فلسفۀ تکنولوژی
يکشنبه ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۴ ۱۵:۵۸
 
اگر چه در فلسفه زیر شاخه‌ای واحد به نام فلسفۀ تحلیلی تکنولوژی وجود ندارد اما فلاسفۀ تحلیلی در چهار دهۀ اخیر به مباحث تکنولوژی علاقه نشان داده‌اند. فلسفۀ تحلیلی تکنولوژی در بهترین حالت رشته‌ای نوظهور و در حال تکامل است. فلسفۀ تحلیلی برای مدت‌های طولانی از فلسفۀ تکنولوزی چشم پوشی کرده بود. شاید این چشم پوشی به دلیل عدم تامل بر ارتباط میان علم و تکنولوژی بود. به همین دلیل پرسش از ارتباط میان تکنولوژی و علم موضوع محوری و اولیۀ فلاسفۀ تحلیلی تکنولوژی بوده است. مارتن فرانسن، استاد فلسفۀ دانشگاه دِلفت هلند، «فلسفۀ تحلیلی تکنولوژی» را بررسی می‌کند.
تخمین زمان مطالعه : ۲ دقيقه
 
 

نخستین نکته‌ای که دربارۀ فلسفۀ تحلیلیِ تکنولوژی باید خاطرنشان کرد این است که در فلسفه، زیرشاخه‌ای کم‌وبیش یکپارچه و واحد با این عنوان وجود ندارد؛ زیرشاخه‌ای که همانند فلسفۀ (تحلیلی) علم، اجماعی بر سر محوری‌ترین مسائل آن وجود داشته باشد و از مجموعه‌ای از آثار و نوشته‌های کلیدی و اصیل برخوردار باشد. فلاسفۀ تحلیلی فقط در طی چهار دهۀ اخیر به‌سوی تکنولوژی گرایش یافته‌اند. بنابراین فلسفۀ تحلیلیِ تکنولوژی در بهترین حالت، رشته‌ای نوظهور به‌شمار می‌رود و هنوز راه زیادی مانده است تا متقاعد شویم که این رشته می‌تواند در آینده به رشته‌ای کامل و قابل قیاس با فلسفۀ علم بدل شود. در چنین مسائلی، حوادث و پیشامدهایی که در بسط تاریخی مفاهیم رخ می‌دهند نقش برجسته‌ای را بازی می‌کنند.

فلسفۀ تحلیلی در درجۀ اول، شیوه‌ای است برای فلسفیدن و یا نگرشی است به این مسئله که فلسفۀ بامعنا دربارۀ چیست: چه نوع پرسش‌هایی ارزش پرسیدن دارند و چه پاسخ‌هایی برای این پرسش‌ها پذیرفتنی هستند. در نتیجه، این نوع فلسفه با روشْ تعریف می‌شود نه با موضوع. با وجود این، برخی پرسش‌ها در فلسفه با جوهر فلسفۀ تحلیلی قرابت بیشتری دارند. (ویژگی‌هایی) که فلسفۀ تحلیلی را توصیف می‌کنند عبارت‌اند از: انزجار از دستگاه‌سازی و فرضیه‌بافی، بررسی جزئی‌نگرانۀ مسائل کاملاً معیّن، تاکید بر ارایۀ تعاریف روشن از مفاهیمی که برای طرح یک پرسش و پاسخ به آن استفاده می‌شوند، تاکید بر زبان، مفهوم‌سازی و صوری‌سازی، تصدیق کلی سنخیت واقعیت‌های تجربی با مسائل مورد بحث، و احترام بسیار قائل شدن برای یافته‌های علم تا اندازه‌ای که گویی علم و فلسفه با یکدیگر درآمیخته‌اند و حتی در معنایی، پیوستار و زنجیره‌ای را شکل داده‌اند.

با فرض چنین چشم‌اندازی کلی، پرسش‌هایی که بر معرفت و نظریه‌ها متمرکز بودند، به‌طور سنتی در مرکز توجه فلسفۀ تحلیلی قرار داشته‌اند و از دیدگاه فیلسوف تحلیلی، رشتۀ فلسفۀ علم، به طریق اولی، رشته‌ای شایسته برای پژوهش است، اگرچه رشته‌هایی چون متافیزیک و اخلاق هم، که نخستین فلاسفۀ تحلیلی با بدگمانی زیادی به آنها نظر می‌کردند، از دیدگاه تحلیلی مطالعه شده‌اند. مروری کلی بر برخی مسائل محوری در فلسفۀ تحلیلیِ تکنولوژی قرابت این مسائل را با جوهر فلسفۀ تحلیلی نشان خواهند داد، مسائلی نظیر ویژگی معرفتِ تکنولوژیک، مطالعۀ طرح و کنش و جایگاه مصنوعات تکنیکی.

متن کامل این مقاله به همراه مقالاتی دیگر دربارۀ فلسفۀ تکنولوژی به زودی در قالب کتاب از سوی نشر ترجمان علوم انسانی منتشر خواهد شد.

کد مطلب: 7218