بهشت یا جهنم
مجموعه یادداشت‌هایی دربارۀ تناقض‌های اخلاقی
جمعه ۳۰ خرداد ۱۳۹۹ ۱۰:۰۵
 
اگر روی لبۀ پرتگاه مجبور باشید فقط جان یک نفر را نجات دهید، چه کسی را انتخاب می‌کنید؟ پیرزن سالخورده را یا مرد جوان را؟ دانشجوی نخبه را یا آن کارگر ساده را؟ این پرسش‌های اخلاقی برخی را سرگرم می‌کند و برای یکسری هم می‌شود سوهان روح. بگذریم از اینکه در نظر اغلب افراد این سؤال‌ها بحث‌هایی بی‌سروته‌اند. واقعاً تکلیفمان با این تناقضات دشوار چیست و چگونه می‌توانیم از میان آن‌ها با سربلندی بیرون بیاییم؟
تخمین زمان مطالعه : ۵ دقيقه
 
عکاس: مارکو متزینگر.
 

♦ برای مطالعۀ هر یک از مطالب پرونده، بر روی تیتر آن‌ها کلیک کنید.


من از امروز صبح، هیپی شده‌ام
اگر باورهای اخلاقی مردم برایتان حکم سرگرمی داشته باشد، آیا می‌شود گفت آدم بدی هستید؟


«یه روز از خواب پا می‌شی، می‌بینی» دلت می‌خواهد مارکسیست باشی. سبیل می‌گذاری و اورکت سبز آمریکایی تنت می‌کنی. فرداروزی می‌بینی درویش‌مسلکی هم خوب است، اتفاقاً سبیل مناسب را هم داری. پیراهن گشاد بی‌یقه می‌پوشی و عود دستت می‌گیری. بعدش نوبت به هیپی‌بودن و پست‌مدرن‌بودن هم می‌رسد. آیا ما با نوعِ جدیدی از «خودنمایی» مواجهیم؟ با مگامال‌هایی اخلاقی که نظامِ اعتقادی دلبخواهمان را از آنجا می‌خریم؟


چرا تناقض‌های اخلاقی ما را نمی‌کُشند؟
ما آدم‌ها دوست داریم حرف و عملمان با هم بخواند، اما خیلی اوقات این اتفاق نمی‌افتد


پیتر سینگر، فیلسوف مشهور، معتقد است «ارزش اخلاقی از شیوۀ حیاتِ پیچیده سرچشمه می‌گیرد». در نگاه اول همه‌چیز درست است: انسان‌ها، که حیاتشان پیچیده‌تر است، از مرغ‌ها ارزش بیشتری دارند. اما کافی است یکی از این انسان‌ها آلزایمر بگیرد و حتی نتواند نیازهای اولیه‌اش را به ما بگوید.‌ مثل اتفاقی که برای خود سینگر افتاد: مادرش آلزایمر گرفت و او هم به‌جای اینکه پول‌هایش را صرف موجود زندۀ پیچیده‌تری (یعنی صرف مرغ‌ها) کند، خرج نگهداریِ مادرش کرد. چرا ما با سینگر هم موافقیم و هم مخالف؟


علیه قدیسان اخلاق‌مآب
اگر غایت ما کمال اخلاقی نباشد، زندگی غنی‌تر و پرمعنا‌تری خواهیم داشت


می‌گویید که قرار است یک هفته با دوستانتان بروید مسافرت، یادآوری می‌کند که با پولی که می‌خواهی در این سفر خرج کنی می‌شود برای زوجی فقیر اجاق‌گاز خرید. می‌خواهید یک رمان بخوانید، می‌گوید بهتر است یک کتاب آموزشی بخوانی. می‌خواهید بروید فوتبال، پیشنهاد می‌دهد به جایش به بچه‌های بی‌سرپرست درس بدهی. از این قبیل آدم‌ها همه‌جا پیدا می‌شوند، از دوستان و آشنایان تا بزرگ‌ترهای خانواده. قدیسان اخلاق‌مآبی که زندگی را بر همه زهر می‌کنند. اما آیا واقعاً اخلاقی‌بودن این‌همه ملال‌آور است؟


بازی‌های تمام‌نشدنی «بُکش‌بُکش» در فلسفۀ اخلاق
آیا آزمایش‌های فکریِ مرگ و زندگی حل شدنی‌اند؟


آیا پدر و مادر باید با قایقِ نجات سراغ لنجی بروند که پنج کودک بر آن سوارند یا سراغ لنج دیگری که فرزند خودشان در آن است؟ آیا یک پزشک درحالی‌که می‌داند اگر بیماری بمیرد و اعضایش اهدا شود جان پنج انسان دیگر نجات خواهد یافت، باید اجازه دهد که بیمارش جان بدهد؟ این پرسش‌ها و پرسش‌هایی از این قبیل آزمایش‌های فکری نامیده می‌شوند. آزمایش‌هایی خیالی که هدفشان ارزیابی قضاوت‌های اخلاقی ماست. اما فارغ از چهارچوب اخلاقی، این سناریوها برای اغلب افراد معماهایی حقیقی است.


آیا منازعات اخلاقی راه‌حل نهایی دارند؟
مروری کوتاه بر تاریخچۀ نظریه‌پردازیِ اخلاقی و ریشه‌های شکل‌گیری فَرا اخلاق


منازعات اخلاقی، حل‌نشدنی به نظر می‌رسند. مثلاً با وجود پذیرش عمومی این حکم که «قتل ناموسی نادرست است» اما این عمل حامیان خاص خود را دارد. در حالیکه فقط یکی از دو سوی منازعه باید برحق باشد چرا در متقاعدساختن کسانی که موضع دیگری دارند، ناتوانیم؟ الکس رُزنبرگ، استاد دانشگاه دوک از دلایل حل‌ناپذیری مسائل اخلاقی می‌گوید.


آیندگان ما را به‌سبب کدام خطای اخلاقی ملامت خواهند کرد؟
پرسش از اینکه در صد سال آینده برای چه ملامت خواهیم شد، راهی است برای قضاوت دربارۀ اعتقادات اخلاقی‌ اکنون‌مان


چشمانتان را ببندید و سوار بر ماشین زمان به سال ۲۱۱۵ سفر کنید. چه می‌بینید؟ قطعاً تغییرات تکنولوژیکِ بسیاری را در ذهنتان مجسم می‌کنید: از ماشین‌های پرنده گرفته تا گوشی‌های هوشمندی که صفحۀ نمایش آن‌ها پوست بدن انسان است. اما آیا به همین سادگی که تغییرات تکنولوژیک را مجسم می‌کنید می‌توانید پیش‌بینی کنید انسان‌های عادیِ آن زمان نظرشان نسبت به گذشتگان خود چیست؟ به‌راستی، آیندگان ما را به‌سبب کدام خطای اخلاقی ملامت خواهند کرد؟


آیا سازگاربودن اعتقادات اخلاقی ضروری است؟
همواره نمی‌توان با خط‌کشِ منطق معضلات اخلاقی را اندازه گرفت


یکی از راه‌های رایج استدلال اخلاقی، نشان‌دادن ناسازگاری عقاید اخلاقی فرد است. چنان که در استدلال‌های مربوط به سقط جنین، هر یک از طرفین می‌کوشند نشان دهند عقیدۀ طرف مقابل با بقیۀ نظام فکری او ناسازگار است. اما آیا ناسازگاری، شرط لازم و کافی برای اثبات عقیده‌ای اخلاقی است؟


آیا احساسات و اخلاق قابل جمع هستند؟
جاشوا گرین، روان‌شناس و فیلسوف امریکایی، از مکانیزم تقابل احساس و عقل می‌گوید


برخی تصمیمات اخلاقی چنان ساده‌اند که در شناسایی منشا آن‌ها ناکام می‌مانیم البته برخی دیگر از این تصمیم‌ها چنان سخت و فرساینده‌‌اند که تقابل قدیمی احساس و عقل را پیش می‌کشند. روان‌شناسان اخلاق اخیراً از الگوهای تجربی برای روشن ساختن ساختار تفکر اخلاقی استفاده کرده‌اند. گفت‌وگوی حاضر با جاشوا گرین، فیلسوف و استاد روان‌شناسی دانشگاه هاروارد و یکی از محققان پیشگام در این زمینه است.


آیا گوشی‌های هوشمند ارزش‌های اخلاقی ما را دارند تغییر می‌دهند؟
اگر هنگام مواجهه با یک دوراهی اخلاقی، دارید از گوشی هوشمند استفاده می‌کنید، حواستان را بیشتر جمع کنید


گوشی‌های هوشمند همراه همیشگی زندگیِ ما شده‌اند. بسیاری از ما صبح‌ها بلافاصله بعد از چشم‌بازکردن، سراغ آن‌ها می‌رویم و شب‌ها نیز صفحۀ گوشی‌هایمان آخرین چیزی است که می‌بینیم. باوجوداین، هنوز چیزهای بسیاری است که دربارۀ تأثیرات ظریف این وسایل سحرآمیز بر زندگی‌مان نمی‌دانیم. تحقیقی جدید تأثیر استفاده از گوشی‌های هوشمند را در لحظۀ تصمیم‌گیری‌های اخلاقی بررسی کرده است.

کد مطلب: 9757
 


 
سارا
United States
۱۳۹۹-۰۳-۳۱ ۰۲:۴۰:۱۱
به به باز هم مجموعه ای از مقالات بی نهایت جذاب و خواندنی. سپاس از شما (7349)
 
ثنا
۱۳۹۹-۰۴-۰۳ ۰۵:۲۱:۲۱
به نظر میرسه که ابن مقاله ناتمام متتشر شده. (7375)
برای مطالعۀ هر یک از مطالب پرونده، بر روی تیتر آن‌ها کلیک کنید.