سومین قسمت از مجموعه مباحث فلسفۀ آزمایشگاهی، فلسفۀ کلاسیک و آینده
مدتهاست که فلسفه مسئول تفکر انتزاعی است و این کار را با لمیدن در پشت میز انجام داده است. آیا روشهای آزمایشگاهی موسوم به فلسفه آزمایشگاهی میتواند بسترهای جدیدی برای مسائل قدیمی ارایه دهند؟ در سومین قسمت از مجموعه مباحث «فلسفۀ آزمایشگاهی، فلسفۀ کلاسیک و آینده»، کوام آنتونی آپیا، پاسخ میدهد.
3 دقیقه
نیویورکتایمز — هماکنون اخلاق، فلسفهٔ ذهن و فلسفهٔ زبان به وضوح از رابطهٔ تنگاتنگ با علوم کامپیوتری، روانشناسی، زبانشناسی و عصبشناسی منتفع میشوند. امروزه (درست مثل گذشته) برخی فلاسفه از شرکت در آزمایشها و ارتباط واقعی با نظریههای علمی معاصر بهره میجویند.
آیا این، امر جدیدی است؟ نه! ارسطو بر روی اختاپوس و سایر نرمتنان مطالعه میکرد. دکارت در کتاب «انفعالات نفسانی»۱ (۱۶۴۹) توضیح میدهد که چگونه «حرکات ماهیچهها و همهٔ احساساتِ مشابه به اعصابی وابستهاند که شبیه طنابها یا لولههایی هستند که از مغز نشأت میگیرند…» ویلیام جیمز در ۱۸۸۱ از گروه فیزیولوژی دانشگاه هاروارد به گروه فلسفهٔ آن مهاجرت کرد.
فلسفه همواره در گفتگو با سایر گفتمانها، خواه دروندانشگاهی و خواه بروندانشگاهی، به بهترین وجه عمل کرده است. دربارهٔ تعاملات فلسفه با علوم روانشناختی از من سؤال کردهاید، ولی همین بحث در رابطه با گفتگوی فلسفه با فیزیک، مردمشناسی، ادبیات و مطالعات ادبی نیز مطرح است. درست است که برخی مباحث صرفاً مورد علاقه قشر خاصی از فلاسفه هستند؛ ولی این همه مساله نیست.
این تصور که فلسفه یک روش مشخص یا ویژه دارد- تأمل پدیدارشناختی، تحلیل مفهومی یا هر آنچه که تصور کنید- مطالب بسیاری را حذف میکند که امروزه، درست مثل گذشته برای اساتید و دانشجویان فلسفه، بسیار مفید هستند. به گمانم این مطالب در آینده هم مفید خواهند بود.
نکتهٔ مهم دربارۀ «دانشگاه پژوهشمحور» این است که چیزهایی وجود دارد که باید با دنبال کردن مطالعات رشتههای مختلفمان دوشادوش یکدیگر، آن را به دست آوریم. در غیر این صورت همگی میتوانیم پیِ کار خود برویم و جداگانه در مؤسسات تحقیقاتی رشتههایمان کار کنیم. دانشگاههای پژوهشمحوری که برنامههای فلسفهشان را تعطیل میکنند، یکی از عناصر کلیدی برقراری ارتباط میان رشتهها را از دست میدهند و به این ترتیب قادر نیستند به ادعایشان عمل کنند و کاری را انجام دهند که فلسفه وجودیشان است. پس اگر بخواهیم قدری جدلی سخن بگوییم، سؤال اصلی دربارهٔ کارایی فلسفه در دانشگاه نیست، بلکه دربارهٔ کارایی دانشگاه بدون فلسفه است.
کوام آنتونی آپیا، نویسندۀ کتابهای «آزمایشها در اخلاق» و «اصول شرافت» و رئیس قبلی شاخۀ شرقی موسسه فلسفه امریکا است. او در پرینستون فلسفه تدریس میکند.
پینوشت:
[۱] Descartes, René. Passions of the soul. Hackett Publishing, 1989
هنگامی که گروهی از روشنفکران آلمانی به ناپل رسیدند، با شیوهای از زندگی مواجه شدند که آنها را به بازاندیشی دربارۀ مدرنیته واداشت
ذهن سزاوار وظیفهای است که درخور تواناییهایش باشد
وقتی میگوییم من عقیدهام این است، یا این عقیدۀ شماست، گفتگو را ناممکن میکنیم
برخی افکارشان به شکل تصویر است و بعضی به شکل واژهها. اما فرایندهای ذهنی مرموزتر از چیزی که تصور میکنیم هستند
برای ما مهم است که محتوای ترجمان، همچون ده سال گذشته، رایگان بماند و در اختیار عموم باشد. اما این هدف بدونِ حمایت شما ممکن نیست. هر کمک کوچک نقشی بزرگ در این مسیر دارد. به جمع حامیان ترجمان بپیوندید.