بحران شرایط غیرعادی
مجموعه یادداشت‌هایی دربارۀ کووید ۱۹
جمعه ۷ آذر ۱۳۹۹ ۰۷:۵۱
 
فاجعه تا وقتی رخ نداده باورنکردنی است. هنوز هم بسیاری باورشان نمی‌شود. تصور کنید، یک سال پیش، کسی به ما می‌گفت: سال آینده، خیلی‌ها کارشان را از دست می‌دهند، تنهایی و افسردگی فراگیر می‌شود، بحران‌های مالی کشورها را درمی‌نوردد و آموزش و پرورش به‌کلی تعطیل می‌شود. هر کسی هم باید حداقل تا دو متر فاصله‌اش را با دیگری حفظ کند: تصویری آخرالزمانی و فاجعه‌آمیز. و اکنون این ماییم و بحرانی که باید باورش کنیم و برای عبور از آن چاره‌ای بیندیشیم.
تخمین زمان مطالعه : ۸ دقيقه
 
عکس: بندتو کریستوفانی.
 

♦ برای مطالعۀ هر یک از مطالب پرونده، بر روی تیتر آن‌ها کلیک کنید.


 این روزها کمتر از هر زمان دیگری تنهاییم
تنهایی چطور می‌تواند ما را در این روزهای سخت سر پا نگه دارد؟

چند وقتی است که حسابی از یکدیگر جدا افتاده‌ایم و در تلۀ دیوارها محصور شده‌ایم. هرقدر هم بگویند که فاصله‌گذاری اجتماعی حیاتی است، باز از سختی آن کم نمی‌کند. بااین‌حال، چیزهای زیادی در دسترس است که می‌تواند ما را در این روزهای سخت سر پا نگه دارد و، برخلاف تصور، «تنهایی» یکی از آن‌هاست. تنهایی فقط وضعیتی نامطلوب که باید سرکوب شود یا از بین برود نیست. تنهایی جنبه‌ای شگفت‌انگیز و اعجاب‌آور نیز دارد.


 هرگز نباید به «شرایط عادی» برگردیم
باید ترس دسته‌جمعی را یاد بگیریم، و باید به توافق برسیم که از چه ترسیده‌ایم

هر روز خبری می‌رسد که تا همین چندی پیش محال به نظر می‌آمد؛ چیزهایی که ممکن بود ظرف چند سال اتفاق بیافتد، نه چند روز. شتاب تحولات، کشورها را با مشکلات بسیاری روبه‌رو کرده است و دولت‌ها مایل‌اند هرچه زودتر اوضاع را به «شرایط عادی» برگردانند. اما شاید موضوع فقط این نیست که باید این هفته به شرایط عادی بگردیم یا چند هفتۀ دیگر، مساله این است که «هرگز نباید به شرایط عادی برگردیم» چون پیش از این هم اوضاع جهان چندان عادی نبوده.


چگونه ماسک خواستنی‌ترین کالای جهان شد؟
بازار ماسک هم مثل بقیۀ بازارها است: «در ارزان‌ترین جا بخر و در گران‌ترین جا بفروش»

آنچه «ماسک صورت» عیان می‌کند بیش از آنی است که پنهان می‌سازد. در چهارماه گذشته، جنجال بزرگی بر سر ماسک راه افتاده است: کشورها در آسمان و دریا ماسک‌های همدیگر را می‌دزدند؛ کارتل‌های موادمخدر ماسک قاچاق می‌کنند؛ برندهایی مثل گوچی از آن پول درمی‌آورند؛ و کادر درمانی، در بعضی کشورها، هنوز کمبود ماسک دارند. حالا که نه خبری از داروست و نه واکسن، گویا ماسک تنها سپر ما دربرابر بیماری است. اما تقلای جهانی برای این کالای حیاتی، چه واقعیت‌هایی را دربارۀ سیاست‌ورزی بین‌المللی آشکار می‌کند؟


چطور چیزی همه‌گیر می‌شود؟
الگوی مشابهی برای سرایت وجود دارد: از بیماری‌های ویروسی، تا شایعات و جک‌ها

به لطف شبکه‌های اجتماعی، بیشتر ما تجربه‌های دستِ اولی داریم از اینکه چطور ناگهان چیزی فراگیر می‌شود. یک توییت، یک کلیپ، یا موضوعی جدید در عرض چند ساعت کلِ فضا را پر می‌کند و همه دربارۀ آن حرف می‌زنند. حالا که چندماه از همه‌گیری کرونا گذشته است، منطقِ سرایت در بیماری‌ها نیز موضوع بحث‌های همگانی شده است. کتابی جدید می‌خواهد توضیح بدهد که چطور این موج‌های فراگیری در جوامع انسانی ظاهر و سپس ناپدید می‌شوند.


بنگاه املاک آخرالزمان: سفر به پناهگاه ثروتمندانی که می‌خواهند هر طور شده زنده بمانند
نقطه‌ای در زمان، آن‌وقتی که فقط آمادگان بقا می‌یابند

به پایان دنیا فکر کرده‌اید؟ اینکه سیاره‌ای به زمین بخورد، یا جنگی هسته‌ای همه‌چیز را نابود کند، یا نه، بیماری‌ای خطرناک‌تر از کرونا جهان را دچار قحطی کند. آدم‌های معمولی برنامه‌ای برای زنده‌ماندن بعد از این اتفاقات ندارند، اما ثروتمندان و «بنگاه‌های املاک آخرالزمان» حساب همه‌چیز را کرده‌اند. آن‌ها، همین حالا، مشغول ساختن پناهگاه‌هایی لوکس‌اند که می‌شود در بحبوحۀ بحران‌ها در آن‌ها سنگر گرفت و دربرابر وحشیگری گرسنگان یا انفجار بمب‌ها زنده ماند. این پناهگاه‌های زیرزمینی لوکس چطور جاهایی هستند؟ یک خبرنگار اخیراً به یکی از این پناهگاه‌ها در داکوتای جنوبی سر زده است.


آیا همه‌گیری عقاید دینی ما را تغییر خواهد داد؟
هزاران سال است که واگیرهای عفونی بر ادیان تأثیر گذاشته‌اند؛ کووید-۱۹ نیز استثنا نخواهد بود

ما انسان‌ها عادت کرده‌ایم تاریخ جهان را با محوریت خودمان بخوانیم. «خوب» چیزی است که برای ما خوب باشد و «بد»، چیزی که ضرری به ما برساند. بر همین اساس درخت‌ها خوبند و ویروس‌ها بد. هنگامی که حادثه‌ای طبیعی مثل زلزله اتفاق می‌افتد یا بیماری‌ای همه‌گیر مثل کرونا بر ما هجوم می‌آورد، ناگهان این تصویر درهم می‌ریزد و از خودمان می‌پرسیم: جای ما در جهان کجاست و نسبتمان با دیگر موجودات چیست؟ پاسخ‌دادن به این دست سوالات غالباً به بازاندیشی در عقایدمان منجر می‌شود.


آنچه این بیماری از بچه‌هایمان دزدید
درس‌ها را می‌شود به صورت مجازی هم آموخت، اما مدرسه فقط جایی برای آموزش نیست

وقتی اولین‌بار خبر تعطیلی مدارس در زمستان سال گذشته اعلام شد، اکثر بچه‌ها خوشحال بودند. اما نمی‌دانستند این «تعطیلی» با هر چیزی که پیش از این به‌عنوان تعطیلی برایش شادی کرده‌ بودند، فرق دارد. حالا بعد از ماه‌ها خانه‌نشینی، پاندمی دیگر برای آن‌ها یک اتفاق نیست، بلکه بخش ماندگاری از تجربۀ زندگی‌شان است. چیزی است که آن‌ها را از لذت‌ها و فرصت‌های مهم کودکی‌شان محروم کرده؛ دوستانشان، بازی‌هایشان، جنب‌و‌جوش و سرزندگی‌شان را گرفته؛ و غم‌انگیز اینکه معلوم نیست تا کی قرار است ادامه داشته باشد.


• «احساس می‌کنم دارم توی زمین فرو می‌روم»: مادران تنها در دوران کرونا
آن‌هایی که پیش از پاندمی با مشقت خودشان را سر پا نگه‌داشته بودند، حالا به‌یک‌باره نابود شده‌اند

بحران‌های بیکاری معمولاً چهره‌ای مردانه داشته‌اند. از دوران رکود بزرگ تا بحران مالی ۲۰۰۸ اغلب کسانی که بیکار می‌شدند، مردان بودند. اما بیکاری‌های برآمده از پاندمی جدید، بیشتر از همیشه گریبان‌گیر زنان شده است و در این میان، مادران تنها، بزرگ‌ترین آسیب‌ها را خورده‌اند. بدون مهدکودکی که بچه‌ها را برای چند ساعتی نگه دارد و بدون همسری که در خرید و کارهای خانه کمک کند، ادامه‌دادن هر نوع شغلی، برای این مادران، تقریباً ناممکن شده است.


چرا همه‌چیز ممکن است تعطیل شود، به جز امتحان‌؟
امتحان‌ها بدترین راه برای ارزیابی عملکرد دانش‌آموزان است، اما بهترین راهی است که فعلاً می‌شناسیم

اگر امتحان‌گرفتن از کل نظام آموزشی حذف شود چه اتفاقی می‌افتد؟ به اضطراب و استیصال شب‌های امتحان فکر کنید، به سؤال‌هایی که جوابشان را بلد بوده‌اید، اما وقت تمام شده، به احساس سرخوردگی‌تان بعد از اینکه می‌بینید نمره‌تان آن چیزی نشده که انتظار داشتید. امتحان معایب بسیاری دارد، فقط بچه‌درس‌خوان‌هایی طرفدار امتحانند که در زندگی‌شان جز نمره‌های بالا چیز دیگری ندارند که به آن افتخار کنند. با وجود این، یک چیز را نمی‌توان انکار کرد: امتحان عادلانه است. شاید رمز پایداری آن همین باشد.


روانکاوی از پشت مانیتور: اسکایپ و زوم چه خدمتی به روان‌شناسی کردند؟
تماس‌های تصویری می‌توانند چیزهای بیشتری دربارۀ ناخودآگاه افراد آشکار کند

فروید شیوۀ خاصی برای روانکاوی داشت: اتاقش را از وسایل اضافی خالی می‌کرد، ساده‌ترین لباس‌ها را می‌پوشید و صندلی راحتی می‌گذاشت، تا بیمار ناخودآگاهش را بدون مزاحمت بیرون بریزد. اما اگر الآن به روان‌شناس‌ها زنگ بزنید، بیشتر آن‌ها فقط می‌پذیرند آنلاین با شما ملاقات کنند. ولی چقدر از ناخودآگاه ما می‌تواند با اسکایپ و و واتس‌اپ برای آن‌ها آشکار شود؟ دکتر استیون بلومنتال می‌گوید حواس‌پرتی‌های آنلاین و دیدن فضایی که بیمار در آن مکالمه می‌کند، می‌تواند سرنخ‌های بیشتری دست روانکاوها بدهد.


 آیا کسی دلش برای برگشتن به دفتر کارش تنگ می‌شود؟
با گسترش کرونا دفاترِ کار در سرتاسر جهان خالی مانده‌اند، کاترین نیکسی می‌پرسد اصلاً فایده‌شان چه بود؟

برای بعضی‌ها محیط‌های کاری تنفربرانگیزاند. بالاخره همکار ناسازگاری پیدا می‌شود که با حرف‌هایش عصبی و ناراحتتان کند، و همیشه چیزهایی هست که حواستان را پرت کند. شوخی‌های بی‌مزه، بوی بدن آدم‌ها، نور نامناسب، سرما و گرما و یک عالمه چیز دیگر. حالا یکی دو ماه است که خیلی‌ها از دست این محیط‌های آزاردهنده خلاص شده‌اند و پشت میزهای آشپزخانه کار می‌کنند. با پیژامه، وسط شلوغ‌کاری‌های بچه‌ها و صدای تلویزیون. اگر کارکردن در خانه هم آسان نیست، پس چطور باید این مشکل را حل کنیم؟


 ارونداتی روی: پاندمی دروازه‌ای است که دو دنیا را از هم جدا می‌کند
نویسندۀ «خدای چیزهای کوچک»، از ویروس کوچکی نوشته است که در جایگاه خدایی نشسته

پاندمی کرونا موتور جهان را خاموش کرده است. حالا ما انسان‌ها، مسافران این قطار سریع‌السیرِ سرمایه و سلطه و استثمار، در جاده مانده‌ایم، بدون اینکه کسی بداند آینده چگونه خواهد بود. می‌دانیم که این بحران ثروتمندترین و پیشرفته‌ترین اقتصادهای دنیا را به زانو درآورده است، اما در بقیۀ دنیا چه خبر است؟ در کشورهای فقرزده‌ای که مردم در روزهای معمولی هم به خاطر سوءتغذیه و نداشتن آب آشامیدنی جانشان را از دست می‌داده‌اند، با قرنطینه و بیماری چه خواهند کرد؟


 عدم‌قطعیت تنها چیز قطعی در «سیستم‌های پیچیده» است
اگر جامعۀ بشری را به عنوانی سیستمی پیچیده نگاه کنیم؛ آیندۀ بهتری برای همه‌‌‌ی‌مان گشوده خواهد شد

جوامع انسانی وقتی با بحران‌های بی‌سابقه روبه‌رو می‌شوند، چه می‌کنند؟ همه‌گیری کووید-۱۹ را در نظر بگیرید: دولت‌ها ابتدا دست به قرنطینۀ سراسری زدند. اما این تصمیم زنجیرۀ هراسناکی از آسیب‌های اقتصادی، اجتماعی و روانی به وجود آورد، پس مجبور شدند با سیاست‌های ثانویه‌ای مثل بسته‌های حمایتی از فروپاشی اقتصاد جلوگیری کنند. این کار به‌خودی خود موانع تازه‌ای پیش پای دولت‌ها گذاشت و این سلسله همین‌طور ادامه دارد. نظریۀ «پیچیدگی» می‌گوید برای بیرون آمدن از این چرخۀ معیوب باید نگاه‌مان به سیستم‌های اجتماعی را تغییر دهیم.

کد مطلب: 9961