گزارش

به چه کسی می‌توان اعتماد کرد؟

یادداشت‌هایی دربارۀ آخرین کتاب ریچل باتسمن

به چه کسی می‌توان اعتماد کرد؟ تصویرساز: آندرئا یوسینی.

این روزها، آسان‌تر از همیشه به دیگران اعتماد می‌کنیم. محصولی گران‌قیمت از فروشگاه آنلاین می‌خریم، بسته‌ای باارزش را به پیک اینترنتی می‌‌سپاریم و حتی فرزندمان را می‌دهیم به رانندۀ تاکسی اینترنتی تا او را به مدرسه برساند. حتی با کسانی گرم می‌گیریم و صمیمی می‌شویم که تابه‌حال آن‌ها را ندیده‌ایم. قبل‌ترها این‌گونه کارها مساوی بود با حماقت، اما اکنون تحت‌تأثیر تکنولوژی بیشتر از همیشه به تعاملات دوطرفه اعتماد می‌کنیم. ریچل باتسمن در کتاب اخیر خود این پدیده را بررسی کرده است.


♦ برای مطالعۀ هر یک از مطالب پرونده، بر روی تیتر آن‌ها کلیک کنید.


استارتاپ‌ها چگونه در سه مرحله اعتماد شما را به دست می‌آورند؟
شاید فقط تکنولوژی می‌توانست کاری کند که به غریبه‌ها اعتماد کنیم

شما معمولاً چقدر به دیگران اعتماد می‌کنید؟ شده تابه‌حال بسته‌ای گران‌قیمت را بدهید دست یک رانندۀ غریبه؟ یا مثلاً بدون اینکه همان زمان چیزی تحویل بگیرید، چند میلیون به حساب فروشنده واریز کنید؟ تا چند سال پیش، این‌جور اعتمادکردن‌ها اوجِ ساده‌لوحی بود. اما امروزه استارتاپ‌ها کاری کرده‌اند که ندیده و نشناخته به غریبه‌ها اعتماد می‌کنیم. ریچل باتسمن، پژوهشگر دانشگاه آکسفورد، می‌گوید این جلب اعتماد اتفاقی نیست. او در کتاب جدیدش از سه مرحله‌ای می‌گوید که برای جلب اعتماد ضروری است.


در عصر دیجیتال اعتماد به نهادها کمتر از همیشه شده است
دنیای پیش رو، دنیای اعتمادهای بین‌فردی در بستر تکنولوژی‌های ارتباطی جدید است

اگر ناگهان کسی از بیست‌سال پیش به زندگی امروز ما پرتاب شود، از میزان اعتمادی که به آدم‌های غریبه داریم شوکه می‌شود. ما به راحتی سوار ماشین غریبه‌ها می‌شویم، آنچه لازم داریم را بدون اینکه ببینیم، از فروشگاه‌هایی که فروشندگانش را نمی‌شناسیم می‌خریم و در شبکه‌های اجتماعی، با آدم‌هایی که تا حالا ندیده‌ایم روابط صمیمانه برقرار می‌کنیم. ریچل باتسمن، استاد دانشگاه آکسفورد، می‌گوید تحت تأثیر تکنولوژی، ساختار اعتماد ما به‌کلی تغییر کرده است: بی‌اعتماد به نهادهای بزرگ و مطمئن از تعاملات دو طرفه.


آیا فناوری از «آدم‌شناسی» غریزی ما پیشی خواهد گرفت؟
نرم‌افزارهای سنجش‌گرِ اعتماد شاید تصور ما از کیستی خودمان را برای همیشه عوض کنند

این روزها وقتی برای استخدام در شرکتی درخواست بدهید، احتمالاً همان ابتدا نامتان را در گوگل جست‌وجو می‌کنند. کارفرماها اینستاگرام، توییتر و شبکه‌های اجتماعی دیگری که در آن عضو هستید را نگاه می‌کنند و سابقۀ کاری و نحوۀ تعاملات با دیگران را ارزیابی می‌کنند. اما چند شرکت فناوری به چیزی بسیار فراتر از این اندیشیده‌اند: نرم‌افزارهای جست‌وجوگرِ قدرتمندی که بتواند تمام زندگی‌تان را برای کارفرما عیان کند. آیا ممکن است روزی برسد که دیگر خودمان نتوانیم برای دیگران توضیح دهیم که چطور آدم‌هایی هستیم؟

مرتبط

اگر با کس دیگری بودم، چقدر خوشحال‌تر می‌شدم؟

اگر با کس دیگری بودم، چقدر خوشحال‌تر می‌شدم؟

آشوب بزرگ‌ترین ترس ماست، ولی شاید بزرگ‌ترین خواسته‌مان هم باشد

روح جنگی: چطور تعارض بالا می‌گیرد؟

روح جنگی: چطور تعارض بالا می‌گیرد؟

در هر تعارض آتش‌زنه‌هایی وجود دارد که می‌تواند اختلافی جزئی را به جنگی ویرانگر مبدل سازد

جهان از نگاه یک مورخ بحران: «اوضاع خوب نیست»

جهان از نگاه یک مورخ بحران: «اوضاع خوب نیست»

آدام توز، مورخ بحران‌های اقتصادی، ترکیب نشانه‌ها را نگران‌کننده‌ می‌بیند

آیا مادری‌کردن می‌تواند نوعی طغیان باشد؟

آیا مادری‌کردن می‌تواند نوعی طغیان باشد؟

آنجلا گاربس در کتاب کار حیاتی می‌گوید مراقبت از فرزندان باید کاری عمومی و همگانی باشد

خبرنامه را از دست ندهید

نظرات

برای درج نظر ابتدا وارد شوید و یا ثبت نام کنید