جمعه ۳۰ فروردين ۱۳۹۲ ۰۶:۳۸
 
در فیلم‌های هیچکاک مهم نیست نقشه چقدر بی‌نقص طرّاحی شده یا با چه دقّت بی‌نظیری به مرحلهٔ اجرا در آمده، همیشه باید «چیزی» تمام نقشه‌ها را نقش بر آب کند. این یادداشت مفهوم عدالت در آثار هیچکاک را بررسی می‌کند.
تخمین زمان مطالعه : ۵ دقيقه
 
 

معرّفی کارگردان:
آلفرد هیچکاک۱ متولّد ۱۳ آگوست ۱۸۹۹ در لندن، سومین فرزند خانواده‌ای کاتولیک بود. او در کودکی به مدرسهٔ یسوعیان می‌رفت. هیچکاک به خاطر می‌آورد که در سنّ پنج سالگی پدرش او را به ایستگاه پلیس برد و از مأموران تقاضا کرد که او را پنج دقیقه زندانی کنند. وی در سنّ پانزده سالگی و پس از مرگ پدرش کالج یسوعی سنت ایگناتوس را‌‌‌ رها کرد و به هنر و سینما رو آورد. ابتدا طرّاح تیتراژ بود و اندک‌اندک ترقّی کرد تا توانست ده سال بعد نخستین فیلم خود را بسازد. فیلم‌های هیچکاک به دو دورهٔ کاملاً مجزّا تقسیم می‌شوند: فیلم‌های انگلیسی و فیلم‌های هالیوودی. او با فیلم «ربکا۲» به هالیوود رفت و با «دیوید او. سلزنیک۳» همکاری کرد. ربکا موفّقیّتی بزرگ بود و جوایز زیادی از آن خود کرد.

هیچکاک همکاری‌اش را با سلزنیک طیّ سالیان آتی ادامه داد تا نهایتاً در سال ۱۹۴۸ نخستین فیلم مستقل خود، «طناب۴» را ساخت. هیچکاک در طول دورهٔ فیلمسازی خود هیچ‌گاه جایزه‌ای بزرگ برای هیچ فیلمی نبرد. پنج بار نامزد جایزهٔ اسکار شد و سه بار هم نامزد جایزهٔ نخل طلای کن. امّا هرگز برندهٔ آن‌ها نشد. در کشور مادری‌اش، انگلستان، و جشنوارهٔ آن کشور، بفتا، حتّی نامزد هم نشد. امّا فیلم‌های او اغلب اوقات مورد توجّه منتقدان و تماشاگران قرار می‌گرفتند. فیلم‌ساز بزرگ فرانسوی، «فرانسوا تروفو۵» که از کارگردانان مطرح موج نوی سینمای فرانسه است، بسیار هیچکاک را ستوده است و «آندره بازن۶»، نظریه‌پرداز نامدار تاریخ سینما، او را فیلمسازی مؤلّف می‌دانست. هیچکاک تا به امروز یکی از پرآوازه‌ترین و صاحب‌سبک‌ترین کارگردانان تاریخ سینماست.

بررسی آثار:
در اغلب (اگر نگوییم تمام) فیلم‌های آلفرد هیچکاک، نوعی عدالت شاعرانهٔ قوی پابرجاست. همیشه میل به خطا وجود دارد. آن هم به بهترین نحو. به نوعی که هیچ‌کس آن را کشف نکند. ذهن مردم عادّی نیز درگیر جنایت است. گاهی آن‌ها هیچ کاری نمی‌کنند. مثلاً پدر خانواده در فیلم «سایهٔ یک شک۷» دائماً با دوستش نقشه‌های قتل درجه‌یک می‌کشند و دربارۀ کشتن به صورت مخفیانه حرف می‌زنند، امّا پدر در آن فیلم یکی از دوست‌داشتنی‌ترین شخصیّت‌ها و البتّه خنثی‌ترین آن‌هاست. امّا شخصیّت شوهر فیلم «ام را نشانهٔ قتل بگیر۸» بیش از یک سال را صرف طرّاحی نقشهٔ قتلی بی‌عیب و نقص کرده است و کاملاً مصمّم است آن را به بهترین نحو اجرا کند.

البتّه همیشه هم این‌طور نیست. گاهی کسی مثل قاتل فیلم «روانی۹» پیدا می‌شود که بدون نقشه دست به قتل می‌زند، امّا بعد از آن خوب آثارش را پاک می‌کند. امّا مسئله‌ای که هست، در فیلم‌های هیچکاک گویی مهم نیست نقشه چقدر دقیق و بی‌عیب‌ونقص طرّاحی شده است یا با چه دقّت بی‌نظیری به مرحلهٔ اجرا در آمده است، همیشه باید چیزی تمام نقشه‌ها را نقش بر آب کند و تمام معادلات را به هم بزند. این «چیزی» گاهی دعوت کردن مهمانی تیزهوش در فیلم طناب است و‌‌گاه افراط قاتل،‌گاه سهل‌انگاری او است و گاهی سماجت پلیس یا نیروهایی که در پی آشکار شدن راز جنایت هستند. در فیلم‌های هیچکاک شخصیّت‌هایی که خطایی نکرده‌اند تبرئه می‌شوند. جالب است که معمولاً بی‌گناهان در ردیف اوّل مظنونین قرار دارند.

این مسئله به احتمال قریب به یقین ریشه در کودکی هیچکاک دارد. روش تربیتی سخت و خشکی که هیچکاک در آن بزرگ شده بود و همیشه او را مظنون می‌دانست. در این فیلم‌ها‌‌گاه مجرمان چنان تنبیه می‌شوند که گویی قرار است از آن‌ها درس عبرتی برای دیگران ساخته شود. مثلاً‌‌‌ همان «دایی چارلی۱۰» فیلم «سایهٔ یک شک» زیر قطار می‌افتد. امّا اغلب عقوبت شخصیّت‌ها و تصمیم گرفتن دربارهٔ نحوهٔ مجازات آن‌ها به سیستم قضایی محوّل می‌شود. مثل شوهر در فیلم‌ «ام را نشانهٔ قتل بگیر» یا قاتلان فیلم «طناب».

گاهی نیز به فراخور پتانسیل‌های دراماتیک، این اجرای عدالت به شخص دیگری واگذار می‌شود. مثل پایان‌بندی فیلم «بدنام۱۱» و آن‌چه که نمی‌بینیم، ولی می‌دانیم که بر سر شخصیّت منفی خواهد آمد. عدالت شاعرانه‌ای که در فیلم‌های هیچکاک جریان دارد نیز ریشه در باورهای کودکی او و تربیت مسیحی او دارد.

مجرمان فیلم‌های هیچکاک، کسانی که اشتباهی خطرناک مرتکب شده‌اند، جانی گرفته‌اند یا دزدی بزرگی کرده‌اند یا فریب داده‌اند، دستشان رو می‌شود و کسانی که بی‌گناه بوده‌اند به بهترین شکل تبرئه می‌شوند. مثلاً تبرئه شدن شخصّیت مستأجر در فیلم «مستأجر۱۲» در نهایی‌ترین صحنهٔ فیلم رخ می‌دهد. جایی که جان شخص مستأجر در خطر است و درست‌‌‌ همان لحظه خبر می‌آورند که قاتل اصلی دستگیر شده است. یا زن فیلم‌ام را نشانهٔ قتل بگیر روز پیش از اعدام شدنش تبرئه می‌شود و همهٔ قطعات پازل بی‌گناهی او دور هم چیده می‌شوند.

هیچکاک نسبت به عدالت خوش‌بین و به‌‌‌ همان میزان نسبت به جامعه بدبین است. آدم‌های جامعه، کسانی که اصلاً به آن‌ها شکّی نمی‌رود و ظنّی بر ایشان روا نیست، پست‌ترین کار‌ها را انجام می‌دهند و به چشم‌گیر‌ترین حالت مجازات می‌شوند. چیزی که از فیلم‌های او بر می‌آید نوعی عدالت است. به عبارت دیگر، عدالت اصل حاکم و مطلق در فیلم‌های او است. اصلی که هر چیزی با آن محک زده می‌شود و عیار هر چیزی با آن سنجیده می‌شود.


پی‌نوشت‌ها:
[1] Alfred Hitchcock
[2] Rebecca
[3] David O. Selznick
[4] The Rope
[5] François Truffaut
[6] André Bazin
[7] Shadow of a Doubt
[8] Dial M for Murder
[9] Psycho
[10] Uncle Charlie
[11] Notorious
[12] The Lodger

کد مطلب: 644