پنجشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۳ ۱۵:۰۸
 
جروم گروپمن دنیای پدر و مادر من و بچه‌هایشان، از نیمۀ دوم قرن بیستم، با ظهور و گسترش واکسن‌های اثربخش و آنتی‌بیوتیک‌ها به طور محسوسی بهتر شد. اما برای ایولا بیس که در سال ۲۰۱۵ می‌نویسد، واکسن اینقدر‌ها هم خوشایند نیست.
تخمین زمان مطالعه : ۴ دقيقه
 
 

ترجمانجروم گروپمن (Jerome Groopman)، محقق مسائل پزشکی، در یکی از مقاله‌هایش در نیویورک ریویو آو بوکز نوشت: «دنیای پدر و مادر من و بچه‌هایشان، از نیمۀ دوم قرن بیستم، با ظهور و گسترش واکسن‌های اثربخش و آنتی‌بیوتیک‌ها به طور محسوسی بهتر شد.» اما برای ایولا بیس (Eula Biss) که در سال ۲۰۱۵ می‌نویسد، واکسن اینقدر‌ها هم خوشایند نیست. بیس در کتاب خود به نام مصونیت نوشت: «ترسمان این است که واکسیناسیون، موجب اوتیسم شود. یا یکی دیگر از این بیماری‌های عجیبی را به بار آورد که در کشورهای پیشرفته غوغا کرده‌اند. دیابت، تنگی‌نفس و انواع و اقسام آلرژی‌ها هم هست. ما می‌ترسیم واکسنِ هپاتیت باعث تصلب شریان‌ها یا بافت‌ها بشود. واکسن سه‌گانه هم ممکن است ناگهانی باعث آلودگی ویروسی و مرگ شود. به علاوه، می‌ترسیم ترکیب کردن چند واکسن به طور همزمان، سیستم ایمنی را ضعیف کند، بگذریم که اصلاً تعداد واکسن‌ها خودش مسئله است.»

بین آن دوره‌ای که جروم گروپمن آن جمله را نوشت تا دوره‌ای که ایولا بیس کتابش را چاپ کرد، نیویورک ریویو آو بوکز چندین مقاله دربارۀ ترس از دارو‌ها، اضطراب‌های پزشکی و چیزی که می‌شود «فرهنگ شک و تردید» نامید منتشر کرده است. نیویورک ریویو آو بوکز، به مناسبت چاپ مقالۀ تازه‌ای از گروپمن دربارۀ کتاب بیس، گزیده‌ای از بهترین مقالاتش دربارۀ اضطراب‌های پزشکی را بازنشر کرده است:

دوتا از این مقاله‌ها، نوشتۀ ریچارد هورتون (Richard Horton) است؛ مولف کتاب جنگِ سلامتی: دربارۀ صفوفِ خط مقدم پزشکیِ مدرن. او در این دو مقاله، به اضطراب‌های ناشی از نهادی شدنِ پژشکی در دوران مدرن می‌پردازد:

بامدادِ علمِ مک‌دونالدی
فضیلت‌های شخصی به تخصص‌های غیرشخصی تبدیل شده است و منشِ اخلاقی آدم‌ها در حاشیۀ جایگاهِ نهادی آن‌ها قرار گرفته است. گرچه نمی‌توان گفت پیوندِ اعتماد عمومی و همبستگیِ فرد فردِ دانشمندان، کاملاً از هم نگسسته است، با این وجود، این روند، باعث شده است مجموعه‌ای از اقتدارهای نهادی سربرآوردند که یکی از منابعِ عمدۀ اضطراب‌های دنیای معاصرند.
فریبِ طاعون
این مقاله دربارۀ ایگناک سملویز است. شخصیتی پیچیده که تحقیقاتش به پاستور کمک کرد تا نظریه‌اش دربارۀ میکروب‌ها را تکمیل کند. به علاوه تلاش‌هایش باعث شد تا مامایی به علمی آبرومند تبدیل شود.
انقلابِ پیشِ روی پزشکی؟
آرنولد رلمن (Arnold Relman)، این مقاله را برای مرور کتاب واسازیِ خلاقانۀ پزشکی اثر اریک تاپول (Eric Topol) نوشته است: «تاپول می‌گوید پزشکی «شخصی‌شده» در راه است. پزشکی‌ای که در آن بیماران با فهمِ اطلاعاتِ دیجیتالی‌ای که از آزمایش‌های پزشکی درمی‌آید، می‌توانند‌‌ همان تصمیماتی که امروزه دکتر‌ها می‌گیرند، برای خودشان تجویز کنند. نوعی تعامل دانش بینِ بیمار و پزشک به وجود خواهد آمد که پزشکی را به علمی دموکراتیک‌تر از حال تبدیل می‌کند.»
وزارتِ غذا و دارو: نقشی که ممکن است خطرناک شود
صنعت داروسازی به کسب‌و‌کاری بسیار گسترده تبدیل شده است، مارسیا انجل (Marcia Angell)، در مروری که بر کتاب شهرت و قدرت نوشته است، نقش پول را در پژوهش‌های دانشگاهی و گردهم‌آوریِ متخصصان بررسی کرده است. «کمپانی‌های دارویی، البته، دلشان می‌خواهد داروهایی بی‌خطر و پراثر به بازار بدهند، اما مثلِ هر تجارتِ دیگری که بر مالکیتِ فکری و تحقیقات علمی استوار است، اولویت‌اش آن است که سهامش ارزش بیشتری پیدا کند».
کمپانی‌های دارویی و دکتر‌ها: داستانی از فساد
مارسیا انجل در این یادداشت هم بر مناسبات مالی کمپانی‌های دارویی انگشت می‌گذارد: «هیچ کس‌ نمی‌داند کلِ درآمدی که داروساز‌ها از طریق کمپانی‌های دارویی کسب می‌کنند، چقدر است، اما من با تخمینی که از گزارش‌های ده کمپانی بزرگ داروسازی در آمریکا می‌زنم، فکر می‌کنم این مبلغ هر سال از ده‌ها میلیارد دلار تجاوز می‌کند.»
سیاستِ دانش
ریچارد لوونتین (Richard C. Lewontin) نیز از دیگر نویسندگان نیویورک ریویو آو بوکز است که دیدگاهی انتقادی به دانشِ عینی و دستاوردهای مطلق دانش مدرن دارد. دو نوشتۀ آخر این لیست، از مرورهای او انتخاب شده است. لوونتین، بر زمینه‌های سیاسیِ پیشرفت‌های علمی تأکید می‌کند و نقشِ جنجالی علم میان افکار مردم را بررسی می‌کند. چطور ممکن است دولتی دموکراتیک باشد، در حالی که تودۀ مردم محتاجِ دانش تخصصی‌ای هستند که فقط و فقط در دست عدۀ بسیار معدودی از نخبگان قرار دارد؟ نخبگانی که منافع خود را طوری مدیریت می‌کنند که فقط بخشِ بسیار کوچکی از جامعه بتواند از آن مزایا استفاده کند؟
میلیون‌ها میلیون شیطان
«ظاهراً دانشمندان نمی‌بینند که تکرارِ مداوم وعده‌هایشان برای پیشرفت‌هایی که از راه خواهد رسید، بدون اینکه هیچ اثر و نشانه‌ای از تحقق این وعده‌ها باشد، فقط باعث می‌شود شکاکیت به روش‌های علمی، روز به روز بیشتر شود.»

کد مطلب: 7596