تاریخ اندیشه
نگاهی به کتاب «زنجیرۀ بزرگ وجود: تاریخ یک اندیشه» نوشتۀ آرتور لاوجوی
يکشنبه ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۲ ۰۶:۰۹
 
 
«تاریخ اندیشه» عنوان نظامی از مطالعات علمی است که آرتور لاوجوی، مورخ و فیلسوف مشهور امریکایی،تأسیس کرده است. درحقیقت تاریخ اندیشه‌ها در پی کشف نیمهٔ ناپیدای کوه یخ نظام‌های اندیشگی و تشخیص واحدهای تشکیل‌دهندهٔ آن است. لاوجوی بر آن است که گونه‌گونی نظام‌های فکری و فلسفی، عمدتاً ناشی از نحوهٔ آرایش و چینش متفاوت واحدهای ثابت اندیشه، نظیر زنجیرهٔ بزرگ وجود، در طول تاریخ بوده است.
تخمین زمان مطالعه : ۵ دقيقه
 
 

هرم بزرگ هستی نمایانگر نوعی طرح وجودشناختیِ سلسله‌مراتبی است که آدمیان طی قرن‌ها همواره نظر و عمل خود را بر اساس آن سامان داده و به لوازم منطقی و روان‌شناختی آن در عرصه فرهنگ و سیاست تن در داده‌اند. تقریرهای مختلف این طرح وجودشناختی که از دههٔ سیِ میلادی تاکنون عمدتاً در محافل دانشگاهی غرب از آن با عنوان «زنجیرهٔ بزرگ وجود»۱ یاد می‌شود، طی قرن‌های متمادی معنابخش حیات معقول بسیاری از ساکنان کرهٔ زمین بوده است. اصطلاح زنجیرهٔ بزرگ وجود را نخستین‌بار فیلسوف و مورخ آلمانی تبارِ امریکایی، آرتور لاوجوی در سال ۱۹۳۶ در اثری با همین عنوان و در اشاره به چارچوب فکری حاکم در دوران باستان و قرون وسطا به کار بست.

لاوجوی فلسفه را نخست در دانشگاه کالیفرنیا و سپس در هاروارد زیر نظر ویلیام جیمز و جوسایا رویس فرا گرفت. برجسته‌ترین اقدام پژوهشیِ او تأسیس نظامی از مطالعات علمی تحت عنوان «تاریخ اندیشه‌ها»۲ است.

این شیوهٔ پژوهشی که از منظر لاوجوی ماهیتی متفاوت از تاریخ فلسفه دارد، بر اساس رویکردی میان‌رشته‌ای، اندیشهٔ فیلسوفان، متفکران و دانشمندان را به‌منظور کشف مفروضات نامصرح و واحدهای اندیشۀ۳ آنان استنطاق می‌کند. به‌عبارت‌دیگر، تاریخ اندیشه‌ها در پی کشف نیمهٔ ناپیدای کوه یخ نظام‌های اندیشگی و تشخیص واحدهای تشکیل‌دهندهٔ آن است. لاوجوی بر آن است که گونه‌گونی نظام‌های فکری و فلسفی، عمدتاً ناشی از نحوهٔ آرایش و چینش متفاوت واحدهای ثابت اندیشه، نظیر زنجیرهٔ بزرگ وجود، در طول تاریخ بوده است. بهره‌گیری از این شیوهٔ پژوهشی در مطالعهٔ زنجیرهٔ بزرگ هستی، اثر لاوجوی را به یکی از آثار ماندگار در حوزهٔ تبارشناسی اندیشه بدل کرده است. لاوجوی با تأسیس انجمن تاریخ اندیشه‌ها۴ در دانشگاه جان هاپکینز و راه‌اندازی ژورنال آو د هیستوری آو آیدیاز۵ جایگاه خود را به‌عنوان مؤسس این شاخه پژوهشی تثبیت کرد. او همچنین به‌واسطهٔ نقد نظام معرفت‌شناختی پراگماتسیتی و پژوهش‌هایش در حوزهٔ فلسفهٔ علم شهرت دارد.

بر اساس تقریرهای مختلف از زنجیرهٔ بزرگ وجود، واقعیت پردهٔ منقوش باشکوهی متشکل از سطوحی درهم‌تنیده است که ماده، جسم، ذهن، نفس۶ و روح۷ را به هم پیوند می‌دهد. در اغلبِ تقریرهای ناظر به این مفهوم، خدا یا امر قدسی و الوهی در بالاترین ردهٔ هستی قرار دارد و مادهٔ بی‌جان یا عدم در انتهای زنجیره. بر اساس این الگوی وجودشناختی، مراتب فوقانی درعین‌حال که واجد مزیت‌ها و خصایص بنیادین مراتب تحتانی‌اند، از مزیت‌های خاص و تمایزبخش خود نیز برخوردارند که مایهٔ تشخّص آن ردهٔ وجودی به شمار می‌رود. بر این اساس، روح در عین تعالی، نفس، ذهن، جسم و ماده را نیز با خود همراه دارد. واقعیت نیز، مجموعه‌ای از آشیانه‌های تودرتو یا سلسله‌مراتبی طولی خواهد بود که همه چیز در نهایت، در آغوش روحی همیشه حاضر۸ قرار دارد. از این منظر، هر سطح از واقعیت، مقتضی شاخه‌های خاصی از دانش است.

اهمیت تلقی سلسله‌مراتبی از هستی به‌حدی است که فهم زمینه‌مندِ اغلب اساطیر کهن، امروزه همچنان در گرو کشف طرح هستی‌شناسانه‌ای است که این اساطیر بر اساس آن قوام یافته‌اند. علاوه‌براین، نخستین تقریر منسجم از زنجیرهٔ بزرگ وجود که در اندیشهٔ افلاطون به‌مثابهٔ بنیان تفکر فلسفی انگاشته شده است، با جرح‌وتعدیل‌هایی خُردوکلان همچنان برای قرن‌ها سرلوحهٔ فیلسوفان پس از وی بوده است؛ به‌نحوی که تاریخ مابعدالطبیعه پیوسته مبتنی بر یکی از تقریرهای زنجیرهٔ بزرگ وجود، بسط و توسعه یافته است.

با ظهور دوران مدرن به‌ویژه پس از قرن هیجدهم، تحولات پدیدآمده در حوزه‌های فلسفه، الهیات، علم و سیاست هر یک در تضعیف تقریرهای زنجیره‌ای از وجود و درنهایت، گسستنِ دستِ‌کم بخش‌هایی از آن مؤثر افتاد. انقلاب کوپرنیکی کانت، نهضت اصلاح‌دینی، نظریهٔ تکامل داروین و کشفیات حوزهٔ ژنتیک، جمجمه‌شناسی و فسیل‌شناسی در کنار نفی نظام‌های سیاسی فئودالی و پادشاهی که با روی‌کارآمدن نظام‌های دمکراتیک ملتزم به آموزهٔ سکولاریسم همراه بود، هر کدام سهمی در انحلال زنجیرهٔ بزرگ وجود ایفا کرده‌اند. این تقریرها اگرچه در دوران جدید با چالش‌هایی جدی روبه‌رو شد، فیلسوفان دوران جدید نظیر دکارت، کانت و هگل نیز همچنان بر اساس طرحی هستی‌شناسانه، نظام فلسفی خود را پایه‌ریزی کرده‌اند.

لاوجوی در این اثر مشهور خود، تطورات گونه‌گون زنجیرهٔ بزرگ وجود را در بستر تاریخ اندیشهٔ غربی محل بحث و بررسی قرار داده است. از منظر او اصلی‌ترین مؤلفه‌های مشترک تقریرهای مختلف این زنجیره عبارت‌اند از: اصل وفور و کمال۹، اصل تداوم۱۰ و اصل تغییر تدریجی۱۱. اصل وفور و کمال حکایت از آن دارد که امکانات وجود، نامتناهی است و لاجرم فراوانی موجودات نیز باید متناسب با این منشاء پایان‌ناپذیر در نظر گرفته شود. به‌عبارت ساده‌تر، مطابق این اصل، هرآنچه می‌تواند واقع شود، سرانجام واقع خواهد شد.

بر این اساس، هر امکانی در وجود، بی‌آنکه با امتناع فیض مواجه شود، ناگزیر خلعت ظهور به تن خواهد کرد. به‌این‌ترتیب، زنجیرهٔ موجودات، متناسب با امکانات بی‌پایان وجود، بی‌وقفه در عوالم مادی و غیرمادی امتداد می‌یابد. اصل تداوم، که ملهم از اندیشه‌های ارسطو انگاشته می‌شود، امکان وجود شکاف و وقفه میان انواع مختلف موجودات را نفی می‌کند و بر وجود پیوستگی و تداوم در میان آن‌ها تأکید می‌کند. اصل تغییر تدریجی نیز که بر ارتباط و ارتقای طولی اجزای زنجیره تأکید می‌ورزد، موجودات را در نظامی سلسله‌مراتبی۱۲ رده‌بندی و ارزش‌گذاری می‌کند.

اطلاعات کتاب‌شناختی:
لاوجوی، آرتور، زنجیرهٔ بزرگ وجود؛ تاریخ یک اندیشه، انشارات دانشگاه هاروارد، ۱۹۳۶
1936. Lovejoy. Arthur O (1936). The Great Chain of Being: The History of an Idea. Cambridge, MA: Harvard University Press


پی‌نوشت‌ها:
[۱] the great chain of being
[۲] history of ideas
[۳] unit idea
[۴] History of Ideas Club
[۵] Journal of the History of Ideas
[۶] soul
[۷] spirit
[۸] ever-present
[۹] the principle of Plenitude
[۱۰] the principle of Continuity
[۱۱] the principle of Gradation
[۱۲] hierarchy

کد مطلب: 970
 


 
کاظم طیبی فرد
Sweden
۱۳۹۲-۰۵-۲۴ ۱۳:۰۱:۲۸
سلام
من این کتاب را سه سال پیش مطالعه کردم و قصد دارم ترجمه اش کنم.آقای ملکیان هم از این کتاب به نیکی یاد کردن.این کتاب توسط ماجد فخری به عربی هم ترجمه شده.
اگر اخباری درباره ترجمه این اثر دارید به من بفرمائید لطفا.
تشکر (12)
 
محمد تقی
Kuwait
۱۳۹۳-۱۱-۲۲ ۲۲:۳۰:۰۳
خدا شما را خیر دهد که مطلبی در این باره به فارسی منتشر کردید. در جستجوی گوگل تنها چیزی که بفارسی دیدم همین بود
ترجمه این کتاب لطف فرهنگی بزرگی است (231)
 
محمد تقی
Kuwait
۱۳۹۳-۱۱-۲۲ ۲۳:۲۶:۳۲
و کاش ادرس متن اصلی را هم قرار میدادید
در ضمن gradation به معنی تشکیک (وجود) است نه تغییر تدریجی
با سپاس (232)