تظاهر کن تا این‌کاره شوی
هرچه در یک حوزه کارکشته‌تر شوی، حس حقه‌بازبودنت قوی‌تر می‌شود
پنجشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۹ ۰۷:۳۹
 
شکسپیر یک‌بار نوشت: «تمام دنیا صحنۀ نمایش است و هرکس در عمر خود نقش‌های بسیاری بازی می‌کند». بله، اغلبمان بازیگرهایی حرفه‌ای هستیم. دیگران هم خیال می‌کنند خیلی می‌دانیم و از پسِ کارها به‌خوبی برمی‌آییم. این توقعات گرچه تاحدی اسم‌ورسمی برایمان درست کرده، اما نوعی اضطراب هم در دلمان انداخته: این دلشوره که مبادا یک‌روز لو برویم و این عذاب وجدان که نکند واقعاً شیّاد باشیم. کلنسی مارتین می‌گوید اسم این احساس «سندرم حقه‌باز» است، و شاید یک‌جاهایی مفید باشد.
تخمین زمان مطالعه : ۱ دقيقه
 
عکس: گتی.
 

آنچه در این نوبت گوش می‌کنید نسخهٔ صوتی نوشتاری است از کلنسی مارتین که پیش از این با عنوانِ «سندرم حقه‌باز: شما هم نگرانید یک‌روز دستتان رو شود؟» منتشر شده است. نوشتار این نسخۀ صوتی را اینجا بخوانید.

من و داداشم پشت در سالن صرافی طلا و نقرۀ «فورت ورث» ایستاده بودیم، بزرگ‌ترین و شلوغ‌ترین و موفق‌ترین جواهرفروشی تگزاس.
«من از پسش برنمی‌آم، دارِن. نمی‌تونم باهاشون روبه‌رو بشم».
دارِن گفت: «فقط قراره باهاشون حرف بزنی. سخت نیست دادا».
اواخر نوامبر ۱۹۸۲ بود و موسیقی کریسمس به گوش می‌رسید. پانزده سال داشتم، تازه دبیرستان را رها کرده بودم و رفته‌رفته یاد می‌گرفتم جواهرفروش شوم.
جواب دادم: «دارم بهت می‌گم، خیلی عصبی‌ام». از اوان خردسالی از خجالت شدید رنج می‌بُردم.
دارِن گفت: «خب، پس باید تظاهر کنی».

فایل صوتی نوشتار «سندرم حقه‌باز: شما هم نگرانید یک‌روز دستتان رو شود؟» را گوش کنید.

کد مطلب: 9948
 


 
مرتضی
Netherlands
۱۳۹۹-۰۸-۲۴ ۰۸:۰۸:۴۷
عالی (8164)