image

آنچه می‌خوانید در مجلۀ شمارۀ 36 ترجمان آمده است. شما می‌توانید این مجله را به صورت تکی از فروشگاه اینترنتی ترجمان تهیه کنید.

نوشتار

هانتینگتون در گور لبخند می‌زند

شاید نظریۀ برخورد تمدن‌ها اشتباه نبود، بلکه فقط زودهنگام بود

هانتینگتون در گور لبخند می‌زند عکس: ساموئل هانتینگتون در سال ۲۰۰۲. عکاس: بازو کانارسا.
نیلس گیلمن

نیلس گیلمن

سردبیر مؤسسه برگروئن

foreignpolicy

Samuel Huntington Is Getting His Revenge

8 دقیقه

نیلز گیلمن، فارن پالیسی—  در آستانۀ یک دگرگونی در روابط بین‌الملل هستیم که به ‌اندازۀ سال‌های ۱۹۱۹، ۱۹۴۵ یا ۱۹۸۹ مهم است. همچون برهه‌های پیشین، پایان نظم بین‌المللی لیبرال لحظه‌ای آکنده از امید و هراس است، زیرا قطعیت‌های کهنه، چه خوب و چه بد، رنگ می‌بازند. هژمونی‌ای که پس از جنگ سرد و در دهۀ ۱۹۹۰ پدید آمد بر پایهٔ چند اصل اساسی استوار بود: الف، مرزهای بین‌المللی نباید با زور تغییر کنند؛ ب، اصل حاکمیت ملی همچنان معتبر است، مگر در صورت وقوع نقض شدید حقوق بشر؛ ج، همۀ کشورها باید به ادغام اقتصادی و مالی جهانی روی آورند، زیرا تجارت آزاد و منصفانه به سود همگان خواهد بود؛ و د، اختلاف‌ها میان کشورها باید از طریق مذاکرات حقوقی در نهادهای چندجانبه حل‌وفصل شود. البته هر یک از این اصول در پانزده سال اخیر به شکلی به چالش کشیده شده‌اند، اما آنچه تیر خلاص را زد چرخش خود ایالات‌متحده بود، کشوری که در دهه‌های اخیر مدعی دفاع از این اصول بود، اما اکنون همۀ آن‌ها را رد می‌کند. همان‌طور که ناتان گاردلز گفت، در دورۀ دوم ریاست‌جمهوری ترامپ، آمریکا خود به اصلی‌ترین قدرت تجدیدنظرطلب در جهان تبدیل شده است.

در شرایطی که نظم پیشین در حال احتضار است، پرسش اصلی این است که نظم نوپدید چه ویژگی‌هایی خواهد داشت. فارغ از نامی که در آینده بر این نظم نهاده خواهد شد، ویژگی‌های آن مشخص است: اقتصاد بین‌الملل به طور کامل به معاملات وابسته خواهد بود؛ سیاست قدرتی به سبک توسیدید جریان خواهد داشت که در آن «قدرتمند هر آنچه می‌خواهد انجام می‌دهد و ضعیف هر آنچه باید را تحمل می‌کند»؛ و هویت‌گرایی پرشوری حول «دولت‌های تمدنی» شکل خواهد گرفت. این ویژگی‌ها بر بستری بسیار متوازن‌تر از دوران پس از سقوط دیوار برلین شکل خواهند گرفت، زمانی که چارلز کراتامر از «لحظۀ تک‌قطبی» سخن گفت و هوبر ودرین، وزیر خارجۀ وقت فرانسه، آمریکا را «ابرقدرتی بی‌همتا» خواند.

در دهۀ ۱۹۹۰، برجسته‌ترین منازعهٔ فکری در روابط بین‌الملل میان مقالۀ «پایان تاریخ» فرانسیس فوکویاما و «برخورد تمدن‌ها»ی ساموئل هانتینگتون بود. فوکویاما اذعان داشت که «پایان تاریخ» نه توصیفی از وضعیت عینی جهان، بلکه استدلالی هنجاری در دفاع از برتری نهادهای دمکراسی لیبرال است. لیبرال‌ها در آن زمان این تصویر آرمانی را سزاوار حمایت دیدند. هانتینگتون نیز معتقد بود که مرزبندی‌های دوران جنگ سرد دیگر اعتبار ندارند. اما، برخلاف خوش‌بینی لیبرالی فوکویاما به صلحی دائمی میان دولت‌های همسو با دمکراسی و سرمایه‌داری مدیریت‌شده، هانتینگتون آینده را درگیر منازعاتی مداوم بر مبنای گسل‌های تمدنی می‌دید. هانتینگتون با الهام از توینبی، مورخ بریتانیایی، بازیگران اصلی ژئوپلیتیک را «تمدن‌ها» می‌دانست: «هویت تمدنی در آینده اهمیتی روزافزون خواهد یافت، و تعاملات میان تمدن‌های بزرگ شکل‌دهندۀ ساختار جهانی خواهد بود: تمدن‌های غربی، کنفوسیوسی، ژاپنی، اسلامی، هندو، اسلاو-ارتدوکس، آمریکای لاتین، و شاید آفریقایی. مهم‌ترین درگیری‌های آینده در امتداد خطوط فرهنگی میان این تمدن‌ها رخ خواهند داد».

فوکویاما هشدار می‌داد که بهای صلح دائمیْ ملالی فناورانه خواهد بود، عصری که «شجاعت، خیال‌پردازی و آرمان‌گرایی» جای خود را «محاسبات اقتصادی، حل مشکلات فنی، دغدغه‌های زیست‌محیطی و ارضای نیازهای پیچیدۀ مصرف‌کنندگان» می‌دهند. به‌زعم او قرون ملال‌انگیز پیش رو، برای انسان‌هایی که در جهانی بی‌افتخار به‌دنبال هویت خود هستند، بحرانی معنایی به بار خواهد آورد. اما هانتینگتون معتقد بود که هویت‌های گروهی، بر پایۀ تمایزهای فرهنگی، ماندگارند و با فروکش‌کردن ایدئولوژی‌های جهان‌شمولِ عصر جنگ سرد برجسته‌تر نیز خواهند شد. او از تعادلی نامتعین سخن گفت که در آن «دولت‌های محوری» قدرت و نفوذشان را در «مناطق تحت سلطۀ فرهنگی و تمدنی خود» حفظ می‌کنند. از یک سو، این «برخورد تمدن‌ها» می‌تواند تهدیدی بزرگ برای صلح جهانی باشد، چراکه تأکید بر تفاوت‌های فرهنگیِ غیرقابل‌رفع ممکن است بذر خصومتی بی‌پایان را بکارد. از سوی دیگر تا زمانی که کشورها، در این نظم نو، از تحمیل نظام فرهنگیِ خود بر تمدن‌های دیگر بپرهیزند «نظم جهانی مبتنی بر تمدن‌ها مطمئن‌ترین راه جلوگیری از جنگ جهانی خواهد بود».

در یکی‌دو دهه پس از جنگ سرد، نظم بین‌المللی بیشتر در چارچوب هنجاری فوکویاما عمل می‌کرد. از اواسط دهۀ ۱۹۹۰ تا اواسط ۲۰۱۰ رهبران کشورها، هرچند گاه با اکراه، قواعد «نظم بین‌المللی لیبرال» را رعایت می‌کردند. اروپا کوشید خود را در ساختارهای اداری اتحادیۀ اروپا ادغام کند. منازعات تجاری به سازمان تجارت جهانی ارجاع می‌شد. جنایتکاران جنگی، اگرچه گاه با تأخیر، به دادگاه‌های بین‌المللی سپرده می‌شدند. وقتی آمریکا دست به جنگ می‌زد می‌کوشید مشروعیت حقوقی آن را از نهادهایی چون سازمان ملل یا ناتو کسب کند. حتی روسیه -بازندۀ اصلی نظم پساجنگ سرد و، درنتیجه، بزر‌گ‌ترین قدرت مخالف- در رفتار خود با نظم جدید مماشات می‌کرد.

از منظری فوکویامایی (یا به‌عبارتی هگلی)، هر عصر بذرهای عصرِ پس از خود را در دل دارد. از اوایل دهۀ ۲۰۱۰، شکاف‌های نظم هنجاریِ پسا‌تاریخی آشکار شد. قدرت‌های نوظهوری که خود را با زبان تمدنیِ هانتینگتون معرفی می‌کردند، به‌صراحت، ارزش‌های ظاهراً جهان‌شمولِ نظم لیبرال را به چالش کشیدند. اگر در دهۀ ۱۹۹۰ برخی کشورهای کوچک آسیایی مانند سنگاپور و مالزی از «ارزش‌های آسیایی» سخن می‌گفتند، از ۲۰۱۴ به بعد، پوتین و شی آشکارا روسیه و چین را تمدن‌هایی با ارزش‌های ناسازگار با دمکراسی‌های غربی توصیف کردند. امروز که به سال ۲۰۱۴ می‌نگریم، آن را نقطۀ چرخشی تعیین‌کننده در مسیر سیاست جهانی می‌بینیم. الحاق رسمی شبه‌جزیرۀ کریمه به روسیه نقض آشکار یکی از ارکان نظم لیبرال بود. پوتین این اقدام را با ارجاع به مفهوم «جهان روسی» توجیه کرد. در هند نیز پیروزی نرندرا مودی با ایدئولوژی «هندوتوا» همراه بود که هند را تمدنی مبتنی بر دین هندو معرفی می‌کرد. در همین سال، شی جین‌پینگ نیز آشکارا نشان داد که دیگر نمی‌خواهد مواضعش دربارۀ اصلاحات لیبرال را مبهم و نامشخص نگه دارد. درنتیجه، رؤیای فوکویاما پایان یافت.

از این منظر، ربع قرن اخیر را باید دوران تحقق پیش‌بینی هانتینگتون دانست. او درواقع نه تحلیلی نادرست، بلکه پیش‌بینی‌ای زودهنگام ارائه داده بود. اگر از دید خوش‌بینانۀ لیبرال‌های اواخر دهۀ ۹۰ به قضایا نگاه کنیم، اکنون را می‌توان «انتقام هانتینگتون» نامید: رؤیای اجماع جهانی بر سر دمکراسی لیبرال و سرمایه‌داری فنی به پایان رسیده و پیروان نظریۀ برخورد تمدن‌ها، از مسکو و پکن تا دهلی، استانبول، و حتی واشنگتن، یکی‌یکی به صحنه آمده‌اند. در این نظم تازه، نه نجابت و انضباط، که جسارت و زور، معیار موفقیت خواهد بود. گمانم هانتینگتون اکنون در گور لبخند می‌زند.


فصلنامۀ ترجمان چیست، چه محتوایی دارد، و چرا بهتر است اشتراک سالانۀ آن را بخرید؟
فصلنامۀ ترجمان شامل ترجمۀ تازه‌ترین حرف‌های دنیای علم و فلسفه، تاریخ و سیاست، اقتصاد و جامعه و ادبیات و هنر است که از بیش از ۱۰۰ منبع معتبر و به‌روز انتخاب می‌شوند. مجلات و وب‌سایت‌هایی نظیر نیویورک تایمز، گاردین، آتلانتیک و نیویورکر در زمرۀ این منابع‌اند. مطالب فصلنامه در ۴ بخش نوشتار، گفت‌وگو، بررسی کتاب، و پروندۀ ویژه قرار می‌گیرند. در پرونده‌های فصلنامۀ ترجمان تاکنون به موضوعاتی نظیر «اهمال‌کاری»، «تنهایی»، «مینیمالیسم»، «فقر و نابرابری»، «فرزندآوری» و نظایر آن پرداخته‌ایم. مطالب ابتدا در فصلنامه منتشر می‌شوند و سپس بخشی از آن‌ها به‌مرور در شبکه‌های اجتماعی و سایت قرار می‌گیرند، بنابراین یکی از مزیت‌های خرید فصلنامه دسترسی سریع‌تر به مطالب است.

فصلنامۀ ترجمان در کتاب‌فروشی‌ها، دکه‌های روزنامه‌فروشی و فروشگاه اینترنتی ترجمان به‌صورت تک شماره به‌ فروش می‌رسد اما شما می‌توانید با خرید اشتراک سالانۀ فصلنامۀ ترجمان (شامل ۴ شماره)، علاوه بر بهره‌مندی از تخفیف نقدی، از مزایای دیگری مانند ارسال رایگان، دریافت کتاب الکترونیک به‌عنوان هدیه و دریافت کدهای تخفیف در طول سال برخوردار شوید. فصلنامه برای مشترکان زودتر از توزیع عمومی ارسال می‌شود و در صورتی‌که فصلنامه آسیب ببیند بدون هیچ شرط یا هزینۀ اضافی آن را تعویض خواهیم کرد. ضمناً هر وقت بخواهید می‌توانید اشتراکتان را لغو کنید و مابقی مبلغ پرداختی را دریافت کنید.

این مطلب برگرفته از نوشتۀ نیلز گیلمن است که در تاریخ ۲۱ فوریۀ ۲۰۲۵ با عنوان «Samuel Huntington Is Getting His Revenge» در وب‌سایت فارن پالیسی منتشر شده است و برای نخستین‌بار با عنوان «هانتینگتون در گور لبخند می‌زند» در سی‌وششمین شمارۀ مجلۀ ترجمان علوم انسانی منتشر شده است. وب سایت ترجمان آن را در تاریخ ۱۷ آذر ۱۴۰۴با همان عنوان منتشر کرده است.

نیلس گیلمن (Nils Gilman) سردبیر مؤسسه Berggruen Press و معاون سردبیر مجله Noema است. او پیش‌تر به‌عنوان معاون چانسلر دانشگاه کالیفرنیا، برکلی، مدیر تحقیقات و برنامه‌ریز سناریو در گروه مانیتور و GBN و در چند شرکت نرم‌افزاری از جمله Salesforce.com فعالیت داشته است. او نویسندهٔ کتاب‌های Mandarins of the Future: Modernization Theory in Cold War America (۲۰۰۴) و Children of a Modest Star: Planetary Thinking for an Age of Crises (۲۰۲۴) است و دارای مدرک کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترای تاریخ از دانشگاه U.C. Berkeley می‌باشد.

مرتبط

تا سرحد مرگ خودمان را سرگرم کرده‌ایم

تا سرحد مرگ خودمان را سرگرم کرده‌ایم

کتاب نیل پستمن، با گذشت چهل سال از انتشار، همچنان پرخواننده است

خانه غمگین است. بمانیم یا برویم؟

خانه غمگین است. بمانیم یا برویم؟

جستاری دربارۀ دل‌کندن از وطن و رویای زندگی در جایی دیگر

ژامه‌وو چیست؟

ژامه‌وو چیست؟

پدیده‌ای معکوس دژاوو: وقتی چیزهای آشنا ناگهان ناآشنا به نظر می‌رسند

«استرس امتحان» بیماری روانی نیست

«استرس امتحان» بیماری روانی نیست

ساده‌سازی امتحان‌ها فقط نسلی شکننده‌تر می‌سازد

خبرنامه را از دست ندهید

نظرات

برای درج نظر ابتدا وارد شوید و یا ثبت نام کنید

دیوید ادموندز

ترجمه مهگل جابرانصاری

ایلان پاپه

ترجمه محمد مهدی‌پور

آندره لکس

ترجمه ایمان خدافرد

سوند برینکمن

ترجمه علی کریمی

باتیا مسکیتا

ترجمه محمد حسن شریفیان

تالی شاروت و کَس آر. سانستاین

ترجمه بهناز دهکردی

نائومی کلاین

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

اُدد گَلُر

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

لیزا هرتسُک

ترجمه مصطفی زالی

گردآوری و تدوین لارنس ام. هینمن

ترجمه میثم غلامی و همکاران

امیلی تامس

ترجمه ایمان خدافرد

سافی باکال

ترجمه مینا مزرعه فراهانی

لیا اوپی

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

دیوید گرِیبر

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

جو موران

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

لی برِیوِر

ترجمه مهدی کیانی

آلبرتو منگوئل

ترجمه عرفان قادری

گروهی از نویسندگان

ترجمه به سرپرستی حامد قدیری و هومن محمدقربانیان

ریچارد فرانکس

ترجمه یاسمن هشیار

ماریان ولف

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

نانسی سی. اندریاسن

ترجمه سید امیرحسین میرابوطالبی, محمود توسلی

ند جانسون, ویلیام استیکس راد

ترجمه علیرضا شفیعی نسب

d

خرید اشتراک چهار شمارۀ مجلۀ ترجمان

تخفیف+ارسال رایگان+چهار کتاب الکترونیک رایگان (کلیک کنید)

آیا می خواهید از جدیدترین مطالب ترجمان آگاه شوید؟

بله فعلا خیر 0