ترجمان - آخرين عناوين :: نسخه کامل http://tarjomaan.com/ Sat, 04 Apr 2020 07:37:31 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://tarjomaan.com/skins/default/fa/fa_default_normal03_28oct_02/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری ترجمان http://tarjomaan.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری ترجمان آزاد است. Sat, 04 Apr 2020 07:37:31 GMT 60 «به‌اندازه کارکردن» یک شوخی بزرگ است http://tarjomaan.com/report/9686/ ♦ برای مطالعۀ هر یک از مطالب پرونده، بر روی تیتر آن‌ها کلیک کنید.• هنر ظریفِ کمتر کارکردننویسندۀ «لذت دست‌کشیدن» می‌گوید: افسارزدن بر تمایلمان برای تجربۀ همه‌چیز شاید شادترمان کندتصویری که زمانۀ ما از آدم موفق ساخته است، کسی است که صبح تا شب کار می‌کند تا پول دربیاورد و بعد آن پول را خرج کالاهای پرزرق و برق و سفرهای ماجراجویانه کند و دوباره بیشتر کار کند تا بیشتر پول دربیاورد تا بیشتر خرج کند. این چرخه پایانی ندارد. جایی وجود ندارد که اگر به آن برسی، دیگر بتوانی نفس راحتی بکشی و آرام بگیری. سوند برینکمن، فیلسوف دانمارکی، می‌گوید شاید وقت آن رسیده است که بایستیم و راه دیگری را پیش بگیریم.• هیچ‌کس برای شروع کار در اول هفته خدا را شکر نمی‌کندسرانجامِ منطقیِ کار بیش‌ازحد زیاد، قطعاً، فروپاشی ذهنی و جسمی استاگر اول هفته از همکارتان بپرسید «حالت چطوره؟»، احتمالاً می‌گوید «این چه سؤالیه که می‌پرسی؟ معلومه خوب نیستم». اما همکارتان مرتکب گناه بزرگی شده، چون در فرهنگ پرکاریِ جدید واجب است که اول هفته سرتان را به‌سمت آسمان بلند کنید و، با اشتیاق هرچه بیشتر، فریاد بزنید خدا را شکر. مدیران دائماً به کارگرهایشان توصیه می‌کنند که نباید کارتان را دوست داشته باشید، باید عاشق آن باشید، آن‌هم تاحدی‌که این عشق شما را در هفته به ۱۴۲ ساعت کار وادار کند. اما ژستِ پرکاری چه بلایی به‌سر کارمندان می‌آورد؟• چرا نباید آخر هفته‌ها کار کنیم؟برنامه‌های زمانی سنگین و پیش‌بینی‌ناپذیرِ ما خسارت سنگینی بر جامعۀ آمریکا وارد می‌کندمدیران و کارفرمایان تأکید فراوانی دارند که همۀ کارکنان باید رأس ساعت مشخصی سر کارشان حاضر باشند، اما چندان نمی‌پسندند که زیردستانشان سر ساعت معینی دست از کار بکشند. در واقع، کار از نظر آن‌ها هیچ وقت تمام نمی‌شود. فرقی نمی‌کند یازده شب باشد، یا روز تعطیل هفته، هر لحظه ممکن است لازم شود کاری را پیگیری کنید. این وضعیت هرچند زندگی اجتماعی و خانوادگی ما را خراب می‌کند، بااین‌حال ظاهراً برای اقتصاد خوب است. اما اقتصاددانان دربارۀ همین یک فایده هم مطمئن نیستند.• شاید تقصیر آدام اسمیت است که این‌قدر از کارکردن متنفریمآمارها می‌گویند ۹۰درصد از شاغلان، از کار خود ناراضی‌اند. چطور چنین چیزی ممکن است؟آدام اسمیت معتقد بود انسان‌ها بالفطره تنبل‌اند و از کارکردن خوششان نمی‌آید. بنابراین فقط اجبارهای زندگی است که آن‌ها را مجبور می‌کند دست به فعالیت بزنند. ساده‌تر بگوییم: تنها انگیزه پول است. ولی تحقیقات بسیاری نشان می‌دهد آدم‌ها ترجیح می‌دهند حقوق کمتری داشته باشند، اما کاری را انجام بدهند که برایشان معنای بیشتری داشته باشد. پول مهم است، اما همه‌چیز نیست. از نظر بری شوارتز، این حقیقت ساده، می‌تواند تصور ما از دنیای مناسبات کار را تغییر دهد.• مرخصی استعلاجی دارد منسوخ می‌شودامروزه خیلی از کارمندان اداری به‌جای یک روز استراحت زیر پتو، مجبورند دورکاری کنندشب سالم و سرحال به تختخواب می‌روید، اما صبح با گلودرد و تب بیدار می‌شوید. با خودتان فکر می‌کنید که آیا می‌توانید سر کارتان بروید، یا بهتر است در خانه بمانید و استراحت کنید؟ بالاخره تصمیم می‌گیرید که خانه بمانید. زنگ می‌زنید به محل کارتان تا مرخصی استعلاجی بگیرید. رئیستان هم می‌پذیرد، اما می‌گوید حالا که خانه‌ای لطفاً این گزارش را هم بنویس و آن موضوعات را هم پیگیری کن. برای خیلی‌ها، روزهای بیماری دیگر فرقی با بقیۀ روزها ندارد. ]]> ویژه‌نامه‌های ترجمان اقتصادوجامعه Thu, 02 Apr 2020 05:42:07 GMT http://tarjomaan.com/report/9686/ نسخۀ صوتی: آیا کسی می‌تواند علم را از دست صنعت انتشار مقاله نجات دهد؟ http://tarjomaan.com/sound/9687/ آنچه در این نوبت گوش می‌کنید نسخهٔ صوتی نوشتاری است از الکس گیلیس که پیش از این با عنوانِ «آیا کسی می‌تواند علم را از دست صنعت انتشار مقاله نجات دهد؟» منتشر شده است. نوشتار این نسخۀ صوتی را اینجا بخوانید. اوایل سال ۲۰۱۷، ادواردو فرانکو که استاد دانشکدۀ پزشکی دانشگاه مک‌گیل است، ایمیلی برای همکارانش فرستاد و دربارۀ «همه‌گیر شدن» جهانی شیادی ژورنال‌های دانشگاهی که پژوهش‌ها را فاسد می‌کنند و عملاً مردم را به خطر می‌اندازند، هشدار داد. فرانکو به‌عنوان رییس بخش تومورشناسی ۲۳۰ نفر را زیردست خود داشت. او قول داد تک‌تک رزومه‌های علمی و ارزیابی‌های سالانۀ آن بخش را شخم بزند تا رزومه‌هایی را پیدا کند که حاوی ژورنال‌ها یا همایش‌هایی‌اند که اعتباری ندارند، یا حتی در برخی موارد اصلاً وجود ندارند. او نگفت که چنین کاری چه عواقبی دارد، ولی دلالت حرفش روشن بود: اعضای هیئت‌علمی باید حساب پس بدهند. فایل صوتی نوشتار «آیا کسی می‌تواند علم را از دست صنعت انتشار مقاله نجات دهد؟» را گوش کنید. ]]> الکس گیلیس نسخۀ صوتی Wed, 01 Apr 2020 05:21:42 GMT http://tarjomaan.com/sound/9687/ گوشیِ هوشمند صاحبش را می‌بلعد http://tarjomaan.com/report/9685/ ♦ برای مطالعۀ هر یک از مطالب پرونده، بر روی تیتر آن‌ها کلیک کنید.• چگونه هم آرامش ذهنی داشته باشیم و هم تلفن همراه؟شاید بهتر باشد به جای این‌که عادت‌های سفت‌وسختی را بسازیم، دربارهٔ رویکردمان نسبت به زندگی تجدید نظر کنیمزندگی ما طوری شده که بدون گوشی هوشمند دست‌کمی از جهنم ندارد. البته عجیب هم نیست؛ پیش‌تر کارشناس طراحی گوگل، تریستان هریس، گفته بود که «گوشی‌های هوشمند طوری ساخته شده‌اند که اعتیادآور باشند». اما با این اعتیاد چه می‌شود کرد؟ اگر شبکه‌های اجتماعی را ترک کنیم، شاید حتی امنیت معیشتمان هم به خطر بیفتد. از سوی دیگر، اگر در آن بمانیم، آرامش روح و روانمان را با دست خود سرکوب خواهیم کرد. دو کتاب جدید راه‌حل‌هایی دارند که شاید به درد ما هم بخورد.• از دیازپام تا پورنوگرافی: زندگی در عصر اعتیادسرمایه‌داری به نحوی نظام‌مند از ضعف‌های احساسی ما سود می‌برد، آیا کاری از دست ما ساخته است؟زندگی در دنیای امروز چنان فرسوده‌کننده و ملال‌آور است که هر کسی برای اینکه بتواند ادامه بدهد، باید راهی برای خوشحال‌کردن خودش پیدا کند. از یک فنجان قهوه بگیرید، تا سریال‌دیدن، سیگارکشیدن، ور رفتن با شبکه‌های اجتماعی، یا امتحان‌کردن انواع و اقسام مسکن‌ها، محرک‌ها یا مخدرهای قوی‌تر. عادت‌هایی که در ظاهر بی‌ضرر و عادی‌اند، اما قابلیت آن را دارند که ما را در دام خودشان فروبکشانند. دنیای امروز، دنیای اعتیاد است، اما سؤال اصلی این است: آیا تقصیرها گردن ماست؟• قبل از اینترنت چه کار می‌کردی؟گویا ما از این جهت منحصربفردیم که واپسین نمونه‌های یک گونۀ روبه‌انقراض هستیمچیزی نمانده تا زمانی که هیچ‌کس روی زمین یادش نیاید دنیا پیش از اینترنت چه شکلی بود. آن‌هایی که اواخر دهۀ ۱۹۷۰ به دنیا آمدند، آخرین نسلی‌اند که بدون اینترنت بزرگ شدند. جامعه‌شناسان به آن‌ها «واپسین معصومان» یا «مهاجران دیجیتال» می‌گویند. آن «معصومیتِ» ازدست‌رفته، اگر اصلاً معصومیتی در کار بوده، چه بود؟ یک نویسنده‌ و گزارشگر کانادایی به ایامی می‌اندیشد که ذهنمان اجازۀ سرگردانی داشت.• معتاد گوشی‌تان هستید؟ خب نباشیدنیر ایال که روزگاری دفترچۀ راهنمای معتادکردن آدم‌ها به فناوری را نوشته، حالا به دنبال پادزهر استنیر ایال روزگاری نه چندان دور، به شرکت‌های فناوری مشاوره می‌داد که چطور اپلیکیشن‌هایشان را شبیه مواد مخدر کنند. چیزهایی که خلاصی از دست آن‌ آسان نباشد. اما یک‌بار که خودش مشغول ور رفتن با گوشی‌اش بود، دختر کوچکش بارها تلاش کرد با او حرف بزند ولی موفق نمی‌شد. ایال ناگهان متوجه شد و شدیداً تحت تأثیر وضعیتی قرار گرفت که خودش یکی از مسببان آن بود. حالا او مروج راه‌حلی‌هایی برای خلاصی از اعتیاد دیجیتال است.• هر چه فقیرتر باشی، بیشتر به صفحهٔ گوشی‌ات نگاه می‌کنینمایشگرها در گذشته مختص نخبگان بودند. امروزه کنارگذاشتن آن‌ها نشان تشخص استوقتی فقیر باشید، همیشه نگران وقتی هستید که نتوانید کار کنید. دوران پیری برای فقرا مشکلات دوچندانی دارد، مسائل مالی و جسمی از یک سو، و تنهایی از سویی دیگر. اما شرکت‌های سیلیکون‌ولی که نمی‌خواهند هیچ انسانی در رنج باشد، برای این مشکل فقرای کهن‌سال هم راه‌حلی ساخته‌اند: برنامه‌هایی کامپیوتری که با آن‌ها حرف می‌زند. ولی پیرهای پولدار همچنان با «آدم‌ها» نه «نرم‌افزارها» در ارتباطند. این آغاز دوران جدیدی است که در آن فقط پولدارها می‌توانند بیرون از تلگرام هم با آدم‌ها معاشرت کنند. ]]> ویژه‌نامه‌های ترجمان اقتصادوجامعه Tue, 31 Mar 2020 05:23:20 GMT http://tarjomaan.com/report/9685/ نسخۀ صوتی: چرا می‌خواهیم بعد از قطع رابطه با مخاطب خاصمان، همچنان با او دوست بمانیم؟ http://tarjomaan.com/sound/9692/ آنچه در این نوبت گوش می‌کنید نسخهٔ صوتی نوشتاری است از اشلی فترز که پیش از این با عنوانِ «چرا می‌خواهیم بعد از قطع رابطه با مخاطب خاصمان، همچنان با او دوست بمانیم؟» منتشر شده است. نوشتار این نسخۀ صوتی را اینجا بخوانید. چند سال پیش، وقتی ربکا گریفیث، دانشجوی تحصیلات عالی در دانشگاه کانزاس، یافته‌های تحقیقش دربارۀ «دوستی‌های بعد از قطع رابطۀ عاشقانه» -دوستی بین دو نفری که رابطۀ عاشقانه‌شان را به پایان رسانده‌اند- را در کنفرانسی ارائه می‌داد، اتفاق عجیبی برایش افتاد. می‌دانست که تحقیقی غیرمعمول انجام داده، چون فقط چند تحقیق انگشت‌شمار تا‌ آن‌روز تلاش کرده بودند کشف کنند که چه عواملی باعث می‌شود دوستی‌های بعد از جدایی موفقیت‌آمیز باشد یا افتضاح بشود. بعد از اینکه ارائۀ گریفیث تمام شد، به سؤال‌های دانش‌پژوهان دیگر و همتایانش در این حوزه جواب داد؛ اما اغلب سؤالاتی که با آن‌ها مواجه می‌شد، ربطی به نتیجه‌گیری‌ها یا روش تحقیق یا تحلیل داده‌هایش نداشتند. سؤال بقیه این بود: «آیا باید با شریک عشقی قبلی‌ام دوست بمانم؟» فایل صوتی نوشتار «چرا می‌خواهیم بعد از قطع رابطه با مخاطب خاصمان، همچنان با او دوست بمانیم؟» را گوش کنید. ]]> اشلی فترز نسخۀ صوتی Mon, 30 Mar 2020 05:00:25 GMT http://tarjomaan.com/sound/9692/ مادربودن دقیقاً به چه معناست؟ http://tarjomaan.com/report/9684/ ♦ برای مطالعۀ هر یک از مطالب پرونده، بر روی تیتر آن‌ها کلیک کنید.• مادر اولین کسی است که «شرمندگی از ظاهر» را به دخترش یاد می‌دهدوقتی که دختران و زنان احساس بدی دربارۀ تنشان داشته باشند، چه کسی سود می‌برد؟آنچه بچه‌های ما از ما یاد می‌گیرند، با آن چیزهایی که می‌خواهیم به آن‌ها یاد بدهیم، تفاوت‌های زیادی دارد. ما می‌خواهیم بچه‌هایمان اشتباهات ما را نکنند یا ضعف‌ها و وسواس‌ها و اضطراب‌های ما را نداشته باشند. می‌خواهیم آن‌ها مثل ما نشوند، اما نتیجه دقیقاً برعکس این می‌شود: بچه‌هایمان معمولاً شبیه خودمان می‌شوند. مجموعه‌ای از تحقیقات تازه نشان داده‌اند که قضاوت‌‌های یک مادر دربارۀ بدن خودش تا کجا می‌تواند بر ذهنیت دخترش دربارۀ این مسئله تأثیر بگذارد.• با هر کودک مادری هم زاده می‌شودتو آمدی که نشانم بدهی درد هرگز بهترین معلم من نبوده استلزلی جمیسون، جستارنویس مشهور آمریکایی، وقتی پس از سال‌ها انتظار باردار شد، برای کارهایی که باید انجام دهد، برنامه‌ریزی دقیقی کرد. اما وقتی جلوتر رفت، فهمید آن شناختی که تا به حال از خودش داشته است، دارد کمرنگ‌ و کمرنگ‌تر می‌شود و شخصیت تازه‌ای جای او را می‌گیرد. همراه با جنینی که در شکم او بزرگ می‌شد، یک «مادر» نیز از میان جان او در حال متولدشدن بود. جمیسون در این جستار با نثری حسی، پرشور و شگفت‌انگیز این فرایند را روایت می‌کند.• بچه‌ای در شکم و غمی در دل، اما...بارداری، برای بسیاری از زنان، یکی از تجربه‌هایی است که بیشترین فشار عاطفی و هیجانی را داردمعروف است که دوران بارداری، علی‌رغم مشکلاتی مثل تهوع و تغییرات هورمونی، از شیرین‌ترین دوران‌های زندگی هر مادر است: ماه‌های انتظار برای دیدن بچه‌ای که ذره ذره درون وجودت شکل می‌گیرد و خیال‌پردازی دربارۀ روزهای خوشی که با هم خواهید داشت. اما واقعیت پیچیده‌تر از این تصویر ساده است. بسیاری از زنان در دوران بارداری درگیر انواع و اقسام افکار ناخوشایند یا اضطراب و افسردگی می‌شوند، تجربه‌هایی که همچون نقطه‌ای سیاه در کارنامۀ مادری‌ نگریسته می‌شوند و چنان انگ خورده‌اند که اغلب زنان باردار را ساکت می‌کنند.• مادران شاغل و بچه‌های کوچک: داستانی پر از اشک و حسرت«بعد از تولد دختر اولم به یک مصاحبۀ کاری رفتم و بعد، کل راه را تا خانه گریه کردم»برای زنان تحصیل‌کرده و موفق، بچه‌دارشدن چالشی عظیم به بار می‌آورد: آیا باید بچه‌هایشان را به پرستارها و مهدکودک‌ها بسپارند و مسیر موفقیت شغلی‌شان را ادامه دهند یا خودشان را وقف فرزندشان کنند و بیخیال کارشان شوند؟ انتخاب خیلی‌ها گزینۀ دوم است. اما واقعاً چه چیزی باعث می‌شود زنان چنین تصمیمی بگیرند؟ شرایط نامناسب و تبعیض‌آمیز کار برای زنان؟ دلبستگی شدید به بچه؟ یا نابرابری محیط خانواده؟ دو پژوهشگر برای پیداکردن جواب این مسئله سراغ همکلاسی‌های سابق خودشان در دانشگاه نورث‌وسترن رفتند.• زنان شاغل کودکانشان را مخفی می‌کنندبعضی‌ها فکر می‌کنند پس از چند ماه مرخصی بچه ناپدید می‌شودبچه‌دارشدن با کارکردن هر روز ناسازگارتر می‌شود. شواهد و تحقیقات نشان داده‌اند که مرخصی زایمان هم برای کودک مفید است و هم برای سلامت مادر. اما مشکل اصلی بعد از وضع حمل پیش می‌آید: چگونه باید به محیط کار بازگشت؟ امیلی اُستر، اقتصاددان دانشگاه براون و مادر دو کودک، می‌گوید تجربهٔ بازگشت به محل کار بسیار پیچیده و در اغلب موارد ناموفق است. اُستر دربارهٔ فرزندپروری تحقیق کرده و می‌گوید بسیاری از زنانی که با آن‌ها گفت‌وگو کرده بارها موضوعی خلاف انتظار را پیش کشیده‌اند: آن‌ها مجبورند وجود فرزندانشان را از مدیران و همکارانشان مخفی کنند تا آیندهٔ شغلی‌شان به خطر نیفتد.• چرا بچه‌دار نشدن مُد شده است؟ایدئولوژی جدید ضد زادوولد انسان‌ها را برای زمین مثل سلول‌های غده‌ای سرطانی می‌داندبه احتمال زیاد شما هم زوج‌هایی را می‌شناسید که هر وقت بحث بچه‌داری می‌شود، قاطعانه می‌گویند تصمیم گرفته‌اند هیچ‌وقت بچه‌دار نشوند. دلایل زیادی هم برای تصمیمشان می‌آورند. بعضی معتقدند بچه‌دارشدن غیراخلاقی است چون آدم دیگری را وارد این دنیای کثیف می‌کند. برخی دلایل محیط‌زیستی یا مسائل مربوط به سلامت را مطرح می‌کنند، اما جامعه‌شناسی کارکشته می‌گوید احتمالاً مهم‌ترین دلیل، نوعی از تربیت است که آدم‌ها را به جای استقبال از سختی‌ها و مقاومت دربرابر آن‌ها به توجه بیش‌ازحد به خودشان فرا می‌خواند.• اسطوره‌سازی از مادر چه آسیبی به تک‌تک ما می‌زند؟مادرها فرزندانشان را عاشقانه دوست دارند، اما دلیلی ندارد به چیزی غیر از فرزندانشان فکر نکنندوقتی در نوار جست‌وجوی گوگل عبارت «مادر یعنی» را تایپ کنید، بلافاصله چنین کلمه‌هایی برای تکمیل جست‌وجویتان پدیدار می‌شود: «مادر یعنی مهر»، «مادر یعنی ازخودگذشتگی» یا «مادر یعنی عشق واقعی». این تعبیرات تصویر عمومی ما از مادر را ساخته‌اند. نگاهی اسطوره‌ای که گاهی باعث می‌شود جنبه‌های دیگر این نقش پنهان بماند. مادری وظیفه‌ای درهم‌برهم است که خستگی و افسردگی هم بخشی از آن است. آن‌ها آدم‌هایی از پوست و گوشت‌اند که باید نیازها و نقصان‌هایشان را هم دید. ]]> ویژه‌نامه‌های ترجمان اقتصادوجامعه Sun, 29 Mar 2020 05:54:13 GMT http://tarjomaan.com/report/9684/ نسخۀ صوتی: قبل از اینترنت چه کار می‌کردی؟ http://tarjomaan.com/sound/9689/ آنچه در این نوبت گوش می‌کنید نسخهٔ صوتی نوشتاری است از لیا مک‌لارن که پیش از این با عنوانِ «قبل از اینترنت چه کار می‌کردی؟» منتشر شده است. نوشتار این نسخۀ صوتی را اینجا بخوانید. در ایامی که دچار اضطراب دیجیتال می‌شوم، می‌بینم که یاد میز پدرم افتاده‌ام. بابا در دهۀ ۱۹۸۰ فروشندۀ دوره‌گرد مبلمان بود. آن سال‌ها شغلش هم خوب بود تا رسید به جهانی‌سازی که بخش تولید کانادا را از پا انداخت. زیاد به دل جاده می‌زد، ولی وقتی خانه کار می‌کرد در دفترش می‌نشست: یک اتاق‌مطالعۀ کوچک و بی‌پنجره که یک میز بزرگ از جنس چوب ساج در آن حکومت می‌کرد. چیز زیادی رویش نبود: تکه‌پارچه‌های سنتزی مبل، یک لیوان پُر از قلم، یک چراغ، یک تلفن و یک زیرسیگاری. و با این حال بابا هر روز چند ساعت آنجا بود، یادداشت می‌کرد، سیگار کراوِن‌آ می‌کشید، قهوه می‌خورد و دائم چانه‌اش گرم صحبت با خُرده‌فروش‌های شهرک‌ها دربارۀ ارسال نیمکت‌های چندتکّه و سرویس مبل ناهارخوری بود. همین برایم شگفت‌انگیز است. اینکه پدرم، مثل اکثر شاغلین نسل خودش و نسل‌های قبل‌تر، می‌توانست تقریباً فقط با یک تلفن و یک بسته کاغذ درآمدی داشته باشد و معاش خانواده را بگذراند. همین‌که یاد میزش می‌افتم که چقدر خالی بود، احساس سرگشتگی و تنهایی می‌کنم. برایم سؤال است که چطور تمام روز آنجا می‌نشست، بی‌آنکه اینترنت یار و همدمش باشد؟ فایل صوتی نوشتار «قبل از اینترنت چه کار می‌کردی؟» را گوش کنید. ]]> لیا مک‌لارن نسخۀ صوتی Sat, 28 Mar 2020 05:43:18 GMT http://tarjomaan.com/sound/9689/ چرا پس از گذشتن دو ماه هیچ‌چیز از کتاب‌ها یادمان نمی‌ماند؟ http://tarjomaan.com/report/9683/ ♦ برای مطالعۀ هر یک از مطالب پرونده، بر روی تیتر آن‌ها کلیک کنید.• رولف دوبلی: کمتر بخوانید ولی دوباره بخوانیدبرخی از کتاب‌ها در قفسه هستند که نمی‌توانم با اطمینان بگویم که آیا تا به حال آن‌ها را خوانده‌ام یا نهپس از مدتی سر وقت کتابخانه و کتاب‌هایمان که می‌رویم اکثرشان دیگر با هم تفاوت زیادی نمی‌کنند، چون تقریباً چیز زیادی از آن‌ها یادمان نمی‌آید؛ محتوای هر کتاب صرفاً به‌صورتی مبهم و آشفته از ذهن ما عبور می‌کند. در چنین مواقعی ابتدا پریشان می‌شویم که مشکل از حافظۀ ضعیف خودمان است یا شاید کتاب‌ها تأثیر اندکی بر ما داشته‌اند. اما وقتی می‌فهمیم بسیاری از دوستانمان هم همین تجربه را دارند کمی احساس آسودگی می‌کنیم. اگر محتوای کتاب‌ها تا بدین حد کم به خاطر می‌مانند، اساساً اهمیت مطالعه در چیست؟ رولف دوبلی، نویسندۀ کتاب «هنر شفاف اندیشیدن»، پیشنهادهایی دارد.• کتاب‌خواندن در چهل‌سالگی چه فرقی با بیست‌سالگی دارد؟وقتی پیر می‌شویم معنا و مفهوم کتاب‌خوانی برایمان عوض می‌شوددر بیست‌سالگی همه‌چیز پیش چشممان ممکن به نظر می‌رسد. زندگی جلوی رویمان است و قرار است نویسنده‌ای معروف، تاجری ثروتمند یا دانشمندی دوران‌ساز شویم. سیری‌ناپذیریم و وقتی سراغ کتاب‌ها می‌رویم با فراغ بال هر چه پیش آید می‌خوانیم. اما وقتی پا به سن می‌گذاریم، وقتی به قفسۀ کتاب‌فروشی‌ها نگاه می‌کنیم، حسرتی شیرین و غمی سنگین بر دلمان می‌نشیند. کتاب‌هایی را می‌بینیم که قبلاً خوانده‌ایم، کتاب‌هایی که می‌دانیم دیگر هرگز نخواهیم خواند و آینده‌ای که دیگر در آن اتفاق عجیبی نخواهد افتاد.• چرا بیشتر کتاب‌هایی را که می‌خوانیم فراموش می‌کنیم؟مردم اغلب بیش از آنچه بتوانند در مغز خود نگه دارند، اطلاعات وارد آن می‌کنندبعضی‌ها هر کتاب را فقط یک‌بار می‌خوانند و بعد از گذشت مدت‌ها تقریباً بی‌هیچ کم‌وکاستی همۀ آن را به یاد می‌آورند. اما بیشتر ما این‌طور نیستیم و این موضوع خیلی ناراحتمان می‌کند و مدام خودمان را بابت روش مطالعه‌مان ملامت می‌کنیم یا حافظۀ ضعیفمان را مقصر می‌دانیم. زمانی که کتابی را خریدیم، اسم کتاب‌فروشی، اینکه چاپ چندم بوده و خیلی جزئیات دیگر را خیلی راحت به‌خاطر می‌آوریم اما آنچه برایمان مهم‌تر است، یعنی محتوای کتاب را نه. آیا در عصر اینترنت این‌همه وسواس و عذاب روحی برای به خاطر سپردن اطلاعات ضروری است؟• دو کتاب‌باز به هم دل بستند، اما زن رازی شرم‌آور داشتطی شش سالِ پس از بیست سالگی، آدم دیگری شدم که خودم هم نمی‌شناختمبعضی‌ها کتاب‌باز نیستند، نه کتاب می‌خرند و نه تظاهر می‌کنند اهل کتاب هستند. اما کتاب‌بازها متفاوت‌اند. کتاب‌ها در نظر آن‌ها ارزشمند است؛ ساعت‌ها بین قفسهٔ کتابفروشی‌ها پرسه می‌زنند، با ولع تمام‌نشدنی کتاب‌های جدید را می‌خرند و در شبکه‌های اجتماعی گروه‌های کتاب‌خوانی را دنبال می‌کنند و در پروفایل خود علاقه‌شان به کتاب را در صدر تمایلاتشان می‌نویسند و از همه مهم‌تر اینکه افراد بیگانه با کتاب را تحقیر و ملامت می‌کنند. اما آیا کتاب‌بازها خود مرتکب گناهی بزرگ نشده‌اند؟ کارلا دِروس کتاب‌بازی است که اعتراف می‌کند.• پیش از عصر دیجیتال هم آدم‌های زیادی کتاب نمی‌خوانده‌اندآیا با فراگیر شدن کتاب‌های الکترونیک و صوتی باید منتظر مرگ کتاب کاغذی باشیم؟سال‌های زیادی از رواج رسانه‌های دیجیتال نمی‌گذرد، اما همین الآن هم خیلی‌ها نوستالژی دورانی را دارند که اینترنت و گوشی هوشمند و شبکۀ اجتماعی وجود نداشت. نوستالژی‌بازها می‌گویند در آن دوران کتاب آنقدر غریب نبود و مردم خوانندگان جدی‌تری بودند. اما مورخی که دربارۀ تاریخ خواندن پژوهش می‌کند تصویر دیگری ارائه می‌دهد. او به جای رمان‌خوان‌های حرفه‌ای که زیر درختان غرق خواندن‌اند، از مردمی می‌گوید که تنها کتابی که می‌شناختند کتاب راهنمای تلفن بود و کتابخانه‌ها را محل شیوع بیماری تلقی می‌کردند. ]]> ویژه‌نامه‌های ترجمان ادبيات‌وهنر Fri, 27 Mar 2020 05:46:27 GMT http://tarjomaan.com/report/9683/ نسخۀ صوتی: چرا بچه‌دار نشدن مُد شده است؟ http://tarjomaan.com/sound/9691/ آنچه در این نوبت گوش می‌کنید نسخهٔ صوتی نوشتاری است از فرانک فوردی که پیش از این با عنوانِ «چرا بچه‌دار نشدن مُد شده است؟» منتشر شده است. نوشتار این نسخۀ صوتی را اینجا بخوانید. فرق است بین کسی که تصمیم می‌گیرد بچه نیاورد، و کسی که این دیدگاه را می‌پذیرد که مادری و بچه به دنیا آوردن ذاتاً ایراد دارد. آدم‌ها همیشه دربارۀ بچه‌دار شدن و تعداد بچه‌هایشان تصمیم می‌گرفته‌اند. این‌جور مسائل تصمیم‌هایی شخصی بوده‌اند، نه بیانیه‌ای دربارۀ اهمیت و معنای اخلاقیِ آوردن بچه‌های جدید به دنیا. ولی امروزه قشر مهمی از جامعه، تصمیمشان برای بچه‌دار نشدن را مثل یک نظر سیاسی قاب‌بندی و ارائه می‌کنند. حالا نوعی ایدئولوژی انسان‌گریز به وجود آمده است که خصومت با آن‌هایی را که تصمیم می‌گیرند بچه بیاورند ترویج می‌کند، و در کنارش میل روزافزونی وجود دارد که تصویری منفی از مادری ترسیم شود. فایل صوتی نوشتار «چرا بچه‌دار نشدن مُد شده است؟» را گوش کنید. ]]> فرانک فوردی نسخۀ صوتی Thu, 26 Mar 2020 05:58:53 GMT http://tarjomaan.com/sound/9691/ پنج جستار برگزیدۀ ترجمان در سال گذشته http://tarjomaan.com/report/9682/ ♦ برای مطالعۀ هر یک از مطالب پرونده، بر روی تیتر آن‌ها کلیک کنید.• با هر کودک مادری هم زاده می‌شودتو آمدی که نشانم بدهی درد هرگز بهترین معلم من نبوده استلزلی جمیسون، جستارنویس مشهور آمریکایی، وقتی پس از سال‌ها انتظار باردار شد، برای کارهایی که باید انجام دهد، برنامه‌ریزی دقیقی کرد. اما وقتی جلوتر رفت، فهمید آن شناختی که تا به حال از خودش داشته است، دارد کمرنگ‌ و کمرنگ‌تر می‌شود و شخصیت تازه‌ای جای او را می‌گیرد. همراه با جنینی که در شکم او بزرگ می‌شد، یک «مادر» نیز از میان جان او در حال متولدشدن بود. جمیسون در این جستار با نثری حسی، پرشور و شگفت‌انگیز این فرایند را روایت می‌کند.• مرگ را بلعیدم، تا شاید زنده بمانم: زندگیِ یک بیمار سرطانیاحساس می‌کردم داروهایی که قرار است مرا از مرگ برهانند، خودشان دارند جانم را می‌گیرندهیچ بیمار سرطانی‌ای، حتی اگر کاملاً بهبود بیابد، دیگر به همان آدم قبلی تبدیل نمی‌شود. سایۀ مرگ و رنج بی‌حساب درمان، او را خرد می‌کند و از نو می‌سازد. کسی می‌شود که انگار دوباره متولد شده است، البته اگر جان به در ببرد. انی بویر، جستارنویس موفق آمریکایی، از تجربۀ خودش در مبارزه با سرطانی بسیار مهاجم نوشته است. از دورانی که بارها از خودش پرسید آیا تحمل این همه رنج می‌ارزید؟ آیا بهتر نبود به تقدیر تن می‌دادم و مرگ را می‌پذیرفتم؟• وزن من ۲۰۸ کیلوگرم استوقتی غول‌ترین آدمی هستی که اطرافیانت در عمرشان دیده‌اندوقتی در مترو ایستاده‌ایم و میلۀ بالای سرمان را چسبیده‌ایم، افکار رنگ و وارنگ از ذهنمان می‌گذرد. اینکه کاش صندلی‌ای برای نشستن بود، کاش زودتر می‌رسیدیم یا نگرانی بابت اینکه کسی روی کفشِ گران‌قیمت‌مان پا بگذارد یا لباسمان چروک شود. اما تامی تاملینسون، روزنامه‌نگار آمریکایی، فقط به چیزی غریب فکر می‌کرد: اگر تعادلم را از دست بدهم و روی کس دیگری بیفتم، زنده خواهد ماند؟• پیری دورانی است پر از اتفاقات خوب؟ به همین خیال باشیدعمر طولانی موهبت است، ولی آیا واقعاً قدردان آن خواهیم بود؟بشر در هیچ دوره‌ای از تاریخ به اندازۀ امروز سالخورده نبوده است. پیری واقعیت جدیدی است که هنوز اکثر ما آمادۀ رویارویی با آن نیستیم. البته فراوانند نویسندگان خوشحالی که می‌گویند زندگی در دوران پیری رضایت و آرامش بیشتری دارد و نباید دربارۀ این دوران افکار منفی بافت. اما کافی است به جای روان‌شناسی مثبت‌گرا سراغ زیست‌شناسی بروید تا بفهمید بدن سالخورده چقدر غم‌بار است. آرتور کریستال، جستارنویس ۷۱سالۀ آمریکایی، با طنز منحصربه‌فردش دربارۀ پیری و کتاب‌های مربوط به آن نوشته است.• لو اورتنزیو: پزشکی که همه‌چیز را به پای اعتیاد باختاو با مخدرهای ضددرد تا قعر جهنم رفت، ولی حالا به‌دنبال نجات شهرش استچرا بیماران لاعلاجی که چند روزی تا پایان عمرشان باقی نمانده، باید با دردِ بی‌امان شکنجه شوند؟ اخلاق حکم می‌کند که اگر می‌توانیم این دردِ بیهوده را تسکین دهیم، در این کار تردید نکنیم. با همین استدلال بود که از دهۀ ۱۹۸۰ تجویز داروهای مخدر ضددرد رایج شد. اما انسان‌ها در سراسر زندگی درد می‌کشند: درد دندان، شکستگی استخوان یا التهاب مفاصل هم می‌تواند به همان اندازه مهلک باشد. و ماجرا شروع شد. چرا بیماران -و حتی پزشکان- باید درد را تحمل کنند، وقتی مخدرهای دارویی در دسترس است؟  ]]> ویژه‌نامه‌های ترجمان ادبيات‌وهنر Wed, 25 Mar 2020 05:32:05 GMT http://tarjomaan.com/report/9682/ نسخۀ صوتی: تقدیم به پدرم، که نسبتی با من نداشت http://tarjomaan.com/sound/9690/ آنچه در این نوبت گوش می‌کنید نسخهٔ صوتی نوشتاری است از ریچل کوک که پیش از این با عنوانِ «تقدیم به پدرم، که نسبتی با من نداشت» منتشر شده است. نوشتار این نسخۀ صوتی را اینجا بخوانید. خودتان را در آیینه ورانداز کنید. چه می‌بینید؟ خیال می‌کنید چه کسی هستید؟ دخترک در تاریکی شب وقتی پدر و مادرش خواب بودند، دزدکی می‌رفت کنج راهرو و مدت‌ها به انعکاس تصویرش در آیینۀ دستشویی خیره می‌شد. دنی احساس می‌کرد تافتۀ جدابافته است؛ هرچند که آن زمان عقلش به این چیزها قد نمی‌داد و از بیان احساسش عاجز بود. شاید اگر به اندازۀ کافی به خودش زل می‌زد، چهره‌ای تازه از پس انعکاس چهره‌اش در آیینه بیرون می‌آمد: چهره‌ای واقعی‌تر که بازتابی شفاف از احساساتش نسبت به خود بود. فایل صوتی نوشتار «تقدیم به پدرم، که نسبتی با من نداشت» را گوش کنید. ]]> ریچل کوک نسخۀ صوتی Tue, 24 Mar 2020 05:47:17 GMT http://tarjomaan.com/sound/9690/