دوشنبه ۱۷ تير ۱۳۹۲ ۰۸:۴۰
 
عدالت را شاید بتوان یکی از پایه‌های اساسی و یکی از اصلی‌ترین سرچشمه‌های شکل‌گیری ادبیات و جریان‌های ادبی دانست. سه محور اصلی در این بحث در نظر گرفته شده است که عبارت‌اند از عدالت شاعرانه، عدالت اجتماعی و عدالت در شکل آرمانی خود (عدالت اتوپیایی).
تخمین زمان مطالعه : ۷ دقيقه
 
 

مفهوم عدالت در هر زمینه و جایگاهی تعریفی متفاوت به خود می‌گیرد تا آن‌جا که عده‌ای عدالت را چونان دست‌آویزی برای منافع خود تعریف کرده و بدان ردای دل‌خواه خود را می‌پوشانند. اما برای تحقق این مفهوم متعالی که بشر از آغازین روزهای حیات فردی و اجتماعی خود گرایشی فطری بدان داشته باید ابتدا به تعریفی واحد رسید تا شاید بتوان آن را به بحث گذاشت. کلی بودن این مفهوم در بعضی از تعاریف باز کار را مشکل‌تر می‌کند. چرا که هم‌چون مفاهیم دیگری چون آزادی هر نحله و جریان و تفکری آن را باب میل خود تعریف و تفهیم می‌کند. با این حال اگر به تعریفی واحد دست یابیم باز آن تعریف در زمینه‌های مختلف شکل خود را تغییر داده و تعاریف جدیدی را بازتولید می‌کند چه آن‌که شاید بتوان در اقتصاد یا اجتماع و یا سیاست از عدالت یک مفهوم را دید اما قطعاً شکل و شمایل آن به یک سیره و صورت نخواهد بود. به عنوان مثال عدالتی که در اقتصاد با عنوان عدالت اقتصادی مطرح می‌شود در عمل خود را به صورت رفاه به مردم نشان خواهد داد و یا عدالتی که در اجتماع مورد بحث قرار می‌گیرد با عنوان عدالت اجتماعی خود را در برابری افراد در برابر قانون و آزادی اجتماعی نمایان خواهد کرد. می‌بینیم که اگر چه این تعاریف از منظر ماهوی با یکدیگر تفاوتی ندارند اما در عمل و در صورت با یکدیگر متفاوت خواهند بود. از این رو عدالتی که ما در ادبیات با آن روبه‌رو می‌شویم نیز از این قضیه مستثنی نیست.

عدالت را شاید بتوان یکی از پایه‌های اساسی و یا اگر اغراق نکنیم یکی از اصلیترین سرچشمه‌های شکل‌گیری ادبیات و جریان‌های ادبی دانست. حال اگر دریچۀ چشم خود را با عینک عدالت به سوی ادبیات برگردانیم به جرأت می‌توان گفت در اکثر آثار ادبی مسئله عدالت جایگاهی خاص و ویژه دارد و ادبا و رمان‌نویسان عدالت را جوهره و شالوده اکثر آثار خود قرار داده‌اند. از نوشته‌های محسورکننده «داستایوسکی» و «چخوف» و «پوشکین» و «گورکی» در روسیه تا رمان‌های تحسین‌برانگیز فرانسوی همچون نوشته‌های «سلین» و «فلوبر» و «پروست» و از آثار تحیر برانگیز «گوته» و «نیچه» در آلمان تا نوشته‌های شیرین و خاطره‌انگیز نویسندگان انگلیسی همچون «شکسپیر» و «چارلز دیکنز» و «تامس هاردی»، همه و همه دارای بازتابی خاص و معنادار از عدالت‌اند. عدالتی که در زمینه آنجامعه و فرهنگ ریشه داشته و با تعاریف آن دیار چهره خود را به مردم می‌نمایانده است. اما به طور قطع باید گفت که قرار دادن انواع عدالت‌های مطروحه در یک چارچوب کاری بس دشوار است.

از این رو برای چارچوب‌بندی، حوزۀ مقالات به گونه‌ای دسته بندی شد تا در انتهای کار مخاطب با بسته‌ای قابل قبول مواجه باشد چرا که پرداختن به تمام جنبه‌های این مسئله با تمامی دیدگاه‌‌ها کاری است که مستلزم صرف زمان بسیار زیاد است. هدف این مجموعه نیز پرداختن به تمامی زوایا نیست بل مجموعه‌ای است که مواردی را جهت معرفی دیدگاه‌های غالب و موجود در این حوزه پیگیری می‌کند.
پرداختن به موضوع عدالت کاری است که متاسفانه تاکنون در حوزه علوم انسانی به صورت تخصصی و چشمگیر بدان پرداخته نشده است. حوزه ادبیات نیز چنین است چرا که هیچ کار شاخص تحلیلی، و بررسی دقیق علمی در کشور در حوزه ادبیات با موضوع عدالت انجام نشده است. از این رو است که معرفی و ترجمه برخی مقالات و پژوهش‌های انجام‌شده در این حوزه با محوریت عدالت کاری لازم و ضروری می‌نماید. چرا که اولاً محققین با کارهای شاخص انجام‌شده در این حوزه آشنا می‌شوند و از سوی دیگر نحوه پرداختن و تحلیل این موضوع را از سوی اندیشمندان غربی مورد بازبینی قرار دهند. با توجه به اینکه مسئله عدالت در ادبیات موضوعی بس مهجور مانده است، تا آن‌جا که در حوزه ادبیات در داخل کشور کار مطرحی انجام نشده، در این پرونده صرفاً به تعریف عدالت در اغلب مقالات مختلف پرداخته شد تا مخاطب صرفاً با تعاریف و دیدگاه‌های مختلف نسبت به عدالت در ادبیات آشنا گردد.

این نکته خالی از لطف نیست که موضوع عدالت در حوزه ادبیات زمینه‌ای است که جای کار بسیار دارد. چه اگر در این زمین حاصل‌خیز با بذر‌های مرغوبی کار شود ثمری خواهد داد که عطر آن روشنی‌بخش جان‌‌ها و بیدار کننده دل‌‌ها خواهد بود. عدالت موضوعی نیست که مختص به یک مکان یا زمان خاص باشد. بلکه امری فطری است و فصل مشترک بین انسان‌هاست. این مسئله از طرفی کار را آسان و از سوی دیگر آن را مشکل می‌کند. از آن‌جا که همه انواع بشر به طور فطری و غریضی به مسئله عدالت به عنوان یک حق نگاه می‌کنند از این رو مخاطب این کار علمی عام خواهد بود و از سوی دیگر پرداختن به این موضوع با یک دیدگاه علمی و با تعاریف مشخص کار را مشکل خواهد کرد، چرا که تعاریفی که از عدالت موجود است‌گاه هم‌سو و در موارد زیادی متضاد یکدیگرند و شاید نتوان در تعاریف به یک زبان مشترک رسید. به عنوان مثال چیزی را که عده‌ای حق مسلم می‌دانند عده‌ای دیگر آن را کاملاً نفی کرده و در برابر آن می‌ایستند.

با این تفاسیر سه محور اصلی در این بحث در نظر گرفته شد که عبارت‌اند از عدالت شاعرانه، عدالت اجتماعی و عدالت در شکل آرمانی خود (عدالت اتوپیایی). در بحث عدالت شاعرانه مقاله‌ای از «جانتان کرتزر» آورده شده است که در آن ایده‌های اصلی زیبایی‌شناختی عدالت چه در ادبیات و چه در سایر حوزه‌‌ها تبیین شده است و به این مسئله پرداخته شده که عموماً آیا مفهومی کلی همچون عدالت نیازمند تبیین زیبایی‌شناختی هست یا خیر. در ادامه در مقاله دیگری با عنوان داستان و عدالت به کارکرد تعاریف عدالت در حوزه اجتماعی و بازتاب آن در ادبیات پرداخته شده است و اینکه در عدالت فردی نیز عنصری ادبی همچون داستان می‌تواند تاثیرگذار باشد و برای تکمیل این بحث تخلیصی از کتاب رمان‌های اعتراض در قرن ۱۸ انگلستان بدون تصرف آورده شده تا مخاطب در این حوزه نیز به تعریف و تحلیلی درست از این جنبه مطرح شده عدالت در ادبیات نیز آگاه گردد. و در ادامه مقاله‌ای با بررسی دو اثر معروف ادبیات با عنوان‌های «آرمان‌شهر» اثر «سر تامس مور» و «سفر‌های گالیور» اثر «جاناتان سوئیفت» به عدالت از منظر متعالی و آرمان‌شهری آن پرداخته می‌شود. امید آن می‌­رود تا در روزهای آینده ۳ یا ۴ مقاله دیگر به مجموعه اضاف شود تا ابعاد کار روشن‌تر گردد.

کتاب‌هایی که در بخش معرفی کتاب معرفی شده‌اند با این هدف که در آینده نزدیک به صورت ترجمه‌شده در اختیار مخاطب قرار گیرند، انتخاب شده‌اند. این می‌تواند نویدی برای مخاطبین ما در جامعه علمی و تحقیقی کشور باشد چرا که در حوزه عدالت در ادبیات در بحث نظری اثری مطرح و مشخص به صورت ترجمه‌شده وجود ندارد که بتواند نظریات نویسندگان کشور‌های دیگر را به مخاطب ایرانی معرفی کند. اگر چه باید انصاف را رعایت کرد و گفت رمان‌هایی که ترجمه می‌شوند‌گاه به مضامین عدالت پرداخته‌اند اما این را هم باید در نظر گرفت که حق مطلب ادا نشده­است. جای دارد که ستارگان درخشانی به آسمان ادب این کشور اضافه شوند تا نور آن‌ها إن شاء الله دل‌‌ها را روشن کند.

انتظار می‌رود که بعد از مطالعه این چند مقاله و هم‌چنین کتب معرفی‌شده در بخش معرفی کتاب، مخاطب بتواند به تعاریفی از عدات در حوزه ادبیات دست یابد.

در پایان ذکر چند نکته را حائز اهمیت می‌بینم.
اول این‌که مجموعه حاضر کاری بس کوچک است که در این حوزه وسیع با این موضوع جهان‌شمول انجام شده است و یا به عبارت دیگر چیزی نگفتیم الا یک از هزاران.

توصیه بنده به عنوان سردبیر گروه این است که مخاطب به مجموعۀ حاضر به عنوان یک مجموعۀ با هدف معرفی دیدگاه‌های مختلف نسبت به عدالت در حوزۀ ادبیات نگاه کند چرا که عدم وجود چنین دیدگاه‌هایی در حوزه ادبیات و علوم انسانی شاید ما را از نگاه علمی‌تر به مقوله عدالت در ادبیات دور کند. و إن شاء الله این مجموعه فتح بابی باشد برای انجام پژوهش‌های مشابه در ادبیات فارسی و صادر کردن اندیشه‌های حاکم در ادبیات فارسی نسبت به عدالت و نشر آن در جامعه علمی جهانی. چرا که ادبیات فارسی معدن پر گهر اندیشه و افکار ناب انسانی است که ریشه‌های دینی و اعتقادی آنچه قبل از اسلام و چه بعد ازآن بر غنایش افزوده است از این رو است که هر خواننده‌ای را متحیر می‌سازد و نگاه‌‌ها را به خود خیره می‌کند.

با توجه به تعدد و تکثر دیدگاه‌‌ها به موضوع همه‌شمول و مفهومی کلی همچون عدالت نمی‌توان ادعا کرد که محصول حاضر همه تعریف عدالت در ادبیات را پوشش می‌دهد اما گزافه نیست اگر بگوییم حداقل سعی بر آن بود تا تعاریف مطرح شده بخش اعظمی از آثار را پوشش دهد.

در بعضی از مقالات علاوه بر تعریف به تحلیل و نقد نیز پرداخته شده که به فهم بیشتر موضوع و بحث کمک کرده است. سعی شده است که بحث‌های مطرح‌شده از مقالات به‌روز با اطلاعاتی مفید و کارآمد استفاده شود.

کد مطلب: 1692
 


 
زارع
۱۳۹۲-۰۶-۰۲ ۱۹:۱۰:۲۲
با سلام و احترام
اتفاقی این سایت عالی را پیدا کردم و پرونده ی عدالت در ادبیات را مطالعه کردم. مطالب خیلی خوب و قابل تاملی بود، از زحمات شما صادقانه و صمیمانه سپاسگزارم. پاینده و برقرار باشید. (10)