دوشنبه ۲۴ شهريور ۱۳۹۳ ۱۱:۴۶
 
آمریکا بعد از حملات یازده سپتامبر و آغاز دوران «جنگ با تروریسم» به شکنجۀ سیستماتیک دولتی دست زده است و اغلب برای توجیه اقدامات خود در این مسئله، پاسخ‌هایی «فایده‌گرایانه» داده است. گوردون همین نگاه «فایده‌گرایانه» را یکی از عمده‌ترین جریان‌های اخلاقی‌ای می‌داند که در طول تاریخ دستاویز بسیاری از دولت‌ها برای شکنجۀ مخالفانش بوده است.
تخمین زمان مطالعه : ۳ دقيقه
 
 

حمله‌های تروریستی یازده سپتامبر در سال ۲۰۰۱، بار دیگر بحث و جدل‌های گسترده‌ای را حول این سؤال گشود: «آیا هیچ وضعیتی وجود دارد که در آن شکنجه اخلاقاً مجاز باشد؟» بعد از این حمله‌ها، برخی از مردم ایالات متحده می‌گفتند در این شرایط جدید، باید پاسخ جدیدی به این سؤال داد و این پاسخ جدید، «آری» است.

اما ربکا گوردون، نویسندۀ این کتاب معتقد است حملات یازده سپتامبر، اگرچه بسیار وحشت‌ناک بوده‌اند، اما «همه چیز را تغییر نداده‌اند» که بخواهیم به خاطر آن‌ها پاسخ به چنین سؤال‌هایی را تغییر دهیم.

آمریکا بعد از حملات یازده سپتامبر و آغاز دوران «جنگ با تروریسم» به شکنجۀ سیستماتیک دولتی دست زده است و اغلب برای توجیه اقدامات خود در این مسئله، پاسخ‌هایی «فایده‌گرایانه» داده است. گوردون همین نگاه «فایده‌گرایانه» را یکی از عمده‌ترین جریان‌های اخلاقی‌ای می‌داند که در طول تاریخ دستاویز بسیاری از دولت‌ها برای شکنجۀ مخالفانش بوده است.

او با محور قرار دادن مسئلۀ شکنجه، بحث عمیقی در فلسفه اخلاق را می‌گشاید. به نظر گوردون، رویکردهای سنتی در فلسفۀ اخلاق، نمی‌توانند به درستی این مسئله را ترسیم کنند، چرا که به هر فعل اخلاقی، منفرداً و جدا افتاده از دیگر افعال اخلاقی نظر می‌کنند. در حالی که برای سنجش اخلاقی یک فعل، باید آن را در جریان تاریخیِ پیوسته‌ای که از تولد یک فرد شروع و تا مرگش ادامه می‌یابد سنجید. به عبارت دیگر، جایز بودن یا جایز نبودن یک رفتار، در روایت عمومی زندگی اوست که معنادار می‌شود.

در مقابله با فایده‌گرایی، نویسندۀ کتاب معتقد است باید در مواجهه با شکنجه، به اخلاق فضیلت‌گرایانه‌ای که السدیر مک‌اینتایر در این سال‌ها مروج آن بوده، روی بیاوریم. به این معنی گوردون خود را ادامه دهندۀ ایده‌های مک‌اینتایر در عرصه‌ای عملی می‌داند. فضیلت‌گرایی مک‌اینتایری، دیدگاهی است که در آن می‌توان معنای واقعی و تأثیر عمیق شکنجه بر شکوفایی و کرامت انسانی را فهم کرد. در کتاب، تأثیر شکنجه بر چهار فضیلت بنیادی حیات انسانی بررسی شده: شجاعت، اعتدال، عدالت و خرد (یا توانایی استدلال منطقی در مواجهه با موقعیت‌های گوناگون). او در شش فصل ادعاهای خود را به تفصیل شرح می‌دهد و در نهایت نتیجه می‌گیرد:

شکنجه به دلیل ناتوان کردن انسان‌ها در این فضایل بنیادی، مسیر زندگی فرد و بهروزی او را خدشه‌دار می‌کند و به همین دلیل نمی‌توان با توسل به «فایده‌مندی‌های» مقطعی جواز شکنجه را صادر کرد.

کتاب البته منتقدانی نیز داشته است. برای مثال استفان کرشنار، در نقد خود به کتاب گوردون معتقد است اگرچه استدلالات او تازه و بدیع‌اند، اما در بسیاری از موارد مبهم و کلی باقی مانده‌اند، اما مهم‌‌تر از آن این است که گوردون به استدلالاتی که شکنجۀ محدود را جایز می‌دانند، پاسخی درخور نداده است. یکی از این استدلالات برای مثال می‌گوید: شکنجه جایی مجاز است که نتایج آن تأثیر جدی در کاهش سطح خشونت‌های بعدی و فجایع ناگوار آینده داشته باشد. اما گوردون چنین استدلالاتی را در مسیر پرورش نظریۀ خود نادیده گرفته است.

با این حال در مجموع، کتاب ربکا گوردون، کتابی جذاب و چالش‌برانگیز برای هر کسی است که مسائل اخلاقی را در جهان معاصر جدی می‌انگارد.

اطلاعات کتاب‌شناختی:
Gordon, Rebecca. Mainstreaming Torture: Ethical Approaches in the Post-9/11 United States. Oxford University Press, 2014

کد مطلب: 6843