فوتبال به‌مثابۀ تئاتر
سایمون کریچلی کتابی دربارۀ فوتبال نوشته که در آن زین‌الدین زیدان کنار هایدگر نشسته است
يکشنبه ۵ آذر ۱۳۹۶ ۱۳:۵۸
 
کریچلی می‌گوید فوتبال رقص بالۀ طبقۀ کارگر است. اما فقط بی‌چیزان و طبقات پایین مفتون این بازیِ اعجاب‌آور نمی‌شوند، بلکه سیاستمداران و متفکران هم نمی‌توانند در برابر جذابیت‌های آن مقاومت کنند. فوتبال مثل تئاتر است. نمایشی از قدرت و مهارت، آمیخته با فریب‌کاری، تقلب و تمسخر. خیلی از علاقه‌مندان به دنیای فوتبال عشقی آمیخته با نفرت به آن دارند و هدف کریچلی در کتاب جدیدش بررسی همین حس «عشق و نفرت» است.
تخمین زمان مطالعه : ۷ دقيقه
 
 

نیک ریپاترازون، رولینگ استون — کریستیانو رونالدو با سرعت وارد زمین حریف می‌شود و توپی را که مدافعان با ضربه‌ای بلند دفع کرده‌اند، بیرون از محوطۀ جریمۀ بارسلونا تصاحب می‌کند. یکی از مدافعان را بی‌درنگ جا می‌گذارد، شوت می‌زند و دروازه‌بانِ در حال شیرجه را هم از میدان به در می‌کند. رونالدو پیراهن ورزشی‌اش را در می‌آورد و با بالاتنۀ برهنه درحالی‌که دستانش را جلویش گرفته است رو به جهانیان فریاد می‌کشد. این کارش تمسخری بود از سر بدجنسی در برابر حرکت لیونل مسی پس از گل‌زدن، که یک کارت زرد برای ستارۀ رئال مادرید به ارمغان می‌آورَد. بعد هم در برابر اخم بارسایی‌ها با تبختر گام برمی‌دارد و می‌خندد.

دو دقیقه بعد رونالدو دیگر از بازی سوپرکاپ اسپانیا محروم شده است. شیرجه‌اش در محوطۀ جریمه به یک کارت زرد دیگر می‌انجامد و او هم با هل‌دادن داور واکنش نشان می‌دهد؛ بابت این شاهکار از پنج بازی محروم می‌شود.

فوتبال بازیِ ثانیه‌هاست، بازی‌ای که سایمون کریچلی آن را «رقصِ بالۀ طبقۀ کارگر» می‌خواند. کتاب جدید کریچلی با عنوان وقتی به فوتبال می‌اندیشیم به چه می‌اندیشیم چکامه‌ای است در باب بازی مطبوع، کثیف و پویای شور و قدرت. فوتبال بازی‌ای است که قهرمانان در یک چشم‌به‌هم‌زدن به ضدقهرمان بدل می‌شوند، و کریچلی بی‌آنکه حس شگفتی را از ما بگیرد رازهای این ورزش را پیش چشمانمان می‌گشاید.

کریچلی فیلسوفی زادۀ بریتانیاست که سبکی هوشمندانه و بازیگوشانه دارد و کتاب‌های قبلی‌اش از تأملاتی دربارۀ مارتین هایدگر تا دیوید بویی را دربرمی‌گیرد. کتاب او فراخوانی است به دانستن قدرِ ورزش؛ طرفداران فوتبال حتماً شیفتۀ زبلیِ او خواهند شد، اما از تازه‌واردها نیز به گرمی استقبال می‌کند (ازآنجاکه گذشته از هر چیز، بالأخره بریتانیایی است، در کتاب از واژۀ «فوتبال» استفاده می‌کند، اما به ما قوت قلب می‌دهد که ساکِر۱ نیز «نامی کاملاً شایسته برای این ورزش است»).

چه چیز فوتبال را این‌قدر یکتا ساخته و آن را شایستۀ این نوع تأملات سطح بالا کرده است؟ کریچلی در گفت‌وگو

فوتبال نمی‌تواند کاری کند که نسبت‌به جهان احساس خوبی داشته باشید. فوتبال نشانگانِ تقریباً همۀ چیزهایی است که سر جایشان نیستند
با رولینگ استون می‌گوید دلیلش نحوۀ «جریان یافتن بازی است، تأثیر مسحورکنندۀ آن». «وجه تمایز» فوتبال آن است که «ملک طلق هیچ فرهنگ خاصی نیست. منظورم این است که گرچه این بازی در بریتانیای قرن نوزدهم مدون شد، اما در جاهای دیگر مثل ایتالیا یا اسپانیا بسیار بهتر بازی می‌شود. بدین‌ترتیب فوتبال هم وجهی بسیار محلی دارد و هم یک وجه بی‌نظیر بین‌المللی».

کتاب کریچلی با صحنه‌ای در یک «بار» در مسکو آغاز می‌شود که همین تابستان گذشته رخ داده است. او در حال تماشای فینال لیگ قهرمانان بین یوونتوس و رئال مادرید است، درحالی‌که افراد محلی ترانۀ «دِ کیور اَند دِ کوئین»۲ را می‌خوانند. او به جام جهانیِ سال بعد فکر می‌کند که قرار است برای اولین بار در روسیه برگزار شود. با اینکه کریچلی از طرفداران پروپاقرص فوتبال است، اما وجه دلپذیرش آن است که با معضلات فوتبال رک و روراست مواجه می‌شود: «اگر این واقعیت را بپذیریم که هر آنچه به‌لحاظ سیاسی تردیدبرانگیز است و به‌لحاظ اخلاقی مشکوک است نشانه‌ای دارد، در این صورت این واقعیت آشکار خواهد بود که کل اتحادیۀ فاسد حاکم بر فوتبال یعنی فیفا با دولتِ تماماً فاسدِ روسیه تبانی کرده است». وی می‌گوید «فوتبال نمی‌تواند کاری کند که نسبت‌به جهان احساس خوبی داشته باشید. فوتبال نشانگانِ تقریباً همۀ چیزهایی است که سر جایشان نیستند و گاهی اوقات به‌سختی می‌توان به فوتبال عشق ورزید. اما بااین‌حال در جام جهانیِ بعدی چیزی شگفت‌آور در میان خواهد بود، چیزی زیبا و غیرمنتظره. و احتمالاً آلمان (باز هم) فاتح جام خواهد شد».

کریچلی در سراسر وقتی به فوتبال می‌اندیشیم به چه می‌اندیشیم به احساسِ «عشق و نفرتی» می‌پردازد که او و بسیاری از طرفداران به فوتبال دارند. فوتبال اساساً بازیِ کثیفی است. بازیکنان درجه‌یک فوتبال بازیگرانی موذی‌اند. کریچلی می‌گوید «واقعاً لذت‌بخش است تماشای پیچاندنِ قواعد و بُردنِ قوانین تا سر حد ازهم‌پاشیدن». از او پرسیدند کدام یک از بازیکنان فعلی بیش از همه تجسم این عشق و نفرت است، و کریچلی بی‌درنگ پاسخ داد: «بی‌شک لوئیز سوارِز».

«چه بسا سوارز بهترین بازیکنی بود که لیورپول طی ۱۵سال اخیر در اختیار داشت. اکنون فصل خوبی را در بارسلونا سپری نمی‌کند، ولی باز هم می‌درخشد. او در اروگوئه گذشتۀ سخت و دشواری داشته، از لحاظ مهارت و استعداد تکنیکی در زمرۀ بهترین‌ها نیست، متقلب است (هندبال‌بازی‌اش در جام جهانی ۲۰۱۰ در بازی مقابل غنا، تمارض‌های متعددش) و گذشته از همۀ این‌ها گاز می‌گیرد (به‌خصوص در آخرین جام جهانی). اما بازیکنی است که عزم تمام‌عیاری برای پیروزی دارد، و دارای
کریچلی می‌گوید «کاری که می‌خواسته در این کتاب انجام دهد، پی‌افکندنِ نوعی بوطیقای فوتبال بوده است که مجال دهد وجه جدیدی از زیباییِ فوتبال را بهتر دریابیم
چنان اراده‌ای است که حتی می‌تواند تصمیم بگیرد روند یک بازی را تغییر دهد. بدین‌ترتیب در او عشق و نفرت به یک اندازه تجلی کرده‌اند. البته شاید عشق بیشتر باشد».

این‌ها حرف‌های دانشوری است که از قضا از طرفداران پروپاقرص فوتبال نیز هست. یک کتاب فلسفی دربارۀ ورزش چه‌بسا خیلی زود کسل‌کننده شود، اما کریچلی شیفتۀ ایده‌هایش نیست، بلکه شیفتۀ ایدۀ فوتبال است. فوتبال بازی‌ای روشمند است که هیچ‌گاه ملال‌آور نمی‌شود، بلکه همیشه نفس‌گیر است؛ اوج بازی هر لحظه ممکن است فرا برسد. طرفداران فوتبال «فاصله‌ای فکورانه را با بازی حفظ می‌کنند»؛ آن‌ها هم هیپنوتیزم شده‌اند و هم هوشیارند.

ورزشگاهی غرق در غرش، درخشش بازیگرانی همچون رونالدو و سوارز، بازی‌ای مهیج در برابر زمان کرانمند؛ بدین شکل کریچلی به ایدۀ فوتبال به‌مثابۀ تئاتر بازمی‌گردد. تصویرپردازیِ تغزلیِ او از زین‌الدین زیدان، ارجاعات پی‌درپی به هایدگر و ژان پل سارتر، و ملاحظات روشمندانه‌اش دربارۀ بازی‌کردن، خواننده را به حیرت وامی‌دارد: آیا خودِ بازیکنان به این احساساتِ شاعرانۀ موجود در بازی واقف‌اند؟

کریچلی می‌گوید «نه، به‌هیچ‌وجه، شاید بعضی مربیان وجه فلسفیِ بازی را ببینند؛ این یکی از کلیشه‌هایی است که دربارۀ پپ گواردیولا می‌گویند»، که فعلاً مربی منچسترسیتی است. کریچلی می‌گوید «کاری که می‌خواسته در این کتاب انجام دهد، پی‌افکندنِ نوعی بوطیقای فوتبال بوده است که مجال دهد وجه جدیدی از زیباییِ فوتبال را بهتر دریابیم. اما برای لذت‌بردن از فوتبال هیچ نیازی به دانستن این‌ها نیست. می‌کوشم نشان دهم که در تجربۀ فوتبال نوعی وجد احساسی در کار است که در مرز آگاهی شناور است. کار من این است که بکوشم به آن وضوح بخشم».

ارمغان کریچلی در کتابش توانایی دریافتِ لحظات شاعرانه‌ای است که گاهی از لبان سرمست هوادارانی ابراز می‌شود که از فراز جایگاه‌ها فریاد می‌کشند و گاهی هنگام تماشای بازی از تلویزیون در یک بار به فلسفه تبدیل می‌شود. چه بسا فوتبال را اسطوره‌ها بازی کنند، بااین‌حال بازی‌ای است برای همۀ ما.

اطلاعات کتاب‌شناختی:
Critchley, Simon. What We Think About When We Think About Soccer. Penguin, 2017


پی‌نوشت‌ها:
* این مطلب را نیک ریپاترازون نوشته است و در تاریخ ۳۱ اکتبر ۲۰۱۷ با عنوان «Why Soccer, 'Working-Class Ballet,' Continues to Thrive» در وب‌سایت رولینگ استون منتشر شده است و وب‌سایت ترجمان در تاریخ ۵ آذر ۱۳۹۶ آن را با عنوان «فوتبال کثیف است و زیبا، مثل لوئیز سوارز» و ترجمۀ محمدهادی حاجی‌بیگلو منتشر کرده است.
** نیک ریپاترازون (Nick Ripatrazone) نویسنده‌ای آمریکایی است که دربارۀ دین، فیلم، فرهنگ و ورزش می‌نویسد. نوشته‌های او در نشریاتی مثل آتلانتیک، لیترری‌هاب، رولینگ استون و پاریس ریویو منتشر شده‌اند.
[۱] soccer
[۲] The cure and queen

کد مطلب: 8784