چهارشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۲ ۰۹:۰۹
 
مقاله‌ای که در پی ‌می‌آید، ارزیابی انتقادی اصغر علی انجینیر، از مهمترین آراء اقبال لاهوری است. محور این ارزیابی، نقد تحلیل اقبال از عللِ افول تمدن اسلامی یا مسلمین است.
تخمین زمان مطالعه : ۴ دقيقه
 
اقبال و «بازسازی فکر دینی در اسلام»: یک ارزیابی انتقادی
 

نویسنده: اصغرعلی انجینیر / ترجمه: سید امیر موسوی زاهد

علامه اقبال لاهوری، یکی از متفکرین برجسته‌ای است که در مواجهه با جهان مدرنِ غرب، به ریشه‌یابیِ علل انحطاط و عقب‌ماندگی مسلمین پرداخت و کوشید تا ریشه‌های تاریخی، فلسفی و معرفتی این مسئله را دریابد. با این حال، همانطور که هر متفکری، قابل نقد است، آراء علامه اقبال نیز نقدپذیر است. مقاله‌ای که در پی ‌می‌آید، ارزیابی انتقادی از مهمترین آراء اقبال لاهوری است. محور این ارزیابی انتقادی، نقد تحلیل اقبال از عللِ افول تمدن اسلامی یا مسلمین است. نویسنده هم شواهدی را در تأیید ادعای ایده‌آلیست خواندن او می‌آورد و هم شواهدی را در نقد موضع اقبال در قبال علت عقب‌ماندگی مسلمین. از این‌جهت، چارچوب تحلیلی نویسنده در نقد اقبال، به تحلیل مارکسیستی نزدیک می‌شود و معتقد است که علت اصلی افول تمدن اسلامی بعد از دورۀ پرشکوه صدر اسلام، علل اجتماعی و اقتصادی است، نه تلقی ذهنی آنها و رویکردشان به تصوفی که آمیخته با فلسفه‌های ایرانی و یونانی بوده است. لذا در این مقاله، ابتدا رویکرد اقبال به تصوف مورد بررسی قرار می‌گیرد. هرچند نویسنده به این مسئله اشاره می‌کند که اقبال با تصوف واقعی به معنای اخلاص در عمل مخالف نبوده و مخالفتش با تصوف مربوط به شکل منحط آن بوده است، اما ذیل عنوان نمای فریبنده معتقد است رویکرد اقبال به اسلام منجر به هیچ‌گونه تغییر یا انقلاب اجتماعی نخواهد شد. نویسنده با پرداختن به نظریۀ زمان اقبال، معتقد است اقبال در اعتقاد به نوعی تعریف خاص از زمان، که با نقد نظریه‌های زمان دوری و نظریۀ برگسونی از زمان همراه است، دچار تناقض است. مهمترین عنصری که این تناقض را نشان می‌دهد، غایت‌مند ‌بودن زمان در نظر اوست که برای تأمین این غایت‌مندی، نیاز به آزادی کامل عامل انسانی داریم. اما مسئلۀ اصلی تقابل آزادی عامل انسانی با اراده و قصد الهی است و نویسنده از این موضع، به موضع متناقض و حل‌ناشدۀ اقبال نام می‌برد. نویسنده این تقابل را به تصور اقبال از سیر و حرکت تاریخ نیز بسط می‌دهد. اقبال با اتخاذ یک تصور ایده‌آلیستی از تاریخ، به نقد تأثیر فلسفۀ یونانی بر تفاسیر قرآن می‌پردازد و عامل اصلی عقب‌ماندگی مسلمین را در این مسئله می‌بیند. اما نویسنده در نقد اقبال، به شواهدی اشاره می‌کند که «آنچه دستِ آخر اهمیت دارد، شرایط تاریخی و نیروهای اجتماعی– اقتصادی است، نه شرایط آرمانی». آخرین نقد جدی نویسنده به اقبال این است که او به دلیل گرفتاری در این تفسیر از تاریخ، برخلاف مدعیاتش، هیچ‌گاه توانایی انقلاب یا احیاگری اجتماعی را نداشته و برخلاف ظاهر اشعار و نوشته‌هایش، محافظه کار عمل نموده است.
مطالب مرتبط در پروندۀ جامعه شناسی علم و تمدن اسلامی: مقاله/ رویکرد‌ کل‌گرایانه به سنت‌های علمی، نوشتۀ  آلپ ارسلان آچیک‌جِنِس مقاله/ اسلام و علم، ورای رابطۀ خصمانه، نوشتۀ ضیاءالدین سردار مقاله/ به سوی بسط علم اسلامی، نوشتۀ م د. سعید الاسلام مقاله/ جامعه‌شناسی معاصر: نقدی اسلامی، نوشتۀ الیاس بایونس مقاله/ اسلام و علم مدرن: دورۀ استعماری «۱۸۰۰-۱۹۵۰» (۱)، نوشتۀ مظفر اقبال مقاله/ اسلام و علم مدرن: دورۀ استعماری «۱۸۰۰-۱۹۵۰» (2)، نوشتۀ مظفر اقبال مقاله/ صورت‌بندی مجدد ارتباطی جامع میان دین و علم: چشم‌اندازی اسلامی، نوشتۀ عثمان بکار مقاله/ دیدگاه‌های سه‌گانۀ علم در جهان اسلام (۱)، نوشتۀ ابراهیم کالین مقاله/ دیدگاه‌های سه‌گانۀ علم در جهان اسلام (۲)، نوشتۀ ابراهیم کالین مقاله/ اقبال و «بازسازی فکر دینی در اسلام»: یک ارزیابی انتقادی، نوشتۀ اصغرعلی انجینیر مقاله/ آیا «علم اسلامی» ممکن است؟ نوشتۀ مظفر اقبال   معرفی کتاب/ زائری تندوتیز: درآمدی بر زندگی و کار محمد اقبال، نوشتۀ شفیق ویرانی معرفی کتاب/ فکر و فن اقبال، نوشتۀ سید عبدالوحید معرفی کتاب/ جامعه شناسی اسلامی: درآمد، نوشتۀ الیاس بایونس و فرید احمد معرفی کتاب/ اسلامی‌سازی علم، نوشتۀ مظفر اقبال معرفی کتاب/ اسلام و مدرنیته ها، نوشتۀ عزیز العظمه معرفی کتاب/ کشفیاتی در علم اسلامی معرفی کتاب/ به سوی انسان شناسی اسلامی معرفی کتاب/ علوم اسلامی و ساختن رنسانس اروپایی معرفی کتاب/ پارادایم جهانی و نظام جهانی اسلامی

کد مطلب: 4622
 


 
موسوی
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۳-۰۹-۰۸ ۰۸:۳۲:۴۹
موفق باشی (205)
 
موسوی
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۳-۰۹-۱۰ ۰۸:۰۶:۰۳
به امید موفقیت شما در مراحل بالاتر . (207)