بهارنامۀ ۱۳۹۸
مطالبی برگزیده از منتشرشده‌های سال گذشته
جمعه ۲ فروردين ۱۳۹۸ ۱۲:۳۹
 
معلوم نیست چرا ما آدم‌ها، برای عمل به برنامه‌هایمان، دوست داریم از ابتدای هفته، ماه، یا سال دست به کار شویم. انگار، با شروع سال نو، می‌شود دست‌ها را به هم بزنیم، گردوخاک سال گذشته را بتکانیم و بعد هم با سرخوشیِ بیشتری به‌سراغ اهدافمان برویم. در این صورت، حتماً «خواندن» را هم جزو برنامه‌های سال آینده‌تان گذاشته‌اید. پس برای اینکه خُلف وعده نکرده باشید، این شما و این بهارنامۀ ترجمان در سال ۱۳۹۸.
تخمین زمان مطالعه : ۶ دقيقه
 
تصویرساز: آنا پرینی.
 

♦ برای مطالعۀ هر یک از مطالب این پرونده، بر روی تیتر آن‌ها کلیک کنید.


• دن آریلی از پنج کتاب مهم در حوزۀ اقتصاد رفتاری می‌گوید
درس گرفتن از تجربه برای ما انسان‌ها بسیار دشوار است


اقتصاد رفتاری روزبه‌روز توجه بیشتری را در محیط‌های دانشگاهی و تجاری به خود جلب می‌کند. هر سال که به فهرست پرفروش‌ترین کتاب‌های اقتصاد نگاه می‌کنید، نام کتاب‌های اقتصاد رفتاری را در صدر فهرست می‌بینید. کمیتۀ نوبل نیز در ادامۀ توجه به این رشته امسال نیز این جایزه را به یک اقتصاددان رفتاری، ریچارد تالر، اهدا کرد. در گفت‌وگوی پیش رو دن آریلی، یکی از برجسته‌ترین اقتصاددانان رفتاری، پنج کتابی را معرفی می‌کند که به نظرش در این حوزه تعیین‌کننده است.


تاریخ تبدیل انسان‌ها به «مصرف‌کننده»
تا قرن نوزدهم، کمتر کسی نقش حیاتی مصرف‌کننده در اقتصاد، سیاست و اخلاق را جدی می‌گرفت


تا قبل از قرن هجدهم، فرمانروایان و حکیمان، در یک موضوع با هم توافق داشتند: تقبیح مصرف. سیاست‌مداران نمی‌خواستند مردم زیاد مصرف کنند، چون منابع هر جامعه محدود بود و حکما نیز مردم را به پرهیز از مادی‌گری می‌خواندند. اما این روند، رفته رفته تغییر کرد، نه‌تنها مصرف برای رشد اقتصاد ضروری شد، بلکه به کاری اخلاقی، و حتی دینی تبدیل شد، به حقی مسلم و نشانه‌ای از شهروندبودن. این تغییر بنیادین چطور ممکن شد؟


نجات علم اقتصاد از چنگ نئولیبرالیسم
اقتصاددانانِ خوب می‌دانند که پاسخ هر سؤالی در اقتصاد این است: بستگی دارد


هیچکس دقیقاً نمی‌داند نئولیبرالیسم چیست، اما خیلی‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که این ایدئولوژی اقتصادی مسئول پاره‌ای از بزرگ‌ترین بحران‌های اجتماعی دوران ماست. افزایشِ مهیب نابرابری، فروپاشی‌های مالیِ متعدد و از میان رفتن انواع حمایت‌های اجتماعی. دنی رادریک، رئیس انجمن بین‌المللی اقتصاد، می‌گوید مشکل اینجاست که نئولیبرالیسم می‌خواهد نسخۀ واحدی را برای همه‌جای دنیا بپیچد، اما موفقیت‌های اقتصادی، همه‌جا مدیونِ سرپیچی از نسخه‌های معیار و عمل بر اساس اقتضائات محلی بوده است.


فقر فقط در توئیتر بیل گیتس کاهش یافته است، نه در جهان
بیل گیتس اینفوگرافیکی را منتشر کرده است که می‌گوید طی ۲۰۰سال گذشته فقر کاهش یافته است. واقعیت دارد؟


میلیاردرهایی که هر سال در اجلاس داووس دور هم جمع می‌شوند، جدیداً داستان تازه‌ای دربارۀ خدماتشان به بشریت تعریف می‌کنند. این روایت با نمودارها و اینفوگرافیک‌هایی ارائه می‌شود که نشان می‌دهند، طی ۲۰۰سال گذشته، فقر کاهش یافته و کیفیت زندگی در اثر گسترش تجارت و سرمایه‌داری افزایش پیدا کرده است. اما انسان‌شناسی کارکشته، معتقد است این نمودارها چیز دیگری را نشان می‌دهند: اینکه چطور انسان‌ها در دام دنیایی افتاده‌اند که در آن همه چیز را باید با «پول» خرید.


توجهتان ثانیه‌ای چند؟
اگر از یک سرویس آنلاین رایگان استفاده می‌کنید، خودتان محصولش هستید


ما لایق چه نوع توجهی هستیم و چه نوع توجهی را به دیگران بدهکاریم؟ توجهمان را باید به چه چیزی و به چه قیمتی بفروشیم؟ هر کس با توجه به سلایق و خواسته‌هایش ارزش متمایزی برای توجهش قائل است و به این سادگی‌ها نمی‌توان به معیاری فراگیر دست پیدا کرد، بااین‌همه همچنان می‌شود گفت که خیلی از ما توجهمان را بسیار ارزان می‌فروشیم.


اقتصاد: رشته‌ای که حاضر به تغییر نیست
انسان‌ها براساس منفعت و عقلانیت رفتار می‌کنند؟ به‌هیچ‌وجه


آدم‌ها برای پول درآوردن حساب‌وکتاب می‌کنند و برای خرج‌کردنش چرتکه می‌اندازند. این نسخه از انسان، که همه‌چیزش روی نظم و قاعده است، اواخر قرن نوزدهم، همزمان با رشتۀ اقتصاد به دنیا آمد. تصور اقتصاد از خریداران و فروشندگانْ موجوداتی عقلانی است که، تنها اگر کمی دقت به خرج دهند، تصمیم اشتباه نمی‌گیرند. اما، در سال‌های اخیر، مطالعات اقتصادِ رفتاری نشان داده که ما انسان‌ها دمدمی‌مزاج‌تر از آنیم که سنجش‌های آماری بتواند تصمیماتمان را پیش‌بینی کند: فروشندگان و مشتری‌ها آنچنان هم عاقل نیستند.


پرونده: «ساخت چین»، شعاری که با تنبلی و سخت‌گیری محقق شد
جستارهایی درباب فرهنگ کار و اقتصاد در سرزمین چشم‌بادامی‌ها


اقتصاد چین آنچنان در دو دهۀ اخیر رشد کرده که اغلب افراد با حسرت و نگرانی از آن حرف می‌زنند. در بسیاری از کشورهای جهان، از سلاح‌های نظامی و قطعات صنعتی گرفته تا ظرف و لباس و اسباب‌بازی، همگی رویشان نوشته «مِید این چاینا». گرچه این اتفاق نتیجۀ سیاست‌های کلان و گسترده است، اما فهمیدن برخی از ویژگی‌های فردی و روزمرۀ چینیان می‌تواند تصور بهتری از این جامعۀ یک‌و‌نیم میلیاردی به ما بدهد. در این پرونده، چند پرده از پیچ‌وخم رفتارهای اقتصادی و تربیتی چینی‌ها را بخوانید.


چرا افکار آخرین نوبلیست اقتصاد چندان به نفع دموکراسی نیست؟
«سقلمه‌ها»، ابزاری که تیلر و همکارش سانستین ترویج می‌کنند، شهروندانی منفعل به وجود می‌آورد


«سقلمه» مُد جدید دنیای سیاست‌گذاری است. در ساده‌ترین حالت سقلمه‌زدن یعنی برنامه‌ریزی برای اینکه گرفتنِ یک‌سری از تصمیم‌ها آسان شود و گرفتنِ برخی دیگر از تصمیم‌ها سخت، اما اجباری برای تصمیم‌گیری در کار نباشد. مثلاً اگر می‌خواهید نوجوانان سیگار نکشند، قانونی علیه استعمال دخانیات وضع نکنید، بلکه کاری کنید که خرید سیگار به دردسری بزرگ تبدیل شود. سقلمه‌زدن در برخی موقعیت‌ها خوب است، اما یک مشکل بزرگ دارد: تصمیم‌گیری آگاهانۀ شهروندان را تحت شعاع قرار می‌دهد.


پرونده: چرا فقرا روزبه‌روز فقیرتر می‌شوند؟

عموماً گفته شده که «فقرا به این خاطر فقیر هستند که تصمیمات بدی می‌گیرند» و خودشان باید خودشان را نجات دهند. در مقابل همیشه اقلیتی مدعی بودند که فقرا عملاً توان کمک به خود را ندارند. واقعیت این است که دنیایی بدون فقر و مشکلات معیشتی قدیمی‌ترین آرمان‌شهری است که می‌شناسیم و قدمت این مجادله به قدمت تمدن بشر. اما یافته‌های علمی جدید گویا این‌بار به یاری فقرا آمده و می‌گوید «فقرا دقیقاً به این خاطر تصمیمات بدی می‌گیرند که فقیر هستند».


شهرهای هر کشور دربارۀ اقتصاد ملی‌اش چه می‌گویند؟
کشورهایی که اقصاد روبه‌رشدی دارند به شهرهای درجۀ دو و سه خود توجه ویژه‌ای می‌کنند


فرانسه را به پاریس می‌شناسیم، مصر را به قاهره و جمهوری چک را به پراگ. بخشی از این مسئله طبیعی است، چون به‌هرحال در هر کشور یک یا چند شهر به نمادهای ملی آن سرزمین تبدیل می‌شوند. اما این اتفاق اگر در اقتصاد ملی کشورها نیز رخ بدهد، نشانۀ نگران‌کننده‌ای است. یک متخصص اقتصاد جهانی معتقد است اگر می‌خواهید اقتصادهای شکوفا را پیدا کنید، به جای شهرهای بزرگ، باید به شهرهای کوچک و گمنام نگاه کنید.

کد مطلب: 9313