بررسی کتاب «فهم تکلیف اخلاقی: کانت، هگل، کرکگور» نوشتۀ رابرت اشترن
شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۳ ۱۲:۱۵
 
کتاب «فهم تکلیف اخلاقی: کانت، هگل، کرکگور» هم برای درک فلسفۀ مدرن مفید است و هم در بحث‌های امروزی راجع به تکلیف اخلاقی تاثیر می‌گذارد. اشترن در این کتاب نشان می‌دهد که بررسی دیدگاه‌های فیلسوفان با رویکردی تاریخی می‌تواند به پیدا کردن راه حل برای مسائل معاصر فلسفه اخلاق کمک شایانی کند. از طرف دیگر کتاب اشترن نشان می‌دهد که فهم دیدگاه اخلاقی این سه فیلسوف به فهم جریان کلی تفکر دوره مدرن نیز کمک می‌کند.
تخمین زمان مطالعه : ۴ دقيقه
 
 

نوتردام فیلوسوفیکال ریویو — رابرت اشترن استاد فلسفۀ دانشگاه شفیلد در انگلستان است. شهرت او برای کار دربارۀ تاریخ فلسفۀ مدرن و خصوصا فلسفۀ هگل است. از آثار مهم او راهنمای مطالعۀ پدیدار‌شناسی روح هگل (انتشارت راتلج)، متافیزیک هگل (انتشارات آکسفورد)، فهم تکلیف اخلاقی: کانت، هگل، کرکگور (انتشارات کمبریج) است.

کتاب فهم تکلیف اخلاقی: کانت، هگل، کرکگور هم برای درک فلسفۀ مدرن مفید است و هم در بحث‌های امروزی راجع به تکلیف اخلاقی تاثیر می‌گذارد. اشترن در این کتاب نشان می‌دهد که بررسی دیدگاه‌های فیلسوفان با رویکردی تاریخی می‌تواند به پیدا کردن راه حل برای مسائل معاصر فلسفۀ اخلاق کمک شایانی کند. از طرف دیگر کتاب اشترن نشان می‌دهد که فهم دیدگاه اخلاقی این سه فیلسوف به فهم جریان کلی تفکر دورۀ مدرن نیز کمک می‌کند.

اشترن نخست دربارۀ فهم رایج از جایگاه کانت در تاریخ فلسفۀ اخلاق تردید می‌کند. مطابق دیدگاه رایج کانت در اخلاق یک برساخت‌گرا (constructivist) است و دفاعش از برساخت‌گرایی برای حفظ اتونومی اخلاقی است و به نظرش خطری که اتونومی را تهدید می‌کند از جانب دیدگاه واقع‌گرایی دربارۀ ارزش‌ها است. اشترن استدلال‌های فلسفی قانع‌کننده‌ای ارائه می‌کند برای این ادعا که واقع‌گرایی ارزشی به خودی خود تهدیدی برای اتونومی اخلاقی نیست. همچنین اشترن استدلال‌هایی مبتنی بر آثار کانت ارائه می‌کند تا نشان دهد خود کانت هم در حقیقت یک واقع‌گرای ارزشی بوده است. تهدید واقعی برای اتونومی نه از جانب واقع‌گرایی ارزشی بلکه از جانب تکلیف اخلاقی است. به عقیده اشترن کانت دیدگاه «خود مشروعیت‌بخشی» را به منزله بدیلی برای نظریه امر الوهی در حیطه تکلیف اخلاقی ارائه می‌کند چون به نظر کانت اگر تکلیف اخلاقی ریشه در خداوند داشته باشد آنگاه اتونومی اخلاقی به خطر می‌افتد. اشترن در این بحث بر علیه جان هیر استدلال می‌کند که معتقد است کانت در واقع نظریه امر الوهی را می‌پذیرد. بر اساس نظر هیر، صرفا برداشت خاصی از نظریۀ امر الوهی مغایر با اتونومی است و خود کانت برداشتی از نظریه امر الوهی را می‌پذیرد که موافق با اتونومی است. تصویری که اشترن از ماجرا ترسیم می‌کند مستلزم رد این نظر هیر است، و البته این تصویر جای مناقشه دارد.

مطابق تفسیر اشترن، اخلاق کانت مشابه دیدگاه «پیوندی» (hybrid) در میان برخی فلاسفه قرون وسطی و مدرن است. به این معنا که کانت هم ارزش‌ها را عینی می‌داند و هم نقش مهمی برای فرمان خداوند در اخلاق قائل است. فرمان‌های خداوند دل‌بخواهی نیستند بلکه به سوی خیر جهت دارند اما خیر بودن برای تکلیف بودن کافی نیست. کانت برای آنکه اتونومی را حفظ کند معتقد است که منبع تکلیف اخلاقی در درون خود فاعل اخلاقی است نه در خدا.

اشترن پس از آنکه شرحی روشن از تفسیر کانت از تکلیف اخلاقی می‌دهد، دربارۀ دو چهره مهم دیگر قرن نوزدهم یعنی هگل و کرکگور بحث می‌کند. این دو متفکر دیدگاه کانتی را به چالش کشیدند. هگل که تحت تاثیر نقدهای شیلر از کانت بود، موضع کانت را دوگانه انگارانه می‌دانست و همچنین معتقد بود دیدگاه کانت موجب تحقیر انسانیت است. به نظر هگل این موضع دوگانه انگارانه است چون کانت ما را با تعارضی حل ناشدنی میان تمایلات عقلانی بشر و غرایز او مواجه می‌کند. و از این جهت تحقیرآمیز است که پذیرش خودانگیخته و مشتاقانه اعمال خوب را -پذیرشی که بدون وساطت عاملی دیگر باشد- ممکن نمی‌داند. هگل نمی‌خواهد به نظریه امر الوهی که کانت از آن روی گرداند باز گردد. بنابراین منبع تکلیف اخلاقی را در انتظارات و روابط اجتماعی یک دولت و جامعه عقلانی می‌بیند، جامعه‌ای که فرد در آنجامعه هویت کامل خود را می‌یابد و گرفتار از خودبیگانگی نمی‌شود.

دیدگاه هگل را کرکگور به چالش کشید. به نظر اشترن دیدگاه کرکگور بازگشت به نظریه امر الوهی در تفسیر تکلیف اخلاقی است، نظریه‌ای که کانت از آن رویگردان بود. بدین ترتیب این سه موضع «حلقه‌ای دیالکتیکی» می‌سازند که در انتهای آن دوباره به نقطه آغاز می‌رسیم. به نظر اشترن، کرکگور هگل را از این جهت نقد می‌کند که دیدگاه هگل «ضرورت و وجوب اخلاق را تضعیف می‌کند». هگل می‌کوشد که ریشه تکلیف اخلاقی را در جامعه بنشاند و این کار موجب می‌شود احتیاج حیاتی به اخلاق حقیقی از بین برود. در اخلاق حقیقی ما نه فقط «نسبت به وضعیت خود و وظایف برآمده از آن» تکلیف داریم بلکه نسبت به عشق ورزیدن به همه انسان‌ها و حتی دشمنانمان هم مکلف‌ایم. تنها فرمان خداوند است که می‌تواند مبنایی برای اینچنین اخلاقی باشد.

اطلاعات کتاب‌شناختی:
Stern, Robert. Understanding Moral Obligation: Kant, Hegel, Kierkegaard. Cambridge University Press, 2011


پی‌نوشت‌ها:
* این مطلب در تاریخ ۲۳ جولای ۲۰۱۲ با عنوان «Understanding Moral Obligation: Kant, Hegel, Kierkegaard» در وب‌سایت نوتردام فیلوسوفیکال ریویو منتشر شده است و وب‌سایت ترجمان در تاریخ ۱۳ دی ۱۳۹۳ آن را با عنوان «فهم تکلیف اخلاقی: کانت، هگل، کرکگور» ترجمه و منتشر کرده است.

کد مطلب: 7136