رفاقتی که منجر به ابداع «اقتصاد رفتاری» شد
اساس تصمیم‌گیری انسان‌ها احساسی است و نه عقلانی
مروری بر کتاب پروژۀ خنثی‌سازی نوشتۀ مایکل لوئیس

آموس توِرسکی و دانیل کانمن هر دو نوادگان خاخام‌‌های اهل اروپای شرقی بودند. سرنوشتْ این دو را در دهۀ ۱۹۶۰ در تل‌آویو بر سر راه هم قرار داد. دوستی عمیق و هم‌فکری این دو بی‌شک در شناخت ما از جهان بسیار اثرگذار بوده است. این رفاقت منجر به ابداع «اقتصاد رفتاری» و پایه‌گذاری قوانین شناختی برای فهم منطق تصمیم‌گیری‌های بشر شد. کتاب «پروژۀ خنثی‌سازی» روایتگر داستان جذاب آموس توِرسکی و دانیل کانمن است.


اسطوره و اسطوره‌شکنی
زندگی فراموش‌‌‌‌شدۀ همسر اول آینشتاین
میلوا ماریچ فیزیک‌‌‌دان بود و احتمالاً بدون وجود او نظریۀ نسبیت هم وجود نمی‌داشت

پس از مرگ آینشتاین، وکلای او از انتشار متن نامه‌های او به پسرانش جلوگیری کردند تا «اسطورۀ آینشتاین» باقی بماند. آن نامه‌ها را پدر برای فرزندانی نوشته بود که حاصل رابطۀ او با زنی شگفت‌انگیز بود: میلوا ماریچ، هم‌کلاسی، همکار، معشوقه و همسر اول آینشتاین. کسی که آلبرت نظریۀ نسبیت را همراه با او صورت‌بندی کرد، اما پس از شهرت رهایش کرد و گفت: «وقتی میلوا دیگر زنده نباشد، می‌‌‌توانم در آرامش بمیرم.»


علم و تعصب
برای درمان تعصب، کنجکاوی بهتر از علم است
چگونه بر تعصب سیاسی در مواجهه با واقعیت‌های علمی‌ غلبه کنیم؟

احتمالاً شما هم با کسانی مواجه شده‌اید که، در عین تواناییِ خیره‌کننده‌شان در ریاضیات یا علم، اعتقادات سیاسی بسیار متعصابه‌ای دارند. انگار آن کسی که این‌قدر در فهم پیچیدگی‌های علمی باز است، در فهمِ پیچیدگی‌های سیاسی بسته است. چطور چنین چیزی ممکن است؟ پروهشی تازه در زمینۀ روان‌شناسی سیاسی می‌گوید شاید جواب این تناقض را باید در خصیصه‌ای دیگر جست: کنجکاوی برای مواجه‌شدن با مسائل تازه.


سکوت پرخاشگرانه یا داد و هوارزدن؟
رفتاری که از فحش‌دادن هم آزاردهنده‌تر است
بیان احساسات منفیِ شدیدْ اغلب زمانی مؤثرتر است که خیلی واضح توصیف نشوند

درحالی‌که بدوبیراه‌گفتن به مردم جای تردیدی برای آن‌ها باقی نمی‌گذارد که مورد توهین قرار گرفته‌اند، نوع دیگری از پرخاشگری وجود دارد که آن‌ها را به تردید می‌اندازد. این نوع رفتار اسم دارد: «پرخاشگری منفعلانه». رفتارهایی که غیرمستقیم‌اند و، دست‌کم در ظاهر امر، بی‌ادبانه شمرده نمی‌شوند. پرخاشگری منفعلانه دو پهلوست، برخلاف رفتار مستقیماً آزاردهنده‌ای مانند فحش‌دادن. ولی مگر تمام نکتۀ چنین رفتاری پرهیز از آزاردهندگی نیست؟