نوشتار

«نفرت» یعنی می‌خواهم دیگر نباشی

وقتی از کسی متنفریم او را ذاتاً بد و تهدیدکننده می‌دانیم

«نفرت» یعنی می‌خواهم دیگر نباشی نقاشی: پرترۀ یک جنتلمن ونیزی اثر جیووانی کاریانی.

اگر کسی در سینما سیگار بکشد، از کار او «خشمگین» می‌شویم و سعی می‌کنیم با ابراز عصبانیت، او را وادار به ترک محل کنیم. اگر دوست یا یکی از اعضای خانواده، در موردی، تعصب نشان دهد یا مخالفت بی‌دلیل کند ممکن است بگوییم آن شخص را «دوست نداریم» و نمی‌خواهیم دوروبرمان باشد. اما اگر از کسی «متنفر» باشیم، قضیه فرق می‌کند و دیگر صحبتِ طرد شخص یا دوری از او نیست، بلکه دلمان می‌خواهد فرد موردنظر را حذف فیزیکی کنیم و از شرش خلاص شویم. چرا این‌گونه است؟ چه عواملی باعث ایجاد تنفر در فرد می‌شوند؟ اصلاً «نفرت» چیست؟

کریستین مارتینز

کریستین مارتینز

دانشجوی دکتری فعال در حوزۀ روان‌شناسی تجربی و کاربردی

Psyche

کریستین مارتینز، سایکی—شخصی به نام جان را تصور کنید، کارمندی شریف که یکی از همکارانش آدمی متعصب است و برای زنان مزاحمت ایجاد می‌کند. در همان برخورد اول، جان از جوک‌های ناشایستی که همکارش تعریف می‌کرد خوشش نیامد. اخیراً، وقتی جان پیشنهاد دزدی از شرکت برای به‌دست‌آوردن مقداری «پول بیشتر» را رد کرد ، همکارش او را «نازک‌نارنجی» خطاب کرد. هرچند شاید جان هرگز نفرتش نسبت به کسی را آشکارا اعتراف نکند، در خلوت با خود فکر می‌‌کند: این مرد نمایندۀ بدترین افراد جامعۀ ماست. امیدوارم بلایی سرش بیاید و ناپدید شود؛ ازش متنفرم.

آیا باید گفت جان واقعاً از همکارش متنفر است؟ یا می‌توان گفت از او خوشش نمی‌آید یا احترامی برای او قائل نیست؟ تفاوت این‌ها در چیست؟ آدم‌ها در زندگی روزمره نسبت به چیزهای زیادی ابراز «تنفر» می‌کنند: تئاتر، ترافیک، ریاضی، کلم بروکلی و اولین روز هفته. اما اگر نظرشان را راجع به دیگران بپرسیم، به‌خصوص درمورد افراد و گرو‌ه‌هایی خاص، معمولاً به‌سادگی حس نفرت خود را نشان نمی‌دهند. نفرت موضوع دشواری است. وقتی می‌خواهیم دلایل پدیده‌هایی مثل تبعیض، تروریسم یا نسل‌کشی را پیدا کنیم، نفرت را به‌عنوان یکی از دلایل اصلی برمی‌شماریم.

در حال حاضر، متخصصان دربارۀ ماهیت نفرت اتفاق‌نظر ندارند. نفرت را در تعریفی گسترده نوعی هیجان توصیف کرده‌اند، اما آن را نوعی نگرش یا عقیده هم به شمار می‌آورند. بعضی از متخصصان نفرت را نوعی خشم یا دوست‌نداشتن شدید در نظر می‌گیرند، بعضی دیگر نفرت را آمیزه‌ای از هیجاناتی مانند خشم، تحقیر و انزجار می‌دانند؛ و عده‌ای نفرت را حسی متمایز و منحصربه‌فرد در نظر می‌گیرند. نظریه‌ها همچنین در توصیف سوابق، عوامل، کارکرد‌ها و پیامد‌های رفتاریِ نفرت اختلاف دارند. باوجوداین، افراد با اطمینان دربارۀ نفرت‌پراکنی، جُرم نفرت‌محور یا کمپین‌های ضدنفرت صحبت می‌کنند.

آنچه می‌دانیم این است که نفرت شدید و پایدار است و به نظر می‌رسد که فرد در این حالت کسانی که ازشان نفرت دارد را ذاتاً بد و تهدیدکننده به شمار می‌آورد. برای مثال، هنگامی که هوتوها در نسل‌کشی سال ۱۹۹۴ رواندا توتسی‌ها را قتل‌عام کردند، به نظر می‌رسد نفرتشان ناشی از این تصور بود که توتسی‌ها ذاتاً شرورند و باید از بین بروند. نفرتی که کوکلوکس کلان و سایر گروه‌های افراطی از خود نشان دادند اغلب به دهه‌ها پیش یا پیش‌تر برمی‌گردد، از نسل‌ها فراتر می‌رود و گاهی اوقات، همچون آتشی زیر خاکستر، تا یافتن محرکی تازه پنهان می‌ماند. همچنین می‌دانیم که افراد می‌توانند از نزدیکانی مثل اعضای خانواده، دوستان و شریک عاطفی خود متنفر باشند.

باوجوداین، تعداد تحقیقات تجربی که به بررسی ویژگی‌های متمایز نفرت پرداخته باشند کم است، تا حدودی به این دلیل که مطالعۀ نفرت از نظر روش‌شناسی دشوار است و برانگیختن احساس نفرت در شرکت‌کنندگان پژوهش‌ها چندان اخلاقی نیست. اخیراً مجموعه‌مطالعاتی را با همراهی جان ویلِم وَن پرُیِن و پل وَن لانگ در دانشگاه وریج آمستردام انجام دادم تا تفاوت احساس نفرت با دوست‌نداشتن، خشم‌، تحقیر و انزجار را بررسی کنم. از شرکت‌کنندگان در ایالات‌متحده خواستیم که، بدون ذکر نام، تجربیات خود را از هر یک از این هیجانات منفی، نسبت به هر فرد یا گروهی، توصیف کنند. آن‌ها شدت هر هیجان و مدت آن، میزان تهدیدی که در احساس می‌کردند و سایر ابعاد تجربه را ارزیابی کردند. در شرایط ناشناس‌بودن، اکثر شرکت‌کنندگان به‌راحتی گفتند که از چه اشخاص و گروه‌هایی متنفرند، آن هم غالباً با بیان جزئیاتی دقیق که نشان می‌دهد نفرت بیش از آنچه تصور می‌کنیم در زندگی انسان‌ها حضور دارد.

نتیجۀ اصلی تحقیقات ما این بود که، در ابعاد مختلف، نفرت بیشترین تفاوت را با دوست‌نداشتن و خشم، تفاوت نسبتاً کمتری با تحقیر و کمترین تفاوت را با انزجار دارد. برای مثال، شرکت‌کنندگان می‌گفتند، در مقایسه با دوست‌نداشتن، خشم و تحقیر (اما نه انزجار)، هنگام نفرت احساس شدیدتری را تجربه کرده‌اند و، در مقایسه با دوست‌نداشتن یا خشم نسبت به افراد مشخص، احساس نفرتشان پایدارتر بوده، اشخاص منفور را تهدید بزرگ‌تری برای جامعه می‌دانستند و تمایل بیشتری برای انجام رفتارهایی مثل مواجهه، آسیب‌رساندن یا توهین به آن‌ها نشان می‌دادند. شرکت‌کنندگان همچنین اشخاص منفور را، در مقایسه با اشخاصی که سایر هیجانات منفی را نسبت به آن‌ها داشتند، تهدید بیشتری برای خود می‌دانستند. این نتایج حاکی از این است که نفرت احساسی متمایز است، اما ویژگی‌های مشترکی با سایر هیجانات، به‌خصوص با تحقیر و انزجار، دارد.

تفاوت نفرت با سایر هیجانات منفی چیست؟ پاسخ ممکن است تا حدودی در دلایل شکل‌گیری هر هیجان و در نحوۀ ارزیابی فرد از اهداف هر هیجان نهفته باشد. تصور می‌شود که هیجانات منفی مکانیسم‌های هدف‌محوری هستند که به افراد کمک می‌کنند سیستم‌های فیزیولوژی، شناختی و رفتاری خود را برای مقابله با تهدیدهای مختلف هماهنگ کنند. دوست‌نداشتنْ وضعیت عاطفی منفی کلی‌ای است که اولویت‌های افراد را هدایت می‌کند. وقتی افراد کسی را دوست ندارند، این بدان معنی نیست که مایل‌اند به او آسیب برسانند. بلکه صرفاً ترجیح می‌دهند نزدیکشان نباشند. نفرت نیز یک وضعیت عاطفی منفی است، اما بدان معنی است که فرد واقعاً می‌خواهد شخصی دیگر به‌طور کامل از زندگی او حذف شود (مثلاً جان که آرزو دارد همکارش ناپدید شود) و ممکن است بخواهد اقداماتی هم در این زمینه انجام دهد.

وقتی که نفرت را با خشم، تحقیر و انزجار مقایسه می‌کنیم، تفاوت‌ها کمی جزئی‌تر می‌شوند. افراد از بدرفتاری دیگران خشمگین می‌شوند و هدف این خشم اصلاح آن بدرفتاری در کوتاه‌مدت است. برای مثال، اگر کسی سیگاری را در مکانی «سیگار ممنوع» روشن کند، افرادی که در آن محل حضور دارند ممکن است خشمگین شوند و با ابراز آشکار خشم خود (به‌شکل مستقیم یا با ایما و اشاره) فرد سیگاری را وادار کنند که سیگارش را خاموش کند یا آن محل را ترک کند. باوجوداین، برخلاف خشم، به نظر می‌رسد که نفرت، به‌خودی‌خود، رفتار طرف مقابل را نشانه نمی‌گیرد، بلکه خودِ او را هدف قرار می‌دهد (به عبارت دیگر، شخصیت خود او یا آنچه را که نمایندگی می‌کند). بنابراین مقصود از نفرت تغییر رفتار افراد نیست، بلکه خلاص‌شدن از شر خود آن‌هاست چون، به گمان ما، بدذات و تغییرناپذیرند. احتمالاً این یکی از دلایلی است که افراد عموماً نفرت را در دور‌ه‌های بسیار طولانی‌ در دل نگه می‌دارند، دوره‌ای بسیار طولانی‌تر از خشم که غالباً پس از پایان‌یافتن رفتارهای نامناسب نسبتاً به‌سرعت از بین می‌رود.

تحقیر و انزجار، مانند نفرت، بر خوی فرد یا گروه متمرکزند. تحقیر عبارت است از «داشتن نگاه از بالا به پایین» به دیگران یا پست‌تر دیدن آن‌ها و هدفش خوارکردن و طرد طرف مقابل است. انزجار زمانی برانگیخته می‌شود که افراد دیگران را غیراخلاقی یا نامطلوب ارزیابی ‌می‌کنند و هدف از انزجار دوری‌کردن و فاصله‌گرفتن از آن‌هاست. باوجوداین، وقتی که افراد احساس نفرت می‌کنند، اهداف را دقیقاً خوار، غیراخلاقی یا نامطلوب تلقی نمی‌کنند، گرچه ممکن است همۀ این‌ها باشند. در این موارد وضعیت دیگری در میان است که واکنش شدیدی را برمی‌انگیزد، آن‌چنان شدید که دلمان می‌خواهد دست به حذف فیزیکی یا نمادینِ (مانند حذف نمادهای یک گروه، هنگام نفرت میان گروه‌ها) هرچه از آن نفرت داریم بزنیم، نه اینکه صرفاً آن را طرد یا از آن دوری کنیم.

پس سؤال این است که در کسانی که ازشان نفرت داریم چه چیزی در نظرمان تهدید‌آمیز جلوه می‌کند؟ در مجموعه‌مقالاتی که در حال حاضر در دست بررسی است، آزمایشی انجام دادیم که ببینیم آیا عاملی که باعث می‌شود نفرت به درجۀ بالاتری برسد تهدیدهایی است که منابع و اهداف افراد را نشانه می‌گیرد یا آن‌هایی که ارزش‌ها و جهان‌بینی آن‌ها را هدف قرار می‌دهد. دریافتیم که شرکت‌کنندگان از افرادی که در موضوعاتی مثل سقط جنین، آزادی مصرف مواد مخدر یا ازدواج هم‌جنس‌گرایان دیدگاه‌های مخالف با آن‌ها داشتند ابراز تنفر بیشتری می‌کردند و از آن‌هایی که سدی در برابر اهدافشان بودند و باعث ازدست‌رفتن پاداششان شده بودند کمتر نفرت داشتند. این می‌تواند نشان دهد که حداقل بخشی از آنچه سبب می‌شود افرادِ منفور آزاردهنده باشند این است که آن‌ها حامی باورهایی‌اند که ما منصفانه، اصیل و درست نمی‌دانیم و با تصور ما از زندگی و جامعۀ خوب در تضادند.

این باور‌ها جزئی از هویت افرادند و هر کدام می‌تواند درجۀ تهدیدآمیزبودن فرد مقابل را افزایش دهد. افراد می‌توانند جنبه‌هایی از یک فرد را دوست نداشته باشند یا به‌طور موقت از رفتارهای او خشمگین شوند، اما به نظر می‌رسد نفرت به اختلافات اساسی و غیرقابل‌مذاکره‌ای در باور‌های اخلاقی بنیادی مرتبط باشد. البته این اختلاف‌نظر‌ها می‌توانند تا حدی در احساس هیجاناتی مثل تحقیر و انزجار هم وجود داشته باشند (و این امر کمک می‌کند شباهت این هیجانات به نفرت را توضیح دهیم) اما هنگام احساس نفرت، چه‌بسا این تفاوت‌های اخلاقی به‌عنوان تهدید‌های شخصی تلقی شوند، که این امر وابسته است به اهمیت ارزش‌ها و باورهای هر فرد دربارۀ هویتش. این عامل می‌تواند شدت تجربۀ هیجانی را افزایش دهد و افراد را آماده کند که، به‌جای دوری‌کردن از طرف مقابل، به او حمله‌ور شوند.

داشتن تصویری روشن از معنا و ویژگی‌های نفرت برای شناسایی و واکنش به آن ضروری است. برای مثال، ایدئولوژی‌های سیاسی که از تهدید‌های هویتی یا شخصیت ظاهراً شیطانی گروه‌های خاص به نفع خود استفاده می‌کنند ممکن است چیزی بسیار فراتر از خشم را به پیروان خود القا کنند -بذر پرخاشگری بلندمدتی را بکارند و شکاف اجتماعی را تقویت کنند. سیاست‌گذارانی که نسبت به این موضوع آگاهی دارند می‌توانند برای مقابله با گسترش روایت‌هایی که باعث برانگیختن نفرت می‌شوند و افزایش آگاهی شهروندان بیشتر تلاش کنند. مفهوم‌سازی واضح‌تر از نفرت همچنین می‌تواند با گسترش معنایی آن به درک بهتر مفاهیم مرتبطی مثل نفرت‌پراکنی یا جرم نفرت‌محور کمک کند و ابزارهایی را برای اقدامات قانونی یا طرح‌های ضدنفرت فراهم کند. دربارۀ این هیجان منفی قوی چیزهای خیلی بیشتری باید یاد بگیریم،‌ اما فعلاً داریم بهتر متوجه می‌شویم که نفرت‌داشتن درحقیقت به چه معناست.


فصلنامۀ ترجمان چیست، چه محتوایی دارد، و چرا بهتر است اشتراک سالانۀ آن را بخرید؟
فصلنامۀ ترجمان شامل ترجمۀ تازه‌ترین حرف‌های دنیای علم و فلسفه، تاریخ و سیاست، اقتصاد و جامعه و ادبیات و هنر است که از بیش از ۱۰۰ منبع معتبر و به‌روز انتخاب می‌شوند. مجلات و وب‌سایت‌هایی نظیر نیویورک تایمز، گاردین، آتلانتیک و نیویورکر در زمرۀ این منابع‌اند. مطالب فصلنامه در ۴ بخش نوشتار، گفت‌وگو، بررسی کتاب، و پروندۀ ویژه قرار می‌گیرند. در پرونده‌های فصلنامۀ ترجمان تاکنون به موضوعاتی نظیر «اهمال‌کاری»، «تنهایی»، «مینیمالیسم»، «فقر و نابرابری»، «فرزندآوری» و نظایر آن پرداخته‌ایم. مطالب ابتدا در فصلنامه منتشر می‌شوند و سپس بخشی از آن‌ها به‌مرور در شبکه‌های اجتماعی و سایت قرار می‌گیرند، بنابراین یکی از مزیت‌های خرید فصلنامه دسترسی سریع‌تر به مطالب است.

فصلنامۀ ترجمان در کتاب‌فروشی‌ها، دکه‌های روزنامه‌فروشی و فروشگاه اینترنتی ترجمان به‌صورت تک شماره به‌ فروش می‌رسد اما شما می‌توانید با خرید اشتراک سالانۀ فصلنامۀ ترجمان (شامل ۴ شماره)، علاوه بر بهره‌مندی از تخفیف نقدی، از مزایای دیگری مانند ارسال رایگان، دریافت کتاب الکترونیک به‌عنوان هدیه و دریافت کدهای تخفیف در طول سال برخوردار شوید. فصلنامه برای مشترکان زودتر از توزیع عمومی ارسال می‌شود و در صورتی‌که فصلنامه آسیب ببیند بدون هیچ شرط یا هزینۀ اضافی آن را تعویض خواهیم کرد. ضمناً هر وقت بخواهید می‌توانید اشتراکتان را لغو کنید و مابقی مبلغ پرداختی را دریافت کنید.

این مطلب را کریستین مارتینز نوشته و در تاریخ ۱۱ می ۲۰۲۲ با عنوان « What makes hate a unique emotion – and why that matters» در وب‌سایت سایکی منتشر شده است و برای نخستین بار در تاریخ ۳۱ خرداد ۱۴۰۲  با عنوان ««نفرت» یعنی می‌خواهم دیگر نباشی»  با ترجمۀ علی‌اکبر عباسی در وب‌سایت ترجمان علوم انسانی منتشر شده است.

کریستین مارتینز (Cristhian A Martínez) دانشجوی دکتری در گروه روان‌شناسی تجربی و کاربردی دانشگاه وریج آمستردام است. تحقیقات او بر درک و شناخت واکنش افراد در برابر تخلفاتِ حوزه‌های اجتماعی و سیاسی، با توجه به نظام‌های اعتقادی و ارزشی آن‌ها، متمرکز است.

 

مرتبط

اين دنيا دنيای ايلان است و بقيۀ ما فقط در آن زندگی می‌کنيم

اين دنيا دنيای ايلان است و بقيۀ ما فقط در آن زندگی می‌کنيم

زاکربرگ کمکتان می‌‌‌‌کند عکس‌‌‌‌هایتان را به اشتراک بگذارید، اما ایلان ماسک می‌‌‌‌خواهد نژاد بشر را نجات دهد

داگلاس راشکاف، سایبرپانکی کهنه‌کار که می‌گوید فناوری‌های امروز ضدانسانی‌اند‌

داگلاس راشکاف، سایبرپانکی کهنه‌کار که می‌گوید فناوری‌های امروز ضدانسانی‌اند‌

اینترنتی که روزی ساختارشکن بود حالا مردم را مجبور می‌کند همرنگ جماعت شوند

ماریانا ماتزوکاتو: شرکت‌های مشاوره‌ای دولت‌ها را تلکه می‌کنند

ماریانا ماتزوکاتو: شرکت‌های مشاوره‌ای دولت‌ها را تلکه می‌کنند

مشاوران نمی‌گذارند دولت نقشش را به‌عنوان موتور اقتصاد به‌درستی ایفا کند

شاید اصلاً دوقلوهای همسان وجود نداشته باشند

شاید اصلاً دوقلوهای همسان وجود نداشته باشند

مطالعۀ دوقلوها طی قرن گذشته هم چیزهای زیادی به ما آموخته، هم فریب‌های بزرگی به دنبال داشته

خبرنامه را از دست ندهید

نظرات

برای درج نظر ابتدا وارد شوید و یا ثبت نام کنید

امیلی تامس

ترجمه ایمان خدافرد

سافی باکال

ترجمه مینا مزرعه فراهانی

پاملا دراکرمن

ترجمه مریم خوشحال‌پور

جف کرایسلر, دن آریلی

ترجمه بابک حافظی

دنیل تی. ویلینگهام

ترجمه سید امیرحسین میرابوطالبی

لیا اوپی

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

دیوید گرِیبر

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

جو موران

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

لی برِیوِر

ترجمه مهدی کیانی

آلبرتو منگوئل

ترجمه عرفان قادری

d

خرید اشتراک چهار شمارۀ مجلۀ ترجمان

تخفیف+ارسال رایگان+چهار کتاب الکترونیک رایگان (کلیک کنید)