جمعه ۳ شهريور ۱۳۹۶ ۰۰:۳۷
 
جان گری، استاد پرآوازۀ علوم‌سیاسی و تاریخ ایده‌هاست که سال ۲۰۰۸ از مدرسۀ اقتصاد و علوم سیاسی لندن بازنشسته شده است. اگرچه تخصص او در فلسفۀ سیاسی است اما شهرت عمده‌اش را مرهون مرور کتاب‌هایی است که در «گاردین»، «نیواستیتسمن» و «تایمز لیترری ساپلیمنت» می‌نویسد. او بیش از ۲۵ کتاب نوشته است که «سکوت حیوانات؛ دربارۀ پیشرفت و دیگر اسطوره‌های مدرن» از آخرین آن‌هاست. در ویژه‌نامۀ این هفته گزیده‌ای از نوشتارها و مرور کتاب‌های جان گری را می‌خوانیم.
تخمین زمان مطالعه : ۵ دقيقه
 
 

قاعدۀ تاریخ وحشی‌گری است نه رفتار متمدنانه
در کنار پیشرفت سریع علم و تکنولوژی، پیشرفت مشابهی در تمدن یا خردگرایی انسان به وجود نیامده است

از نظر جان گری، غرب احمقانه‌ترین راه‌حل را پیش گرفته است. حمله به یک کشور نابسامان، از میان بردن حکومت مرکزی و رهاکردن کشور در آغوش هرج‌و‌مرج بی‌پایان و جنگ داخلی،آنگاه بازگشت دوباره و بمباران پشتِ بمباران. فرمولی که در افغانستان و عراق و لیبی اجرا شد، و حالا نوبت سوریه است. اما چرا کشورهای غربی هنوز به این راه‌حل امیدوارند؟ مشکل از کجا آب می‌خورد؟


سرمایه‌داری ربطی به آزادی‌های لیبرال نداشته است
مروری انتقادی بر کتاب برابری بورژوازی نوشتۀ دیدری مکلاسکی

«به‌جای آنکه فقط به نابرابری بچسبید، به فکرِ فقر مطلق باشید». این شعار دسته‌ای از طرفداران بازار آزاد است که به مکتب شیکاگو تعلق خاطر دارند. آن‌ها می‌گویند انسان‌های امروز، خوشبخت‌ترین‌های گونۀ خود در تاریخ‌اند و متوسطِ درآمد کل مردم جهان، سی تا صد برابر دوقرن پیش است. پس چه جای گلایه و شکایت؟ اما جان گری، ضمن مرور یکی از کتاب‌های جدید این مکتب، می‌گوید چنین روایتی نقص‌های فراوان دارد.


زندگی پس از آرماگدون: اثر روانی عمیق جنگ جهانی دوم
ترس و آزادی تصویری است از اینکه آدم‌ها چطور به زندگی ادامه دادند، وقتی دیگر هیچ‌چیز مثل سابق نبود

شاید فقط برخورد یک شهاب‌سنگ غول‌آسا، یا هجوم زامبی‌ها و آدم‌فضایی‌ها بتواند زندگیِ بشر را بیش از جنگ جهانی دوم تغییر دهد. جنگی که در آن صدمیلیون سرباز جنگیدند و بیش از هر ستیزِ دیگری در طول تاریخ کشته و زخمی بر جای گذاشت. اما این‌ها سطحی‌ترین تأثیرات این جنگ است. ترس‌ها، امیدها، آرمان‌شهرها و ویران‌شهرهایی که این جنگ در ذهنِ انسان‌ها کاشت یا خراب کرد، هنوز که هنوز است دارد بر زندگی ما تأثیر می‌گذارد.


داستان کافه‌نشینی‌های اگزیستانسیالیستی
مروری بر کتابِ درکافهٔ اگزیستانسیالیستی نوشتهٔ سارا بیک‌ول

ایده‌ها جالبند؛ اما آدم‌ها خیلی جذاب‌ترند. این شعار سارا بیک‌ول نویسندۀ کتابِ جنجالیِ «در کافۀ اگزیستانسیالیستی» است. او علاقهٔ زیادی به قلم‌فرسایی دربارهٔ متفکران دارد؛ به‌ویژه کسانی که به آن‌ها علاقه دارد و تحسینشان می‌کند. یکی از محاسن او این است که از نوشتن دربارهٔ نقشه‌های زشت این اندیشمندان سرباز‌نمی‌زند. او به‌گونه‌ای بسیار جذاب و سرگرم‌کننده به معرفی اگزیستانسیالیست‌ها و بستر سیاسی‌اجتماعیِ شکل‌گیری ایده‌هایشان می‌پردازد.


قحطی‌های امپریالیستی، گرسنگی‌های سوسیالیستی
کنار نهادنِ سیاستْ نقطه ضعف اصلی نظریات عمومی و نقطه ضعفِ اجماع متخصصان دربارۀ گرسنگی است

مطابق اجماعِ متخصصان توسعه، سال‌های ابتدایی قرن بیست و یکم را می‌توان پایان فقر شدید دانست. اما دیوید ریف در کتاب مواخذۀ گرسنگی، نشان می‌دهد که آنچه این اجماع می‌گوید، صرفاً رویکردی ایدئولوژیک به مسائل است که علل فقر را ساده‌سازی می‌کند. جان گری، فیلسوف سیاسیِ انگلیسی، این کتاب را بررسی می‌کند.


شاید از این هم خوشتان بیاید
ما اغلب نمی‌دانیم چه چیزی را دوست داریم یا چرا چیزی را دوست نداریم

چرا چیزهای موردعلاقه‌مان را دوست داریم؟ این موضوعی زیست‌شناختی است یا فرهنگی؟ بعضی فکر می‌کنند که ترجیح‌هایشان در انتخاب‌هایشان نمود می‌یابند و برخی دیگر فکر می‌کنند که انتخاب‌هایشان ترجیح‌هایشان را می‌سازد. درهرصورت، آنچه دوست دارند یا دوست ندارندْ برایشان واضح به نظر می‌رسد. اما درواقع مشکل اینجاست که معمولاً به‌روشنی نمی‌دانیم که چه چیزی را دوست داریم. ذائقه‌های ما همان‌قدر برای ما ناشناخته‌اند که برای دیگران. آن‌ها مبهم، متغیر و گاهی اوقات تقریباً غیرقابل‌درک‌اند.


لذت‌های پنهانیِ بوروکراسی
بررسی کتاب آرمان‌شهر ِقانون‌ها: دربارۀ فناوری، حماقت و لذت‌های پنهانیِ بوروکراسی نوشتۀ دیوید گریبر

دیوید گریبر، مردم شناس آمریکایی و استاد مدرسۀ اقتصاد لندن است. او زمانی که می‌خواست مادرش را در آسایشگاه سالمندان نام‌نویسی کند دریافت که پروسۀ انجام این کار به‌طرز حیرت‌آوری پیچیده و زمان‌بر است. گریبر در کتاب «آرمان‌شهرِ قانون‌ها» به‌دنبال آن است که با بررسی این نمونه نشان‌دهد که چگونه سلسله قوانینی پیچیده می‌تواند به ایجاد وضعیتی احمقانه منجر شود.


درسگفتارهای نیچه دربارۀ آموزش عالی
دانشگاه‌ها از رسالت اصلی خود تهی شده‌اند

نیچه در سال ۱۸۷۲ در دانشگاه بازل پنج سخنرانی دربارۀ آموزش عالی ایراد کرد. او در سخنرانی‌هایش به دانشگاهِ مدرن تاخت و گفت که تشویقِ بی‌مهابای فردیت در دانشگاه‌ها «نشانه‌ای از بربریت» است که باعث می‌شود تا روحِ آموزش آزاد از بین برود. گویی وضعِ دانشگاه‌ها در آن دوران بی‌شباهت به امروز نبوده است.


ملحدان جدید از چه می‌ترسند؟
نیچه ادعا می‌کرد که لیبرالیسم مدرن تجسد سکولار سنت‌های دینی یهودی و مسیحی است

ملحدانِ جدید خودشان را پشت نقاب علم پنهان می‌کنند تا بتوانند از لیبرالیسم وحشت‌زدۀ امروز دفاع کنند. اما آن‌ها فراموش کرده‌اند که نسل‌های قبلی ملحدان هم با نظریه‌های نژادپرستانه یا ضدِ لیبرال، همدستِ حاکمان دوران خود شده‌اند. مقالۀ تازه و بسیار جنجال‌برانگیز جان گری، فیلسوف سیاسی مشهور، به این مسئله می‌پردازد.

کد مطلب: 8644