نجمه رمضانی
نمایش خبر در روز :  
ماه :  
سال :  
نوع مطلب :  
بخش :  
لارنس رایت.
۱۳ خرداد ۱۳۹۹ ساعت ۱۵:۵۸

رمان‌نویسی که، کمی قبل از کرونا، همه‌چیز را پیشگویی کرد

اگر نویسنده‌ای، تنها کمی قبل از کرونا، رمانی دربارۀ عالم‌گیرشدن ویروسی کشنده تحویل انتشارات بدهد، بیشتر باید جزو پیشگوها حسابش کرد تا رمان‌نویس‌ها. حتی شاید همه‌چیز بوی توطئه بگیرد. اما لارنس رایت برای نوشتن آخرین رمانش نه از الهام استفاده کرده و نه از اطلاعات سری. او، وقتی می‌خواهد رمان بنویسد، مثل ...

 
سستی بشر. نقاش: سالواتور روزا.
۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۹ ساعت ۰۹:۰۵

نقاشان برجستۀ اروپایی طاعون را چطور به تصویر کشیدند؟

هفتصد سال پیش، طاعونی کشنده و فراگیر اروپا را به کام مرگ فرو برد. در قرن هفدهم نیز تنها در ناپل ۲۰۰هزار نفر جان سپردند. نقاشی‌های آن دوران اندوه صاحبانشان را زنده نگه داشته و همچنان دل را می‌خراشد: سالواتور روزا که مرگ پسربچۀ نوزادش را به تصویر کشید؛ رامبرانت که چهرۀ معصومانۀ معشوقش را نقاشی کرد؛ و ...

 
عکاس: اریک جوهانسون.
۱ ارديبهشت ۱۳۹۹ ساعت ۰۹:۰۹

«منِ عزیز»: نامه‌های یک رمان‌نویس به خودِ آینده‌اش

اگر اهل خاطره‌نوشتن باشید، حتماً می‌دانید که عمومی‌ترین احساسی که هنگام خواندن نوشته‌های گذشته به آدم دست می‌دهد این است: «خدایا! چقدر احمق بودم!» اما اگر دربارۀ خود آینده‌مان نوشته باشیم، داستان جالب‌تر هم می‌شود. خود گذشته‌مان را می‌بینیم که برای آیندۀ خیالی‌اش رؤیا می‌بافد و بعد یادمان می‌آید که ...

 
عکاس: لیلی بَنز.
۲۱ اسفند ۱۳۹۸ ساعت ۰۹:۱۰

با بی‌حوصلگی نجنگید. در آغوشش بکشید

وقتی چند ماه انتظار کشیده‌اید تا تعطیلات فرابرسد و راهی سفر شوید، کافی است اتفاقی بیفتد و، به‌خاطر آن، معطل شوید یا کلاً قید سفررفتن را بزنید. چه حسی پیدا می‌کنید؟ به این سرخوردگی دقیقاً می‌گویند «ملال». انگیزه‌ای درونتان هست، اما پاسخ درخوری به آن داده نمی‌شود. همه از این احساس فراری‌اند. صنعت سرگرمی،...

 
تصویرساز: لارس لیتارو.
۱۱ اسفند ۱۳۹۸ ساعت ۰۸:۳۶

اگر می‌خواهید شنوندۀ خوبی باشید، باید از شر افکارتان خلاص شوید

چشمانت خیره می‌شود، سرت دائماً به‌نشانۀ تأیید تکان می‌خورد، کم‌کم خوابت می‌گیرد و انگار دیگر گوش‌هایت نمی‌شوند. این یکی از تکراری‌ترین صحنه‌های هر روز ماست: یکی با ما حرف می‌زند، اما ذهن ما دوست ندارد حرفش را بشنود. بله، گوش‌دادن به صحبت دیگران یکی از سخت‌ترین کارهای دنیاست. کیت مورفی برای نوشتن کتابش ...

 
عکاس: فردیناندو شانا.
۶ بهمن ۱۳۹۸ ساعت ۰۹:۰۶

یادگیری زبانی تازه مثل شروع رابطه‌ای عاشقانه است

کلماتی که آوایشان به گوشمان خوشایند می‌آید، اما معنایشان را نمی‌دانیم. حروفی که پیچ و تابشان زیباست، اما دستمان به نوشتنش عادت ندارد. قواعدی که پایان ندارد، استثنائات آن قواعد که گیج و سردرگممان می‌کند و لهجه‌ای که هیچ‌وقت درست نمی‌شود. شناختنِ یک زبان تازه، مثلِ شناختنِ یک انسان تازه است. خیلی وقت‌ها ...

 
تصویرساز: آندرا یوسینی.
۳۰ دی ۱۳۹۸ ساعت ۰۹:۲۱

صنعت «سخن بزرگان»

هر روز صبح که گروه خانوادگی‌تان را باز می‌کنید، الگوی مشخصی از پیام‌ها می‌بینید: خاله‌تان تصویری از غروب آفتاب در دشتی سرسبز را فرستاده است که روی آن نوشته شده: «امروز مثل خورشید بتاب» یا پسرعمویتان که عکسی از یک دسته گل گذاشته و زیرش نوشته: «گاهی اوقات فقط باید لبخند بزنی و رد شوی، بگذار خیال کنند ...

 
نقاش: آیزاک اسرائلز.
۱۹ دی ۱۳۹۸ ساعت ۱۰:۲۰

نسخۀ صوتی: چرا بیشتر کتاب‌هایی را که می‌خوانیم فراموش می‌کنیم؟

بعضی‌ها هر کتاب را فقط یک‌بار می‌خوانند و بعد از گذشت مدت‌ها تقریباً بی‌هیچ کم‌وکاستی همۀ آن را به یاد می‌آورند. اما بیشتر ما این‌طور نیستیم و این موضوع خیلی ناراحتمان می‌کند و مدام خودمان را بابت روش مطالعه‌مان ملامت می‌کنیم یا حافظۀ ضعیفمان را مقصر می‌دانیم. زمانی که کتابی را خریدیم، اسم کتاب‌فروشی،...

 
نقاش: ویجِی سونار.
۴ دی ۱۳۹۸ ساعت ۱۶:۴۱

اسطوره‌سازی از مادر چه آسیبی به تک‌تک ما می‌زند؟

وقتی در نوار جست‌وجوی گوگل عبارت «مادر یعنی» را تایپ کنید، بلافاصله چنین کلمه‌هایی برای تکمیل جست‌وجویتان پدیدار می‌شود: «مادر یعنی مهر»، «مادر یعنی ازخودگذشتگی» یا «مادر یعنی عشق واقعی». این تعبیرات تصویر عمومی ما از مادر را ساخته‌اند. نگاهی اسطوره‌ای که گاهی باعث می‌شود جنبه‌های دیگر این نقش پنهان ...

 
عکس: گتی ایمیجز.
۲۸ آذر ۱۳۹۸ ساعت ۱۰:۱۲

نسخۀ صوتی: وقتی بچه‌مان می‌پرسد: به چه حقی عکس‌هایم را در اینترنت گذاشتی؟

این روزها که شبکه‌های اجتماعی مالامال از عصبانیت است، کاربرانی که دربارۀ کارهای بچه‌های کوچکشان می‌نویسند، مثل آب خنکی هستند که برای چند لحظه آراممان می‌کند. بچه‌ها بامزه‌اند و حتی مشکلات و سختی‌هایی که تجربه می‌کنند، شیرینی خودش را دارد. اما در یک چشم‌به‌هم‌زدن، بچه‌ها بزرگ می‌شوند و خودشان سراغ اینترنت ...

 
دکتر پوزی در خانه. نقاش: جان سینگر سارجنت.
۱۰ آذر ۱۳۹۸ ساعت ۰۸:۲۵

جولیان بارنز در رمان جدیدش زندگی شگفت‌انگیز یک جراح را بازآفریده است

جولیان بارنز در رمان جدیدش، زندگی شخصیتی غریب در تاریخ فرانسه را بازآفرینی کرده است. پزشکی چیره‌دست که تحولی انقلابی در جراحی زنان به وجود آورد و در بین طرفداران سینه‌چاکش به «دکتر خدا» و «دکتر عشق» مشهور بود. مردی خوش‌پوش و اهل هنر و سیاست که با گروهی از روشنفکران تراز اول فرانسوی نشست و برخاست داشت ...

 
تصویر جلد شمارۀ جولای ۱۹۵۷ مجلۀ نیویورکر. نقاش: آرتور گِتز.
۲۵ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۰۸:۳۳

پیش از عصر دیجیتال هم آدم‌های زیادی کتاب نمی‌خوانده‌اند

سال‌های زیادی از رواج رسانه‌های دیجیتال نمی‌گذرد، اما همین الآن هم خیلی‌ها نوستالژی دورانی را دارند که اینترنت و گوشی هوشمند و شبکۀ اجتماعی وجود نداشت. نوستالژی‌بازها می‌گویند در آن دوران کتاب آنقدر غریب نبود و مردم خوانندگان جدی‌تری بودند. اما مورخی که دربارۀ تاریخ خواندن پژوهش می‌کند تصویر دیگری ارائه ...

 
تصویرساز: برایان ری.
۲۳ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۱۰:۱۴

نسخۀ صوتی: دو کتاب‌باز به هم دل بستند، اما زن رازی شرم‌آور داشت

بعضی‌ها کتاب‌باز نیستند، نه کتاب می‌خرند و نه تظاهر می‌کنند اهل کتاب هستند. اما کتاب‌بازها متفاوت‌اند. کتاب‌ها در نظر آن‌ها ارزشمند است؛ ساعت‌ها بین قفسهٔ کتابفروشی‌ها پرسه می‌زنند، با ولع تمام‌نشدنی کتاب‌های جدید را می‌خرند و در شبکه‌های اجتماعی گروه‌های کتاب‌خوانی را دنبال می‌کنند و در پروفایل خود ...

 
عکس: گتی ایمیجز.
۱ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۰۸:۱۱

وقتی بچه‌مان می‌پرسد: به چه حقی عکس‌هایم را در اینترنت گذاشتی؟

این روزها که شبکه‌های اجتماعی مالامال از عصبانیت است، کاربرانی که دربارۀ کارهای بچه‌های کوچکشان می‌نویسند، مثل آب خنکی هستند که برای چند لحظه آراممان می‌کند. بچه‌ها بامزه‌اند و حتی مشکلات و سختی‌هایی که تجربه می‌کنند، شیرینی خودش را دارد. اما در یک چشم‌به‌هم‌زدن، بچه‌ها بزرگ می‌شوند و خودشان سراغ اینترنت ...

 
نقاش: آیزاک اسرائلز.
۲ شهريور ۱۳۹۸ ساعت ۰۸:۳۸

چرا بیشتر کتاب‌هایی را که می‌خوانیم فراموش می‌کنیم؟

بعضی‌ها هر کتاب را فقط یک‌بار می‌خوانند و بعد از گذشت مدت‌ها تقریباً بی‌هیچ کم‌وکاستی همۀ آن را به یاد می‌آورند. اما بیشتر ما این‌طور نیستیم و این موضوع خیلی ناراحتمان می‌کند و مدام خودمان را بابت روش مطالعه‌مان ملامت می‌کنیم یا حافظۀ ضعیفمان را مقصر می‌دانیم. زمانی که کتابی را خریدیم، اسم کتاب‌فروشی،...

 
تصویرساز: برایان ری.
۱۷ تير ۱۳۹۸ ساعت ۰۸:۰۸

دو کتاب‌باز به هم دل بستند، اما زن رازی شرم‌آور داشت

بعضی‌ها کتاب‌باز نیستند، نه کتاب می‌خرند و نه تظاهر می‌کنند اهل کتاب هستند. اما کتاب‌بازها متفاوت‌اند. کتاب‌ها در نظر آن‌ها ارزشمند است؛ ساعت‌ها بین قفسهٔ کتابفروشی‌ها پرسه می‌زنند، با ولع تمام‌نشدنی کتاب‌های جدید را می‌خرند و در شبکه‌های اجتماعی گروه‌های کتاب‌خوانی را دنبال می‌کنند و در پروفایل خود ...

 
نسخۀ صوتی: هنرِ ژاپنیِ سخت‌کوشی در خواب
۳۰ خرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۳:۱۶

نسخۀ صوتی: هنرِ ژاپنیِ سخت‌کوشی در خواب

معروف است که ژاپنی‌ها اصلاً نمی‌خوابند. خودشان هم خیلی به این مسئله اعتقاد دارند. ولی اگر چندوقتی را در ژاپن بگذرانید، مداوماً با آدم‌هایی روبه‌رو می‌شوید که در ایستگاه مترو، روی نیمکت‌های خیابان، یا توی جلسه و سر کلاس، خیلی شیک و مجلسی خوابیده‌اند. چطور فرهنگی که کم‌خوابی را ستایش می‌کند، اینقدر با ...

 
پوستری به‌سبک تبلیغات دهۀ هشتاد میلادی، با چهرۀ جاستین بیبر. تصویرساز: فولویو اوبریگون.
۲۲ خرداد ۱۳۹۸ ساعت ۰۷:۵۷

آیا جاستین بیبر هم کودک کار است؟

یک قرن پیش، تقریباً همۀ کودکان از سال‌های ابتدایی زندگی مشغول کار می‌شدند. از کارگری در مزرعه تا شیفت‌های کاری طولانی در کارخانه و معدن. حالا که به آن دوران نگاه می‌کنیم با خودمان فکر می‌کنیم این حد از قساوت و بی‌رحمی چطور رایج شده بود؟ اما یک سوال: کودکان معصومی که هر روز در تلویزیون، صنعت موسیقی، ...

 
تصویرساز: ریشاب سونی.
۵ خرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۰:۴۸

چه رازی در کامنت‌های اینستاگرام پنهان شده؟

دو سال پیش بود که اینستاگرام بخش نظردهیِ پایین پست‌ها را ارتقا داد و افراد توانستند در آنجا با هم حرف بزنند. از آن به بعد همه‌چیز در این شبکۀ تصویری زیر و رو شد. ترول‌های اینستاگرامی به دنیا آمدند، باب تازه‌ای برای گفت‌وگو یا اظهارنظرهای فخرفروشانه باز شد، و حتی عده‌ای لابه‌لای این نظرات دنبال نیمۀ ...

 
نسخۀ صوتی: غرق شدن در کتاب‌ها چه بر سر مغزتان می‌آورد؟
۹ ارديبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۱۶:۰۰

نسخۀ صوتی: غرق شدن در کتاب‌ها چه بر سر مغزتان می‌آورد؟

هرکس می‌خواهد ما را به کتاب‌خواندن ترغیب کند، معمولاً چند حرف کلیشه‌ای برای گفتن دارد: کتاب دیدت را وسیع می‌کند یا تجربۀ دیگران را در اختیارت می‌گذارد. اما واقعیت این است که این حرف‌ها فایده‌ای ندارد، مگر آنکه یک‌بار، هنگام خواندن یک کتاب، آن صاعقه به عمق جانتان بنشیند. صاعقه‌ای که باعث می‌شود با شخصیت ...