يکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۶ ۱۴:۵۲
 
آنچه این کتاب ارائه نمی‌دهد دستورالعمل تحول یک‌شبه است، همان ترفندهای دم‌دستی‌ای که خوراک سخنرانان انگیزشی و معرکه‌گیرهای سازمانی است. در مقابل، در این کتاب حجم زیادی از مطالب دربارۀ تفکر وجود دارد: مفهومی ساده که نیازمند فناوری خاصی نبوده، به‌راحتی نادیده گرفته شده و معمولاً دست‌کم گرفته می‌شود. اما اگر به ذهنمان اجازه دهیم، از کلیشه‌ها و حرف‌های به‌درد‌نخور و تکراری فراتر می‌‌رود. آن موقع است که چیزهایی که به آن معتقدیم، کسی که هستیم، و حرف‌هایی که باید بزنیم را خواهیم یافت. اینجاست که می‌ایستیم و با خود فکر می‌کنیم که شهامت، ذکاوت، دلسوزی، تخیل، نشاط، یأس، اکتشاف و فداکاری‌ای که کار می‌تواند موجبش شود را یافته‌ایم –به‌طور خلاصه همۀ چیزهایی را یافته‌ایم که اهمیت دارند ولی فراسوی مقیاس‌های معمول ما هستند.
تخمین زمان مطالعه : ۳ دقيقه
 


ما تقریباً همه چیز را در محیط کار اندازه می‌گیریم، اما از کنار آنچه واقعاً اهمیت دارد می‌گذریم. اعداد و ارقام تسلی‌بخش‌اند و این توهم را به افراد القا می‌کنند که کنترل همه‌ چیز را در دست دارند، اعداد و ارقامی مثل درآمد، مخارج، بهره‌وری، میزان اشتغال به کار، گردش کارکنان و... . اما زمانی که با موفقیت یا شکستی چشمگیر روبه‌رو می‌شویم، همه از مدیرعامل گرفته تا دربان آن را حاصل یک چیز می‌دانند: فرهنگ. فرهنگ است که فراسوی مقیاس و حتی از قرار معلوم فراسوی درکِ ما قرار دارد. فرهنگ همان سُس ناشناخته‌ای است که طعم زندگیِ سازمانی را از این رو به آن رو می‌کند؛ همان چیزی که باعث تفاوت می‌شود، اما هیچ‌کس دستور تهیه‌اش را ندارد.
پارادکس فرهنگ سازمانی در این حقیقت نهفته است که گرچه وجود این فرهنگ تفاوت‌های چشمگیری را در پی دارد، خودش از اقدامات، عادات و انتخاب‌های کوچک نشئت می‌گیرد. انباشت رفتارها (که از همه جا، از بالا تا پایین سلسله‌مراتب، و از درون و بیرون شرکت روی هم جمع می‌شوند) فرهنگ شرکت را شکل می‌دهد. این فرهنگ بی‌نظم به نظر می‌رسد ولی درعین‌حال از تمام اقداماتِ همۀ افراد تأثیر می‌پذیرد.
این اوضاع از جهاتی نعمت است و از جهاتی نقمت؛ برای رهبران نقمت است، از این جهت که این فرهنگ خودبه‌خود پدید می‌آید، نه‌تنها فراسوی مقیاس که فراسوی کنترل آن‌ها نیز هست. شاید قادر نباشیم خودِ فرهنگ را اندازه‌گیری کنیم، اما می‌توانیم نسبت شکست برنامه‌هایی که به دنبال تغییر فرهنگ بوده‌اند را بسنجیم؛ این نسبت حدود ۷۰ درصد است. به‌این‌ترتیب می‌توان گفت که فرهنگ پدیده‌ای مرموز، به‌سختی قابل هدایت، و فرمان‌ناپذیر است.
نعمت این اوضاع نیز در این حقیقت نهفته است که فرهنگ‌های نهادی نظام‌هایی غیرخطی هستند. تغییرات کوچک (مثل گوش‌دادن، سؤال‌پرسیدن، به‌اشتراک‌گذاشتن اطلاعات) باعث ایجاد تغییراتی فراتر از ایده‌ها، بینش‌ها و روابطی می‌شود که آن نظام قادر به ایجادش است. هرکدام از این تغییرات کوچک نتایجی در پی دارد که کل سیستم را تحت تأثیر قرار می‌دهد. و همه، از مدیرعامل گرفته تا دربان، در این فرایند تأثیرگذار هستند.


فهرست

• کش‌مکش خلاقانه
تفاوت است که تفاوت ایجاد می‌کند
کش‌مکش خلاقانه نیازمند تمرین است
تفاوت‌های تعیین‌کننده
سؤالات بهتر، تصمیمات بهتر
بیشترین بهره‌گیری از خطاها

• سرمایۀ اجتماعی
تدریس همدلی
ملاط و آجر
زمان به سرمایۀ اجتماعی شکل میدهد
قدرت شنیدن

• فکرکردن فعالیتی جسمی است
تک‌وظیفگی!
ساعت بیشتر/کارایی کمتر
مغزهای متحرک
اوقاتِ بی‌سروصدا در کنار هم
سفردوستی
اول پردازش سریع، سپس سم‌زدایی

• درهم‌شکستن موانع
کنجکاوی مرز میان بخش‌ها را در هم می‌شکند
سری به بیرون زدن: از دفتر کارت خارج شو
رواج‌دادن تفکر واگرا
برو: برو بیرون!
استفاده از جلسات خارج از شرکت
برگرد خونه

• همه‌جا پر از رهبر است
تأثیر انگیزشی انتظار بالا
رده‌بندی‌های مصنوعی را فراموش کن
رهبران باور دارند
توزیع قدرت
بهترین ایده تعیین‌کننده است
قدرت در ناتوانی
مشکل قدرت
از آنجایی که هستی رهبری کن
خرد‌کردن
[سخن آخر] ناسازگاری‌ها و اتفاقات احتمالی
یک چیز دیگر ...

► برای خرید این کتاب اینجا را کلیک کنید.

کد مطلب: 8938