بررسی کتاب «جامعه‌گرایان و نقد لیبرالیسم»
جمعه ۶ ارديبهشت ۱۳۹۲ ۰۷:۲۷
 
این کتاب شامل مجموعه مقالاتی است که مهم‌ترین آراء و انتقادات چهار متفکر برجستهٔ جامعه‌گرا یعنی سندل، مکینتایر، تیلور و والتسر را به عنوان مهم‌ترین متفکران جامعه‌گرا به لیبرالیسم و به ویژه لیبرالیسم رالزی بررسی می‌کند.
تخمین زمان مطالعه : ۶ دقيقه
 
 

اثر حاضر محصول تلاش مترجمانی همچون دکتر محمود فتحعلى، دکتر مهدى براتعلى‌پور و دکتر سید محمدعلى حسینى‌زاده و مقدمهٔ حجة الاسلام والمسلمین حسین توسلى است که به منظور فراهم ساختن زمینه­ لازم براى آشنایى بیشتر جامعهٔ علمى ایران با آراى انتقادى مکتب جامعه‌گرایان از لیبرالیسم انجام شده است.

این کتاب با ذکر و بررسی مهم­‌ترین انتقادات چهار متفکر برجسته جامعه‌گرا؛ یعنی سندل، مکینتایر، تیلور و والتسر نسبت به لیبرالیسم، به ویژه لیبرالیسم رالزی، به تحلیل چرایی جامعه‌گرا بودن آنان می‌پردازد. معرفی تفکرات این متفکران به عنوان نمایندگان اصلی جریان جامعه‌گرایی به عنوان و مهم­‌ترین انتقادات آنان نسبت به لیبرالیسم، مخاطبان را با مهم­‌ترین آسیب­‌ها و چالش­‌های تفکر معاصر لیبرال در غرب از منظر جامعه‌گرایی آشنا می‌­سازد.

باید اذعان‌ کرد جامعه­‌گرایی در غرب‌ کنونی‌ جریان‌ توانا و هوشمندی‌ است‌ که‌ به‌­عنوان‌ یک‌ دیدگاه‌ منسجم‌ و سازمان‌یافته فکری‌ در یکی از محورهای‌ فعالیتش‌ به‌ نقادی‌ لیبرالیسم‌ می‌­‌پردازد و در واقع می‌­توان آن را یکی از مهم­‌ترین جریان­‌های فکری منتقد لیبرالیسم سیاسی معاصر دانست. به نظر می‌رسد که اصطلاح جامعه‌گرایی، برای نخستین‌­بار توسط جامعه‌شناس فرانسوی، امیل دورکیم در مقابل لیبرالیسم به کار گرفته شد اما انتشار کتاب در پى فضیلت نوشتهٔ السدیر مکینتایر در سال ۱۹۸۱ و لیبرالیسم و محدودیت‌هاى عدالت نوشتهٔ مایکل سندل در سال ۱۹۸۲ را مى‌توان اعلان موجودیت این جریان تلقى کرد. مسلماً نمى‌توانیم بگوییم مجموعه نظریاتى که صاحبان یا منتقدانشان عنوان جامعه‌گرایى را به آن اطلاق کرده‌اند دیدگاه واحدى را تشکیل مى دهند، اما مى‌توان عناصر مشترکى را بین آن‌ها یافت که کانون همه آن‌ها تمرکز بر نقد لیبرالیسم است. در میان موضوعاتى که در نقد لیبرالیسم مورد توجه جامعه‌گرایان قرار گرفته، چند مورد برجسته مى‌توان یافت که کلید شناخت جامعه‌گرایى به حساب مى‌آید. این موضوعات عبارت‌اند از: رابطه فرد و جامعه، رابطه حق و خیر، جهان شمولى ارزش‌­هاى لیبرالى و ادعاى بى‌طرفى.

مؤلفان در گزینش و گنجاندن آثاری از متفکران منتخب در این مجموعه دلایلی داشته‌­اند.
جان رالز بیش از هر نظریه‌پرداز لیبرالى مورد توجه منتقدان قرار گرفته است. اثر معروف او نظریهٔ عدالت، دفاعیه­‌اى بى­‌بدیل از اندیشهٔ لیبرال است که نقطهٔ عطفى در فلسفهٔ سیاسى معاصر غرب به حساب مى‌آید. او به عنوان نمایندهٔ تفکر لیبرال در نظر گرفته می‌­شود و طبیعى است که در ارزیابى و نقد تفکر لیبرال بیش از هرکس او به عنوان متشخص‌ترین و بحث برانگیز‌ترین نظریه‌پرداز مورد توجه واقع شود.

همانطور که پیش‌تر گفته شد می‌­­توان انتشار «لیبرالیسم و محدودیت‌هاى عدالت» مایکل سندل را نقطه آغاز جامعه‌گرایى دانست. انتقادات وی از لیبرالیسم نسبت به دیگر جامعه‌گرایان جامعیت بیشترى دارد.

السدیر مکینتایر آثار متعددى دارد، که از آن میان بخش زیادی با بحث ما در این مجلد مرتبط است. مکینتایر با احیاى فضیلت‌گرایى که در دورهٔ مدرن منسوخ شده بود و تأکید بر ارتباط میان فضیلت و کمال اخلاقى فرد با فضاى اجتماعى، به نوعى فلسفه اخلاق ارسطویى را احیا مى‌­کند. او با نگاهى تاریخى خلأ‌ها و بن‌بست‌­هاى اندیشه لیبرال را که از دوره روشنگرى به بعد پدید آمده، قدرى ریشه­اى­‌تر مورد توجه قرار مى­دهد. دیدگاه­هاى او درباره «خود»، فضیلت اخلاقى، مفهوم غایت، رابطه این‌ها با روند حیات مشترک جمعى و نقد نسبى‌­گرایى و عاطفه­‌گرایى اخلاقى رایج در غرب، مستقیماً در مقابل نظریات غالب لیبرال و به خصوص نظریهٔ رالز قرار مى‌گیرد.

مایکل والتسر یکى دیگر از منتقدان جامعه‌گراست که نظریاتش در این مجموعه معرفى و ذکر شده است. نگاه او در مقایسه با سندل و مکینتایر نسبتاً متفاوت است. او بیشتر به روش‌­شناسى نظریات سیاسى لیبرال توجه کرده و نقد وی عمدتاً بر ادعاى جهان‌شمولى لیبرالیسم متمرکز است.

چارلز تیلور آخرین اندیشمند جامعه‌گرایی است که انتقاداتش از لیبرالیسم در این مجموعه مقالات ارایه شده است. او نیز دیدگاه‌هایى در مورد خودیت انسان، تفسیر شخص از خود و وابستگى این‌ها به بافت اجتماعى یا جامعه زبانى دارد که به جهت تقابل با ایده‌­هاى غالب لیبرال، کنار دیگر منتقدان جامعه‌گرا قرار مى­‌گیرد.

همانطور که از محتواى مقالات برمی­‌آید، اطلاق عنوان جامعه‌گرا به این چهار اندیشمند به این معنا نیست که دیدگاه­‌هایشان درباره مسائل مورد بحث یکسان است. اساساً شاید مشکل بتوان مجموعه­‌ای از اصول را به عنوان یک ایده جایگزین که مورد توافق همه باشد کنار هم قرار داد، لکن در هر حال این مجموعه مى‌­تواند کلید ورود به مباحث تفصیلى­‌تر در این زمینه باشد. نویسندگان مقالات سعى کرده‌اند ادعاى محوری و بنیادى هرکدام از این متفکرین جامعه‌گرا را که به نحوی متمایز از دیگران در مقابل عقاید اساسى لیبرالیسم ـ به خصوص لیبرالیسم رالزى ـ قرار دارد، توضیح دهند. مؤلفان همچنین تلاش دارند به این سؤال پاسخ دهند که هرکدام از این متفکران به چه معنا جامعه‌گرا هستند و به چه میزان مى‌توان آن‌ها را اعضاى یک گروه منسجم و مرتبط با هم قلمداد نمود. این مقالات پیش درآمدى بر آشنایى با مباحث موردنظر است که مخاطبان را با فضاى کلى برخى آسیب­‌ها و چالش­‌هاى تفکر معاصر لیبرال در غرب آشنا مى‌­سازد و از برخى تنگناهاى نظرى موجود در این زمینه پرده برمى‌دارد. باید خاطرنشان کرد که توجه توأمان به نقاط اشتراک و افتراق دیدگاه‌­های جامعه‌گرایان در نقد لیبرالیسم، از جمله امتیازات این اثر تلقی می‌گردد.

نکته­ حائز اهمیت دیگری که در مطالعه آثار جامعه‌گرایان وجود دارد همسوئی برخى انتقادات آنان، مثل نقدى که بر فردگرایى یا ادعاى بى‌طرفى و جهان­‌شمولى تفکر لیبرال دارند، با بخشى از دغدغه­‌هاى ما است. البته مقایسه مبانى اسلامى با دیدگاه­ هاى جامعه‌گرایان و نقد تفکر اسلامى بر تفکر لیبرال خود بحث دیگرى است که پرداختن به آن بسیار ضرورى و کارساز است، لکن مطالعه مباحثات میان لیبرال­‌ها و منتقدان جامعه‌­گراى آن‌ها مى­تواند در تجهیز و غنى‌­سازى و به‌­روز کردن بحث مؤثر باشد و کارهایى مثل این مجموعه قدمى است در این راستا.

اطلاعات کتاب‌شناختی:
جامعه­‌گرایان و نقد لیبرالیسم، ویراستهٔ ایوب زارعی، ترجمه و تألیف جمعی از مترجمان، انتشارات پژوهشکدهٔ علوم و اندیشه سیاسی، ۱۳۸۶

کد مطلب: 722