بهارنامۀ ۱۳۹۷
مطالبی برگزیده از منتشرشده‌های سال گذشته
دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۶ ۱۴:۲۰
 
طبیعت از ما رنجور است و طعم خشم خود را در زمستان به ما می‌چشاند: آسمان خشک، آلودگی هوا و سرمای کم‌جان. اما بهار همچنان مطبوع و بخشنده است. بهار فصل آغازکردن است و انسان‌ها نیز می‌کوشند فصل تازه‌ای برای زندگی خود رقم زنند. آدم‌های بهتری شوند، کارهای عقب‌مانده را به فرجام برسانند و کاستی‌ها و نقصان‌ها را جبران کنند. ورزش کنند، سفر بروند و «بخوانند». بهارنامۀ ترجمان پیشنهادی است برای شروع خواندن در سال جدید.
تخمین زمان مطالعه : ۴ دقيقه
 
 

بسکتبال؛ پرتاب به‌سوی تمدن

از اختراع بسکتبال کمی بیش از صد سال می‌گذرد. این بازی اولین‌بار به‌مثابۀ راه‌حلی برای تخلیۀ فیزیکی بزهکاران ساخته شد، اما با سرعتی باورنکردنی بین جوانان آمریکایی و سپس در سراسر دنیا محبوبیت پیدا کرد. راز زیبایی بسکتبال در چیست؟ دیو هیکی، منتقد هنری سرشناس، معتقد است بسکتبال مثالی از زندگی در چارچوب تمدن است کششی هم برای پیروزی و هم برای ارتقا.


ایدۀ برابریِ انسان‌ها چطور به وجود آمد؟

در عمدۀ تاریخ جهانی بشریت، ایدۀ برابری انسان‌ها طرفداران چندانی نداشته است. برعکس، نظریه‌پردازانِ نابرابری مقبول و مشهور بوده‌اند. تفاوتِ برده و آزاد، تفاوت مرد و زن یا تفاوت بربر و متمدن در قلبِ بسیاری از فرهنگ‌های باستانی قرار دارد. اما امروز به‌شکلی بی‌سابقه ایدۀ برابری همه‌گیر شده است. گویی برایمان بدیهی است که برده‌داری مذموم یا نژادپرستی نادرست است. چطور این اتفاق افتاده است؟ مایکل والتسر برای پاسخ به این سؤال کتاب «ابداع انسانیت» را بررسی می‌کند.


دنیای اسلام و غرب: از جدال سرنیزه‌ها تا بازی واژه‌ها

وقتی ناپلئون مصر را اشغال کرد، در قاهره ستون بلندی ساخت که نامش را «درخت آزادی» گذاشته بود. اما مصریان آن ستون را «سرنیزۀ اشغال» می‌نامیدند، نمادِ هجوم سبعانۀ فرانسویان به کشورشان. این تعبیر دوگانه از ستونی سنگی، در هزاران مسئلۀ دیگر هم نمود می‌یافت. مسلمانان غرب را دیدند، بسیاری از پیشرفت‌های آن را در جوامعشان جذب کردند و بسیاری چیزها را کنار گذاشتند یا تغییر دادند. آن‌ها روشنگری خاص خودشان را رقم زدند.


پایان نظم انگلیسی-آمریکایی

پس از جنگ جهانی دوم، آمریکا و انگلیس به نمادهایی استثنایی از آزادی تبدیل شدند، مظهرِ کامل ارزش‌های جهان‌وطن و انسان‌گرایانۀ غربی. آرمانی که نه تنها بسیاری از کشورهای غیرغربی، بلکه حتی غنی‌ترین ملت‌های اروپایی نیز به دنبال رسیدن به آن بودند. اما حالا این دو کشور، دست به تخریبِ همان چیزی زده‌اند که خودشان طی چند دهه ساخته‌اند. گویی رهبرانِ ساختنِ نظم پس از جنگ، رهبری ویرانی آن را نیز به دست گرفته‌اند.


ولفگانگ استریک: اقتصاددانِ مرگِ سرمایه‌داری

پدر و مادر ولفگانگ استریک مهاجرانی از اروپای شرقی بودند که بعد از جنگ جهانی دوم به آلمان کوچیده بودند. دوران کودکی او در فقر مطلق سپری شد و همین تجربۀ فرودستی باعث شد تا در مقام یک اقتصاددانِ تراز اول، همیشه به دنبال بهبود شرایط زندگی محرومین باشد. بااین‌حال، امید او برای اصلاح نظام سرمایه‌داری گام به گام به نومیدی تبدیل شد و امروز نوشته‌های او سیاه‌ترین چشم‌اندازها را برای آیندۀ جهان پیش‌بینی می‌کند.


جین آستین همه‌چیز است

دویست‌سال از مرگ جین آستین گذشته است. اما به‌جای از یاد رفتن، هر روز بر شهرت او افزوده می‌شود. کتاب‌های او با آن نثر شگفت و حال‌وهوای روستایی‌شان بسیار می‌فروشند و بازار نقدها و پژوهش‌های ادبی دربارۀ او داغ است. گویی او برای هر کس، هر چه بخواهد را در چنته دارد. برای دسته‌ای زنی است طغیانگر و رادیکال، و برای دیگران نمادی برای نزاکت و نجابت. راز جذابیت جین آستین در چیست؟


بهرِ گریه آدم آمد بر زمین

گریه می‌تواند از سر غم و غصه باشد، همچنین از شادی و خنده. رنج بشری، اشک ترحم به چشم برخی افراد می‌آورد، و اشک خشم از چشم دیگرانی می‌ریزد که مظلوم واقع شده‌اند. گریه گاهی فقط بر اثر خمیازه یا پیاز خُردشده است. اشک نشانه‌ای جهان‌شمول است، اما نه از این جهت که همه جا و همه زمان معنایی واحد دارد. اشک نشانه‌ای جهان‌شمول است چون می‌تواند بر تقریباً هر چیزی دلالت کند.


دربارۀ شِکر، با عشق و نفرت

شیرینی شگفت‌انگیزترین مزه‌ای است که ما انسان‌ها تجربه می‌کنیم. زندگی ما با شیرینیِ شیر مادر آغاز می‌شود و با شیرینی‌هایی که در مراسم ترحیممان مصرف می‌شود به پایان می‌رسد. به همین خاطر است که فراهم‌شدن امکان تولید انبوه شکر در دوران مدرنْ زندگیِ روزمرۀ ما را نیز تغییر داده است. امروزه عامۀ مردم چنان به شکر وابسته‌اند که هرچه در تولید و توزیع شکر اثر بگذارد به مسئله‌ای سیاسی تبدیل می‌شود. اما این تولید انبوه با رنج عظیم میلیون‌ها انسان ممکن شد.


فرهنگ فساد در فوتبال

گویا رسوایی‌های فیفا پایانی ندارد. سب بلاتر استعفا داد و سپس محروم شد. پلاتینی و بسیاری از دیگر چهره‌های سرشناس این سازمان نیز امروز دیگر در دنیای فوتبال جایی ندارند. اما منتقدان می‌گویند راه و رسمی که بلاتر و دیگران در پیش گرفته بودند همچنان در فیفا ادامه دارد. سایمون کوپر، نویسندۀ کتاب «فوتبال علیه دشمن»، ضمن روایتی تاریخی از ظهور و سقوط فیفا شمه‌ای از ماجراهای پشت پردۀ این قصه را بازگو می‌کند.


چطور دربارۀ جاهایی که هرگز نرفته‌ایم حرف بزنیم؟

مارکو پولو مشهورترین جهانگردِ تاریخ است. شرح شگفت‌آور سفرهای او به چین و ماچین برای قرن‌ها در ذهن و زبان غربیان زنده بود. اما واقعیت آن است که احتمالاً او هیچ‌گاه از مرزهای قسطنطنیه جلوتر نرفته است. راستش را بخواهید، شاید اصلاً از ونیز هم بیرون نیامده باشد. درواقع این قدرت تخیل و هنر روایتگری اوست که سفرنامۀ او را این‌قدر پرآوازه کرده است. اما نکته اینجاست که هیچ سفرنامه‌ای خالی از داستان نیست.

کد مطلب: 8909