روزنامهنگار بریتانیایی
Influencers sold the world a fantasy Dubai – and now it’s gone in a puff of missile smoke
2 دقیقه
گبی هینزلیف، ژورنالیست، گاردین — برای فریبخوردن از سراب، لازم نیست در بیابان گمشده باشید. گاهی وهم درست زمانی از همیشه نیرومندتر است که گمان میکنید آسوده به خانه رسیدهاید؛ وقتی کنار استخر پست میگذارید و از زندگی پرزرقوبرقتان در شهری میگویید که «امکاناتش بیپایان است». افسانۀ دوبی سالها بهعنوان شهری آرمانی فروخته شد: جایی امن، جذاب و خواستنی برای کسانی که میخواستند ثروتمند شوند یا ثروتشان را از ناامنیهای جهان دور نگه دارند. اما حالا این خیال با دود موشکها از هم پاشیده و ساکنانش درمییابندکه مهاجرت اقتصادی، حتی در مجللترین صورتش، از بیثباتی و ناامنی برکنار نیست.
دوبی برای بسیاری، نوعی «نمایش ترومن» واقعی بود: بهشتی درخشان و استریلشده که با تنبیه سختِ هرکس که افسانهاش را مخدوش کند سر پا مانده بود. هینزلیف میگوید حالا که اینفلوئنسرهای دوبی فهمیدهاند جمعکردن وسایل و فرار از زیر بمباران چه حسی دارد، بهتر است لحظهای محتوای اسپانسری را کنار بگذارند و از درسهای این «نسخۀ لوکسِ تجربۀ پناهندگی» بگویند؛ از ناامنی مسیر مهاجرت و از این واقعیت که رفتن به کشوری دیگر برای زندگی بهتر، آنقدرها هم بیدردسر نیست که وانمود میشود.
با آن چشمهای آسیایی هیچوقت نمیتوانی آمریکایی شوی
کارهای فیلسوف اخلاق، السدیر مکاینتایر، به درک بهتر برخی پرسشهای اساسی روزگار ما کمک میکند