ترجمۀ مقاله
چگونه جامعه‌شناسی علم و جامعه‌شناسی تکنولوژی می‌توانند به یکدیگر سود برسانند
چهارشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۳ ۱۶:۰۴
 
از مهم‌ترین ویژگی‌های مطالعات علم در سال‌های اخیر جداسازی علم از تکنولوژی است. ترِور پینچ و ویبه بایکر معتقدند مطالعۀ علم و مطالعۀ تکنولوژی باید به یکدیگر سود برسانند و استدلال می‌کنند برساخت‌گرایی اجتماعی که در جامعه‌شناسی علم رواج دارد و در مطالعات تکنولوژی نیز در حال شکل‌گیری است، نقطۀ آغاز کارآمدی را برای این مهم فراهم می‌آورد.
تخمین زمان مطالعه : ۳ دقيقه
 
 

چکیده
[در این مقاله،] نیاز به رویکرد برساخت‌گرایانۀ اجتماعی یکپارچه‌ای برای مطالعۀ علم و تکنولوژی شرح داده شده است. در چنین برنامه‌ای، هم واقعیات علمی و هم مصنوعات تکنولوژیک به عنوان برساخته‌هایی اجتماعی فهمیده می‌شوند. ادبیات جامعه‌شناسی علم، رابطۀ میان علم و تکنولوژی و مطالعات تکنولوژی مرور شده‌اند. برنامۀ تجربی نسبی‌گرایی در جامعه‌شناسی معرفت علمی و مطالعه‌ای متأخر دربارۀ برساخت اجتماعی مصنوعات تکنولوژیک ترکیب شده‌اند تا رویکردی جدید حاصل گردد. مفاهیم «انعطاف‌پذیری تفسیری»، «سازوکار خاتمه‌بخشی» و «گروه اجتماعی» بسط یافته و با ارجاع به مطالعه‌ای دربارۀ فیزیک خورشیدی و مطالعه‌ای دربارۀ توسعۀ دوچرخه تشریح شده‌اند. مقاله با اشاره به چند حوزه که باید در مطالعات آتی مورد کاوش قرار گیرند، پایان می‌یابد.

یکی از جالب توجه‌ترین خصوصیات رشد «مطالعات علم» در سال‌های اخیر جداسازی علم از تکنولوژی بوده است. مطالعات جامعه‌شناختی دربارۀ معرفت‌های جدید در علم و همچنین مطالعات دربارۀ نوآوری‌های تکنولوژیک فراوان‌اند، اما تاکنون تلاش‌های کمی برای به همکاری واداشتن این مطالعات انجام گرفته است. ممکن است علم و تکنولوژی ماهیتاً متفاوت باشند و اتخاذ رویکردهای متفاوت برای مطالعۀ آنها موجه باشد. با این حال، تا زمانی که تلاشی برای مواجهه با این دو حوزه از طریق تلاش تحلیلی واحدی صورت نگرفته باشد، نمی‌توانیم در این خصوص مطئمن باشیم.

ادعای مقالۀ حاضر این است که مطالعۀ علم و مطالعه تکنولوژی باید به یکدیگر سود برسانند و در واقع، می‌توانند چنین کنند. خصوصاً، استدلال خواهیم کرد که دیدگاه برساخت‌گرایی اجتماعی که در جامعه‌شناسی علم رواج دارد و در مطالعات تکنولوژی نیز در حال شکل‌گیری است، نقطۀ آغاز کارآمدی را فراهم می‌آورد. پرسش‌های سازنده‌ای را مطرح خواهیم کرد که چنین رویکرد برساخت‌گرایانۀ یکپارچه‌ای باید به نحوی تحلیلی و تجربی به آنها بپردازد. اما قصد ما صرفاً این نیست که درخواستی را برای برنامه‌ای جدید مطرح کنیم: از مثال‌های تجربی که از کارهای خودمان دربارۀ علم و تکنولوژی اخذ شده‌اند، برای نشان دادن پتانسیل برنامۀ‌مان استفاد خواهیم کرد.

مقاله به سه بخش اصلی تقسیم می‌شود. در بخش اول، جریان‌های استدلالی متنوعی را به طور خلاصه مطرح خواهیم ساخت و مجموعه‌ای از ادبیات را که به اهداف‌مان مرتبط می‌دانیم، مرور خواهیم کرد. سپس، به بحث دربارۀ دو رویکرد خاص که منظر یکپارچۀ ما از آنها نشأت گرفته است، خواهیم پرداخت: برنامۀ تجربی نسبی‌انگاری و رویکرد برساخت‌گرایی اجتماعی در مطالعۀ تکنولوژی. در بخش سوم، این دو رویکرد را کنار یکدیگر خواهیم آورد و چند مثال تجربی را مطرح خواهیم کرد. با جمع بندی یافته‌های موقتی‌مان مقاله را به پایان خواهیم رساند و به جهاتی اشاره خواهیم کرد که معتقدیم برنامۀ مورد بحث می‌تواند به نحوی کارآمد در راستای آنها پی گرفته شود.

متن کامل این مقاله به همراه مقالاتی دیگر دربارۀ فلسفۀ تکنولوژی به زودی در قالب کتاب از سوی نشر ترجمان علوم انسانی منتشر خواهد شد.

کد مطلب: 7182