نرخ انزوا در شهرها
تنهاترین شهر دنیا کجاست؟
بسیاری از اهالی توکیو چنان مشتاق داشتنِ رفیق هستند که آن‌ها را اجاره می‌کنند.

هنری میلر، نویسندۀ سرشناس آمریکایی، دربارۀ زندگی در نیویورک نوشت: «در نیویورک همیشه احساس تنهایی کرده‌ام؛ تنهاییِ حیوانی درون قفس» مشکل میلر نداشتنِ دوست یا عدم جذابیت نبود؛ او پنج بار ازدواج کرده بود اما خودش را در زادگاهش یک بیگانه‌ می‌دید. نیویورک جایی است که بی‌شمار انسان برای جست‌وجوی شهرت، کار، عشق و حتی خودشان به آن می‌روند. آیا می‌توان از سخنان میلر به این نتیجه رسید که این شهر تنهاترین شهر دنیاست یا اینکه ممکن است خودِ این انسان، و نه این مکان، سرچشمۀ نارضایتی میلر باشد؟ اگر اینطور باشد، تنهاترین شهر کجاست؟


خانۀ حقیقی فلسفه کجاست؟
رسالت اصلی فلسفه در خیابان نیست
ایدۀ گسستگی فلسفه ازسایر دانش‌ها، بخش عمده‌ای از تاریخ را نادیده می‌گیرد

دانش ما از جهان و انسان به‌مانند موجی حاصل از انداختن سنگی در آب توسعه می‌یابد. هر چه از مرکز این موج دورتر شویم، دامنۀ آن که همانا دانش قابل‌اطمینان ما است، رشد می‌کند. اما زمانی که به مرزهای این پهنۀ وسیع برخورد کنیم، تردید، گمانه‌زنی و اختلال روش‌شناختی بازخواهد گشت. در چنین وضعیتی، فلسفه است که به کمک ما می‌آید و راه را برای گام بعدی باز می‌کند. این تلاش فلسفی، آشکارا بی‌پایان است و هرچه علوم پیشرفت کنند، نیاز به فلسفه نه کمتر، بلکه بیشتر خواهد شد.


اقتصاد سیاسیِ فلسطین
اپلیکیشن‌های اشغالگر
فلسطینی‌ها با «اپلیکیشن‌های آزادی‌بخش» می‌توانند اخبار آمدوشد در ایست‌بازرسی‌ها را دریافت کنند

«یک ساعت است که رسیده‌اید، بیش از ظرفیتتان خاک و مونوکسید کربن استنشاق کرده‌اید. تازه نیم ساعت دیگر طول خواهد کشید تا به سربازی برسید که ممکن است بدون ذکر هیچ دلیلی شما را مجبور کند که برگردید.» این وضعیت فلسطینیانی است که هر روزه از گذرگاه قلندیا عبور می‌کنند. قلندیا مرزی «هوشمند» است که برای مختل‌کردن زندگی فلسطینیان، به جدیدترین تکنیک‌های نظارتیِ کنترل ازراه‌دور و پیشرفته‌ترین فناوری‌های نظامی مجهز شده است. گرچه فلسطینیان تلاش کرده‌اند با اپلیکیشن‌های «آزادی‌بخش» بر این محدودیت‌ها غلبه کنند، اما درعمل به پیشبرد اهداف اقتصادیِ اشغالگران کمک کرده‌اند.


آیندۀ سبک نگارش آکادمیک
آیا در عصر گوگل ارجاع‌دهی همچنان ضروری است؟
نظام ارجاعات به یک ایست بازرسی برای نویسندگان تبدیل شده است

دانشگاه شیکاگو احتمالاً اولین نهاد در امریکا بود که اولین کتابچهٔ راهنمای نگارش را منتشر کرد. آن‌ها قوانین درون‌سازمانیِ خود برای نویسندگان و ویراستاران را به یک جزوه تبدیل و آن را در سراسر دانشگاه پخش کردند. در سال ۱۹۰۶ اولین نسخه از آنچه امروز «کتابچهٔ اسلوب نگارش» نامیده می‌شود، به چاپ رسید. سبک شیکاگو را کیت تورابیان برای دانشجویانی که مشغول نوشتن پایان‌نامه بودند جرح و تعدیل کرد. او در آن زمان دبیر بخش پایان‌نامه‌ها در دانشگاه شیکاگو بود و تمام رساله‌ها باید قبل از تأیید در دانشگاه شیکاگو، تحت‌نظارت او بررسی می‌شد.


شناخت‌شناسی اخلاقی
آیا احساسات و اخلاق قابل جمع هستند؟
جاشوا گرین، روان‌شناس و فیلسوف امریکایی، از مکانیزم تقابل احساس و عقل می‌گوید

جاشوا گرین، فیلسوف و استاد روان‌شناسی دانشگاه هاروارد، در حوزۀ اخلاق آزمون فکری دشواری را تحت عنوان «مسئلۀ تراموا» طرح کرده است که در آن، آزمایش‌شونده باید تصمیم بگیرد که با فشار دادن دکمه‌ای جان یک نفر را برای نجات دادن جان پنج نفر بگیرد. او در سال ۲۰۰۱ این آزمون را با کمک تصویربرداری مغز به انجام رسانید. نتایج حاصل از آزمایش‌های او، از نقش شهود در محاسبات اخلاقی پرده‌برداری کردند. گرین توضیح می‌دهد که چگونه تحقیقات شناختی- اخلاقی او، نقش احساسات را در اخلاق به‌صورت علمی و شاید هم فلسفی نشان می‌دهد.


معانی مختلف رادیکال
«رادیکال» واقعا به چه معناست؟
خوب است بدانیم چه زمانی «رادیکال» معنای خوبی می‌دهد و چه زمان معنایی زننده

در سیاست مدرن ، معمولاً ایدۀ «رادیکال» را با تفکّر چپ مرتبط می‌دانند. حزب محافظه‌کار انگلستان نیز سیاست‌های خود را «رادیکال» معرّفی می‌کنند. اخیراً هم داعش و گروه‌های مشابهِ آن را طرف‌دار «اسلام رادیکال» می‌خوانند. «رادیکال» این روزها دقیقاً به چه معنا به‌کارمی‌رود؟ آیا می‌توانیم آموزۀ مفیدی از کاربردهای نابسامان و گیج کنندۀ آن بیرون بکشیم؟ مسیر تاریخی این واژه کمک می‌کند برخی واقعیات عجیب‌وغریب مربوط به به‌‌کارگیری آن را بهتر بفهمیم.


دغدغه‌های فرزندآوری
آیا تغییرات اقلیمی بچه‌دارشدن را غیراخلاقی کرده است؟
محیط زیست در حال فروپاشی قبلاً یک نگرانی نظری بود، اما اکنون یک ترس کاملاً واقعی است

چه می‌شود اگر کسی که هنوز به دنیا نیامده است یا شاید هنوز نطفه‌اش بسته نشده است، فوق نابغه‌ای باشد که بتواند با اختراعش کرۀ زمین را نجات دهد. چیزی مثل آخرین سیستمِ توربین بادی که می‌تواند تمام نیازهای ما به انرژی را برطرف کند و درحالی‌که کار می‌کند، به‌نوعی هم جو را خنک کند و هم بذرها را پخش کند تا درختان بیشتری رشد کنند؛ و پیتزا هم درست کند. ما چه می‌دانیم؟ شاید حتی چیزی بهتر از این در انتظارمان باشد.