چهارشنبه ۶ آذر ۱۳۹۲ ۰۷:۴۵
 
وقتی می‌گوییم فعل اخلاقی کدام است؟ منظور این است که کدام فعل ارزشمند است؟ ولی قبل از اینکه پاسخی به این پرسش بدهیم، سوال دیگری پا پیش می‌نهد که از نظر چه کسی؟ زیست اخلاقی نیازمند یک نیروی شناسنده و قضاوت‌کننده فرا‌تر از خرد‌های خُرد و خام فردی و جمعی است.
تخمین زمان مطالعه : ۵ دقيقه
 
 

به نظر می‌رسد زیست اخلاقی نیازمند یک نیروی شناسنده و قضاوت‌کننده فرا‌تر از خرد‌های خُرد و خام فردی و جمعی است.

اول
ارزش تعریف‌هایی که از مفاهیم ارائه می‌شود وابسته به توانایی شناخت ما از آن مفاهیم است. تعریف آنچه در طبیعت می‌بینیم بسی آسان‌تر و همه‌پذیر‌تر از تعریفی است که از مفاهیم تجریدی داده می‌شود. بلکه می‌توان ادعا کرد برخی از تعاریف رایج در حوزه مفاهیم تجریدی و فلسفی بیشتر ناشی از نوعی توافق است تا قانع شدن به آن تعریف. اخلاق و فعل اخلاقی نیز جزو مفاهیمی هستند که نمی‌توان برای آن‌ها تعریفی همه پسند به تصویب رساند. اخلاق نامی است که بر ارزش‌ها گذاشته‌اند. در واقع آنچه را آدمی فضیلت می‌داند فعل اخلاقی نام نهاده‌اند. و از همین جاست که نزاع‌ها بر سر تعیین فعل اخلاقی خود را نمایان می‌کند.

وقتی می‌گوییم فعل اخلاقی کدام است؟ منظور این است که کدام فعل ارزشمند است؟ ولی قبل از اینکه پاسخی به این پرسش بدهیم، سوال دیگری پا پیش می‌نهد که از نظر چه کسی؟ در واقع قبل از این‌که تعیین کنیم چه چیزی ارزش است باید مشخص شود که چه کسی آن ارزش را ارزش می‌داند؟ و البته باز هم پرسش بعدی که با کدام متر و معیار؟

دوم
گفته‌اند فعل اخلاقی فعلی است که بیشترین فایده یا خوشی را برای بیشترین افراد داشته باشد۱.
پیش‌فرض این تعریف آن است که یک نیروی قضاوت‌کننده و ارزش‌گذار چنین کاری را ارزشمند می‌داند. این نیرو می‌تواند حکم عقل یا توافق جمعی از عقلاء باشد.

پرسش‌های ایجاد شده از این پیش‌فرض این است که اگر این گزاره حکم عقل است، باید ملاک و معیار این حکم نیز روشن شود. به بیان دیگر آیا ارزشمندی این فعل بدیهی و بدون نیاز به استدلال است؟ یا این حکم عقل نیز مبتنی بر معیارهای ارزشی دیگری است؟ و این سلسله پرسش می‌تواند تا جایی ادامه یابد که به ارزشی برسیم که به هر دلیلی ارزشمندی آن را بی‌نیاز از استدلال بدانیم.
و اگر این گزاره نتیجه یک توافق جمعی است باز هم می‌توان مدعی شد که هر یک از افراد این جمع با تکیه بر ارزش‌هایی که بدان باور دارند چنین نتیجه‌ای گرفته‌اند. ارزشهایی که افراد به آن‌ها معتقدند ریشه در تربیت و فرهنگ و آداب و رسوم یا حکم عقلی ایشان دارد. بنابر این می‌توان مبانی ارزشی آن فرهنگ‌ را مورد پرسش قرار داد، ‌ چنانکه مبانی حکم عقل ایشان می‌تواند مورد کندوکاو باشد.

گزاره‌های عقلی را به دو دسته بدیهی و نظری تقسیم کرده‌اند. این تقسیم در احکام عقل عملی نیز جاری است. حال اگر فرض کنیم که گزاره مورد بحث جزو احکام بدیهی عقل عملی است و هر عقلی می‌پذیرد که دست کم یک معیار اخلاقی بودن فعل این است که بیشترین فایده را برای بیشترین افراد داشته باشد، باز هم برای وضوح بیشتر این مفهوم نیازمند پاسخ‌گویی به پرسش‌هایی چند هستیم. مثل اینکه فایده یعنی چه؟ و معیار تشخیص و تعیین فایده چیست؟ اگر درباره فایده بودن چیزی توافق جمعی نبود چه باید کرد؟ بیشترین افراد در کدام مقطع زمانی و مکانی؟ بیشترین افراد شهر ما؟ کشور ما؟ یا همه جهان؟ فقط در روزگار ما؟ یا با لحاظ کردن نسل‌های آینده؟

سوم
در زیست اخلاقی باید به دو نکته توجه ویژه داشت؛ نخست آنکه بسیاری از افعال انسانی از یک «فرد» و در یک «لحظه» صادر می‌شوند و تصمیم‌گیری درست در «لحظه» کاری است بس مشکل و دیگر آنکه موقعیت‌هایی که فرد در آن قرار می‌گیرد موقعیت‌هایی بسیط نیستند و فراوان پیش می‌آید که آدمی در چندراهی تزاحم ارزش‌های اخلاقی قرار می‌گیرد و باید از بین چند فعل اخلاقی یکی را که اهمیت بیشتری دارد انتخاب کند. بنابر این در مباحث اخلاقی باید روشن شودکه یک «فرد» در یک «لحظه» و در بین چند ارزش اخلاقی متزاحم، چگونه باید درست را از نادرست تشخیص دهد؟

چهارم
در منابعی که اندیشه عقل‌گرایان مسلمان را گزارش‌ کرده‌اند، همه پرسش‌های اخلاقی به اصلی به نام حسن و قبح عقلی ارجاع داده می‌شوند.

در این مبنا فعلی دارای ارزش است که انجام‌دهنده آن مورد تحسین باشد. روشن است که مورد تحسین بودن فاعل نمی‌تواند تعریفی دقیق از فعل اخلاقی بدهد. این معیار در واقع علامت و نشانه شناسایی فعل اخلاقی است. زیرا چنان که گفته شد ارزش‌گذاری عقلایی خود تابع ملاک‌هایی است که ممکن است ناشی از حکم عقل یا فرهنگ‌ و آداب و رسوم یا.... باشد. و اینکه ریشه این تحسین چیست و چرا افراد فعلی را تحسین می‌کنند و فعل دیگری را زشت می‌انگارند، نیازمند کندوکاو بیشتری است.

گفته‌اند که ملاک حسن و قبح می‌تواند یکی از نکات ذیل باشد؛
موافقت با مصالح عمومی یا مخالفت با آن کمال و نقص وجودی موافقت با فطرت و شهود اخلاقی یا مخالفت با آن۲ از بین این سه ملاک، ‌ ملاک سوم تا حدودی معیاری است‌شناختی. به این معنا که ضمن ارائه ملاک راه شناخت ملاک را نیز مشخص می‌کند. ولی در دو ملاک نخست برای شناخت خود آن معیار‌ها و نیز تطبیق وجود یا عدم این معیار‌ها در یک فعل‌، نیازمند یک نیروی شناسنده هستیم. اینجاست که باز هم مشکلات تطبیق بیشترین فایده برای بیشترین افراد، خود را نمایان می‌کنند.

غیر از اینکه یک پرسش اساسی دیگر نیز به بحث افزوده می‌شود آن اینکه اگر بین کمال و نقص وجودی که ملاک فعل اخلاقی است با مصالح عمومی تزاحمی ایجاد شود، فرد باید کدام طرف را انتخاب کند؟ کدام ارزش مقدم است؟ کمالات فرد یا مصالح عمومی؟ این پرسش خود را در دو صورت دیگر نیز نشان می‌دهد؛ صورت تزاحم بیشترین فایده برای بیشترین افراد با کمالات فرد، و نیز تزاحم فایده عمومی با مصالح عمومی (اگر این دو را جدا از هم بدانیم).

ارجاع پاسخ این پرسش‌ها به خرد جمعی راهی به دهی نمی‌برد. زیرا خرد جمعی بشر غیر از اینکه در بسیاری از این موارد پاسخ روشنی ندارد، خود گرفتار پرسش‌های دیگری است که خرد کدام جمع؟ کدام کشور و کدام فرهنگ و البته در کدام زمان؟ مگر نه این است که گذشتگان برده‌داری را اخلاقی می‌دانستند وا مروزیان نکوهشش می‌کنند و مگر نه این است که هم ‌امروزیان در اخلاقی بودن یا نبودن بسیاری از افعال اختلافی ناشی از تفاوت فرهنگ و قومیت و... دارند؟

به نظر می‌رسد زیست اخلاقی نیازمند یک نیروی شناسنده و قضاوت‌کننده فرا‌تر از خرد‌های خُرد و خام فردی و جمعی است.


پی‌نوشت‌ها:
[۱] رک: ‌ کاپلستون، فردریک، تاریخ فلسفه، ج ۸، ص ۱۶- ۶۵. ترجمهٔ بهاء الدین خرمشاهی. انتشارات سروش، ۱۳۷۶
[۲] رک: ‌ربانی گلپایگانی، علی، القواعد الکلامیة، موسسة الامام الصادق، ‌ قم، ۱۴۱۸. ق، ص ۴۱- ۵۰.

کد مطلب: 3383
 


 
Comedian
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۲-۱۰-۰۴ ۱۸:۱۹:۴۸
نميدونم حالا در بخش ديدگاه چه بايد گفت، و مد نظر شما چه بوده، گفته شه كه خيلي خوب بود يا ... به هر حال سواي داشتم ، اينكه ايا فعل اخلاقي به صورت مجرد از فاعل قابل بررسي است يا خير ؟! اگر عملي سواي از فاعل قابليت بررسي داشته باشد ايا قرار گرفتن ان در عمل افراد زمان هاي مختلف دچار تزاحم مي شود ؟ يا اينكه در تقابل با ارزش هاي ديگر قرار مي گيرد ؟!
به هر حال از سايت شما و مطالب ارزشمند ان سپاسگزارم (144)