چهارشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۲ ۱۰:۴۳
 
هنری فارل، استاد علوم سیاسی در دانشگاه جورج واشنگتن، در این یادداشت به تحلیل پدیده‌ای تازه در عرصۀ اندیشه می‌پردازد. چیزی که «روشنکفران تکنولوژی» می‌نامد.
تخمین زمان مطالعه : ۲ دقيقه
 
 
نویسنده: هنری فارل / مترجم: فرزانه فخریان

ربع قرن قبل، راسل جکوبی،  از به سر آمدن عمر روشنفکران عمومی تأسف می‌خورد. دلیل این زوال، بهبود شرایط معیشتی بوده است. روشنفکران عمومی ـ دوئایت مکدانلد، آی. اف. استون و مثل آنها ـ انتخاب خاصی برای مستقل بودن نداشتند. آنها برای یافتن یک شغل دائمی مناسب دچار مشکل بودند. با وجود این، با توسعه دانشگاه‌ها، موقعیت‌های شغلی به کسانی پیشنهاد شد که تا پیش از آن بیکار بودند. دانشگاه دستمزد بالایی را پیشنهاد داد، پس روشنفکران مجبور شدند از فضای عمومی دور شوند و به گمنامی مناظره‌ها و تحقیق‌های دانشگاهی تن دهند. در توصیف جکوبی این روشنفکرها «دیگر نیاز و تمایلی به عرصه عمومی‌تر نداشتند... دانشگاه، خانه‌ی آنها؛ همکارانشان، مخاطب‌شان؛ و نشریات تخصصی و ویژه‌نامه‌ها، رسانه‌‌ی آن‌ها بود.»
اما شرایط در طول دهه‌ی گذشته دوباره تغییر کرده است. امکانات جدیدی به روی روشنفکران عمومی گشوده می‌شود. رسانه‌های جان‌گرفته با اینترنت، همچون بلاگ‌ها، انتشار عقاید روشنفکران بلندپرواز را برایشان بسیار ساده‌تر کرد، پس سراغ ایجاد خروجی‌های جدید روشنفکری (جاکوبین، دِ نیو اینکوئری، دِ لس‌آنجلس ریویو آف بوکز) رفتند و به بازسازی بعضی قدیمی‌ترها (دِ بافلر، دیسسنت) هم کمک کردند. سرانجام،  خوراک [فکری] مورد نیاز برای مجموعه‌ای از مباحث جدید در این باره فراهم شد که یکی‌شان این بود که چگونه تکنولوژی ارتباطات در حال بازسازی چهره جامعه است.
این مباحثات، فرصت‌هایی برای گونه‌ی جدیدی از متخصصان بحث‌و‌جدل پدید آورد: روشنفکرانِ تکنولوژی. آنها همچون اسلاف‌شان در دهه 1950 و 60، غالباً  زندگی‌شان را بدون کار برای یک دانشگاه می‌گذرانند. در واقع، دوره‌ی استادی گذشته است. نظم آکادمیک سنتی (جز برای رشتۀ حقوق، که شیفتگی کلاغ‌گونه‌ای به چیزهای جدید و پر زرق و برق دارد) دوره‌ی سختی برای روی کار ماندن داشت. سنت‌گرایان به تکنولوژی‌های جدید بدگمان هستند: سازگاری‌شان با حدود آکادمیک سنتی دشوار است و برای دانشگاهیان قدیمی -که غالباً نگران عمومی شدن تخصص‌هایشان هستند- بیش از حد شیک به نظر می‌آیند.
کد مطلب: 4348
 


 
بهروز فرهمند
United Kingdom
۱۳۹۲-۱۰-۲۱ ۲۱:۰۲:۳۶
سلام. سرکار خانم فخریان.
با احترام به عرض می رسانم برگردان ارجمندتان را خواندم و بهره بردم.
دست مریزاد.
... و یک پرسش ... آیا همه ی کلام و سخن نویسنده ، همین است ؟
آیا متن از سوی مترجم محترم ، تلخیص شده است؟ ...
و یک خواهش ...برای یم هفته نامه در مشهد ... آیا تمایلی به همکاری در بخش ترجمه دارید؟
البته بیشتر سوژه هایی در حوزه ی روابط بین الملل ؟
شماره صفر این نشریه تا ده روز آینده منتشر می شود و رویکرد تحلیلی دارد؟
بدیهی است، درصورتی ک این افتخار ب من و همکارانم داده شود ، همه ی حقوق معنوی و مادی سرکار عالی، به موجب عرف های رایج روزنامه نگاری ، تقدیم خواهد شد.
پیشاپیش سپاس گزارم.
بهروز فرهمند/ مشهد/ بیست و یکم دی ماه 1392.
بدرود. (109)