزی ما به داستان گمراهمان می‌کند
علاقه به داستان‌سرایی از کجا نشئت گرفته است؟

مسابقاتی که برای ما خاطره‌انگیز و فراموش‌نشدنی هستند، مسابقاتی نیستند که از رخدادهای عادی تشکیل شده‌اند. ما مسابقاتی را به خاطر می‌سپاریم که نوعی خط سیر داستانیِ به‌یادماندنی داشته باشند. مثلاً پیروزی ایران برابر استرالیا در راه رسیدن به جام جهانی. ما تیم‌هایی را که داستان‌های بهتری می‌سازند، بیشتر دوست داریم. اما این همۀ ماجرا نیست. ممکن است ما خیلی راحت داستانی اختراع کنیم که دوستش داریم ولی به موجب آن گرفتار بدفهمی شویم. شاید این موضوع در زمین فوتبال اهمیتی نداشته باشد؛ اما خطری که تمایل بشر به داستان‌سرایی را تهدید می‌کند، بسیار بیش از آن است.