دین و سیاست
پرونده کتاب: جهل مقدس
نقد و بررسی کتاب «جهل مقدس: وقتی مذهب و فرهنگ از هم جدا می‌شوند» نوشتۀ اولیویه روآ

در این چند ماه، ترجمان مطالبِ متعددی دربارۀ کتابِ مهم اولیویه‌ روآ، «جهل مقدس» منتشر کرده است. روآ در کتابش با بررسیِ جامعی از سراسر جهان، می‌گوید بنیادگرایی، پدیده‌ای فراگیر در دنیاست و دلیلِ آن، سازگاریِ این نسخۀ دین‌داری، با جهانی‌شدن است. در این پرونده، علاوه‌بر ترجمۀ مقدمۀ کتاب، گزیده‌ای از مطالب قبلی آمده‌است.


پیامی برای قرن بیست‌ویکم
متن سخنرانی آیزیا برلین در مراسم دریافت دکتری افتخاری حقوق از دانشگاه تورنتو

انسان‌ها هزاره‌هاست که یکدیگر را نابود می‌کنند، اما ظلم و ستم، شکنجه و قتل‌هایی که ستمگران بزرگِ قرن بیستمْ مرتکب شدند، همگی بی‌همتایند. این اعمالْ بلایای طبیعی نبودند، بلکه جنایت‌های انسانی قابل‌پیشگیری بودند و برخلاف نظر باورمندان به جبرگرایی تاریخی، می‌شد از وقوع آن‌ها جلوگیری کرد. به‌نظر من، این رویدادها از احساسات منفی عادیِ انسان ناشی نشدند، بلکه علت این حوادث وحشتناک در دوران ما ایده‌ها بودند یا به‌عبارت بهتر، یک ایدۀ خاص.


راه آهن چگونه شهر مدرن را به وجود آورد؟

کاری که خطوط آهن کردند فراتر از تسهیل مسافرت بود. آن‌ها نحوۀ نگرش و تصورمان از دنیا را دگرگون کردند.

از این هفته، صفحه «اندیشه» در مجلۀ همشهری جوان، با همکاری ترجمان منتشر خواهد شد. حاصل اولین همکاری ما، مطلبی است نوشتۀ تونی جات، جستارنویس و مورخ سرشناسِ انگلیسی که با تیتر «شکوه ریل‌ها» در شمارۀ ۵۲۸ همشهری جوان منتشر شده است. تونی جات به عنوانِ متخصص تاریخ اروپا شهرتی جهانی داشت. بسیاری از نوشتارهای او در مجلۀ نیویورک‌ریویوآوبوکز منتشر شده‌اند. تحسین‌شده‌ترین اثر او کتابِ «پس از جنگ»، بررسی تاریخ اروپای پس از جنگ جهانی دوم است. جات، در این نوشتار، ابتدا جهانی را به تصویر می‌کشد که در آن قطار وجود نداشت و پس از آن می‌گوید کاری که خطوط آهن کردند فراتر از تسهیل مسافرت بود. آن‌ها نحوۀ نگرش ما به دنیا و تصور ما از دنیا را دگرگون کردند. از نظر او راه‌آهن نشانۀ فتح مکان و زمان بود؛ نماد مدرنیته و خالق زندگی شهری جدید


 همچنان میشل فوکو: گزیده‌ای از مطالب پراکنده

اولین نوشتۀ این پرونده، یادداشتی است برگرفته از یکی از مقالات تاد می، که در آن به این سوال پاسخ داده می‌شود که چرا سی سال بعد از مرگ فوکو، هنوز به خواندن آثار او نیاز داریم. «ترکیب تناقض‌ها» مروری اجمالی بر یکی از مهم‌ترین زندگی‌نامه‌های فوکو، نوشتۀ دیدیه اریبون است و «انقلابی با دستان خالی» بخشی از آن زندگی‌نامه است که به سفر فوکو به ایران می‌پردازد. «بهای دسترسی به حقیقت چیست؟» گزارشی است از درسگفتارهای تازه منتشر شدۀ فوکو با عنوان هرمنوتیکِ سوژه؛ «آزادی از نگاه فوکو» مصاحبه‌ای است با یوهانا اکسالا که در آن از وجوه تازه‌ای از فکر فوکو گفتگو شده است و نهایتاً «هیولای حکومت‌مندی» معرفی کتابی است که ایدۀ حکومت مندی فوکو را در بستر نولیبرالیسم بحث و بررسی کرده است.


 عصر بازیافت
آیا واقعاً صنعتِ بازیافت زباله، آن‌قدری که در تبلیغات می‌گویند، سودمند است؟

آیا بازیافت واقعاً تغییر چندانی در محیط زیست ایجاد می‌کند؟ این را در نظر بگیرید: برای جبران صدمۀ گلخانه‌ای «یک» پرواز دوطرفۀ «یک» مسافر بین نیویورک و لندن، باید حدود ۴۰هزار بطری پلاستیکی را بازیافت کرد. البته اگر روی صندلی‌های درجه یک، یا بیزنس‌کلاس سفر کرده باشید و فضای بیشتری را به خودتان اختصاص داده باشید، این مقدار به ۱۰۰هزار بطری می‌رسد.


اصول اخلاقی و استعاره‌ها: معنای مصرف
آیا ارزش‌های اخلاقی و مقولۀ مصرف با یکدیگر مرتبط‌اند؟علی‌رغم تمامی تلاش‌هایی که برای تعریف و تعیین مدلول «مصرف» صورت گرفته است، معنای دقیق و مُفاد این اصطلاح ‌همچنان در سایه‌ای از ابهام باقی مانده است. تحقیقاتی که اخیراً در حیطۀ زبان‌شناسیِ شناختی انجام پذیرفته است ابزاری به دست ما می‌دهد تا بفهمیم چرا مقولۀ مصرف تا بدین اندازه مبهم است و چرا مصرف و مسائل اخلاقی ربط وثیقی با یکدیگر دارند. ما از طریق پژوهش دربارۀ ساختار مفهوم مصرف و استعاره‌های محوری‌ای که معانی آن را با یکدیگر مرتبط می‌سازند می‌توانیم فهمی بهتر از این موضوع مبهم به چنگ آوریم؛ مهم‌تر اینکه بدین ترتیب می‌توانیم جلوی برخی از مشکلاتی را که اغلب در علوم اجتماعی رخ می‌دهند بگیریم. این مشکلات زمانی پدیدار می‌شوند که ما مفاهیم عامیانه را چنان به کار می‌گیریم که گویی مفاهیمی تجربی و کلی هستند.


چپ و راست مرده‌اند، زمین را می‌خواهی یا آسمان را؟
انقلابی ۹۰ درجه‌ای در تقسیم‌بندی‌های سیاسی در راه است

بیش از ۳۰ سال قبل، یک ایرانی خوش‌گذران و ثروتمند، نویسنده‌ای فراانسان‌گرا و مشاوری اقتصادی، ادعا کرد که تقسیم‌بندی سنتیِ طیف‌های سیاسی، ۹۰ درجه خواهد چرخید. ف.م اسفندیاری -یا طبق اسم مستعاری که در دهۀ ۷۰ برای خودش برگزیده بود «ف.میم ۲۰۳۰»- پیش‌بینی کرد که تغییر جهتی محوری در اولویت‌های سیاسی، به «جناح بالا» و «جناح پایین»، رخ خواهد داد. ارتباط بین جناح‌ها و جهات، در این طرحِ جدید کاملاً واقعی بود: ‌«جناح بالا» یعنی چشم‌داشتن به آسمان و «جناح پایین» به‌معنای نظر داشتن به زمین بود. جناح بالا می‌خواست زندگیِ انسان‌های را به ورای مرزهای کرۀ خاک برساند، و جناح پایین می‌خواهد زیاده‌روی‌هایش را کنترل کند انسان‌ها را به فکر زمین بیاندازد.


علم و دین
مونولوگ دوطرفه: چگونه از تقابل علم و دین عبور کنیم؟

بررسی کتاب‌های «دربارۀ ایمان در برابر واقعیت: چرا علم و دین ناسازگارند» نوشتۀ جری کوین و «قلمروهای علم و دین» نوشتۀ پیتر هریسونهم «علم» و هم «دین» به صورتی که امروزه این اصطلاحات را به کار می‌بریم، برساخت‌های جدیدی هستند که برای مردم پیش از قرن نوزدهم معنای زیادی نداشتند. البته این بدان معنا نیست که ما پیش از این بدون باور دینی یا پژوهش در جهان طبیعی زندگی می‌کردیم، بلکه منظور این است که به تازگی علم و دین را به مثابۀ چارچوب‌های مفهومیِ رقیب می‌فهمیم که بر سر کسب جایگاه حقیقت با یکدیگر رقابت دارند.


آیا چارلز داروین آتئیست بود؟

آیا نظریۀ تکامل با باور دینی در تقابل است؟

در سال ۱۸۸۰ نویسنده‌ای اتریشی، داروین را در خانۀ او، ملاقات کرد. کالسکه‌رانی که او را از ایستگاه قطار در ارپینگتون به منزل داروین رساند، در مورد آقای داروین معروف چنین گفت: «او کافر است. آقا، بله، یک کافر، یک بی‌دین! مردم می‌گویند او هرگز به کلیسا نرفته است!» داروین این نقل‌قول را در یک روزنامۀ آلمانی علامت زده‌بود. بدون شک این جمله، داروین را به خنده انداخته بود. اما اسطورۀ مدرنِ جدال بی‌پایان علم و دین، فاصلۀ بسیاری دارد با تجربۀ زیستۀ خوانندگان دورۀ ویکتوریا که برای نخستین بار کتاب‌های او را ورق می‌زدند. امروزه تا حد زیادی فراموش شده است که تنها بیست سال پس از انتشار منشأ انواع دیگر خبری از مجادلۀ علمی بر سر نظریۀ تکامل نبود. اما این چگونه ممکن است و حال آنکه مردم در دورۀ ویکتوریا، به‌طور کلی بسیار مذهبی‌تر از مردمِ امروز بودند.


آیا فلسفه خاورمیانه را نجات خواهد داد؟
گفتگو با کارلوس فرانکل دربارۀ فلسفه در جهانی تقسیم‌شده

 کارلوس فرانکل مدرس دپارتمان‌های فلسفه و مطالعات یهود در دانشگاه مک‌گیل در مونترال است. او از سال ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۵ م استاد دین و فلسفه تطبیقی در دانشگاه آکسفورد و یکی از اعضای لیدی مارگارت هال بود. وی نویسندۀ «آموزش افلاطون در فلسطین: فلسفه در جهانی تقسیم‌شده» و «ادیان فلسفی از افلاطون تا اسپینوزا» است و در «نیویورک تایمز»، «نیشن»، «مرور کتابِ لندن» و «ضمیمۀ ادبی تایمز» مقالاتی می‌نویسد. فرانکل در این مصاحبه استدلال می‌کند که پاسخ واقعی فلسفه به نزاع، ایجاد یک فرهنگ مباحثه است که در آن هر فردی با هر پس‌زمینه‌ای می‌تواند آزادانه راجع به حقیقت بحث کنند.


نظریه‌ای برای همه‌چیز وجود ندارد

برخلاف پیشرفت مداوم در علوم طبیعی چرا فلسفه در طول زمان هیچ پیشرفتی نکرده است؟

درون هر دانشجوی تحصیلات تکمیلی، معلمان او در دوران کارشناسی پنهان هستند؛ افرادی که تحت تعلیم خود، میل به مطالعه، پژوهش و دانایی را تحریک می‌کنند. این‌ها قهرمانان گمنام آموزش در جهان امروز هستند. برخی از ما تا به آن حد خوش‌اقبال بوده‌ایم که از وجود چنین معلمانی بهره ببریم و من نیز یکی از همین افراد هستم. می‌خواهم از یکی از معلمان مقطع کارشناسی‌ام یاد کنم. نام او فرانک سیوفی است. همان‌طور که دیگر شاگردان او نیز تأیید می‌کنند، این جمله مشهورترین ارجاع او در خصوص فلسفه بود که مرتباً به کار می‌گرفت: «مُهمَل نگویید».


۱۵۸ فامیل
گزارشی از شیوۀ زندگی، کسب ثروت و نفوذ نخبگان اقتصادی جدید آمریکا در ساختار قدرت

 این ۱۵۸ خانواده به‌طرز چشمگیری متشکل‌اند از افراد سفید، متمول، پیر و مذکر و این درحالی است که جوانان، زنان، سیاهپوستان و رأی‌دهندگانِ رنگین‌پوست دارند کشور را از نو می‌سازند. در پهنۀ این کشور وسیع، این خانواده‌ها در مجمع‌الجزایری از ثروت و در محله‌های منحصربه‌فردِ شهرها اقامت دارند. در اقتصادی که در آن میلیونرها بواسطۀ مجموعۀ متنوعی از صنایع پدید می‌آیند، اکثر این خانواده‌ها ثروت خود را از دو طریق به‌دست آورده‌اند: نقل و انتقالات مالی و انرژی.


ماکیاوللیِ طنزپرداز

نگاهی به نمایشنامه‌های کمدیِ نیکولو ماکیاوللی

بی‌شک عنوان کمدین نخستین واژه‌ای نیست که با شنیدن نام ماکیاوللی به ذهن خطور می‌کند. با این حال، هم‌آمیزی عناصر زمانی، شرایط اجتماعی و آهنگ زندگی در دوران رنسانس، این عناصرِ به ظاهر متضاد را به‌گونه‌ای بدیع با یکدیگر ترکیب کرده است. از این زاویه، می‌توان تمام جهان‌بینی ماکیاوللی را کمیک و طنزآمیز نامید.


نابرابری چه عیبی دارد؟
گفتگوی گری گاتینگ با الیزابت اندرسون

 گری گاتینگ، استاد فلسفۀ دانشگاه نوتردام، مجموعه مصاحبه‌هایی را با متخصصان فلسفۀ سیاسی ترتیب داده است که در ستون «استون» در روزنامۀ نیویورک تایمز منتشر می‌شود. او در سومین شماره از این مصاحبه‌ها، موضوعِ بحث را نابرابری قرار داده است و برای گفتگو دربارۀ آن، سراغ الیزابت اندرسون رفته است. استاد فلسفه و مطالعات زنان در دانشگاه میشیگان و نویسنده کتاب لزوم یکپارچگی.


آیا مدرنیته خوابمان را ربود؟
از الگوی خواب انسان‌های شکارچی-گردآورنده چه می‌توان آموخت؟

داستانی که مردم دوست دارند دربارۀ خواب بگویند این است: درگذشته، بیشتر می‌خوابیدیم. آن‌ روزها چشمان ما با تاریک شدن هوا بسته می‌شد. به‌جای خوابی طولانی و یکسره، در طول شب چند ساعتی بیدار می‌شدیم و در طول روز، چرت می‌زدیم. سپس مدرنیته همه‌چیز را خراب کرد. اما قضیه آن‌طور نیست که فکر می‌کنید.


معماری کمونیستی
بررسی کتاب «منظره‌نماهای کمونیسم: تاریخی از دل بناها» نوشتۀ اُوِن هَترلی

تبلیغ کلاسیک لیوایز از سال ۱۹۸۴، دربارۀ جوان خائنی که با شلوار جین قاچاق می‌کرد، تمام کلیشه‌ها را در خود دارد: مرزبانانی با چهرۀ جدی، پوسترهای بزرگ لنین، آهنگ «پراکوفیوف» و ناگزیر، بلوکی از آپارتمان‌های هولناک. هترلی می‌گوید: «هیچ‌چیز کل پروژۀ ساخت یک جامعۀ اشتراکیِ غیرکاپیتالیستی را بیش از بلوک‌های عظیمِ بدون سیما و نما که از هر سو به طول چندین مایل کشیده شده‌اند، بی‌اعتبار نمی‌کند»؛ حتی اگر آن بلوک بی‌سیمایی که در فیلم تبلیغ لیوایز به تصویر کشیده شده است، واقعاً در بریتانیا ساخته شده باشد.