نوشتار

از پذیرش فیلسوف معذوریم!

پنجمین قسمت از مجموعه مباحث فلسفۀ آزمایشگاهی، فلسفۀ کلاسیک و آینده

از پذیرش فیلسوف معذوریم! فلسفه تنها رشتۀ علوم انسانی است که به دانشجویان می‌آموزد انتقادی و تحلیلی بیندیشند

مدت‌هاست که فلسفه مسئول تفکر انتزاعی است و این کار را با لمیدن در پشت میز انجام داده است. آیا روش‌های آزمایشگاهی موسوم به فلسفه آزمایشگاهی می‌تواند بسترهای جدیدی برای مسائل قدیمی ارایه دهند؟ در پنجمین قسمت از مجموعه مباحث «فلسفۀ آزمایشگاهی، فلسفۀ کلاسیک و آینده»، برایان لایتر پاسخ می‌دهد.

نیویورک‌تایمز — فلسفه از گذشته تاکنون به ماهیت ذهن و عاملیت انسانی، منابع انگیزه، مشارکت‌های نسبی عقل و احساس در رفتار بشر و توانایی افراد در اعمال کنترل آگاهانه بر زندگی‌شان می‌پرداخته است.

در اواخر قرن ۱۹ ام هنگامی که انقلاب علمی عصر مدرن به علوم مرتبط با انسان رسید، مجموعۀ جدیدی از ابزارها فراهم شد که مایۀ دقت در دعاوی مربوط به این موضوعات همیشگی فلسفه در خصوص ذهن و عمل شدند. این تصور که کار فلسفی بر روی این موضوعات می‌تواند مستقل از آنچه اینک علوم شناختی خوانده می‌شود، پیش برود، تصوری بدعاقبت است. برخی فلاسفه مرتجع هنوز این تصور را دارند. به همین ترتیب علوم شناختی نیز به فلسفه نیاز دارد تا بتواند یافته‌هایش را روشن سازد و مفاهیمش سامان دهد.

اما محوریت علوم شناختی نسبت به فلسفه در رابطه با مسئلهٔ جایگاه کنونی فلسفه در دانشگاه اهمیّت دارد. فلسفه حداقل در سی سال گذشته بین‌رشته‌ای‌ترین حوزه در میان رشته‌های علوم انسانی بوده است که همواره با روان‌شناسی، زیست‌شناسی، فیزیک، زبان‌شناسی، حقوق، ریاضی و طب در تعامل بوده است؛ البته این‌ها فقط تعداد اندکی از رشته‌هایی هستند که فلاسفه در زمرۀ فعالان و مشارکت کنندگان در آن‌ها بوده‌اند.

به رغم این واقعیت، فلسفه مانند سایر رشته‌های علوم انسانی در بسیاری از مؤسسات آموزش عالی مورد حمله قرار می‌گیرد. این حمله، دلایل دیگری دارد. بحران کنونی سرمایه‌داری منجر به افزایش نگرانی پیرامون ارزش اقتصادی کوتاه مدت در همه رشته‌های تحصیلی شده است. این فشار در مدارسی که به درآمدهای خصوصی وابسته‌اند، بیش از همه احساس می‌شود. در حالی که دانشگاه‌های به اصطلاح نخبه هم چنان تعهد خود به فلسفه و سایر رشته‌های علوم انسانی را حفظ کرده و در مواردی افزایش داده‌اند، سایر دانشگاه‌ها کوته‌نظرتر بوده‌اند. من گمان می‌کنم در این دانشگاه‌ها فلسفۀ متأثر از علوم شناختی، بخت بهتری دارد برای گریز از حملۀ مدیرانی که در پی راه خلاص‌اند.

آنچه می‌تواند به فلسفه کمک کند این نکتۀ عموماً تأیید شده است که فلسفه تنها رشتۀ علوم انسانی است که واقعاً به دانشجویان می‌آموزد انتقادی و تحلیلی بیندیشند. از این رو است که دانشجویان فلسفه در آزمون‌های حرفه‌ای مدارسی نظیر LSAT بهترین آزمون‌دهندگان هستند. هوشمندی همان قدر که برای وکالت، پزشکی و حل مسئله در تمامی رشته‌ها اهمیّت دارد، برای زندگی خوب هم لازم است. حتی در قرن بیست و یکم.

من پس از بیست سال تدریس حقوق می‌توانم تأیید کنم که هیچ کس از دانش‌آموختگان جدی فلسفه، باهوش‌تر نیست. هر دانشگاهی که فلسفه را حذف کند باید تابلویی بر درش نصب کند و بنویسد «از ثبت نام بچه‌های باهوش‌تر معذوریم. به محل دیگری مراجعه کنید.»


برایان لِیتر استاد حقوق و مسئول مرکز حقوق، فلسفه و ارزش‌های انسانی در دانشگاه شیکاگو است. او هم چنین وبلاگی دربارهٔ فلسفهٔ آکادمیک دارد.

مرتبط

فيلسوفی به مرگ می‌خندد و مردم گوش می‌دهند

فيلسوفی به مرگ می‌خندد و مردم گوش می‌دهند

آیا ممکن است هایدگر، آن فیلسوف نازی، به دست سایمون کریچلی دلپذیر شود؟

چطور يک ميلياردر بی‌خانمان به فيلسوف‏‌شاه تبديل شد

چطور يک ميلياردر بی‌خانمان به فيلسوف‏‌شاه تبديل شد

پول بر همه‌‏چیز عالم حکومت می‏‌کند حتی ایده‌‏ها

چطور بدبين باشيم و اميدوار؟

چطور بدبين باشيم و اميدوار؟

می‌بایست شعلۀ بدبینی را فروزان نگاه داریم: در این زمانۀ پررنج این یک فضیلت است

خبرنامه را از دست ندهید

نظرات

برای درج نظر ابتدا وارد شوید و یا ثبت نام کنید

دوراندیشی

استیون جانسون

ترجمه نجمه رمضانی

مدرسۀ خلاق

کن رابینسون, لو آرونیکا

ترجمه شمس‌الدین میرابوطالبی

مسافر، بُرج، کِرم

آلبرتو منگوئل

ترجمه عرفان قادری