جمعه ۴ مرداد ۱۳۹۲ ۰۸:۳۶
 
از چالشی‌ترین مباحث مطالعات انتقادی در رسانه‌های جمعی قدرت در «بازنمایی» است. اساساً گفتمان مسلط با کاربست رسانه به بازنمایی «خود» پرداخته و برای معنابخشی به خود، «دیگری» را می‌سازد. غرب برای معنابخشی به خود و ایجاد هویتی بر‌تر، نیاز به توصیف «دیگری» دارد. یعنی تا دیگری وجود نداشته باشد، هویت برتری‌جویانه غربی معنا نخواهد داشت. «دیگری» در ادبیات شرق‌شناسی گاهی عموم شرق بوده‌اند و گاهی بر یهودیان متمرکز شده است. اما با برجسته شدن جریان‌های سیاسی و اجتماعی اسلامی گفتمان شرق‌شناسی تمام تمرکز خود را بر روی مسلمانان قرار داده است.
تخمین زمان مطالعه : ۱۵ دقيقه
 
صحنه‌ای از فیلم Argo
 

مقدمه:
قدرت در «بازنمایی۱»، یکی از چالشی‌ترین مباحث مطالعات انتقادی در رسانه‌های جمعی است. اساساً گفتمان مسلط با کاربست رسانه به بازنمایی «خود» پرداخته و برای معنابخشی به خود، «دیگری» را می‌سازد. به این طریق که دیگری، بر اساس برداشت‌های خود، شکل می‌گیرد و کارکردی ویژه برای تبیین خود می‌سازد. یکی از گفتمان‌های مسلط بر محتوای رسانه‌های جمعی در جهان، گفتمان شرق‌شناسی است. شرق‌شناسی، تعبیر ملل غرب از شرق محسوب می‌شود که طی سالیانی طولانی و در اثنای قرون گذشته شکل گرفته است.

غرب برای معنابخشی به خود و ایجاد هویتی بر‌تر، نیاز به توصیف «دیگری» دارد. یعنی تا دیگری وجود نداشته باشد، هویت برتری‌جویانه غربی معنا نخواهد داشت. از این رو، گفتمان شرق‌شناسانه با هدف تحقیر ملل شرق در فرهنگ و ادبیات مغرب‌زمین شکل می‌گیرد. این دیگری، در واقع برساخته گفتمان شرق‌شناسی غربیان است.

«دیگری» در ادبیات شرق‌شناسی گاهی عموم شرق بوده‌اند و گاهی بر یهودیان متمرکز شده است. اما با برجسته شدن اعتقادات مسلمانان و وقوع جریان‌های بزرگ اجتماعی و سیاسی در اسلام – خصوصاً انقلاب اسلامی ایران – گفتمان شرق‌شناسی تمام تمرکز خود را بر روی مسلمانان قرار داده است. تا آنجا که «اسلام‌هراسی» و به تبع آن «ایران‌هراسی» در رسانه‌ها، جریان اصلی شرق‌شناسی جدید را شکل می‌دهد.

توسعه نگاه شرق‌شناسانه و اسلام‌هراسی در رسانه‌ها
پیشینه اصطلاح «شرق‏‌شناسی۲» به سال ۱۷۷۹ میلادی بر می‌گردد. در این سال برای اولین بار این اصطلاح در فرهنگ انگلیسی آکسفورد به ‏کار رفت. این اصطلاح شامل همه شاخه‏‌های دانشی می‌‏شود که به پژوهش درباره زبان، تاریخ، دین، علوم، آداب و رسوم و فنون همه ملت‏‌های شرقی می‌‏پردازد. در اندیشه اروپایی، جهان شرق شامل همه ملت‌هایی می‌‏شود که در شرق قارۀ اروپا قرار دارند (دسوقی، ۱۳۷۶ و خرمشاهی، ۱۳۷۲). البته باید این نکته را یادآور شد که آغاز کاربرد اصطلاح شرق‏‌شناسی تنها محدود به اواخر قرن هجدهم نمی‌‏شود بلکه کاربرد این اصطلاح به دلیل سابقه دیرینه ‏اش باعث شد بعد‌ها رواج بیشتری یابد.

«ادوراد سعید»، شرق‌شناسی را در واقع نوعی سبک غربی در رابطه با ایجاد سلطه، تجدید ساختار، داشتن آمریت و اقتدار بر شرق معرفی می‌کند (سعید، ۱۳۸۳: ۱۶). وی معتقد است که بدون بررسی شرق‌شناسی به عنوان رشته‌ای از وعظ و خطابه، انسان نمی‌تواند دیسیپلین کاملاً نظم‌یافته فرهنگ اروپایی به منظور اداره شرق را درک کند. به عبارت دیگر، شرق‌شناسی زیاد از آنچه «دنیس هی» به عنوان عقیده اروپا خوانده است، دور نیست؛ نوعی تصور جمعی که به ما اروپایی‌ها در مقابل همه آن‌ها «غیراروپایی‌ها» هویت می‌بخشد (سعید، ۱۳۸۳: ۲۳). جنبه‌های اساسی تئوری شرق‌شناسی را می‌توان نه به صورت دسترسی بی‌واسطه و ناگهانی درباره شرق، بلکه به صورت یک سلسله ساختارهای موروثی از گذشته که به نوعی مدرن شده و جنبه دنیوی پیدا کرده است، درک کرد (سعید، ۱۳۸۳: ۲۲۴).

سعید تاکید می‌کند که استفاده از اصطلاحاتی چون انسان شرقی، بی‌منطق، محروم و در مقابل، فرد اروپایی انسانی منطقی، با فضیلت و پخته در مطالعات شرق‌شناسانه هویداست (سعید، ۱۳۸۳). در حقیقت، سعید دربارۀ نگرش امریکا به اعراب چنین سخن می‌گوید که این نگرش، غرض‌آلود و پر از کینه و عداوت است و یادآور تئوری «ما» و «آن‌ها» هست (سعید، ۱۳۸۳).

اما آنچه که امروزه در شرق‌شناسی جدید خودنمایی می‌کند، «دیگری» جدیدی است که در مقابل گفتمان غالب غرب قرار گرفته است. این دیگری و یا «آن‌ها» به عبارتی اسلام و مسلمانان هستند. از این رو، بیشترین تلاش‌های بازنمایی شرق‌شناسانه در پروژۀ «اسلام‌هراسی» ادامه یافته است.

«اسلام‌هراسی۳» مفهومی است که به ترس و پیش داوری و تبعیض غیرعقلانی در برابر اسلام و مسلمانان اشاره دارد (فریدمن به نقل از بشیر، ۱۳۸۹). با وقوع انقلاب اسلامی در ایران، اسلام‌هراسی ابعاد گسترده‌تری یافته و در قالب «ایران‌هراسی» نیز درک می‌شود. به عبارتی می‌توان تاکید کرد که «ایران‌هراسی، اساساً راهبردی است که با هدف جلوگیری از بسط انقلاب اسلامی در جهان اسلام طراحی شده است... بدین معنا که در نتیجه هراس از ایران، مسلمانان نه‌تن‌ها از انقلاب اسلامی ایران، بلکه از هر انقلابی با نام و عنوان اسلام هراسان شوند» (کچویان، ۲۲۴: ۱۳۹۱).

نقطه شروع موج اصلی ایران‌هراسی را می‌توان در ماجرای تسخیر سفارت آمریکا در تهران و عکس‌العمل رسانه‌های غربی در این باب دانست. از آن زمان تاکنون، این واقعه با عنوان «بحران گروگان‌گیری» در رسانه‌ها و محصولات سینمایی خوانده شده است. این واقعه باعث گردید که موج اسلام‌هراسی نیز گسترش یابد و تاثیر قابل توجهی در زمینه‌چینی در این باب داشته است (Gottschalk and Greenberg، ۲۰۰۸).

نکته قابل ذکر نیز این است که هنوز این واقعه در ثقل توجه هالیوود برای تولید سینمایی است. به طوری که فیلم «آرگو» (بن‌افلک، ۲۰۱۲) به طور مستقیم به این موضوع می‌پردازد و در حالی که از ارزش‌های فنی و سینمایی قابل توجهی برخوردار نیست، موفق به دریافت جایزه «گلدن‌گلوپ۲۰۱۳» و «اسکار» می‌شود.

«اسلام‌هراسی و ایران‌هراسی، دو محوری است که جریان‌های اجتماعی-سیاسی فعال در جهان اسلام را نشانه گرفته است... این دو سیاست محوری، درباره اسلام‌هراسی با تمرکز بر انقلاب و نظام اسلامی در ایران و درباره اسلام‌هراسی، بر پایه تمرکز بر جنگ و تروریسم و به طور مشخص، عملیات ارعابی گروه‌های تکفیری و القاعده و یا مشابه آن‌ها دنبال شده است... اما در حالی که اجرای سیاست ایران‌هراسی به دلیل تقابل صریح و آشکار تصویر منعکس شده با واقعیت دچار دشواری بوده است، متاسفانه اقدامات ارعابی گروه‌های تکفیری و یا سلفی، زمینه مناسبی برای اعمال سیاست اسلام‌هراسی نظام جهانی سلطه فراهم کرده است» (کچویان، ۹۲: ۱۳۹۱).

چارچوب‌های شرق‌شناسانه معرفی «خود» و بازنمایی «دیگری» در رسانه‌ها
همان‌گونه که ذکر شد، اسلام و مسلمانان و به تعبیری اسلام‌هراسی، مرکز ثقل گفتمان شرق‌شناسی در دنیای کنونی به شمار می‌رود. «در اندیشه سعید، اسلام هسته اصلی گفتمان و ایدئولوژی شرق‌شناسی امروز است» (مهدی‌زاده، ۲۰۷: ۱۳۹۱). ادوارد سعید شواهدی را می‌آورد که نیروهای فرهنگی امریکایی برای مقابله با اسلام بسیج شده‌اند.

انیستیتوی خاورمیانه، مجمع مطالعات خاورمیانه، مؤسسۀ هودسون و … مراکزی هستند برای تولید کالای فرهنگی بر ضد اسلام (سعید، ۱۳۸۳). در این صورت است که «یکی از منابع گسترده و فراگیر بازتولید و اشاعه گفتمان شرق‌شناسی و انگاره‌سازی‌های منفی از مسلمانان، رسانه‌ها هستند» (مهدی‌زاده، ۲۰۷: ۱۳۹۱).

میشل کین (۲۰۰۵) معتقد است که نگاه غربی، به یک نگاه جهانی تبدیل شده است و بر اساس رویکرد غالب و سلطه، چنین نگاهی نقش مهمی در رسانه‌ای سازی تجربیات افراد دارد. به همین علت، اکنون رسانه این قابلیت را دارد تا تصورات شرق‌شناسی را به وسیله رسانه‌های جمعی به مخاطبین جدید انتقال دهد. تصویر تک‌بعدی درباره شرق، تصورات نادرستی نسبت به شرقی‌ها پدیدار می‌سازد و بر گفتمان‌های فرهنگ و تفاوت تاکید می‌کند (Maira، ۲۰۰۲). رسانه به عنوان یک ابزار ایدئولوژیکی با قابلیت بیان تعامل نخبگان عمل می‌کند و دیگران را به حاشیه می‌راند (Fiske، ۱۹۸۷).

توانایی «بازنمایی» تابعی از قدرت اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی در نظر گرفته می‌شود. بنابراین کسانی که توانایی گفتگو دارند، جایگاه غالب و برتری دارند، در حالی که کسانی که توانایی گفتگو ندارند، جایگاه فرودستی دارند. این ایده برتری و فرودستی در روابط بین کشورهای غربی (بر‌تر و غالب) و کشورهای شرقی (فرودست و مغلوب) وجود دارد. رسانه قدرت بازنمایی گروه‌های فرودست را انکار می‌کند (Mora، ۲۰۰۹ و Prakash، ۲۰۰۰).

از آنجا که قدرت اصلی بازنمایی در دست رسانه‌های بزرگ غرب است ما شاهد آن هستیم که «تروریسم و بنیادگرایی اسلامی۴، کلیشه‌های شمایل‌انگارانه۵ اصلی هستند که توسط رسانه‌های غرب به کرات مورد استفاده قرار می‌گیرند. این دو کلیشه مسلمانان را به عنوان تهدید علیه صلح، دموکراسی، سکولاریسم و مدریزاسیون معرفی می‌کنند» (مهدی‌زاده، ۲۱۰: ۱۳۹۱).

سعید تاکید می‌کند که غرب همواره به بازنمایی «خودانگاره۶» مثبت غربی در برابر خودانگاره منفی «دیگر» شرقی (مسلمانان) در رسانه‌ها می‌پردازد (مهدی‌زاده، ۲۰۹: ۱۳۹۱)

چارچوب‌های شرق‌شناسانه معرفی «خود» و بازنمایی «دیگری» از دیدگاه ادوارد سعید (مهدی‌زاده، ۲۰۹: ۱۳۹۱)
چارچوب‌های معرفی «خود» (غرب)
چارچوب‌های بازنمایی «دیگری» (اسلام و مسلمانان)
توسعه و نوگرایی
عقب‌ماندگی و تحجر
تساهل و بردباری
تعصب و خشونت
صلح‌طلبی
شرارت و جنگ‌طلبی
عقلانیت و مسئولیت‌شناسی
جنون و تندروی
قربانی تروریسم
مروج تروریسم
آزادی زنان
سرکوب زنان
در ادامۀ یادداشت خواهیم دید که این نظام بازنمایی - که سعید پیش از این در شرق‌شناسی اشاره کرده است – چگونه در فیلم‌های سینمایی هالیوود به خصوص فیلم مورد بررسی – غیرقابل درک – نمود یافته است و «خود» و «دیگری» را برای مخاطبان نضج می‌دهد.

گفتمان اسلام‌هراسی و ایران‌هراسی در سینما
سابقه اسلام‌هراسی در سینما را حتی پیش از تاسیس سینمای هالیوود در سال‌های ۱۹۰۹ تا ۱۹۱۲ دانسته‌اند. اولین فیلمی که تصویری منفی از مسلمانان ارایه کرده است را می‌توان فیلم «فاطیما می‌رقصد» (ادیسون، ۱۸۹۷) دانست که در این فیلم، زنی عرب و رقاصه تمام تلاشش را برای فریب مردان به کار می‌برد. اسلام‌هراسی در سینما، بالاخص سینمای آمریکا همگام با توسعه این صنعت فرهنگی ادامه یافته است. به گونه‌ای که می‌توان در همه دوره‌های تاریخی، مثال‌هایی از این گفتمان را در صنعت سینما ذکر کرد.

البته می‌توان تاکید کرد که موج اسلام‌هراسی در سینما بعد از وقوع دو حادثه انقلاب اسلامی ایران و یازده سپتامبر گسترش زیادی داشته است. تعداد فیلم‌های برجسته‌ای که در حوزه گفتمانی اسلام‌هراسی تولید شده، بسیار زیاد است. در اینجا سعی می‌شود که با نگاهی گذرا به ذکر نمونه‌هایی از این گونه فیلم‌ها پرداخته شود. در فیلم «فرانتیک» (رومن پولانسکی، ۱۹۸۸) تروریست‌های مسلمان به دنبال انفجار مجسمه آزادی به‌وسیله بمب اتمی هستند.

فیلم «دروغ‌های حقیقی» (جیمز کامرون، ۱۹۹۴) به روایت جمعی عرب و ایرانی می‌پردازد که مشغول دسیسه چینی برای تحقق یک انفجار اتمی در آمریکا هستند و آرنولد شوایتزنگر اسطوره میلیتاریستی فیلم‌های هالیوود نقش محوری این اثری را بازی می‌کرد که در ‌‌‌نهایت، یک تنه موفق می‌شود تمامی توطئه‌ها را خنثی و مسلمانان افراطی را یکجا نابود کند. فیلم «در سرزمین خون و عسل۷» (آنجلینا جولی، ۲۰۱۱) در قالب یک درام عاشقانه به توجیه جنایات صرب‌ها علیه مسلمانان بوسنی بپردازد.

داستان این فیلم درباره رابطه عاشقانه یک سرباز صرب با یک زن مسلمان بوسنیایی است. فیلم جولی در پی القای این ادعاست که مسلمانان تنها زمانی نجات می‌یابند که بتوانند به سربازان غربی نزدیک شوند. فیلم «ربوده شده۱و۸۲» (پیر مور، ۲۰۰۹) به داستان دزدیدن دختر یک مأمور امنیتی سازمان سیا توسط قاچاق‌چیان انسان مسلمان می‌پردازد. این مأمور در قامت یک منجی و قهرمان به نبرد با آدم ربا‌ها می‌رود و فرزندش را نجات می‌دهد. در این فیلم مسلمانان انسان‌هایی تبهکار، فاسد، بدخو و جانی نشان داده می‌شوند. این فیلم که در کشور ترکیه و شهر استانبول تصویربرداری شده، محله‌های توریستی و غربی را زیبا و امن نشان می‌دهد، اما هرجا محل تجمع مسلمانان است، تیره و آلوده ترسیم شده و زنان محجبه و برقع‌پوش شبیه به اشباحی در تاریکی به نمایش درآمده‌اند.

فیلم «تمیز کننده پوست۹» (هاجیگ، ۲۰۱۲) به روایت ترور‌ها و انفجارهایی زنجیره‌ای در شهر لندن می‌پردازد که یک گروه اسلامی تندرو و برخوردار از پندارهای ضدامپریالیستی و غرب ستیزانه عامل آن‌ها هستند. این فیلم نگاهی به شدت مثبت از هجوم نظامی غرب به خاورمیانه دارد.

در فیلم «دیکتاتور۱۰» (چارلز، ۲۰۱۲) این گونه القا می‌شود که بیداری اسلامی هیچ تأثیری در تغییر دیکتاتوری ندارد، بلکه این سبک زندگی و دموکراسی آمریکایی است که می‌تواند به مردم کشورهای مسلمان آزادی ببخشد. فیلم «تسلیم» به بازنمایی عملیات کارمندان سازمان سیا می‌پردازد که به دنبال گروهی مسلمان بمب‌گذار به نام «الخویم» هستند.

مسلمانان در فیلم «پنج مناره در نیویورک» (محسون قرمزگل، ۲۰۱۰) جمعیت و گروهک‌هایی هستند که تحت لوای مناسک مذهبی دور یکدیگر گرد آمده‌اند تا عملیات‌های تروریستی را طرح ریزی و به سایر تروریست‌های اسلامگرا کمک مالی نمایند. «ماموریت غیرممکن ۴» (بیرد، ۲۰۱۱) با محوریت مبارزه با تروریسم اسلامی به داستان خود شکل می‌دهد. داستان فیلم «مرکز تجارت جهانی» (الیور استون، ۲۰۰۶) در روز ۱۱ سپتامبر و از برخورد هواپیمای اول به برج شمالی تجارت جهانی آغاز می‌شود. این فیلم مقابله با مسلمانان را با سخنان بوش درباره آغاز جنگ‌های صلیبی جدید پیش می‌برد.

فیلم‌های عقاب‌آهنی، مرگ پیش از خفت، بازی‌های میهن‌پرستانه، رئیس‌جمهورآمریکا، دلتافورس۳، فرشتگان چارلی، مأموریت کندور، جی‌آی، مأموریت غیرممکن، سالت و غیره نیز از جمله آثاری است که هالیوود برای ایجاد رعب و وحشت و ارایه‌ تصویری خشن از مسلمین روانه‌ بازار نمایش کرده است.

در پایان نیز می‌توان به فیلم «بی‌گناهی مسلمانان» (۲۰۱۲) اشاره کرد که از آخرین آثار تولیدی در حوزۀ اسلام‌هراسی در سینما است که پخش آن موجب نفرت مسلمانان در اقصی نقاط جهان شد.

گفتمان ایران‌هراسی نیز جایگاه برجسته‌ای در سینما داشته است. به طوری که می‌توان ادعا کرد که گفتمان ایران‌هراسی و اسلام‌هراسی در بسیاری از فیلم‌ها، در کنار یکدیگر، اهداف یک فیلم را پیش برده‌اند. البته قریب به اتفاق تمام فیلم‌های ساخته شده در حوزۀ گفتمان ایران‌هراسی بعد از واقعه انقلاب اسلامی در ایران تولید شده‌اند. البته ظهور این گفتمان در سال‌های اخیر برجستگی بیشتری یافته است. به طوری که در سال‌های اخیر تولیدات بسیار زیادی در قالب گفتمان ایران‌هراسی در سینمای جهان و خصوصاً سینمای هالیوود تولید شده است.

فیلم «بدون دخترم هرگز» (دیلبرت، ۱۹۹۱) یکی از شهره‌ترین این فیلم‌هاست. این فیلم روایتی از زندگی زنی آمریکایی به نام بتی است که به همراه دخترش و شوهرش دکتر محمودی به ایران سفر می‌کند ولی با کشوری پر از وحشت و دلهره رو به ‏رو می‌شود.

فیلم «پرسپولیس» (ساتراپی، ۲۰۰۷) در خلال روایت داستان دختر نوجوان ۱۴ساله‌ای پس از وقوع انقلاب اسلامی مدعی می‌شود که فضای حاکم بر جامعه ایران دیگر مناسب زندگی نیست. بنابراین نوجوان یاد شده توسط خانواده‌اش برای ادامه زندگی به اروپا فرستاده می‌شود. فیلم «خانه‌ای از شن و مه» (پرلمان، ۲۰۰۳) زندگی خانواده یک ژانرال ارتش طاغوت را به تصویر می‌کشد که پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، در پی مصادره اموالشان، از ترس جانشان به آمریکا مهاجرت می‌کنند. فیلم «۳۰۰» (اسنایدر، ۲۰۰۷) تصویری تحقیرآمیز از ایرانیان در زمان جنگ با اسکندر یونانی نشان می‌دهد.

«سنگسار ثریا» (نورسته، ۲۰۰۸) درباره زنی به نام ثریا است که به دلیل اعتقاد بر باور‌هایش و ایستادگی در برابر شوهرش، از طرف وی به ارتباط نامشروع با مردی دیگر متهم می‌شود و در آخر سنگسار می‌گردد. در فیلم «اسکندر» (استون، ۲۰۰۴)، اسکندر خونخوار تبدیل به یک قهرمان می‌شود و هنگام حمله به ایران، با استقبال گرم ایرانیان وارد کشور می‌شود.

در فیلم «کشتی‌گیر» (آرونوفسکی، ۲۰۰۸) در یک مسابقه کشتی کج، دو کشتی‌گیر به مبارزه می‌پردازند و مبارز سیاه‌پوست سعی دارد تا با چوب حامل پرچم ایران، کشتی گیر دیگر را خفه کند که موفق نمی‌شود. در این هنگام، کشتی گیر رقیب اقدام به شکستن چوب پرچم ایران می‌نماید. لباس ورزشی این کشتی گیر با طرح پرچم ایران است و نام این کشتی‌گیر نیز «آیت‌الله» می‌باشد. در فیلم «شرایط» (کشاورز، ۲۰۱۰) موضوعاتی همچون دین و مذهب، هم‌جنسگرایی، سرکوب، آزادی و... مورد بررسی قرار می‌گیرد. ولی موضوع اصلی فیلم شرایط هم‌جنس‌بازان در ایران است.

در پایان می‌توان تاکید کرد که شرق‌شناسی در سینمای غرب به دنبال روایت به ظاهر منطقی برای سرکوب مسلمانان است و احساسات مسلمان‌ستیزانه غرب را توجیه می‌کند. زیرا اغلب این فیلم‌ها فرمول‌های ثابت و کلیشه‌ای معرفی می‌کنند و مسلمانان را تنها به عنوان خرابکار و تروریست را به کار می‌برند. اما با این حال باید تاکید کرد که روز به روز بازی روایی شرق‌شناسانه سینمای هالیوود، مسیر پیچیده‌تری را دنبال می‌کند. اگر تا دیروز، کلیشه‌های تکراری در مورد تحقیر مسلمانان با عناوینی همچون تروریسم و... در بازنمایی رسانه‌ای غرب تکرار می‌شد، امروز ما شاهد آن هستیم که این کلیشه‌های تکراری، روایتی جدید به خود گرفته است. این بار اساساً کلیشه‌های تکراری «دیگری» در مورد مسلمانان، در قالب گفتمان‌ها ارایه می‌شود و به گفتمان غربی و یا به تعبیری شرق‌شناسانه وجهی عقلانی می‌بخشد.


پی‌نوشت‌ها:
[1] representation
[2] orientalism
[3] Islamophobia
[4] Islamic fundamentalism
[5] Iconographic stereotypes
[6] Self image
[7] In the Land of Blood and Honey
[8] Taken
[9] Clean skin
[10] The Dictator

کد مطلب: 1785