ترجمان - پربيننده ترين عناوين اقتصادوجامعه :: نسخه کامل http://tarjomaan.com/economy_and_society Sun, 12 Jul 2020 14:00:19 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://tarjomaan.com/skins/default/fa/fa_default_normal03_28oct_02/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری ترجمان http://tarjomaan.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری ترجمان آزاد است. Sun, 12 Jul 2020 14:00:19 GMT اقتصادوجامعه 60 چرا احساس می‌کنیم همه دارند خودنمایی می‌کنند؟ http://tarjomaan.com/interview/9803/ گفت‌وگوی برایان رزنیک با جاشوا گرابز، ووکس — بارها در جلسات استماع کنگره، وقتی نوبت به طرح سؤال از شاهد می‌رسد، قانون‌گذاران اصلاً سؤالی نمی‌کنند؛ به‌جای آن، با استدلالی سیاسی برای کسانی که در خانه به تماشا نشسته‌اند خودنمایی می‌کنند.امروزه این رسم رایج کنگره را در هر جلسۀ گفت‌وگویی می‌توان یافت. در توییتر، فیسبوک، و اینستاگرام، افراد از تریبون‌های اجتماعی استفاده می‌کنند تا خود را اخلاقی (و در نتیجه، خوب) نشان دهند. این امر ناشی از نوعی جایگاه‌یابی است، نه استدلال؛ و هدف دموکراتیک اشتغال واقعی به بحث و استدلالِ از سرِ حسن نیت را تحلیل می‌برد.مشکل این است که به‌سختی می‌توان خودنمایی اخلاقی۱ افرادی را تشخیص داد که واقعاً به آن دچارند و، بر همین اساس، مثلاً در توییتر اعلام می‌کنند که «من هم دختر دارم» تا دربارۀ جدیدترین افشاگری‌های جنبش‌های #من‌هم خشم خود را ابراز کنند؛ یا دشوار می‌توان فهمید که وقتی کسانی به آخرین دعواومرافعۀ توییتر می‌پیوندند تا به شخصی با دیدگاهی بحث‌برانگیز حمله کنند، دارند خودنمایی می‌کنند یا خیر.سال ۲۰۱۷، دو استاد فلسفه، جاستین توسی و برندن وارمکه، در جستاری در وب‌سایت ایان، نوشتند که خودنمایی اخلاقی «افراد را به پذیرش ادعاهای افراطی و غیرقابل‌قبول می‌کشاند؛ و از ارزش بحث‌ونظر عمومی در موضوعات اخلاقی کم می‌کند». به بیان دیگر: این نیز دلیل دیگری است بر اینکه گفتمان عمومی، در سال‌های اخیر، چرا تا این اندازه زهرآگین و آلوده شده است.به همین دلیل، اخیراً، جاشوا گرابز، استاد روان‌شناسی در دانشگاه ایالتی بولینگ گرین و همکارانش (از جمله وارمکه و توسی)، پیمایش روان‌شناختی‌ای را برای ارزیابی (و بررسی‌های دیگر) یک جمع نمونۀ منتخب ملی دربارۀ تمایلشان به خودنمایی به انجام رسانده‌اند.یکی از پرسش‌های این پیمایش این بود: «آیا با گزارۀ زیر موافقید: وقتی من باورهای سیاسی یا اخلاقی‌ام را به اشتراک می‌گذارم، این کار را به این دلیل انجام می‌دهم که به مخالفان خود نشان دهم من از آنان بهترم». معلوم شد تعداد بسیاری از پاسخ‌دهندگان با این گزاره موافق‌اند و بقیه نیز مخالفتی با آن ندارند.به نظر گرابز «ما در زمانه‌ای زندگی می‌کنیم که طرفداری حزبی غوغا می‌کند، زمانه‌ای که افراد در سطح اینترنت با یکدیگر وحشیانه برخورد می‌کنند». او امیدوار است که ما، با مطالعۀ خودنمایی اخلاقی، بتوانیم فهم بهتری از علت این وضع بیابیم.این مطالعه که در اکتبر در پلاس‌وان منتشر شد، یافته‌هایی داشت که شاید چندان جای شگفت نباشند: برای نمونه، این گرایش که خودنمایی اخلاقی با یک شخصیت خودشیفته پیوستگی دارد. و به نظر می‌رسد که این خصلت، در هر دو جناح سیاسی، به یک اندازه رواج دارد.من اخیراً تلفنی با گرابز در این باره صحبت کردم که خودنمایی اخلاقی چطور می‌تواند چیز خوبی باشد؛ چطور باید با فرد خودنما برخورد کرد؛ و چقدر دشوار است که در چنین دورۀ ازهم‌گسیخته‌ای، اعتقادات اخلاقی‌مان را به بهترین وجه ابراز کنیم؟خودنمایی اخلاقی یک تمایل کاملاً طبیعی در انسان استبرایان رزنیک: تعریفتان از خودنمایی اخلاقی چیست؟جاشوا گرابز: تعریف اولیۀ این اصطلاح از آنِ [دو همکار فیلسوفم] براندن وارمکه و جاستین توسی است. آن‌ها خودنمایی اخلاقی را اساساً استفاده از گفت‌وگوی اخلاقی برای پی‌جویی یک جایگاه یا بالابردن جایگاه خود دانسته‌اند. این خصلت از گفت‌وگویی پراهمیت ـ در باب مسائل اخلاقی یا سیاسی ـ بیشتر به این منظور استفاده می‌کند که برند خاص خود را اعتبار بخشد، به‌جای آن که دیالوگی را پیش ببرد.رزنیک: آیا می‌توانیم مشخص کنیم که کسی در حال خودنمایی اخلاقی است؟ آیا می‌توانید آن را در اوضاع و شرایط طبیعی نیز سراغ بگیرید؟گرابز: در اینجا مسئله واقعاً بغرنج می‌شود؛ و ما همچنان مطالعات دردست‌انجامی داریم که مستقیماً به پرسش شما می‌پردازند.بنابراین من هنوز پاسخ کامل و آماده‌ای برای این سؤال ندارم.اما می‌توانیم از افراد بپرسیم که «به‌طور کلی، چرا این نوع رفتار از شما سر می‌زند؟» یا این سؤال که «اگر خود را در حال انجام فلان کار بیابید، به نظرتان دلیل شما برای انجام آن چیست؟» این رویکرد ما در این بررسی است.رزنیک: این خودنمایی اخلاقیِ خوداظهار چقدر رواج دارد؟گرابز: ببینید، به‌طور کلی نظر ما دربارۀ خودنمایی افراد دو بعد دارد: یک سویش صرفاً تلاش برای دیده‌شدن به‌عنوان نمونۀ برجسته در گروه خودتان است. این صرفاً داشتن دیدگاه‌هایی است که ضرورتاً درست نیست، اما دیدگاه‌هایی‌اند که قطعاً قابل‌احترام و ارزشمندند. وقتی ما به این پراکندگی نگاه می‌کنیم، ظاهراً هر کسی حداقلی از آن را مرتکب می‌شود، اما بعضی از افراد سهم بیشتری از آن دارند.وجه دیگر خودنمایی بیشتر به تلاش برای شرمنده‌کردن یا حمله‌کردن یا مشوش‌کردن چهرۀ طرف مقابل مربوط می‌شود. خوشبختانه این وجه رواج کمتری دارد. هنوز هم شماری از افراد هستند که مکرراً آن را مرتکب می‌شوند، اما در کل از بیشتر افراد چنین رفتاری سر نمی‌زند.رزنیک: آیا این خصلت بیشتر در میان لیبرال‌ها رایج است یا در میان محافظه‌کاران؛ یا در هر دو طیف به یک اندازه رواج دارد؟گرابز: محافظه‌کاران افراطی و لیبرال‌های افراطی بیشتر اهل خودنمایی‌اند؛ و خودنمایی در این دو طیف تقریباً به یک اندازه شدت دارد. اما کسانی که میل بیشتری به میانه‌روی دارند، به همان میزان خودنمایی کمتری دارند. بنابراین این خصلت تنها در یک جهت‌گیری سیاسی نیست؛ این خصلت، به‌لحاظ سیاسی، نوعی مفهوم خنثاست که با درگیری سیاسی بیشتر همراه می‌شود، نه با این یا آن جهت‌گیری سیاسی.آیا خودنمایی اخلاقی واقعاً ناپسند است؟رزنیک: واکنش اولیۀ من به تعبیر «خودنمایی اخلاقی» این بود که با چیزی بد سروکار داریم. اما شاید چنین نباشد. آیا این امر چیزی منفی است، یا طرز فکر ما نسبت به آن مشکلی دارد؟گرابز: فیلسوفان عموماً برآن‌اند که خودنمایی اخلاقی بد است، چون در آن از چگونگی گفت‌وگوی ما با یکدیگر سوءاستفاده می‌شود.من پای خوب یا بد نامیدن چیزی می‌مانم. موضع من این است که این خصلت بشری است. انسان‌ها خواهان جایگاهی هستند. این نکته در آثار روان‌شناسی به‌خوبی بیان و ثابت شده است. انسان‌ها می‌خواهند مورداحترام باشند؛ خواهان این هستند که به جایگاهی دست یابند، و ردۀ خود را در گروه‌های اجتماعی‌شان بالا ببرند. بنابراین خودنمایی فقط صورتی از همین خواسته است.افرادی که خودنمایی می‌کنند، تعارض‌های بیشتری در زندگی خود گزارش می‌دهند. اما آن‌ها این گزارش را هم می‌دهند که با دیگران، بر سر موضوعات سیاسی و اخلاقی، نزدیکی بیشتری پیدا کرده‌اند. شاید به یک معنا این ادعا درست باشد: خودنمایی شما را از کسانی که از آن‌ها خوشتان نمی‌آید دورتر می‌کند؛ و به کسانی که مطبوع شمایند، نزدیک‌تر.آیا این می‌تواند بد باشد؟ مسلماً. کسانی وجود دارند که احتمالاً شارلاتان به تمام معنا هستند و فقط سعی دارند، با خودنمایی، راه خود را به نوعی منفعت مالی یا اجتماعی باز کنند.کسان دیگری هم هستند که خودنمایی‌شان روی‌هم‌رفته از سر حسن نیت است. این گروه سعی می‌کنند با حرف‌زدن دربارۀ چیزهای مختلف جایگاه خود را بالا ببرند.رزنیک: بسیاری از معضلات بزرگ جهان، همچون تغییرات آب‌وهوایی، برای انسان‌ها فوریتی واقعی دارد. آیا خودنمایی می‌تواند به انتقال این فوریت کمکی بکند؟گرابز: چیزی که می‌کوشیم از آن سر در آوریم این است که آیا خودنمایی شیوۀ مؤثری برای انتقال این فوریت هست یا خیر؟آیا این خصلت به فرسایشی شدید منجر می‌شود؟ شاید افراد تصور کنند که دارند آگاهی نسبت به چیزی را بالا می‌برند، اما چه بسا این‌همه اهمیت‌دادن به هر چیزی آن‌قدر افراد را خسته و فرسوده کند که، در اکنون خود، به هیچ چیزی اهمیت ندهند. برایم مشخص نیست که آیا این اتفاق می‌افتد یا خیر، اما به گمان من این وضع ممکن است. این نیز محتمل است که خودنمایی به ارتقای آگاهی و توجه به چیزهایی بینجامد که واقعاً مهم‌اند. بنابراین مشخص‌کردن این امر همان چیزی است که واقعاً می‌خواهیم در مرحلۀ بعد به سراغش برویم.با یک مظنون به خودنمایی اخلاقی چه برخوردی بکنیم؟رزنیک: خب، بیایید فرض کنیم من فامیل یا دوستانی دارم که احتمالاً این هفته برای تعطیلات عید شکرگزاری با آنان ملاقات می‌کنم و آنان بالای منبر می‌روند [و دربارۀ چیزهایی داد سخن می‌دهند]. توصیۀ شما در برخورد با آن‌ها چیست؟گرابز: به عقیدۀ من بسیار دشوار است که بگوییم آیا کسی دارد خودنمایی می‌کند یا خیر! راستش را بخواهید، بیشتر ما حتی چنین بصیرتی نسبت به خودمان هم نداریم.به نظرم بهترین توصیه این است که اگر تصور می‌کنیم چیزی خودنمایی به نظر می‌آید، فقط لازم است لحظه‌ای مکث کنیم و از آن بگذریم؛ «ولش کن!» بهترین راه نشان‌دادن نفرتمان از خودنمایی احتمالاً این است که اصلاً درگیرش نشویم.حقیقت این است که به نتیجه رساندن این پژوهش خیلی وابسته به این نیست که دیگران دارند چه کاری انجام می‌دهند، یا ربطی ندارد به تأمل‌کردن دراین‌باره که آیا شما دارید خودنمایی می‌کنید یا خیر. شما آن بیرون ایستاده‌اید و دارید کس دیگری را به خودنمایی متهم می‌کنید. به نظر من، شما آن نکته‌ای را نگرفته‌اید که ما تلاش داریم پیش روی شما بگذاریم. آن نکته این است که ما باید نسبت به انگیزه‌های خودمان دقت و نگرانی بیشتری داشته باشیم.رزنیک: چطور شخصی می‌تواند خودنمایی خودش را زیر نظر بگیرد؟گرابز: وقتی عقیده یا نظری را با دیگران در میان می‌گذارید، از خودتان بپرسید: «چرا من دارم این عقیده یا نظر را با دیگران در میان می‌گذارم؟» نه اینکه بخواهم شما را از ابراز عقیده و نظر نهی کنم. حرفم این است که یک گام کوچک دیگر در آن‌جا بردارید. بپرسید چرا من می‌خواهم این (عقیده یا نظر) را در میان بگذارم؛ و چند دقیقه‌ای دربارۀ آن فکر کنید؛ و آنگاه ببینید چه اتفاقی می‌افتد.رزنیک: آیا می‌توان بدون خودنمایی مدافع خوبی برای اخلاقیات بود؟گرابز: در این‌جا پاسخم مثبت است. فیلسوفان قاطعانه استدلال می‌کنند که بله؛ در آن لحظه، آن وضعیت به هدف تبدیل می‌شود؛ شما دیگر از اخلاق دفاع نمی‌کنید، شما دارید از وضع و جایگاه خودتان دفاع می‌کنید.موضع من این است که کمی ظریف‌تر و متفاوت‌تر باشیم. احتمالاً مضمون حرفم این خواهد بود که وقتی ما به انگیزه‌های جویای ننگ و نام خود اجازه می‌دهیم مسیر گفت‌وگو را تعیین کنند، شاید در آستانۀ انحراف از امری واقعی باشیم که برای بسیاری از ما معنی‌دار و مهم است؛ چیزی که همین بحث اخلاقی شما برای استدلال بر آن است.بنابراین به نظر من، خود به اشتراک‌گذاری اخلاقیات شما و استدلال برای نکتۀ نهفته در آن‌ها امری ارزشمند است. مسئله فقط اطمینان‌یافتن از این امر است که انگیزه‌های ما با هدف طرح و پیشبرد این گفت‌وگو همسو شود؛ گفت‌وگو دراین‌باره که شاید کسی نظر یا عقیده‌اش را تغییر دهد و شاید کمکی به آن‌ها شود که آنچه ما می‌بینیم را درک کنند.آیا دربارۀ مدنیت اغراق نشده است؟رزنیک: من دربارۀ پاسخ این سؤال مرددم که: چگونه امروزه کسی می‌تواند یک شهروند خوب باشد؟ اطلاعات گمراه‌کنندۀ بسیاری در میان هست و سردرگمی‌ها نیز بسیار زیاد است. شاید خودنمایی به شما کمک کند که دربارۀ موضعتان صریح و شفاف شوید و آن را بیشتر و بهتر ابراز کنید.گرابز: به نظرم این نکتۀ دشوار و دردسرسازی است و از آنچه داده‌های فعلی ما نشان می دهند، فراتر می‌رود. اما اگر به عقب برگردیم، باید بگویم که به عقیدۀ من ارزشمند است که دیگران موضع شما را دربارۀ بسیاری از مسائل بدانند. اما به ارزش این امر نیز واقفم که فضاها و حوزه‌های معینی وجود دارند که لازم نیست ما دربارۀ جایگاه هر چیز و هر کس اطلاع و آگاهی داشته باشیم.بنابراین جواب این است که بله، ما به مباحثه و تبادل‌نظر نیاز داریم. بله، ما نیاز داریم که عقیده‌هایمان را با دیگران در میان بگذاریم؛ و بله، ما باید خواهان گفت‌وگو دربارۀ موضع خود دربارۀ امور مختلف باشیم. اما به گمان من گاهی به این نیاز داریم که فقط خواستار داشتن روابطی با دیگران باشیم و بس.رزنیک: نمی‌خواهم حرف شما را مسلم و مفروض بگیرم؛ بنابراین می‌پرسم چرا؟ چرا ما باید دربارۀ چیزهایی که ما را جدا می‌کنند ساکت بمانیم؟گرابز: در پایان کار، اگر ما به‌قدر کافی تحقیق و تأمل کرده باشیم، می‌توانیم تفاوت‌های عمیق ایدئولوژیک میان خود و تقریباً هر کس دیگری را به‌وضوح ببینیم. همگی ما انبوهی از چیزها داریم که می‌توانند مایۀ جدایی و اختلاف ما باشند؛ در این تردیدی نیست؛ و ما به‌عنوان انسان، احتمالاً در بنیاد خود مشترکات بیشتری داریم؛ بیشتر از آنکه گاهی حاضر به پذیرش آنیم.حرف من این نیست که شما دوستانه و گشاده‌دستانه به‌سراغ افرادی بروید که، اگر شما عضوی از گروهی اقلیت یا یک جمعیت سرکوب‌شده باشید، می‌خواهند وجود شما را نیز نفی کنند. این یک مسئلۀ جداست.اما، به‌طور کلی، فکر نمی‌کنم که ما مجبوریم تک‌تک گفت‌وگوهایمان را به شناسایی چیزهایی صرف کنیم که در آن‌ها موافق یا مخالفیم.رزنیک: آیا این‌طور نیست که اگر نوعی ارتباط ایجاد نکرده باشیم، موافقت با دیگران حتی از این هم دشوارتر شود؟گرابز: پژوهشی وجود دارد که این احتمال را تأیید می‌کند. ما می‌دانیم که آن دسته از کسانی که گفت‌وگوهای منظمی با افراد مخالف با خود دارند، احتمالاً همدلی بیشتری با آنان پیدا می‌کنند و احتمال بیشتری دارد که بکوشند زمینۀ مشترکی میان خود و آنان بیابند یا وقتی دغدغه‌هایشان همپوشانی پیدا کنند، با آن‌ها اتحاد و همبستگی ایجاد کنند.رزنیک: آیا استدلالی می‌توان داشت که شاید شهروند خوب بودن در این روزها عبارت است از همان شخص حزبی‌ای که چیزی ناخوشایند و ناراحت‌کننده به بار می‌آورد؟ تعریفی با این دلیل که لازم است افراد با امور ناخوشایند و ناراحت‌کننده بیشتر رودررو شوند؛ و آیا استدلالی داریم که مدنیت به این دلیل که وضع موجود را حفظ می‌کند ارزشی مبالغه‌آمیز یافته است؛ مثلاً مدنیت به مردسالاری یا نژادپرستی هم راه می‌دهد؟گرابز: به نظرم این یک مسالۀ مهم و بغرنج است که متأسفانه نمی‌توان هیچ پاسخ سرراستی به آن داد. این مایۀ سرخوردگی است. بسیاری اوقات، وقتی ما دربارۀ کارمان حرف می‌زنیم، افراد با علاقه می‌پرسند: برای حل این مسئله ما چه می‌توانیم بکنیم؟ نمی‌دانم آیا یک پاسخ واقعی به این مسئله وجود دارد یا خیر. من دربارۀ شهروندِ خوب بودن در یک دوران پرهیاهوی سیاست‌زده فکر می‌کنم ... فکر نمی‌کنم دستورالعمل ازپیش‌آماده‌ای وجود داشته باشد که بگوید چه کار باید کرد تا چنین چیزی درست از آب درآید.فصلنامۀ ترجمان چیست، چه محتوایی دارد، و چرا بهتر است اشتراک سالانۀ آن را بخرید؟فصلنامۀ ترجمان شامل ترجمۀ تازه‌ترین حرف‌های دنیای علم و فلسفه، تاریخ و سیاست، اقتصاد و جامعه و ادبیات و هنر است که از بیش از ۱۰۰ منبع معتبر و به‌روز انتخاب می‌شوند. مجلات و وب‌سایت‌هایی نظیر نیویورک تایمز، گاردین، آتلانتیک و نیویورکر در زمرۀ این منابع‌اند. مطالب فصلنامه در ۴ بخش نوشتار، گفت‌وگو، بررسی کتاب، و پروندۀ اختصاصی قرار می‌گیرند. گزیده‌ای از بهترین مطالب وب‌سایت ترجمان همراه با مطالبی جدید و اختصاصی، شامل پرونده‌های موضوعی، در ابتدای هر فصل در قالب «فصلنامۀ ترجمان علوم انسانی» منتشر می‌شوند. تاکنون به موضوعاتی نظیر «اهمال‌کاری»، «تنهایی»، «سفر»، «خودیاری»، «سلبریتی‌ها» و نظایر آن پرداخته‌ایم.فصلنامۀ ترجمان در کتاب‌فروشی‌ها، دکه‌های روزنامه‌فروشی و فروشگاه اینترنتی ترجمان به‌صورت تک شماره به‌ فروش می‌رسد اما شما می‌توانید با خرید اشتراک سالانۀ فصلنامۀ ترجمان (شامل ۴ شماره)، علاوه بر بهره‌مندی از تخفیف نقدی، از مزایای دیگری مانند ارسال رایگان و دریافت یک کتاب به‌عنوان هدیه برخوردار شوید. فصلنامه برای مشترکان زودتر از توزیع عمومی ارسال می‌شود و در صورتی‌که فصلنامه آسیب ببیند بدون هیچ شرط یا هزینۀ اضافی آن را تعویض خواهیم کرد. ضمناً هر وقت بخواهید می‌توانید اشتراکتان را لغو کنید و مابقی مبلغ پرداختی را دریافت کنید.پی‌نوشت‌ها:• این مطلب گفت‌وگویی است با جاشوا گرابز و در تاریخ ۲۷ نوامبر ۲۰۱۹ با عنوان «Moral grandstanding is making an argument just to boost your status. It’s everywhere» در وب‌سایت ووکس منتشر شده است. وب‌سایت ترجمان آن را در تاریخ ۲۱ تیر ۱۳۹۹ با عنوان «چرا احساس می‌کنیم همه دارند خودنمایی می‌کنند؟» و ترجمۀ علی کوچکی منتشر کرده است.•• جاشوا گرابز (Joshua B. Grubbs) دانشیار دانشکدۀ روان‌شناسی در دانشگاه ایالتی بولینگ گرین است. شخصیت، جنسیت و دین حوزه‌های تحقیقی موردعلاقۀ اوست.••• برایان رزنیک (Brian Resnick) گزارشگر وب‌سایت ووکس است. نوشته‌های او با علوم اجتماعی و رفتاری، فضا، پزشکی، محیط زیست مرتبط است.[۱] Moral grandstanding: توسی و وارمکه از این اصطلاح برای وضعیتی استفاده می‌کنند که فرد خود را فضیلتمند نشان می‌دهد یا اینکه فضیلت‌های خود را، خواسته یا ناخواسته به رخ دیگران می‌کشد [مترجم]. ]]> جاشوا گرابز اقتصادوجامعه Sat, 11 Jul 2020 05:04:02 GMT http://tarjomaan.com/interview/9803/ «احساس می‌کنم دارم توی زمین فرو می‌روم»: مادران مجرد در دوران کرونا http://tarjomaan.com/neveshtar/9804/ امیلی بابرو، نیویورکر — شوهر شوشانا چِرسان در سال ۲۰۱۹ با مرگی ناگهانی از دنیا رفت و شوشانا با دختر یک‌ساله‌شان تنها ماند. در آن زمان شغل او پرستاری خانگی از زنان باردار۱ بود، ولی پس از اینکه شوهرش فوت کرد، و او تنها سرپرست خانوار شد، ادامۀ شغلی که روز و شب نمی‌شناسد برایش غیر‌ممکن شد. پاییز سال پیش، در رستورانی داخل یک مرکز خرید در منهتن نیویورک شغلی به‌عنوان پیش‌خدمت شیفت روز پیدا کرد و دخترش را در مهدکودکی نزدیک خانه ثبت‌نام کرد. در تعطیلات آخر هفته نیز با برخی دوستانش، که آن‌ها هم بچه‌های کوچک داشتند، قرار می‌گذاشت تا کودکانشان با هم بازی کنند. شوشانای سی‌و‌پنج ساله می‌گوید پس از گذشت یک سال از مرگ شوهرش، «آرام‌آرام کمتر احساس تنهایی می‌کردیم و زندگی‌‌مان روی روال افتاده بود».اینک و به‌دلیل پاندمی کووید-۱۹، رستوران محل کار شوشانا و مهدکودک فرزندش تعطیل شده‌اند. قرار‌های بازی بچه‌ها هم لغو شده‌اند. امورات روزمرۀ زندگی -مانند خرید‌های خانه یا دادن لباس‌ها به خشک‌شویی- که پیشتر نیز برای والدی تنها که نوزادی در آغوش دارد سخت و بغرنج بود، در شرایط جدید، به‌یک‌باره اعصاب‌خرد‌کن شده‌اند. در موقعیت فعلی، به‌سختی بتوان نوبتی برای تحویل خرید‌های خانه در نیویورک به دست آورد که کمتر از هفت روز طول بکشد، برای همین نیز شوشانا مدام با کمبود مواد غذایی رو‌به‌رو‌ست؛ اخیراً هم برخی از دوستانش به او مقداری دستمال توالت داده‌اند. برای پرداخت اجارۀ خانه و هزینه‌های روزمره، از پول بیمۀ عمر همسر مرحومش استفاده می‌کند، ولی با این اوصاف، آن‌هم به‌زودی تمام خواهد شد. از همه بدتر، حس می‌کند مطرود و جدا‌افتاده شده است. می‌گوید: «حتی پیش از این فاصله‌گذاری اجتماعی نیز، اینکه مادری مجرد باشی مملو از حس تنهایی بود. تمام سازوکارهای حمایتی‌ای که پیشتر دست و پا کرده بودم، حالا از هم پاشیده‌اند».در آمریکا، تقریباً یک‌چهارم کودکان با یک والد زندگی می‌کنند و آمریکا از این نظر در دنیا در رتبۀ نخست قرار دارد. در نیویورک، شهری که بیش از همۀ شهرهای آمریکا گرفتار کرونا شده است، بیش از ۴۲۵ هزار کودک با یک والد زندگی می‌کنند، که آن یک والد نیز اکثراً مادری مجرد است. بحران کووید-۱۹ و تبعات اقتصادی آن دامن‌گیر همۀ پدر و مادرها می‌شود، ولی دلایل خوبی در دست است که نشان می‌دهد سهم مادران مجرد از این سقوط اقتصادی بیشتر است، مادرانی که پیش از این بحران نیز حال و روز خوبی نداشتند. (داده‌های ادارۀ آمار آمریکا حاکی از این است که در سال ۲۰۱۸ میلادی، نرخ فقر در مادران مجردِ سیاه‌پوست ۴۶ درصد و در مادران مجرد لاتین‌تبار ۵۶ درصد بود.)در بحران‌های اقتصادی گذشته، بیکاری چهره‌ای مردانه داشت. در بحران اقتصادی سال‌های ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ میلادی، تقریباً هشتاد درصد از شغل‌های از‌دست‌رفته مربوط به مردان بود. مارینا ادشید، از استادان دانشکدۀ اقتصاد ونکوور در دانشگاه بریتیش کلمبیا، که در زمینۀ نقش زنان در جامعه تحقیق می‌کند، به این نکته اشاره می‌کند که حتی در دوران رکود بزرگ، از سال ۱۹۲۹ تا اواخر دهۀ ۱۹۳۰ میلادی، اغلبِ زنان شغل خود را حفظ کردند و حتی سهم زنان از نیروی کار بیشتر شد و زنان بسیاری در مشاغل معلمی و پرستاری و مشاغل اداری و خدمتکاری به نیروی کار پیوستند. گرچه دستمزد این مشاغل کم بود ولی ثبات بیشتری داشتند. ادشید می‌گوید: «در گذشته، اگر مادری مجرد بودید و شغلتان پیش‌خدمتی بود، اموراتتان می‌گذشت. شاید آن‌قدری انعام نصیب‌تان نمی‌شد، ولی می‌توانستید شغلتان را حفظ کنید».امروز و در این بحران اقتصادی ناشی از کووید-۱۹، بسیاری از بخش‌های اقتصاد که زنانِ فراوانی را در استخدام خود دارند، مانند مهدکودک و خانه‌داری و هتل و خرده‌فروشی و توریسم و بخش خدمات، در حال فروپاشی هستند. بسیاری از سِمت‌های شغلی‌ای که مردان در آن اکثریت را دارند، مانند رانندگی کامیون و انبارداری و مدیریتِ رده بالا در بسیاری از صنایع، هنوز تقریباً دست‌نخورده باقی مانده‌اند. آمار چندین ایالت آمریکا نشان می‌دهد که اغلب موارد جدید بیکاری مربوط به زنان است. در ایالت نیویورک بیش از نیمی از موارد جدید بیکاری در دو هفتۀ آخر ماه مارس سال ۲۰۲۰ میلادی برای زنان بود، در‌حالی‌که میانگین تاریخی این نوع بیکاری برای زنان ۳۷ درصد است. علاوه‌بر‌این، این اعداد شامل آزادکارها و کسانی که به‌صورت پاره‌وقت کار می‌کردند نمی‌شود، زیرا با اینکه بیش از یک ماه از قرنطینه گذشته است، نوبت اعلام بیکاری این‌دسته از افراد از طریق فرم‌های مالیاتی تازه فرا رسیده است. ادشید می‌گوید: «مشاغلی با دستمزد پایین که زنان را شاغل نگه داشته بودند اینک از میان می‌روند و این مشاغل به‌ندرت شامل بیمۀ بیکاری یا سنوات می‌شوند. بعید می‌دانم مادران مجرد زیادی شغل‌هایی داشته باشند که بتوان با دورکاری و از خانه انجام داد».تینا مندوزا، مادر مجرد و بیست‌و‌یک سالۀ سه فرزندِ دو تا شش ساله، با شغلی که در یک فروشگاه کوچک در محلۀ هارلم داشت زندگی بخور و نمیری داشت. بزرگ‌ترین فرزندش به مدرسه می‌رفت و دو فرزند کوچکش روز‌ها به یک مهدکودک رایگان می‌رفتند و هر سه شامل قانون صبحانه و ناهار رایگان بودند. درآمد مندوزا در حدی بود که صرفاً می‌توانست اتاقی برای این خانوادۀ چهار نفره در محلۀ برانکس اجاره کند و از عهدۀ یک شام مناسب برآید. ولی یک ماه پیش که شغلش را از دست داد، آن اتاق اجاره‌ای را هم از کف داد. می‌گوید: «این روز‌ها هر چند روز در خانۀ یکی از دوستانم زندگی می‌کنم ... می‌ترسم فرزندانم را به خانه‌‌های امن ببرم مبادا کرونا بگیرند». تینا مندوزا این‌ها را در پیام خصوصی توییتر برایم نوشته بود، زیرا قبض تلفن همراهش را نتوانسته پرداخت کند و تلفنش قطع شده است. تینا سعی می‌کند از خیریه‌های محلی غذا تهیه کند ولی معمولاً وقتی سر‌می‌رسد که دیگر چیزی در بساط آن‌ها باقی نمانده است. شغل او غیر‌رسمی بود و بخشی از بازارسیاه؛ برای همین نیز نمی‌تواند ادعای بیکاری کند. آن روز که با او حرف می‌زدم فقط دو پوشک برای فرزندش باقی مانده بود و بچۀ بزرگش مدام از او می‌پرسید که کِی دوباره می‌تواند روی تخت خودش بخوابد.طبق گزارشی که در نیویورک تایمز منتشر شده است، در دوران پاندمی کووید-۱۹، فقط یک شغل از هر سه شغلِ زنانه ضروری تشخیص داده شده است. برای مادران مجردی که بخت یارشان بوده و هنوز شغلی دارند، زندگی سختِ گذشته حالا سخت‌تر هم شده است. سیمون کولبرت سی‌و‌دو ساله و کارمند شهرداری است و این روز‌ها در تلاش است کنار دو پسرش در خانه دورکاری کند. پسرانش پنج‌ساله و ده ساله‌اند و چون خانۀ سیمون نزدیک یک بیمارستان است، با اینکه فرزندانش بی‌قراری می‌کنند ولی او می‌ترسد به آن‌ها اجازه دهد تا بروند بیرون از خانه بازی کنند. در این اوضاع، پیاده‌رو‌های دور‌و‌بر خانۀ او معمولاً پُر است از کارمندان بیمارستان و بیمارانی که در حال رفت‌و‌آمد به بخش اورژانس بیمارستان هستند و پسر بزرگش هم آسم دارد. سیمون می‌گوید: «آن طرف خیابان یک کامیون پر از جسد پارک کرده‌اند، زیرا ظرفیت سردخانۀ بیمارستان پر شده است. واقعاً ترسناک است». پسر کوچک و بی‌قرارش مدام در خانه این‌ور و آن‌ور می‌دود. هفتۀ پیش، سیمون به پسرش التماس کرد دست از دویدن بردارد، چون نمی‌توانست صدای صحبت همکارانش در جلسۀ کاری را بشنود و از طرفی نگران بود همسایه‌ها هم به‌خاطر سر‌و‌صدا شکایت کنند. پسرک زده بود زیر گریه. این روز‌ها، سیمون روادارتر است. آهی می‌کشد و می‌گوید: «بچه است دیگر. امیدوارم همسایگانم درکم کنند».می‌گوید زور‌زدن و ژانگولر‌بازی برای رتق و فتق امور دیگر برایش تحمل‌ناپذیر شده است. «برایم دشوار است که هم کارم را انجام دهم و هم‌زمان آشپز و معلم باشم و در آخر برای خودم هم وقت بگذارم. برخی روزها احساس می‌کنم دارم توی زمین فرو می‌روم» این‌ها را پشت تلفن به من می‌گفت. آن پشت صدایی را می‌شنیدم که می‌پرسید: «آوریل را چطور می‌نویسند؟»پژوهش ادشید متاثر از تجربۀ زیستۀ او به‌عنوان یک مادر مجرد در کاناداست. کشوری که درمان در آن رایگان است، زوج‌های ازدواج‌نکرده هم بسیاری از مزایای زوج‌های ازدواج‌کرده را دریافت می‌کنند و هر‌کسی که شغلش را از دست بدهد، ماهی دو هزار دلار دریافت می‌کند و به‌ازای هر فرزند این مبلغ افزایش می‌یابد. اما در آمریکا هزینه‌های درمان سر به فلک می‌کشد و بیمۀ درمانی هم وابسته به موقعیت‌های شغلی است که اینک آن‌ها هم متزلزل یا ناموجود است، و آن‌هایی که شغلشان را از دست داده‌اند معمولاً پس‌اندازی نیز ندارند، ادشید دربارۀ آمریکا می‌گوید این اوضاع کرونایی بسیاری را به این نتیجه می‌رساند که خانوادۀ سنتی تنها راه محافظت از خود در مقابل خطر است. عملکرد خانوادۀ سنتی در این روزها بسیار بهتر از سایر شکل‌های موجود خانواده است.ولی حتی برای کسانی که قصد ازدواج دارند نیز خانوادۀ سنتی و هسته‌ای دور از دسترس به نظر می‌رسد. نادیا سی‌و‌دو ساله و مادر دو بچۀ نُه و ده ساله است و در محلۀ کوئینز زندگی می‌کند. او در بیست سالگی ازدواج کرد و دو سال بعد که حامله شد دانشگاه را کنار گذاشت. پس از چند سال خانه‌نشینی، تصمیم گرفت دوباره به درس و دانشگاه برگردد ولی آن‌قدری پول نداشت که فرزندانش را به مهدکودک بفرستد تا بتواند سر کلاس‌های دانشگاه حاضر شود. چند سال بعد، وقتی فرزندانش چهار و پنج سال داشتند، ازدواجش از هم پاشید و هر شغلی که گیرش می‌آمد قبول می‌کرد: منشی پزشک، دستیار اپتومتریست، منشی یک شرکت خدمات نظافتی. چند سال پس از طلاق نادیا از همسرش، شرکت خدمات نظافت هم برچیده شد و او شغلش را از دست داد و بخش زیادی از پس‌اندازش را خرج کرد. سپس شغلی در یک موسسۀ خیریه پیدا کرد ولی در ماه فوریه اخراج شد. نادیا اکنون فقط چند صد دلار در حسابش پول دارد. شوهر سابقش مدتی است هزینۀ فرزندان را پرداخت نمی‌کند، ولی فعلاً دادگاه‌ها به‌دلیل شیوع کرونا نیمه‌تعطیل هستند و نادیا نمی‌تواند از شوهر سابقش شکایت کند. نخستین کمک هزینۀ دولتی برای قرنطینه را که دریافت کرد، تمام آن را به صاحب‌خانه داد و هنوز اجارۀ این ماه را نیز پرداخت نکرده است.نادیا می‌گوید: «به بچه‌هایم گفتم بنشینید می‌خواهم چیزی بگویم و گفتم ’لطفاً قبل از ازدواج حداقل دو سال با هم آشنا شوید و وقتی مطمئن شدید همه‌چیز طرف را می‌توانید تحمل کنید، آن‌وقت با او ازدواج کنید‘». خندۀ کوچک و تلخی کرد و ادامه داد: «به آن‌ها گفتم ’کاری را که من کردم، نکنید‘».در تأثیراتی که پاندمی کووید-۱۹ بر خانواده‌هایی با بچه‌های کوچک گذاشته، از میان انبوه موارد زوج‌هایی که با هم دعوا می‌کنند و کودکانی که مدام شلوغ‌کاری می‌کنند، داستان‌هایی را هم شاهدیم از اینکه قرنطینۀ خانگی توانسته است خانواده‌ها را دور‌هم جمع کند: مواردی را شاهدیم از خانواده‌هایی که متوجه ارزش شام‌خوردن در کنار یکدیگر شده‌اند، و پدرانی را می‌بینیم که حالا که خانه‌نشین شده‌اند بیشتر در کارهای خانه و نگهداری از فرزندان شرکت می‌کنند. اکنون که کارفرماها نیز دریافته‌اند که چه مقدار از کار را می‌توان از خانه دورکاری کرد، صحبت‌هایی را می‌شنویم که شاید کارمندان بتوانند پس از دوران قرنطینه نیز ساعات کاری منعطف‌تری داشته باشند و با دورکاری تعادل بهتری میان کار و زندگی برقرار کنند.ولی خیلی امیدی به بهبودِ وضعیت پدران و مادران مجرد نیست و چیز خوبی در این باره نمی‌شنویم. شوشانا در میان کارهای مربوط به نگهداری از دخترش و تلاش برای سر‌در‌آوردن از چگونگی اعلام بیکاری، می‌کوشد تا در اینستاگرام جمعی از مادران یا پدران مجرد را دور هم جمع کند، زیرا شاشونا متوجه شده است بیشتر گروه‌های اینترنتی مربوط به والدین، توجهی به نیاز‌های والدین مجرد ندارند. می‌گوید: «از پدران و مادران مجرد حمایت زیادی نمی‌شود. می‌خواهم به همتایانم کمک کنم کمتر احساس تنهایی کنند».فصلنامۀ ترجمان چیست، چه محتوایی دارد، و چرا بهتر است اشتراک سالانۀ آن را بخرید؟فصلنامۀ ترجمان شامل ترجمۀ تازه‌ترین حرف‌های دنیای علم و فلسفه، تاریخ و سیاست، اقتصاد و جامعه و ادبیات و هنر است که از بیش از ۱۰۰ منبع معتبر و به‌روز انتخاب می‌شوند. مجلات و وب‌سایت‌هایی نظیر نیویورک تایمز، گاردین، آتلانتیک و نیویورکر در زمرۀ این منابع‌اند. مطالب فصلنامه در ۴ بخش نوشتار، گفت‌وگو، بررسی کتاب، و پروندۀ اختصاصی قرار می‌گیرند. گزیده‌ای از بهترین مطالب وب‌سایت ترجمان همراه با مطالبی جدید و اختصاصی، شامل پرونده‌های موضوعی، در ابتدای هر فصل در قالب «فصلنامۀ ترجمان علوم انسانی» منتشر می‌شوند. تاکنون به موضوعاتی نظیر «اهمال‌کاری»، «تنهایی»، «سفر»، «خودیاری»، «سلبریتی‌ها» و نظایر آن پرداخته‌ایم.فصلنامۀ ترجمان در کتاب‌فروشی‌ها، دکه‌های روزنامه‌فروشی و فروشگاه اینترنتی ترجمان به‌صورت تک شماره به‌ فروش می‌رسد اما شما می‌توانید با خرید اشتراک سالانۀ فصلنامۀ ترجمان (شامل ۴ شماره)، علاوه بر بهره‌مندی از تخفیف نقدی، از مزایای دیگری مانند ارسال رایگان و دریافت یک کتاب به‌عنوان هدیه برخوردار شوید. فصلنامه برای مشترکان زودتر از توزیع عمومی ارسال می‌شود و در صورتی‌که فصلنامه آسیب ببیند بدون هیچ شرط یا هزینۀ اضافی آن را تعویض خواهیم کرد. ضمناً هر وقت بخواهید می‌توانید اشتراکتان را لغو کنید و مابقی مبلغ پرداختی را دریافت کنید.پی‌نوشت‌ها:• این مطلب را امیلی بابرو نوشته است و در تاریخ ۲۱ آوریل ۲۰۲۰ با عنوان «Some Days I Feel Like I’m Melting: How Single Mothers in New York City Are Coping with Quarantine» در وب‌سایت نیویورکر منتشر شده است. وب‌سایت ترجمان آن را در تاریخ ۲۲ تیر ۱۳۹۹ با عنوان «"احساس میکنم دارم توی زمین فرو می‌روم": مادران مجرد در دوران کرونا» و ترجمۀ بابک طهماسبی منتشر کرده است.•• امیلی بابرو (Emily Bobrow) روزنامه‌نگار آمریکایی است که دربارۀ اقتصاد و سیاست می‌نویسد. نوشته‌های او در اکونومیست، نیویورک تایمز، وال‌استریت ژورنال و دیگر مطبوعات به انتشار رسیده است.[۱] Doula: به کسی می‌گویند که معمولاً تحصیلات رسمی علوم‌پزشکی ندارد ولی دوره‌هایی را برای همراهی و پرستاری از زنان باردار گذرانده است. ]]> امیلی بابرو اقتصادوجامعه Sun, 12 Jul 2020 04:34:01 GMT http://tarjomaan.com/neveshtar/9804/