دیواری دربرابر نئولیبرالیسم

ویلیام دیویس؛ گزیده‌ای از مطالب پراکنده

یادداشت‌هایی از اقتصاددان سیاسیِ این روزهای بریتانیا

17 بهمن 1399 ساعت 8:05

مولف : ترجمان علوم انسانی

اگر بخواهیم ردپای اقتصاد را در سیاست و جامعه و هویت خودمان پیگیری کنیم، آثار ویلیام دیویس برای ما راهگشا خواهند بود. او در دانشگاه گلداسمیت اقتصاد سیاسی تدریس می‌کند و نوشته‌هایش به‌طور منظم در نشریات مختلف منتشر می‌شوند. صنعت شادی یکی از کتاب‌های پرفروش دیویس است. آنچه در این پرونده می‌خوانید گزیده‌ای از نوشته‌های او در این سال‌هاست.



برای مطالعۀ هر یک از مطالب پرونده، بر روی تیتر آن‌ها کلیک کنید.


نئولیبرالیسم چه فرقی با لیبرالیسم می‌کند؟
میان لیبرالیسم سیاسی، لیبرالیسم اقتصادی، و نئولیبرالیسم تمایزات اساسی وجود دارد

لیبرالیسم سیاسی، لیبرالیسم اقتصادی، و نئولیبرالیسم تفاوت‌هایی اساسی با هم دارند. هر کدام از این فلسفه‌ها خاستگاه تاریخی و فکری خاص خود را دارند، و هر سه در کنار یکدیگر تا به امروز به حیات خود ادامه داده، و گاهی مکمل یکدیگر و گاهی مقابل یکدیگر عمل کرده‌اند. اما مشخص‌کردن بعضی تمایزات هم ممکن است و هم مفید، تا به این ترتیب بتوان درکی روشن‌تر از شیوۀ تقابل لیبرالیسم و نئولیبرالیسم حاصل کرد.


اثبات غیرعقلانی بودن آدم‌ها به نفع چه کسانی تمام می‌شود؟
اگر رفتار اقتصادی انسان‌ها دیگر عقلانی نیست، پس عقلانیت کجاست؟


اساس محاسبات اقتصادی، این است که انسان‌ها رفتاری عقلانی دارند. اما در سال‌های اخیر پژوهش‌های جدید اقتصادانان رفتاری، نشان داد سازوکار تصمیم‌گیری انسانی بسیار پیچیده‌تر از تصورات پیشین ماست. حالا به لطف کلان‌داده‌ها، کسی تردید ندارد که هنگام خرید و مصرف، احساسات مهم‌تر از عقل است. سؤال ویلیام دیویس، جامعه‌شناس بریتانیایی از همین جا آغاز می‌شود: اگر رفتار اقتصادی انسان‌ها دیگر عقلانی نیست، پس عقلانیت کجاست؟


وقت خداحافظی با مدرک‌های دانشگاهی است
دیوید گودهارت در کتاب تازه‌اش توضیح می‌دهد که دانشگاه‌ها چگونه بحران‌ساز شدند

این روزها، نمی‌توانی فرم استخدام پر کنی، مگر اینکه مدرکی دانشگاهی داشته باشی. اما اگر قرار باشد همۀ کارهای جامعه مدرک دانشگاهی لازم داشته باشند، آن‌وقت است که بحران شروع می‌شود، همان بحرانی که دیوید گودهارت آن را سرمنشأ نابرابری‌های بی‌شمارِ جامعه می‌داند. گودهارت، مؤسس مجلۀ پراسپکت، در کتاب جدید خود، از بلایی سخن می‌گوید که دانشگاه‌زدگی بر سر اقتصاد کشورش درآورده. اگر مسیر قدرت و ثروت و موفقیت از قبولی در امتحانات دانشگاه عبور کند، چگونه کارهای ضروری کم‌ارج می‌شوند و روی زمین می‌مانند؟


توماس پیکتی برگشته است، خطرناک‌تر از همیشه
نابرابری توجیه‌ناپذیر است، برای همین همواره بر ایدئولوژی متکی بوده است

کم نیستند نویسندگانی که با انتشار کتابی جنجالی برای مدتی در صدر گفت‌وگوها جای می‌گیرند، اما همان‌طور که به سرعت مشهور شده‌اند، به سرعت هم فراموش می‌شوند. از قرار معلوم، توماس پیکتی، از آن دسته نخواهد بود. او که هفت سال پیش با انتشار «سرمایه در قرن بیست‌و‌یکم» ناگهان انفجاری در بحث‌های اقتصادی به وجود آورد، حالا با کتابی هزار صفحه‌ای بازگشته است تا بار دیگر مهارتش را در آمار، فهم جزئیات و نگرش‌های اقتصادی حیرت‌انگیز اثبات کند.


هیجان‌ها و خطرهای یک سیاست جدید چپ
حال که نئولیبرالیسم در بحران است، وقت آن است که بر اهمیت تعلق و همکاری تأکید کنیم

سال‌ها پیش گروهی از اقتصادانان قصه‌ای آرمان‌شهرگرایانه را پروراندند که با ناباوری، برای دهه‌ها به راهنمای اصلی حکمرانی در جهان تبدیل شد. اما این قصه که نامش را «نئولیبرالیسم» گذاشته‌اند، امروز بیش از همیشه به بحران افتاده است و نامحتمل نیست که به زودی قصۀ دیگری جای آن را بگیرد، پس بهتر است این بار آن ارزش‌هایی که برای سال‌ها فراموش کرده بودیم، دوباره به میدان آوریم. چیزهایی چون تعلق، همکاری و مراقبت.


چگونه علم آمار اقتدار خود را از کف داد؟
آمار، که همیشه یکی از اجزای اصلی مناقشات سیاسی بوده است، دیگر برای مردم جذابیت و معنا ندارد

برای سال‌های طولانی، آمارْ اسلحۀ اصلیِ جنگ‌های سیاسی بوده است. در بزنگاه هر انتخابات، طرفین رقیب، با کمال جدیت، به تدوین، استخراج و تفسیر آمارها مشغول بوده‌اند. اما گویا این روزها از تیزی این تیغ کاسته شده است. مردم از سیاست‌مدارانی که مدام از بالاوپایین‌شدن چند شاخص بی‌معنی حرف می‌زنند خسته شده‌اند. آخر از کجا معلوم که این آمارها راست باشد و دست‌کاری نشده باشد؟ چرا چنین اتفاقی افتاده است و جایگزین آمار چیست؟


دنیای ما را احساسات ساخته است، نه عقلانیت
مروری بر تازه‌ترین کتاب ویلیام دیویس، «حالت‌های عصبی: احساسات چگونه بر دنیای ما مسلط شد»

در انتخابات، کسی رأی می‌آورد که احساسات بیشتری را تحریک کند یا کسی که آمارها و برنامه‌هایی منطقی‌تر ارائه می‌کند؟ ویلیام دیویس، در کتاب جدیدش، می‌گوید دستگاه عصبی درد و استرس و ترس تولید می‌کند و آنچه تصمیم‌های سیاسی و اجتماعی ما را تعیین می‌کند نه عقل، که همین دستگاه عصبی است. این احساسات، گرچه گاهی مردم را از یکدیگر فراری می‎دهد، اما در بسیاری از اوقات هم ما را به دورِ همدیگر جمع می‌کند. در این وضعیت، چه کاری از دست عقل و خردِ برمی‌آید؟


پرونده کتاب: صنعت شادی
بررسی کتاب «صنعت شادی: دولت و تجارت‌های بزرگ چگونه به ما بهروزی فروختند» نوشتۀ ویلیام دیویس

صنعت شادی، کتاب اخیر ویلیام دیویس، جامعه‌شناس و استاد اقتصادسیاسی دانشگاه لندن است که توجهات بسیاری را به خود جلب کرده است. دیویس در پی این است که دولت و تجارت‌های بزرگ چگونه به ما بهروزی فروختند؟ او می‌گوید کارفرما‌ها بیشتر از هر وقت دیگری در تاریخ، دغدغۀ شادی کارمندانشان را دارند و این طبیعی نیست.


کد مطلب: 10092

آدرس مطلب: https://tarjomaan.com/report/10092/

ترجمان
  https://tarjomaan.com