يکشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۳ ۱۳:۳۶
 
فلاسفه‌ای که می‌خواهند به طور جدی دربارۀ تکنولوژی فکر کنند، به دانستن چه چیزهایی دربارۀ تکنولوژی نیاز دارند؟ شاید زندگی در جامعه‌ای که در آن تکنولوژی به صورت گسترده رواج داشته باشد کافی باشد. خیلی از فیلسوفان با فهمی روزمره از تکنولوژی تلاش کرده‌اند به پرسش‌های مهم دربارۀ تکنولوژی پاسخ دهند. اما آیا با درک سطحی می‌توان حق مطلب را ادا کرد؟ در مقابل می‌توان از طریق تبدیل شدن به یک متخصص در دانش فنی خاص با فهمی عمیق‌تر با این پدیده روبرو شد.
تخمین زمان مطالعه : ۱ دقيقه
 
 

فلاسفه به دانستن چه چیزی دربارۀ تکنولوژی نیاز دارند؟ البته مقصودم فلاسفه‌ای است که می‌خواهند به نحوی ثمربخش دربارۀ تکنولوژی فکر کنند و بنویسند. چه نوع معرفتی باید در این خصوص داشته باشیم؟ و چقدر؟

شاید صرفاً کافی باشد در جامعه‌ای زندگی کنیم که گسترۀ وسیعی از تکنولوژی‌ها در آن به طور مستمر کاربرد دارند. با بهره گرفتن از فهمی روزمره از چنین موضوعاتی، می‌توان به سوی شکل دادن چشم‌اندازها و نظریه‌هایی عمومی پیش رفت که ممکن است ما را قادر سازند به پرسش‌های مهمی دربارۀ تکنولوژی به نحوی کلی پاسخ دهیم. انتظارم این است که بسیاری از فلاسفه‌ای که در این زمینه نوشته‌اند، رویکردی تقریباً از همین دست را به کار گرفته‌اند. مسئله در اینجاست که درک فرد ممکن است بسیار سطحی باشد و نتواند حق مطلب را در مورد پدیده‌هایی که قصد دارد به تبیین و تفسیر آنها بپردازد، ادا کند. ممکن است وی توجه شدیدی را به مجموعۀ محدودی از نمونه‌های کاربردهای تکنیکی نشان دهد که به نحوی مبهم فهمیده شده‌اند - مثلاً سدی روی یک رودخانه، روباتی در یک کارخانه یا نمونه‌هایی نوعی از این قسم - و سعی کند استلزاماتی جهانشمول را به زور و زحمت از نمونه‌ای استخراج کند که شاید کوچک‌تر از آن باشد که وزنی را داشته باشد که به آن داده می‌شود.

متن کامل این مقاله به همراه مقالاتی دیگر دربارۀ فلسفۀ تکنولوژی به زودی در قالب کتاب از سوی نشر ترجمان علوم انسانی منتشر خواهد شد.

کد مطلب: 7183