بهارنامۀ ۱۳۹۹
گزیده مطالب روان‌شناسی، در سال گذشتۀ ترجمان
چهارشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۸ ۰۹:۳۲
 
آدم‌هایی که همیشه به قوی‌بودن خودشان می‌بالند واقعاً حسرت‌برانگیزند، و اغلب ما معمولی‌ها تنها کاری که می‌توانیم دربرابرشان انجام دهیم این است که بنشینیم و بهشان غبطه بخوریم. شاید تصمیم بگیریم شبیه آن‌ها شویم، اما ذهن ما این آرزوها را نمی‌فهمد. درواقع، ذهن ما آن‌قدر که باید به حرف ما گوش نمی‌دهد: از تنهاشدن رنج می‌برد، در ترک عادت‌های غلطش چموشی می‌کند، و نمی‌تواند با سرعت دلخواه کارهای روزمره‌اش را پردازش کند.
تخمین زمان مطالعه : ۳ دقيقه
 
تصویرساز: ژوانا پارکین.
 

♦ برای مطالعۀ هر یک از مطالب، بر روی تیتر آن‌ها کلیک کنید.


طردشدن می‌کُشد
استخوان شکسته و قلب شکسته برای مغز فرقی نمی‌کند

طردشدن فقط به سلامت ما آسیب نمی‌رساند بلکه می‌تواند کشنده باشد

فرقی نمی‌کند بی‌محلی و طردشدن از طرف دوست و آشنا باشد یا یک غریبه‌. حتی خیلی فرقی نمی‌کند این رفتار دلیل جدی و مهمی دارد یا به‌خاطر اتفاقی پیش‌پاافتاده باشد. تنها چیزی که واقعاً اهمیت دارد این است که وقتی کسی را نادیده می‌گیرند، حسابی «دردش» می‌گیرد. اما آیا تاحالا فکر کرده‌اید که این درد دقیقاً چطور دردی است؟ تحقیقات علمی سرنخ‌هایی برای ما دارند: مغز انسان میان استخوان شکسته و قلب شکسته تفاوتی قائل نیست.


انگار چیزی سر جایش نیست
ترک عادت‌های بد ربطی به ارادۀ قوی ندارد
خویشتن‌داری نه یک استعداد ذاتی بلکه بازتاب موقعیتی است که در آن قرار گرفته‌ایم

یکسری خیلی به قدرت اراده‌شان می‌نازند. سحرخیزند، سرشان برود باشگاهشان ترک نمی‌شود، ناخنشان را نمی‌جوند و حتی نوشابه نمی‌خورند. درواقع، برای انجام کاری کافی است عزمشان را جزم کنند. حالا خودمانیم؛ در کل زندگی، چند نفر از این سوپرمن‌ها به چشممان خورده؟ ما آدم‌معمولی‌ها گرفتار عادت‌هایمان هستیم، آن‌هم عادت‌هایی غالباً مضر که آرزوی ترکشان را انگار باید به آن دنیا ببریم. اما روان‌شناسی به‌نام وندی وود می‌گوید ترک عادت‌های بد، آن‌قدرها هم که می‌گویند، ربطی به ارادۀ قوی ندارد. او راهی متفاوت برای حل این معما پیدا کرده است.


خطر اخلاقی شایسته‌سالاری
اگر به‌دنبال شادی هستید، جست‌وجوی خوشبختی را کنار بگذارید
شکست‌خوردن در زندگی می‌تواند شما را متوجه هدفی کند که بهتر از خوشبختی است

صدایی در گوش ما شبانه‌روز زمزمه می‌کند که «خانه‌ای بخر، کاری بکن کارستان، زندگی‌ات را بساز، به‌دنبال خوشبختی باش». و تقریباً همه‌مان گوش‌به‌فرمانِ این صداییم. اما پس از چند سال به دره‌ای عمیق پرتاب می‌شویم: کارنامۀ موفقیت‌هایمان را که بالاوپایین می‌کنیم تنها چیزی که به چشم می‌خورد پوچی است. یا تا پایان عمر در این دره می‌مانیم یا، به‌قول دیوید بروکس، از کوه دومِ زندگی‌مان بالا می‌آییم، آنجایی که زندگی دوباره معنا می‌شود. بروکس در کتاب جدیدش توضیح می‌دهد که چگونه زندگی در کوه دوم ما را متحول می‌کند.


سرعت جامعه و ساعت درونی ما
زود باش لعنتی! چرا از آدم‌های کُند متنفریم؟
چطور تشخیص می‌دهیم کارها به اندازۀکافی سریع پیش نمی‌رود؟

چراغ سبز شده اما ماشین جلویی هنوز راه نیفتاده است. ده نفر توی صف ایستاده‌اند اما صندوق‌دار مثل یک لاک‌پشت کند است. پنج دقیقه گذشته، اما هنوز فیلمی که می‌خواهید ببینید دانلود نشده است. این انتظارها مغز ما را منفجر می‌کند، حتی اگر چند ثانیه بیشتر طول نکشد. توی دلمان فحش می‌دهیم و عبوس و عصبانی می‌شویم. به این تمایل ما به پرخاشگری، وقتی بیهوده معطل می‌شویم، «سندروم خشم پیاده‌رو» می‌گویند. پدیدۀ روان‌شناختی‌ای که در جامعۀ شتابان امروز هر روز بیشتر احساسش می‌کنیم.

کد مطلب: 9675
 


 
سکینه
۱۳۹۸-۱۲-۲۹ ۱۶:۱۳:۳۲
اگر به دنبال شادی هستید جستجوی خوشبختی را کنار بگداربد...وقتی شادی میاد ....‌‌دیگه کامله .....همه رو بدنبال خودش میکشه حالا این شادی را میتونیم بسط دهیم از هر جنبه ....‌غم هم میتونه در درونش شادی بیافرینه.........و ....... (6768)