فلسفهٔ حقوق
ارتباط پست‌مدرنیسم با نظریهٔ سیاست و حقوق چیست؟
يکشنبه ۱۳ دی ۱۳۹۴ ۰۸:۳۵
 
فلسفهٔ حقوق در قرن بیستم تا حد زیادی از پرسش‌های متافیزیکی و معرفت‌شناختی خالی شده و بحث در بارهٔ مرزهای بین گفتمان حقوقی و گفتمان اخلاقی اهمیت پیدا کرده است. پست‌مدرنیسم این فرصت را فراهم می‌سازد تا نقش زبان به عنوان پراکسیس را در بازشناسی گفتمان حقوقی از اخلاقی بهتر بشناسیم.
تخمین زمان مطالعه : ۱ دقيقه
 
 

پست‌مدرنیسم موضوعی جالب توجه است. در واقع احتمالاً توجهی بیش از اندازه به خود جلب می‌کند؛ یا می‌توان گفت که توجهاتی نابه‌جا به آن جذب شده‌اند. بحث در باب پست‌مدرنیسم به دست افرادی افتاده که از آن به عنوان محملی برای نشر ایده‌های متظاهرانه و غلط‌انداز استفاده می‌کنند؛ ایده‌هایی که بیشتر در مورد رابطهٔ زبان با جهان و ذهن با فرهنگ هستند. پست‌مدرنیسم که اغلب با فلسفهٔ معاصر فرانسه، و به طور خاص واسازی (نگاه کنید به مقالهٔ یازدهم با عنوان واسازی)، یکی انگاشته می‌شود، تا حد زیادی از توجه دقیقی که یک پرداخت تحلیلی می‌تواند فراهم کند، محروم مانده است.

اما ارتباط پست‌مدرنیسم با نظریهٔ سیاست و حقوق چیست؟ این مقاله به این پرسش اختصاص یافته است. پیش از آن‌که به بحث پست‌مدرنیسم و نظریهٔ حقوق بپردازم، روایتی تحلیلی از پست‌مدرنیسم را به پیش خواهم برد. من امیدوارم که این روایت شالوده‌ای برای بحث در بارهٔ پرسش‌های فلسفی در نظریهٔ حقوق را فراهم سازد؛ پرسش‌هایی که به طور عام در فلسفه، و به صورتی خاص‌تر در نظریهٔ حقوق مورد توجه هستند. پس از این بحث، من مفهوم «دولت پست‌مدرن» و به خصوص معنای به کار رفته از آن در بستر نظریهٔ دولت در حال تحول و نتایج آن در زمینهٔ امنیت و بازرگانی را مورد بحث قرار می‌دهم.

متن کامل این مقاله به همراه دیگر مقالاتی در این حوزه در قالب کتاب مکاتب معاصر فلسفۀ حقوق توسط انتشارات ترجمان علوم انسانی منتشر شده است.

کد مطلب: 7466
 


 
مسعود
۱۳۹۴-۱۱-۰۹ ۱۷:۵۹:۱۲
لطفاً متن مقاله به زبان اصلی را هم در سایت بارگذاری کنید. (524)