دربارۀ خشونت و شر
گفت‌وگوی برد اِوانز با سیمونا فورتی
شنبه ۹ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۰۹:۰۰
 
 
ترجمۀ: امیر قاجارگر مرجع: NYTimes
وب‌سایت نیویورک‌تایمز مجموعه مصاحبه‌هایی با فیلسوفان و نظریه‌پردازان انتقادی دربارۀ خشونت ترتیب داده است. در هشتمین گفت‌وگو ناتاشا لنارد با آبا سیمونا فورتی استاد فلسفۀ سیاسی در دانشگاه پیدمونت شرقی در ایتالیا و استاد مدعو در حوزۀ مطالعات اجتماعی به گفت‌وگو نشسته است. جدیدترین کتاب او «دیوهای جدید: بازاندیشی در قدرت و شرّ امروزی» است.
تخمین زمان مطالعه : ۳ دقيقه
 
منبع: فیوبیز
 

نیویورک تایمز — این هشتمین گفت‌وگو از سری گفت‌وگوهایی است که با فیلسوفان و نظریه‌پردازان انتقادی در پرسش از خشونت ترتیب داده شده است. این مکالمه با سیمونا فورتی انجام گرفته است؛ فورتی استاد فلسفۀ سیاسی در دانشگاه پیدمونت شرقی در ایتالیا و استاد مدعو در حوزۀ مطالعات اجتماعی در دانشگاه نیو اسکول در نیویورک است. جدیدترین کتاب او دیوهای جدید: بازاندیشی در قدرت و شرّ امروزی۲ است.

برد اِوانز: از زمان حملات ۱۱ سپتامبر تا جنگ‌های کنونی علیه داعش، سیاست‌مداران برای رسیدن به اهدافشان هیچ تردیدی در به‌کاربردن مفهوم شرارت به خود راه نداده‌اند. اصطلاح «محور شرارتِ» جورج دابلیو بوش یا تأکید باراک اوباما در سخنرانی جایزۀ صلح نوبل بر این نکته که «شرارت در جهان وجود دارد» نمونه‌هایی آشکار هستند. اما ریچارد جی. برنشتاینِ فیلسوف در کتابش، شرارت رادیکال: یک کنکاش فلسفی۳ اشاره می‌کند که برخورد اندیشمندان در مواجهه با این مفهوم حاکی از بی‌میلی بوده است. به باور شما آیا این حقیقت دارد؟ اگر چنین است، چرا؟

سیمونا فورتی: شرارت، برای قرن‌ها بسیار پیش از ۱۱ سپتامبر، انگیزه‌ای قدرتمند برای بسیج عمومی بوده است: از جنگ‌های صلیبی، که به‌منظور پالودن مسیحیت از شرِ وجود کافران رخ داد، تا توصیفی که رونالد ریگان از اتحاد جماهیر شوروی با عنوان «امپراتوری شرارت» به دست داد. این‌گونه صحبت‌کردن بسیار بجا می‌نماید، چراکه می‌تواند یک استراتژی سیاسی قدرتمند درجهت احیای دوبارۀ دوگانگی متافیزیکی و کلامی میان خیر و شر باشد، که دومی، یعنی شر، مسلماً به‌مثابۀ خصلت ذاتی برای دشمنی که باید شکست دهیم به کار برده می‌شود.

در مورد بازگشت به «گفت‌وگوهای شرارت»، پس از ۱۱ سپتامبر، حق با برنشتاین است. در آغاز قرن بیست‌ویکم، این دستورالعمل‌های ساده‌انگارانه در دنیای روشن‌فکرانه مورد حمله قرار می‌گرفت. اما برجستگی حملات ۱۱ سپتامبر برای به‌وجودآمدن یک بینش دوگانه‌گرای خیر-شر و توصیفی رادیکال از شر، بر مبنای این بینش، کاملاً مناسب بود.

امروز می‌توانیم ببینیم که هم ایدئولوژی‌های بنیادگرایِ ستیزه‌جو و هم لفّاظی‌های ضدتروریسم غربی از یک برنامه مشابه خیر-شر، به‌مثابۀ ابزاری برای جدا ساختن جهان در امتداد یک دوپارگی ساده‌انگارانه، بهره می‌گیرند.

برای نمونه، همین مثال داعش را در نظر بگیریم. چنانچه بخواهیم خشونت آن‌ها را تنها بی‌خردانه و حتی وحشیانه قلمداد کنیم، نکوهش و محکومیت ما در تصور عموم، با جدیت، طنین‌انداز نخواهد شد. به تصویر کشیدن خشونت در چارچوب «شرارت» نه‌‌تنها اطمینان می‌دهد که جنگ علیه آن الزام‌آور است، بلکه بدون قید و شرط ما را در جناح درست تاریخ اخلاقی قرار می‌دهد.

* این گفت‌وگو بخشی از مجموعه مصاحبه‌های وب‌سایت نیویورک‌تایمز با فیلسوفان و نظریه‌پردازان انتقادی دربارۀ «خشونت» است. متن کامل این گفت‌وگو به‌همراه سایر مصاحبه‌های این مجموعه به‌زودی در قالب کتاب توسط انتشارات «ترجمان علوم انسانی» منتشر خواهد شد.

کد مطلب: 8458
 


 
داور
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۶-۰۲-۰۹ ۱۱:۳۵:۱۷
سلام و ادب
چرا اینقدر اسم مقاله ها را تغییر میدهید؟ (1910)
 
کامران
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۶-۰۲-۰۹ ۱۸:۱۳:۵۲
سلام و هزاران درود بر ترجمان...
ترجمه و انتخاب مطلب عالی بود... (1912)