بهارنامۀ ۱۳۹۷
مطالبی برگزیده از منتشرشده‌های سال گذشته
دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۶ ۱۴:۲۹
 
در خانه، اتوبوس، مترو، محل‌کار و بسیاری از جاهای دیگر، سرمان را که بالا می‌آوریم آدم‌هایی را می‌بینیم که سرشان را پایین انداخته‌اند و خیره شده‌اند به یک صفحۀ درخشان، و دائم انگشتشان را روی آن بالا و پایین می‌کشند: گوشی‌های هوشمند گویا ما را متصل می‌کنند به یک دنیای دیگر، آن‌قدر که حواسمان را به‌کل پرت می‌کنند از نگهداری بچه، رانندگی در اتوبان، یا کسی که با او صحبت می‌کنیم. انگار ما انسان‌ها جای جدیدی برای زندگی پیدا کرده‌ایم.
تخمین زمان مطالعه : ۵ دقيقه
 
 

به‌جای اینستاگرام، در جست‌وجوهای گوگل ول بچرخید

وقتی در شبکه‌های اجتماعی، مخصوصاً اینستاگرام یا فیس‌بوک، پرسه می‌زنیم، اغلب افسرده می‌شویم. همه در حال خوش‌گذراندن و تفریح و خرید وسایل جدید هستند و ما درگیر بیماری و خستگی و کار بی‌پایان. اما شاید راهی برای بهترشدن حالمان وجود داشته باشد: توجه به جست‌وجوهایی که آدم‌ها در گوگل می‌کنند، جایی که احتمالاً اگر تایپ کنید «من همیشه...»، گوگل پیشنهاد می‌دهد: «... احساس خستگی می‌کنم» یا «... اسهال دارم».


مردم به گوگل چیزهایی می‌گویند که به هیچ‌کس دیگر نمی‌گویند

ست استفنز-دیویدویتز هنگامی که دانشجوی دکترای اقتصاد در هاروارد بود به ترندهای گوگل علاقه‌مند شد، همان ابزاری که رصد می‌کند در یک ناحیۀ خاص در یک بازۀ زمانی مشخص هر چیزی چقدر جست‌وجو می‌شود. موضوع‌تان می‌تواند بارداری باشد یا سقط‌جنین، کودک‌آزاری باشد یا ناامنی‌های درونی، دیدگاه سیاسی باشد یا هر چیز دیگری که فکرش را بکنید. استفنز-دیویدویتز می‌گوید گوگل، آمپول حقیقت‌گویی دیجیتال است چون مردم به گوگل چیزهایی می‌گویند که به هیچ‌کس دیگر نمی‌گویند. گویا حق با او است.


پایان عصر شبکه‌های اجتماعی دور از تصور نیست

چندماه قبل، شان پارکر، اولین رئیس فیس‌بوک، حرف‌هایی زد که داغ دل خیلی‌ها را تازه کرد. پارکر تأیید کرد که فیس‌بوک و دیگر شبکه‌های اجتماعی، آگاهانه و عامدانه، از نقصان‌های روان‌شناختی انسان‌ها سوءاستفاده می‌کنند تا کاربرانشان را هرچه بیشتر درگیر کنند. دقیقاً مثل نوعی اعتیاد. این سخنان نشانه‌ای بود از موج جدیدی که بین مردم راه افتاده است. حالا خیلی‌ها دارند شبکه‌های اجتماعی را ترک می‌کنند تا شاید آرامش قبلی‌شان را دوباره پیدا کنند.


اینستاگرام تجسم هنری عصر نئولیبرالیسم است

اینستاگرام بچۀ سرراهیِ تاریخ هنر نیست، خویشان و اجدادی دارد و بسیاری از خصوصیاتِ خود را از سبک‌ها و مدهای هنریِ پیش از خود گرفته است و، همچون هر مد هنری دیگری، ریشه‌های عمیقی در تمایزات طبقاتی دارد. اینستاگرام شبکۀ اجتماعی بورژواهاست و آن‌هایی که ادایشان را درمی‌آورند. یک عکس کنار برج ایفل، دیگری در حال نواختن پیانو، و سومی به‌منظور دلسوزی برای پیرمردِ خمیده‌ای در خیابان. نسب اینستاگرام به کجا می‌رسد؟


بیونگ‌چول هان: گزیده‌ای از مطالب پراکنده

ما که در عصر دیجیتال زندگی می‌کنیم احتمالا خواندن آثار فیلسوفان قرن‌های گذشته ذهن همه‌مان را با این پرسش روبه‌رو می‌کند که: «گفته‌های آن‌ها چه ربطی به زندگی ما دارد؟». حتی اگر حرف‌هایشان را بفهمیم، باز نمی‌دانیم آن‌ها را به کدام زخم دنیایمان بزنیم. اما بیونگ‌چول هان، فیلسوف کره‌ای-‌آلمانی، حرف‌هایی می‌زند که ساده نمی‌توان از کنارش گذشت. او واقعی‌ترین امر زندگیِ این روزهای ما، یعنی اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، را با آثار بسیار پیچیدۀ هایدگر گره زده و حقیقتِ زندگی در عصر حاضر را برملا می‌کند.


در اینترنت هرچه به همدیگر نزدیک‌تر می‌شویم، بیشتر از هم متنفر می‌شویم

گسترش اینترنت و شبکه‌های اجتماعی خیلی‌ها را به این فکر انداخت که تکنولوژی می‌تواند جهانی یکپارچه را بنا کند و ما را در جهانی دوستانه‌تر به هم نزدیک خواهد کرد. البته پیش از ما و در دوران اختراع رادیو یا تلفن نیز بودند کسانی که چنین برداشتی داشته‌اند. بااین‌حال نگاهی به واقعیت زندگی روزمرۀ نشان می‌دهد ضرب‌المثل سادۀ «دوری و دوستی» توصیف بهتری برای روزگار ماست. چرا که هرچه بیشتر کسی را بشناسیم، تمایلمان به تحقیر او بیشتر می‌شود.


مخترعِ لایک دلتنگ دورانی است که اینترنت وجود نداشت

گروهی از خلاق‌ترین مهندسان سیلیکون‌ولی، کسانی که لایکِ فیس‌بوک را به وجود آوردند، یا آن‌هایی سیستمِ رفرش‌کردن توییتر را با کشیدن انگشت به سمت پایین صفحۀ نمایش طراحی کردند، امروز از اختراعات خود پشیمان شده‌اند. آن‌ها می‌بینند محصولاتشان، مثل قمار یا مواد مخدر، روزانه میلیون‌ها انسان را به رفتاری اعتیادگونه وامی‌دارد. آن‌ها مسیر اعتراض و مقاومت را آغاز کرده‌اند: اطلاع‌رسانی دربارۀ خطرات اعتیادِ دیجیتال و کناره‌گیری شخصی از دنیای فناوری.


آیا ایموجی‌ها فایده‌ای دارند؟

هنوز پیدا می‌شوند کسانی که دوست ندارند در پیام‌های دیجیتالشان از ایموجی‌ها استفاده کنند، اما به‌هرحال، مردم تصمیم خودشان را گرفته‌اند. روزانه بیش از ۶ میلیارد ایموجی میان انسان‌ها رد و بدل می‌شود. تحقیقات و سرمایه‌گذاری‌های گسترده روی آن‌ها انجام می‌شود و نفوذ آن‌ها از نفوذ زبان انگلیسی در جهان بیشتر شده است. ایموجی‌ها چه کمکی به ما می‌کنند و چرا این‌قدر محبوبمان شده‌اند؟


شرم کن

این‌روزها اینترنت بسیار شبیه به سراسربین معروف جرمی بنتام شده است. تقریباً همه می‌دانند که تک‌تک کلیک‌هایشان در اینترنت ثبت و نظارت می‌شود، اما باز مشتاقانه دربارۀ زندگی‌شان اطلاعات می‌دهند. مردم در شبکه‌های اجتماعی دربارۀ چیزهایی حرف می‌زنند که آدم‌ها پیش از این عصر، از گفتن آن‌ها به خودشان هم شرم داشتند. پس چه اتفاقی افتاده است؟ آزادی بیان ما به نهایت رسیده، یا دنبال چیز دیگری هستیم؟

کد مطلب: 8908
 


 
سعیده
۱۳۹۷-۰۱-۰۵ ۱۹:۰۰:۱۴
مطالب بسیار عالیست (3181)