پنجشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۴ ۱۱:۰۵
 
آیا تکنولوژی جنبه‌های فلسفی دارد؟ شکی نیست تکنولوژی به عنوان واقعیت کانونی زندگی مدرن مانند علم، زبان، سیاست، اجتماع و... دارای فلسفه است. فلسفۀ تکنولوژی آنقدر گسترده است که بخش‌هایی از دیگر شاخه‌های فلسفه را در خود جای داده است و همین امر ذهن را شگفت زده می‌کند. برای درک درست فلسفۀ تکنولوژی باید چگونه به آن نگاه کرد؟ هانس یوناس، فیلسوف آلمانی، معتقد است تمایز سنتی میان «ماده» و «صورت» راه گشاست.
تخمین زمان مطالعه : ۳ دقيقه
 
 

آیا تکنولوژی جنبه‌های فلسفی دارد؟ البته؛ همچنانکه همه چیزهای مهم در تلاش‌ها و سرنوشت بشر چنین جنبه‌هایی دارند. تکنولوژی مدرن تقریباً با هر چیزی که برای وجود انسان حیاتی باشد، مادی، ذهنی و معنوی سروکار دارد. چه جنبه‌ای از بشریت در واقع در این ماجرا درگیر نشده است؟ شیوۀ زندگی انسان و نگاهش به چیزها، تعاملش با جهان و با همنوعانش، قدرت و نحوه‌های عملش، وضعیت‌ها و تغییرات جامعه، اهداف و اشکال سیاست (که رفاه و به همان اندازه جنگ و ستیز را در بر می‌گیرد)، احساس و کیفیت زندگی و حتی سرنوشت انسان و محیط زیستش: همچنانکه اقدام تکنولوژیک از حیث اندازه و عمق بسط می‌یابد، همۀ اینها را درگیر می‌کند. این برشماریِ صرف نشان‌دهندۀ مجموعۀ شگفت‌انگیزی از مضامین بالقوه فلسفی است.

در بیانی بی‌پرده، اگر فلسفۀ علم، زبان، تاریخ و هنر وجود دارد؛ اگر فلسفۀ اجتماعی، سیاسی و اخلاقی، و فلسفۀ فکر و عمل، عقل و احساس، تصمیم و ارزش - یعنی همه وجوه فلسفه‌ای جامع دربارۀ انسان - وجود دارد، چگونه ممکن است فلسفه‌ای برای تکنولوژی - یعنی واقعیت کانونی زندگی مدرن - وجود نداشته باشد؟ و چنین فلسفه‌ای چنان گسترده خواهد بود که می‌تواند بخش‌هایی از تمامی دیگر شاخه‌های فلسفه را در خود جای دهد. این ادعا تقریباً بدیهی است، اما در عین حال، چنان گسترده است که چالشی که پیش می‌نهد، ذهن را شگفت‌زده می‌کند. لازمۀ صرفه‌جویی و اعتدال آن است که برای شروع، روشن‌ترین جنبه‌هایی را که توجه فلسفی را به خود جلب می‌کنند، انتخاب کنیم.

تمایزی قدیمی اما مفید میان «صورت» و «ماده» به ما اجازه می‌دهد تا میان دو مضمون اصلی تمایز قائل شویم: (۱) پویایی صوری تکنولوژی به عنوان امری جمعی و پیوسته که طبق «قوانین حرکت» خود پیش می‌رود و (۲) محتوای واقعی تکنولوژی بر حسب چیزهایی که برای کاربرد انسانی فراهم می‌آورد، قدرت‌هایی که به همراه دارد، اهداف بدیعی که پیش رو قرار می‌دهد یا دیکته می‌کند و شیوه‌های تغییریافته‌ای برای عمل انسانی که این اهداف از طریق آنها متحقق می‌شوند.

مضمون اول تکنولوژی را به عنوان یک جنبش کلی انتزاعی در نظر می‌گیرد، در حالی که مضمون دوم متوجه کاربردهای انضمامی تکنولوژی و تأثیرات آن بر جهان‌مان و زندگی‌هایمان است. رویکرد صوری سعی می‌کند «ویژگی‌های فرایندی» فراگیری را درک کند که تکنولوژی مدرن خود را با اتکاء به آنها - البته، از طریق عاملیت ما - به سوی امور بدیعی موفق‌تر و برتر از گذشته پیش می‌راند. رویکرد مادی به گونه‌های این امور بدیع و دسته‌بندی آنها توجه دارد و سعی می‌کند دریابد که جهانی که به این امور مزین شده، چگونه به نظر می‌رسد. مضمون فراگیر سوم جنبۀ اخلاقی تکنولوژی به عنوان باری بر دوش مسئولیت انسانی است، خصوصاً در مورد اثرات بلندمدت تکنولوژی بر شرایط جهانی انسان و محیط زیست. به این موضوع که اشتغال ذهنی اصلی من در سال‌های گذشته بوده است، تنها اشاره‌ای گذرا خواهم کرد.

متن کامل این مقاله به همراه مقالاتی دیگر دربارۀ فلسفۀ تکنولوژی به زودی در قالب کتاب از سوی نشر ترجمان علوم انسانی منتشر خواهد شد.

کد مطلب: 7254