بهارنامۀ ۱۳۹۸

گزیده مطالبی دربارۀ اینترنت و شبکه‌های اجتماعی

مطالبی برگزیده از منتشرشده‌های سال گذشته

2 فروردين 1398 ساعت 12:42

مولف : ویژه‌نامه‌های ترجمان

معلوم نیست چرا ما آدم‌ها، برای عمل به برنامه‌هایمان، دوست داریم از ابتدای هفته، ماه، یا سال دست به کار شویم. انگار، با شروع سال نو، می‌شود دست‌ها را به هم بزنیم، گردوخاک سال گذشته را بتکانیم و بعد هم با سرخوشیِ بیشتری به‌سراغ اهدافمان برویم. در این صورت، حتماً «خواندن» را هم جزو برنامه‌های سال آینده‌تان گذاشته‌اید. پس برای اینکه خُلف وعده نکرده باشید، این شما و این بهارنامۀ ترجمان در سال ۱۳۹۸.



♦ برای مطالعۀ هر یک از مطالب این پرونده، بر روی تیتر آن‌ها کلیک کنید.


مخترع «واقعیت مجازی» می‌گوید همین حالا شبکه‌های اجتماعی‌تان را حذف کنید
جارن لانییر، فیلسوف کامپیوتر، از فاجعه‌ای می‌گوید که اینترنت را به جهنم تبدیل کرده است


وقتی سرچ اینستاگرام را باز می‌کنیم، احتمالاً با انبوهی از پست‌های عجیب‌وغریب مواجه می‌شویم که کلیک بر روی هر کدامشان می‌تواند برایمان جالب و دوست‌داشتنی باشد. اما خیال کنید تاجری فریب‌کار، برای درآمد یا سود بیشتر، پشت دستگاه سرچ اینستاگرام نشسته و دارد پست‌های مشخصی را به‌سمت ما سوق می‌دهد. احتمالاً حس بدی پیدا می‌کنیم. حس فاجعه‌آمیزتر آنجا سراغمان می‌آید که بفهمیم کل زندگیِ اینترنتی‌مان را او هدایت کرده و ما هم ناآگاهانه دستخوش بازی‌های او بوده‌ایم. آیا باز در اینترنت خواهیم ماند؟


پایان عصر شبکه‌های اجتماعی دور از تصور نیست
شاید روزی جامعۀ ما این شیفتگی به توییتر و فیس‌بوک را هوسی زودگذر و اغلب مخرب ببیند


چندماه قبل، شان پارکر، اولین رئیس فیس‌بوک، حرف‌هایی زد که داغ دل خیلی‌ها را تازه کرد. پارکر تأیید کرد که فیس‌بوک و دیگر شبکه‌های اجتماعی، آگاهانه و عامدانه، از نقصان‌های روان‌شناختی انسان‌ها سوءاستفاده می‌کنند تا کاربرانشان را هرچه بیشتر درگیر کنند. دقیقاً مثل نوعی اعتیاد. این سخنان نشانه‌ای بود از موج جدیدی که بین مردم راه افتاده است. حالا خیلی‌ها دارند شبکه‌های اجتماعی را ترک می‌کنند تا شاید آرامش قبلی‌شان را دوباره پیدا کنند.


هرگز با موادِ خودت نشئه نکن!
چرا اربابان رسانه‌های اجتماعی از رسانه‌های اجتماعی استفاده نمی‌کنند؟


چندماه پس از عرضۀ آیپد به بازار، استیو جابز در گفت‌وگو با نیویورک‌تایمز گفت که بچه‌هایش هنوز به آیپد دست نزده‌اند، چون او و همسرش استفاده از فناوری را برای بچه‌هایشان محدود کرده‌اند. همین ماجرا در زندگی شخصی بسیاری از مدیران شرکت‌های عظیم فناوری صادق است. آن‌ها نه خودشان از محصولات خودشان استفاده می‌کنند و نه اجازه می‌دهند نزدیکانشان چنین کاری کنند. به نظرتان این کار معنای خاصی ندارد؟


زندگی شوهران اینستاگرامی
مردان پشت دوربین آماده‌اند که روی صحنه پا بگذارند


شوهر اینستاگرامی کسی است که از یک شاخ اینستاگرام عکس می‌گیرد. ماجرا را ساده نگیرید، چرا که حرف از چندین ساعت عکس‌گرفتن در روز است. زندگی با چهره‌های پرطرفدار اینستاگرامی می‌تواند به جهنمی دردناک تبدیل شود چون مداوماً باید در جستجوی زاویه یا موقعیتی برای عکس‌گرفتن باشید و این پروژه تمام نمی‌شود. توی خانه، وقت سفر، طی تعطیلات، همه‌جا و همه‌وقت. ولی نکتۀ دیگری هم هست که شاید شرایط را خوشایندتر کند: کنار همسرتان هستید و پول درمی‌آورید.


پرسه‌زدن در اینترنت چیزی فراتر از اعتیاد است
پژوهش‌های یک انسان‌شناس نشان می‌دهد الگوی استفاده از شبکه‌های اجتماعی مهم‌تر از الگوی اعتیاد به چیزهاست


از شدت پرکاری، یا شاید بیکاری، وقتی حوصلهٔ هیچ‌ چیز را نداریم، احتمالاً تنها کاری که به ذهنمان بیاید بازکردن اینستاگرام یا توییتر باشد. اینجاست که دو ساعت انگشت‌کشیدن بر روی صفحهٔ موبایل شروع می‌شود. از روزمرگی بیرون می‌آییم و می‌افتیم درون تکرار و ملالتی دیگر. اما این دو ملالت با هم یک تفاوت دارند، در تکرار و خستگیِ دوم همه ‌چیز یادمان می‌رود: اسکرول‌کردن، مثل عوض‌کردن کانالِ تلویزیون، هر آنچه را مربوط به ماست برای چند دقیقه نابود می‌کند.


نئولیبرالیسم یعنی سرمایه‌داری لایک‌ها
سرمایه‌داری در عصر نئولیبرال فهمید، به‌جای سخت‌گیری، باید اغواگر باشد


اورول آیندۀ غرب را جامعه‌ای انضباطی می‌دانست. اما دنیا در سال ۱۹۸۴، شباهت چندانی به پیش‌بینی‌های ضدآرمان‌شهری او نداشت. اپل به‌تازگی مکینتاش را عرضه کرده بود و رایانه‌ها که نویدبخش آزادی و دسترسی همگانی بودند با سرعت پیشرفت می‌کردند. بعد نوبت اینترنت، گوشی‌های هوشمند و شبکه‌های اجتماعی رسید. خبری از جامعۀ انضباطی نبود. اما فیلسوف عجیب‌وغریب و منزوی آلمانی، بیونگ‌چول هان، می‌گوید فریب نخورید. حالا تک تک ما انسان‌ها، برادر بزرگ‌تر شده‌ایم.


چرا آدم‌های خوب در شبکه‎های اجتماعی تحمل‎ناپذیر می‌شوند؟
همکاری میان انسان‌ها مهم‌ترین عنصر در پیشرفت جوامع بشری بوده، اما امروزه در اینترنت خبری از آن نیست


حتماً گذرتان به آدم‌هایی افتاده که از نزدیک انگار آزارشان به مورچه هم نمی‌رسد، اما وقتی به حساب توییترشان می‌روید می‌بینید گرگ‎های درنده‎ای هستند که دائماً به دیگران پرخاش می‌کنند. واقعاً چه چیزی در اینترنت موجب این‌همه تغییر در رفتار آدم‌ها می‌شود؟ گایا وینس از کشفی ساده، اما بزرگ، می‌گوید: الماس و گرافیت هر دو از کربن‌اند، اما فقط چینش عناصرشان فرق می‌کند: کافی است آدم‌های مهربان را با یک چینش دیگر کنار هم بنشانید تا مثل آدمخوارها به جان هم بیفتند.


چطور شبکه‌های اجتماعی به جنگ‌افزار تبدیل شدند؟
از تیلور سوئیفت تا داعش آن‌ها را به شیوه‌ای یکسان به کار می‌گیرند، چه درسی در این مسئله وجود دارد؟


بسیاری از پروژه‌هایی که ابتدا به منظور اهدافی نظامی راه‌اندازی شده بودند، بعدها برای کسب درآمد نیز به کار گرفته شدند، از پودر پنیر بگیرید تا جی.پی.اس. اما شبکه‌های اجتماعی گویا مسیر برعکس را طی کرده‌اند. پلتفرم‌هایی که از اساس برای کسب سود طراحی شده‌ بودند، حالا به بخشی جدایی‌ناپذیر از هر اقدام سیاسی و نظامی تبدیل شده‌اند. وضعیتی که به تعبیر نویسندگان کتابی جدید باعث شده است کل جهان به میدان نبردی دائمی تبدیل شود.


برام مهم نیست چی میگی
آیا راهی برای برون‌رفت از اختلاف‌نظرهای بی‌پایان وجود دارد؟


شبکه‌های اجتماعی سیلابی از اختلاف‌نظر را بر روابط انسانی روانه کرده است. صبح تا شب یا خودمان مشغول جدل با دیگرانیم یا شاهد مجادلات سایرین هستیم. این وسط، آنچه قربانی شده، بحث‌های سازنده و معنادار است. آناتول رپوپورت معتقد است برای نجات از این آشوب باید دو اصل را محور هر بحثی قرار بدهیم: اولاً مدعای رقیب را در کامل‌ترین صورت خود درک کنیم و ثانیاً نقاط اشتراکمان با طرف مقابل را آشکارا تصدیق کنیم.


اینترنت نه خوب است و نه بد، خنثی هم نیست
جوهرۀ صمیمیت در به‌اشتراک‌گذاریِ همان چیزی است که نمی‌توان روی اینترنت به اشتراک گذاشت


ما از دنیای دیجیتال هم به‌خوبی سردرنمی‌آوریم: اینترنت ما را با هم آشناتر کرده یا بیگانه‌تر؟ آزادترمان کرده یا بَرده‌تر؟ یا مخلوطی از همۀ این‌ها؟ جواب قاطعی در کار نیست. ما به شکل بی‌سابقه‌ای همه‌جا در حال اظهارات عاشقانه و صمیمانه‌ایم. و در عین حال، به نظر می‌رسد سردترین، بدخوترین و خودشیفته‌ترین آدم‌های تاریخ هم هستیم. چه اتفاقی دارد برایمان می‌افتد؟ رمان‌نویس و استاد دانشگاهی کانادایی ماهیت صمیمیت در دنیای آنلاین را بررسی کرده است.


آیا رسواکردن آدم‌ها در فضای مجازی راه درستی برای مبارزۀ اخلاقی است؟
موج‌های رسواسازی در شبکه‌های اجتماعی هر روز قربانیان بیشتری می‌گیرند


چه کسی در کارنامۀ زندگی‌اش هیچ خطا و اشتباهی وجود ندارد؟ همۀ ما بالاخره در نوجوانی یا بعد از آن رفتارهایی کرده‌ایم که بعدها آرزو کرده‌ایم کاش مرتکب آن‌ها نشده بودیم. اما شبکه‌های اجتماعی به جایزالخطا بودن انسان‌ها احترامی نمی‌گذارند. کافی است اشتباه کوچکی از شما سر بزند، دیگر باید منتظر باشید که روزی کسی آن را منتشر کند و شما را از زندگی ساقط کند. اما آیا این پرده‌دریِ همگانی و بی‌محابا جامعه را به جای بهتری تبدیل خواهد کرد؟


عصر طلایی آزادی بیان و سکۀ از رونق افتادۀ دموکراسی
شبکه‌های اجتماعی سطح بی‌نظیری از آزادی بیان را به ما داده‌اند، اما در عوض اعتمادمان را از بین برده‌اند


شیوۀ معیار سانسور برای دهه‌ها چنین بود: گلوگاه‌های اصلیِ انتشار خبر را شناسایی و مسدود کن. حالا این شیوه بیشتر خنده‌دار است تا ترسناک. دیگر گلوگاهِ اصلی‌ای وجود ندارد، و خبرها در شبکه‌ای عظیم از ارتباطات فردیِ مجازی دست به دست می‌شود. آدمی گمنام با یک گوشی همراه، می‌تواند به اندازۀ سی.ان.ان در جریان یک واقعه اثرگذار باشد. اما ساده‌لوحانه است اگر گمان کنیم جهت‌دهی به افکار در این سیستمِ هولناک از میان رفته است.


ده نوع مزاحم اینترنتی که حتماً سراغمان می‌آیند
ترول‌ها گرچه همه‌جا کمین کرده‌اند، اما می‌شود همۀ کارهاشان را پیش‌بینی کرد


تا پیش از اختراع شبکه‌های اجتماعی، نهایت مزاحمت یک فرد ناشناس این بود که زنگ بزند و در گوشی تلفن فوت کند. اما در عصر حاضر نوع جدیدی از انسان ظهور کرده که می‌شود هویتش را با مزاحمت تعریف کرد: ترول‌ها، کاربرانی که به‌اندازۀ مزاحم‌تلفنی‌های دو دهۀ پیش یکدست و صاف و ساده نیستند. برخی‌شان دائم فحش می‌دهند، یکسری فقط غلط املایی می‌گیرند، و یک عده هم همیشه مناقشه می‌کنند. در نوشتۀ پیش رو، با ده نوع از انواع ترول‌ها آشنا شوید.


رفتار زنان و مردان در شبکه‌های اجتماعی تفاوت‌های معناداری با یکدیگر دارد
تفاوت‌های جنسیتی در دنیای واقعی در فضای آنلاین نیز ادامه می‌یابند


این روزها بحث مسئولیت‌پذیری پلتفرم‌های اجتماعی در قبال تأثیراتی که بر زندگی کاربران می‌گذارند بالا گرفته است. این مسئله وقتی پیچیده‌تر می‌شود که نابرابری‌های جنسیتی را نیز لحاظ کنیم. تحقیقات متعددی نشان می‌دهد که زنان در مجموع بیشتر از مردان در شبکه‌های اجتماعی وقت می‌گذرانند، بیشتر مورد نفرت‌پراکنی قرار می‌گیرند، کمتر قدرت نه گفتن پیدا می‌کنند و به دلیل نیاز بیشتر به پذیرفته‌شدن، آسیب‌های بیشتری می‌بینند. چرا رفتار جنسیت‌ها در شبکه‌های اجتماعی این‌قدر متفاوت است؟


آیا این اَکانت خشمگین همان آدم محترم میز بغلی است؟
درآمدی بر پروندۀ «ما خشمگینیم و عضو شبکه‌های اجتماعی: چگونه شبکه‌های اجتماعی شیوۀ بروز خشم را تغییر می‌دهد؟»


این روزها با موبایل‌هایمان می‌خوابیم، حمام و دستشویی می‌رویم و موقع راه‌رفتن، غذاخوردن، مطالعه، کار، انتظارکشیدن و رانندگی با گوشی‌هایمان در شبکه‌های اجتماعی سرک می‌کشیم. حتی، در تحقیقی جدید، بعضی جوانان گفتند در حین رابطۀ جنسی هم به سراغ گوشی‌شان می‌روند. گویا در زمانه‌ای زندگی می‌کنیم که بیش از هر کسی و هر چیزی با گوشی‌هایمان هستیم و آن‌طور که کارشناسان می‌گویند گوشی‌های هوشمند و شبکه‌های اجتماعی ابعاد گوناگون روابط فردی و اجتماعی ما را دگرگون کرده‌اند. با این اوصاف گوشی‌های هوشمند و شبکه‌های اجتماعی شیوه‌های بُروز خشم ما را چطور تغییر می‌دهند؟


چت‌های بیهوده، به روایت زبان‌شناسان
مالینوفسکی راز شبکه‌های اجتماعی را کشف کرده بود: «صرفاً با دیگران بودن»


اگر چند روزی در توییتر، اینستاگرام یا هر شبکۀ اجتماعیِ دیگری پرسه بزنید، مداوماً با آدم‌های منتقدی رو‌به‌رو می‌شوید که می‌گویند سطح بحث‌ها خیلی پایین آمده و دیگر هیچ‌کس حرف جدی نمی‌زند و همه شده‌اند کارشناس و حرف‌هایی شبیه این. این انتقادات ریشه در تصور خاصی از زبان دارند که می‌گوید زبان ابزاری است برای انتقال «افکار و اندیشه‌ها». اما اگر اساساً هدف از حرف‌زدن، نه انتقال پیام، که صرفاً لذت‌بردن از معاشرت و پیوند با دیگران باشد چه؟


فیس‌بوک بدترین جای ممکن برای فعالیت سیاسی است
دو کتاب جدید دربارۀ دنیایی سخن می‌گویند که فیس‌بوک برای ما رقم زده است


طنزی تلخ در زندگی روزمرۀ مشهورترین منتقدان شبکه‌های اجتماعی وجود دارد: اکثر آن‌ها نه‌تنها ساعت‌های مدیدی از روزشان را در شبکه‌های اجتماعی می‌گذرانند، بلکه هیچ تصمیمی برای کنار گذاشتن آن‌ها نیز ندارند. چرا که به یک معنا، ترکِ شبکۀ اجتماعی در دنیای امروز، تفاوت زیادی با تبعید از جامعه ندارد. و درست به همین دلیل است که تلاشِ پیگیرانه برای اصلاح شبکه‌های اجتماعی و نقدِ بی‌رحمانۀ آن‌ها وظیفه‌ای همگانی است.


کد مطلب: 9320

آدرس مطلب: http://tarjomaan.com/report/9320/

ترجمان
  http://tarjomaan.com