چهارشنبه ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۲ ۰۸:۰۰
 
شوئرمن در این مقاله معتقد است رمان‌نویسان قرن هجدهم بیشتر از آنکه اصلاح گر باشند، ایده‌آل‌گرا بودند. هیچ یک از آنان به استثنای گادوین عملگرا نبوده و برنامه‌ای برای یک اصلاحات مشخص نداشتند.
تخمین زمان مطالعه : ۴ دقيقه
 
 

نوشتۀ مونا شوئرمن
ترجمۀ روح الله عبدالملکی


چکیده:
رمان انگلیسی در قرن هجدهم اعتراضات اجتماعی زیادی را به خود دید اما انقلاب شگرفی خلق نشد. رمان‌نویسان اولیه مانند دفو نیاز جامعه‌ی انگلیسی به تغییر را نظاره می‌کردند اما به جای تخریب نهادهای اساسی اصلاح ساختارهای موجود را توصیه می‌کردند. بخش زیادی از اعتراضات، مربوط به فساد و رذالت برخی از نهادها بود. رمان‌نویسانی که اکنون به آن‌ها می‌پردازم افرادی مانند هنری فیلدینگ، هنری بروک، الیزابت اینچبلد و ویلیام گادوین هستند که هر یک جهت‌گیری‌های اجتماعی و سیاسی متفاوتی داشتند. عصبانیتی که هر یک از رمان‌نویسان علیه فساد ابراز می‌کردند، بیان‌گر ایمان به نهادهایی بود که مورد انتقاد قرار می‌دادند. یکی از بارزترین مثال‌های آن توماس هولکرافت است که در رمان‌های پی‌درپی خود، مثلاً در رمان  انا سنت ایوز از امکان نامحدود در توسعه‌ی انسانی و شادی که جامعه‌ی انگلستان می‌تواند برای اعضای خود پدید آورد، می‌نویسد و در جای دیگر رمان‌ هاگ تروور فساد غیرقابل تحمل و دستگاه فاسد همان جامعه را به رشته‌ی تحریر در می‌آورد. سایر رمان‌نویسان تا این حد دوپهلو قلم نزده‌اند اما از همان انگیزه برای تائید ساختار اولیه و اساسی جامعه برخوردارند و در عین حال اعتراف به مفاسد در زنجیره آثار اعتراضی آنان موجود است.

من اعتراض اجتماعی در رمان را ترسیم خطوط بی‌عدالتی ، نابرابری و شکست اجتماعی، که معمولاً با اظهارات صریح در مورد نیاز به اصلاح همراه است، تعریف می‌کنم. بیان اعتراض، مشخص و معمولاً ظریف است. فیلیدینگ قسمت اعظم جلد اول املیا را به توصیف جزئیات تباهی نظام کیفری و سیستم قانونی حمایت‌گر آن اختصاص می‌دهد. هنری بروک اثر خود به نام بیهودگی کیفیت را با نماهای نیمه‌تمامی‌از آریستوکراسی آغاز می‌کند و هرگز از شدت انتقادات خود در آن نمی‌کاهد. توماس دی که اثرش تاریخ  سندفورد و مرتون تقریباً از هر نظر پیرو رمان بروک است، انتقادش تندتر از مدل نوشتنش است. بیگ ناعدالتی‌های جامعه را هجو می‌پندارد، اینچبلد انتقاد ، هولکرافت از آن‌ها گلایه و گادوین آن‌ها را تقبیح می‌کند. درجه‌ی عصبانیت متغیر است و لحن تقبیح‌شان کمابیش تیز است. اما فرض اساسی همان است: آقایان باید به تباهی‌های اجتماعی توجه کنند و لازم است برای تصحیح آن‌ها تلاش کنند.

رمان‌نویسان قرن هجدهم بیشتر از آنکه اصلاح گر باشند، ایده‌آل‌گرا بودند. هیچ یک از آنان به استثنای گادوین عملگرا نبوده و برنامه‌ای برای یک اصلاحات مشخص نداشتند. این موضوع، رمان‌نویسان قرن هجدهم را از نویسندگان قرن نوزدهم میلادی انگلستان مانند دیزرائیلی، رید و کینگزلی متمایز می‌کند. رمان‌نویسان قرن هجدهم ژانر اعتراض اجتماعی را افتتاح می‌کنند.

در قرن هجدهم هنوز رمان به عنوان ابزاری برای اصلاح واقعی شناخته نشده بود. البته شاید رمان کلب ویلیامز اثر گادوین یک استثناء باشد. در این رمان‌ها ناتوانی و شکست نهادهای اجتماعی به عنوان تجمیع شکست افراد فاسد تصور شده است. از این منظر غارتگری افراد نسبت به یکدیگر شر اجتماعی را تولید کرده است و درنتیجه برای بهبود جامعه باید قلب و ذهن افراد را اصلاح کرد.

سوء استفاده از قدرت و استفاده‌ی غلط از آن –اولی رفتاری تعمدی و دومی‌حاصل یک اشتباه- یک درون مایه مرسوم در رمان‌های اعتراض قرن هجدهم است.  نکته‌ای که منتقدان رمان‌های قرن هجدهم از آن غفلت کرده اند این است که بسیاری از این رمان‌ها استفاده‌ی غلط از قدرت را به راهنمایی غلط به جای کینه ورزی نسبت می‌دهند. بروک، دی و اینچبلد معتقدند که اشراف­زادگان بد آموزش دیده اند و آموزش آنان در جهت خیرخواهی و مفید بودن، جامعه را بهتر می‌کند.

در مورد نهادهای جامعه، اکثر نهادها مورد نقد قرار می‌گیرند. شکایت از فساد در خانواده را می‌توان در مقیاسی بزرگتر در کلیسا و سیاست نیز مشاهده کرد. تمام رمان‌هایی که از این دو نهاد سخن به میان می‌آورند، ارتباطی میان آن دو نیز برقرار می‌کنند.
یک احساس دوگانه در بسیاری از این رمان‌ها موج می‌زند که حاکی از این است که فساد در جامعه فراگیر است اما یک پتانسیل بزرگ برای یک جهان پاک و منطقی نیز وجود دارد. شاید مطرح کردن "بهبود" به اخلاق بازرگانی طبقه‌ی متوسطی دی و بروک بازگردد یا بر مدینه‌ی فاضله‌ی شبه عدالت سیاسی هولکرافت مبتنی باشد. اما فرض تمامی‌آنها این است که جامعه می‌تواند اصلاح شود. محتوای مباحث، خوانندگان را از هرگونه شوک مایوس کننده دور می‌کند. دلیل چنین چیزی این است که قصور در جامعه را می‌توان از طریق ابزار منطقی درمان کرد. به این ترتیب نمایش تقصیرها و کوتاهی‌ها خواننده را نه به یک حس ناامیدی بلکه به احساس امید رهنمون می‌سازد.

این مقاله ترجمه ای است از:

Scheuermann, Mona. Social protest in the eighteenth-century English novel. The Ohio State University Press, 1985


+ متن کامل مقاله را با زیرنویس‌ها و پی‌نوشت‌ها در قالب pdf می‌توانید از قسمت «ضمیمه» در بالای صفحه دانلود کنید.

کد مطلب: 976